اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست این آتش بس پایان نیست، جنگ باید متوقف شود!
اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
این آتش بس پایان نیست، جنگ باید متوقف شود!
نفس را باید برای لحظهای عمیق کشید. پس از روزها تهدید عریان به “نابودی یک تمدن”، فروپاشی نیروگاهها، پلها و پالایشگاهها، پس از آنکه حتی سایه شوم کاربرد سلاح اتمی برسر یک جامعه گسترده شد، اکنون مکثی اعلام شده است. آتش بس دو هفتهای، با میانجیگری پاکستان، نه پایان جنگ، بلکه توقفی کوتاه در یک مسیر ویرانگر است. این مکث، وقفه ای در میدان نابودی است، نه الزاما خروج از آن. جنگ باید تماماْ متوقف شود.
آنچه در این روزها بر جامعه گذشت، تنها “درگیری نظامی” نبود، یک تروریسم هوایی بود. بیش از پنج میلیون انسان آواره شدند، هزاران نفر جان باختند، هزاران تن مجروح شدند، و صدها کودک، در خاموشی بینام گورها، پرپر شدند. مراکز علمی و دانشگاهی با بمبهای سنگر شکن در هم کوبیده شد، بیمارستان ها و زیرساختهای حیاتی از هردو طرف هدف قرار گرفتند. کارخانجات فولاد و ذوب آهن و پتروشیمی و انبارهای انرژی سوختند، پلها فرو ریختند و خانههای مردم عادی به تلی از خاکستر بدل شدند. حتی مراکز تاریخی نیز در امان نبودند. اهداف دولت اسرائیل و آمریکا، هرچند در بیان رسمی متفاوت جلوه داده شود، در عمل علاوه بر ضربات مهلک بر رژیم اسلامی بر مدار نابودی زندگی و جامعه میچرخید و این میل به نابودی را صریحاً بیان میکردند.
برای ما که از ابتدا در برابر این جنگ ارتجاعی ایستادیم، مساله روشن است؛ این جنگ نه برای آزادی مردم، بلکه علیه مبارزات آنان برای آزادی و رهایی است. جنگی میان دولتهای جنایتکار است، از یک سو آمریکا و اسرائیل و متحدینشان، و از سوی دیگر رژیم اسلامی و جنبش اسلام سیاسی و موئتلفینشان. در این میان، مردمی که برای چند روز بتوانند بدون صدای انفجار بخوابند، برای لحظه ای از وحشت فاصله بگیرند، این خود غنیمتی است، هر چند موقت و شکننده.
این آتش بس دو هفته ای میتواند به بند و بستهای موقتی میان دولتها منجر شود. اما صلح پایدار و پایان دادن به جنگهای ارتجاعی و ضد مردمی، نه در میزهای معامله، که در تغییرات بنیادین صفآرایی سیاسی و اجتماعی در منطقه نهفته است، تغییراتی که تماماً بیرون از معادلات دولتها قرار دارد. صلحی واقعی در خاورمیانه بدون برسمیت شناختن مسائل تاریخی و ریشهای این کشمکش ناممکن است. برسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل با حقوق برابر، لغو تحریمهای اقتصادی که بار آن بر دوش مردم سنگینی میکند، و پایان دادن به منطق محاصره و مجازات جمعی، از جمله این الزامات است.
صلح پایدار همچنین مستلزم به قدرت رسیدن نیروهای آزادیخواه و صلح طلب در هر دو سوی این تخاصم است. تخاصمی میان اسلام سیاسی از یک سو و بلوک دولت های نظامی و فاشیستی از سوی دیگر. در راس این معادله، سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی و به شکست کشاندن افق ارتجاعی “خاورمیانه جدید” در طرف مقابل، پیش شرط گشودن هر افق انسانی و آزادیخواهانه در منطقه است. بدون این تغییر، هر آتش بسی تنها تعویق فاجعه است.
مساله سلاحهای اتمی، لکه ننگی است بر پیشانی کل نظام جهانی. هیچ کشوری، تحت هیچ نامی، نباید به این ابزار نابودی دسترسی داشته باشد. نه رژیم اسلامی، نه دولت اسرائیل، و نه هیچ قدرت دیگری. جهانی که هنوز به این سلاحهای کشتار جمعی تکیه دارد، در واقع گروگان مرگ خود است. رهایی از این چرخه، یک رکن هر افق انسانی است.
در این میان، جریانات سلطنت طلب و جنگ طلب ناسیونالیست، نه تنها موضعی تماماً ارتجاعی اتخاذ کردند، بلکه عملاً خود را به عنوان نیروهایی ضد جامعه و ضد زندگی افشا نمودند. اینان در تمام طول این بحران، نه در کنار مردم، بلکه در کنار سناریوهای ویرانگر ایستادند. از تشدید تحریم ها استقبال کردند، از حملات نظامی استقبال و تشکر کردند، و در اوج وقاحت، بمباران و فروپاشی زیرساختهای یک جامعه را به مثابه “فرصت” برای به قدرت رسیدن خود تفسیر کردند. این همان منطق رژیم اسلامی است: قربانی کردن جامعه برای بقا یا کسب قدرت. تفاوت تنها در پرچم است، نه در ماهیت و روش. این جریانات نشان دادند که هیچ نسبتی با آزادیخواهی ندارند. هر چه جامعه بیشتر کوبیده شود و زندگی بیشتر فروبپاشد، آنان چشم انداز قدرت را نزدیکتر میبینند. این اشتراک عمیق با رژیم اسلامی، آنان را نه آلترناتیو، بلکه بخشی از همان چرخه ارتجاعی میکند.
اکنون، در این مکث کوتاه، یک ضرورت فوری در برابر ماست: این آتش بس باید دائمی و جنگ متوقف شود. مردم باید بتوانند زندگی کنند. خطر حملات نظامی باید از سر مردم و جوامع در ایران، اسرائیل و کل منطقه برداشته شود. اما این تنها آغاز است، نه پایان. در دل همین مکث، باید صفی قدرتمند از اردوی سوسیالیسم و آزادیخواهی شکل گیرد؛ عروجی که طبقه کارگر را، نه در حاشیه، که در راس اعتراضات و تحولات اجتماعی قرار دهد. تنها با حضور آگاهانه و متشکل طبقه کارگر و جنبشهای انقلابی و آزادیخواهانه است که میتوان این چرخه مرگ و ویرانی را شکست و افقی انسانی گشود.
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست بار دیگر با مردم غیر نظامی و قربانیان این جنگ ارتجاعی ابراز همدردی میکند. سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی باید با پرچم یک دنیای بهتر، آزاد، برابر و مرفه صورت گیرد، نه بر دوش جنگ و نه در همسویی با دولت های تروریستی و کودک کش.
نه به جنگ ارتجاعی، نه به جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
۱۹ فروردین ۱۴۰۵- ۸ آوریل ۲۰۲۶
__________________________________________
