23/04/2026

آنها مرگ کاشتند، مردم یاد کاشتند: جامعه نه شکست، نه منتظر نجات از آسمان ماند علی جوادی

آنها مرگ کاشتند، مردم یاد کاشتند: جامعه نه شکست، نه منتظر نجات از آسمان ماند
علی جوادی
چهلمی که پایان نیست
چهل روز گذشته است. چهل روز از آن شب‌هایی که خیابان‌های ایران بار دیگر با زبان خون سخن گفتند و دستگاه سرکوب، با همان منطق کهنه و فرسوده، کوشید تاریخ را با گلوله و بازداشت و تیرباران بازنویسی کند. اما تاریخ، آن‌گونه که مارکس با طعنه‌ای سرد یادآوری میکند، نه با فرمان حکومت‌ها، بلکه با حرکت انسان‌های زنده نوشته میشود. اکنون، در روزهای ۲۸، ۲۹ و ۳۰ بهمن، آنچه در شهرها، دانشگاه‌ها، آرامستان‌ها و فضای عمومی ایران دیده میشود، صرفا مراسم یادبود نیست، بازگشت یک حقیقت اجتماعی است: این جامعه، جامعه خاموش نشده است، شکست نخورده است.
زخم‌هایی که هنوز تازه‌اند
پیش از هر تحلیل سیاسی، باید بر یک حقیقت انسانی مکث کرد: این جامعه از یک خیزش بی‌هزینه عبور نکرده است. بر پیکر این مردم، زخم‌های عمیق نشسته است، زخم گلوله، زخم زندان، زخم داغ فرزند، زخم خانه‌هایی که ناگهان ساکت شدند. آنچه در دی‌ ماه بر این مردم رفت، فقط یک “رویداد سیاسی” نبود؛ یک جراحت اجتماعی عمیق بود که رد آن در هزاران خانواده باقی مانده است. تصاویر مادرانی که بر مزار جوانانