18/04/2026

عصر حجر» شرم تاریخ جلیل رضایی

عصر حجر» شرم تاریخ
جلیل رضایی
​در فضای ملتهب سیاسی و جنگی امروز، شنیدن تهدیدهای ترامپ مبنی بر «بازگرداندن یک جامعه ۹۰ میلیونی به عصر حجر»، دیگر صرفاً یک لفاظی دیپلماتیک یا بلوف انتخاباتی نیست. این کلمات، بیان عریان سیاستی است که ابزارهای ویرانگر در اختیار دارد و آگاهانه جان، نان و زیرساخت‌های یک جامعه را هدف گرفته است. به عنوان کسی که نگران آینده این مرز و بوم است، معتقدم سکوت در برابر چنین رویکردی، چراغ سبز نشان دادن به نابودی تمدنی است که متعلق به هیچ حکومتی نیست، بلکه دارایی مشاع نسل‌های گذشته، حال و آینده ایران است.
دو لبه‌ی یک قیچی: ایدئولوژی مرگ و ماشین جنگ
​واقعیت تلخ تاریخ معاصر ما این است که مردم ایران امروز میان دو لبه‌ یک قیچی گرفتار شده‌اند. از یک سو با ایدئولوژی مرگ‌محور جمهوری اسلامی مواجهیم که نزدیک به نیم‌قرن است با سرکوب، عقب‌گرد فرهنگی و ترجیح بقای خود بر کرامت انسان، سعی در به قهقرا بردن جامعه دارد. از سوی دیگر، با تهدیدهای قلدرمآبانه آمریکا و اسرائیل و گروه‌هایی مواجهیم که نسخه «ویرانی» را برای نجات ایران می‌پیچند.
باید به صراحت گفت: همان‌طور که قدرت دولتیِ مسلح به دین نتوانست با ترویج فرهنگ مرگ، اراده این جامعه را برای زندگی مدرن و آزادانه در هم بشکند، بمب‌های جنگ‌طلبان نیز نخواهند توانست.
تجربه تاریخی؛ آینه‌ای عبرت‌آموز
​نگاهی به نقشه خاورمیانه در دو دهه اخیر، پوچی ادعای «آزادی از طریق بمباران» را به وضوح نشان می‌دهد. از ویرانه‌های عراق که پس از سال‌ها اشغال همچنان با بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تا افغانستان که پس از دو دهه حضور نظامی، بار دیگر در چرخه‌ای از عقب‌گرد گرفتار شد. این سوابق به ما می‌آموزد که مداخله نظامی هرگز بذر آزادی را نمی‌کارد، بلکه تنها خاک را برای رشد فقر، نفرت و افراط‌گرایی حاصلخیز می‌کند. تهدید به نابودی زیرساخت‌های حیاتی ایران، نه حمله به یک ساختار سیاسی، بلکه حمله به سازمانِ زندگی روزمره مردم است.
نقدی بر «اپوزیسیونِ ویرانی‌طلب»
​در این میان، ظهور بخشی از اپوزیسیون که در اتاق‌های فکر واشینگتن و تل‌آویو به دنبال «سناریوهای سیاه» می‌گردد، مایه تأسف است. کسانی که با نام دموکراسی، از تحریم‌های فلج‌کننده و حملات نظامی استقبال می‌کنند، عملاً از بدیهی‌ترین اصول انسانی عدول کرده‌اند. توجیه حمله به زیرساخت‌ها و مرگ غیرنظامیان به‌نام «آزادی»، نه سیاست است و نه مبارزه؛ این جریانات بی‌پایگاه نشان داده‌اند که برای رسیدن به قدرت، حاضرند بر روی ویرانه‌های این جامعه قدم بگذارند. ترامپ و نتانیاهو نماینده منافع مردم ایران نیستند و هرگونه همسویی با آن‌ها، هیچ ربطی به درد و مشکلات واقعی مردم ندارد.
ایستادگی در برابر «عصر حجر»
​ایران را نه فتوای حاکمان و ایدئولوژی مرگ‌محور جمهوری اسلامی به عصر حجر برد، و نه بمبِ مشتاقان جنگ به آنجا خواهد برد. جامعه ایران در نیم‌قرن اخیر، با وجود تمام سرکوب‌ها، هرگز از خواست زندگی، کرامت و آینده جدا نشده است. این پویایی درونی، تنها راه واقعی برای گذار از استبداد است. آزادی از مسیر بمباران و تحریم به‌دست نمی‌آید؛ جنگ، سازوکار تخریب، فقر و بی‌ثباتی است.
فراخوان به همبستگی: در ستایش «مراقب همدیگر بودن»
​در پایان، روی سخن من نه با قدرت‌های جهانی است و نه با سیاست‌بازان؛ روی سخن با شماست، با تک‌تک شهروندانی که صاحبان اصلی این خیابان‌ها و خانه‌ها هستید. در روزگاری که سایه تهدید و لفاظی‌های جنگی سنگین می‌شود، بزرگترین پناهگاه ما، «ما» بودن است.
۱ آوریل ۲۰۲۶
تاریخ نشان داده است که در طوفان‌های سهمگین، آنچه یک جامعه را از فروپاشی تمدنی و انسانی نجات می‌دهد، نه معجزات سیاسی، بلکه شبکه‌های کوچک انسانی است. ما باید امروز، بیش از هر زمان دیگری، مراقب همدیگر باشیم:
* ​تقویت پیوندهای محله‌محور: از حال سالخوردگان، کودکان و کسانی که توان کمتری دارند، باخبر باشیم.
* ​پرهیز از هراس‌افکنی: اجازه ندهیم شایعات و پروپاگاندای جنگ‌طلبان، آرامش روانی ما را نشانه برود.
* ​حمایت از اقشار آسیب‌پذیر: در برابر فشارهای اقتصادی، با همبستگی و کمک یکدیگر، مانع از سقوط انسانیت شویم.
​ایستادن در سمت درست تاریخ
​ما امروز در بزنگاهی هستیم که باید میان «ویرانی» و «زندگی» دست به انتخاب بزنیم. ایستادن در کنار مردم ایران، یعنی مخالفت قاطع با هرگونه مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل، تحریم ویرانگر و هر پروژه‌ای که هدفش نابودی زیربناهای تمدنی ماست.
​مسیر آزادی از درون کوچه و خیابان‌های ایران می‌گذرد، نه از میان شعله‌های آتشِ جنگی که تنها برنده‌اش دلالان اسلحه و ویران‌گران تمدن هستند. ما در کنار زندگی می‌ایستیم، در کنار مردم می‌ایستیم و اجازه نمی‌دهیم رؤیای «عصر حجر» برای ایران تعبیر شود
اشتراک گذاری