18/04/2026

جنگ و محیط زیست؛ تخریب پنهان، مرگ سازمان‌یافته وریا روشنفکر

جنگ و محیط زیست؛ تخریب پنهان، مرگ سازمان‌یافته
وریا روشنفکر
در جهان معاصر، جنگ دیگر صرفاً رویارویی نظامی میان نیروها نیست؛ بلکه مکانیزمی سازمان‌یافته برای بازتولید و تعمیق ویرانی در تمامی سطوح حیات انسانی و طبیعی است. این فرآیند نه‌تنها انسان‌ها، بلکه بسترهای زیستی و اجتماعی زندگی را هدف می‌گیرد. آن‌چه در روایت‌های رسمی به حاشیه رانده می‌شود، نقش محیط زیست به‌عنوان یکی از نخستین و مداوم‌ترین قربانیان این چرخه ویرانگر است؛ قربانی‌ای خاموش که تخریب آن مستقیماً به نابودی زندگی انسانی گره خورده است.
در متن تنش‌های فزاینده در خاورمیانه، به‌ویژه در چارچوب تقابل‌های نظامی میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل، این تخریب ابعادی عینی و فوری پیدا می‌کند. پیامدهای زیست‌محیطی چنین درگیری‌هایی نه استثنا، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از منطق جنگ هستند؛ پیامدهایی گسترده، انباشته و بلندمدت که زندگی نسل‌ها را درگیر می‌کنند.
خاک؛ انباشت مرگ در بستر زندگی
خاک، به‌عنوان پایه مادی حیات، در جنگ به مخزنی از سموم تبدیل می‌شود. انفجار مهمات، تخریب زیرساخت‌ها و سوختن مواد صنعتی، حجم عظیمی از فلزات سنگین و ترکیبات سمی را در زمین انباشته می‌کند. این مواد—از جمله سرب، جیوه و ترکیبات نفتی—نه‌تنها تجزیه‌پذیر نیستند، بلکه برای دهه‌ها در چرخه زیستی باقی می‌مانند.
در چنین شرایطی، خاک دیگر تولیدکننده زندگی نیست، بلکه به واسطه‌ای برای انتقال مرگ بدل می‌شود. محصولات کشاورزی آلوده، سموم را مستقیماً وارد بدن انسان می‌کنند. به این ترتیب، جنگ نه‌فقط در میدان نبرد، بلکه در سفره مردم ادامه پیدا می‌کند. در مناطقی با زیرساخت‌های نفتی و صنعتی، این وضعیت تشدید می‌شود. هدف قرار گرفتن پالایشگاه‌ها، مخازن سوخت و خطوط انتقال انرژی، به نشت گسترده مواد آلاینده منجر می‌شود؛ نشت‌هایی که اثراتشان بسیار فراتر از لحظه انفجار، در زمان و در بدن انسان‌ها تداوم می‌یابد.
آب؛ سلب حق حیات
آب، که خودِ زندگی است، در شرایط جنگی به منبعی آلوده و خطرناک بدل می‌شود. در بسیاری از مناطق خاورمیانه، منابع آب پیش از جنگ نیز تحت فشار بوده‌اند؛ جنگ این بحران را به سطحی کیفی و مرگبار ارتقا می‌دهد. تخریب تأسیسات صنعتی، نشت نفت، از کار افتادن شبکه‌های فاضلاب و نابودی سیستم‌های تصفیه، باعث ورود مستقیم آلاینده‌ها به منابع آب می‌شود. این آلودگی‌ها اغلب نامرئی‌اند، اما پیامدهایشان عمیق و فوری است: افزایش بیماری‌های گوارشی، مسمومیت‌های شیمیایی و محرومیت از دسترسی به آب سالم.
در این وضعیت، حتی وجود آب به معنای امکان زیستن نیست. کیفیت آب به‌گونه‌ای سقوط می‌کند که خود به تهدیدی علیه بقا تبدیل می‌شود. این بحران، پیش از همه، بر دوش فرودستان سنگینی می‌کند؛ کسانی که نه در تصمیم‌گیری سهمی دارند و نه در دسترسی به منابع جایگزین.
هوا؛ تنفس در میدان جنگ
در جنگ، هوا نیز به میدان درگیری تبدیل می‌شود. انفجارها، سوختن تأسیسات نفتی و تخریب گسترده شهری، حجم عظیمی از ذرات معلق و گازهای سمی را وارد جو می‌کند. این آلودگی‌ها مرز نمی‌شناسند و به‌سرعت در مناطق وسیع پراکنده می‌شوند. پیامدهای آن نه موقتی، بلکه ساختاری است: افزایش بیماری‌های تنفسی، اختلالات قلبی-عروقی و کاهش مستمر کیفیت زندگی. در مواردی که زیرساخت‌های نفتی هدف قرار می‌گیرند، شدت این آلودگی به‌مراتب بیشتر می‌شود. سوختن نفت، ترکیباتی تولید می‌کند که اثرات آن‌ها برای سال‌ها در بدن انسان و در محیط باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، هر نفس کشیدن به معنای مواجهه روزمره با پیامدهای جنگ است.
تخریب زیست‌بوم؛ فروپاشی حیات طبیعی
جنگ، تنها به انسان‌ها و سازه‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه کل نظام‌های طبیعی را دچار فروپاشی می‌کند. جنگل‌ها می‌سوزند، مزارع نابود می‌شوند و زیستگاه‌های طبیعی از بین می‌روند. گونه‌های جانوری کشته می‌شوند یا به اجبار کوچ می‌کنند، و این امر تعادل اکولوژیکی را بر هم می‌زند. بازسازی این تعادل، حتی در بهترین شرایط، دهه‌ها زمان می‌برد و در بسیاری موارد، این تخریب‌ها غیرقابل بازگشت است. آن‌چه از بین می‌رود، صرفاً طبیعت نیست، بلکه امکان بازتولید زندگی است.
جنگ پس از جنگ؛ تداوم ویرانی
ویژگی تعیین‌کننده جنگ‌های معاصر، پایان‌ناپذیری اثرات آن‌هاست. با پایان رسمی درگیری، تخریب متوقف نمی‌شود. مهمات منفجرنشده، خاک‌های آلوده و منابع آب مسموم، همچنان به‌عنوان میراثی مرگبار باقی می‌مانند. در این وضعیت، جنگ از یک رویداد به یک وضعیت مزمن تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که زندگی روزمره را در خود می‌بلعد و امکان بازسازی را محدود می‌کند.
عدم ‌پاسخ‌گویی سازمان‌یافته
آن‌چه این چرخه را تثبیت می‌کند، فقدان ساختاریِ پاسخ‌گویی است. تخریب‌های زیست‌محیطی جنگ، در بسیاری موارد نه ثبت می‌شوند، نه جبران، و نه حتی به رسمیت شناخته می‌شوند. این بیحسابی و عدم ‌پاسخ‌گویی، بخشی از همان نظمی است که جنگ را ممکن و تکرارپذیر می‌کند. در این میان، مردمی که کمترین نقش را در شکل‌گیری این وضعیت دارند، بیشترین هزینه را می‌پردازند. محیط زیست به عرصه‌ای بی‌دفاع بدل می‌شود که در آن، منافع قدرت‌های نظامی و سیاسی بر هر ملاحظه انسانی و زیستی غلبه دارد.
سخن آخر
جنگ در شکل کنونی خود، چیزی جز تخریب سازمان‌یافته شرایط زیستن نیست. آلودگی خاک، مسمومیت آب، تخریب هوا و نابودی زیست‌بوم‌ها نشان می‌دهد که جنگ، در بنیاد خود، جنگی علیه زندگی است. در منطقه‌ای مانند خاورمیانه، که پیشاپیش با بحران‌های زیست‌محیطی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تشدید درگیری‌ها می‌تواند به فروپاشی‌های غیرقابل جبران منجر شود. آن‌چه باقی می‌ماند، نه پیروزی، بلکه زمینی مسموم، منابعی ویران و انسان‌هایی است که باید هزینه منطق سود سرمایه این نظم ویرانگر را در طول نسل‌ها بپردازند.
۲۶ مارس ۲۰۲۶
اشتراک گذاری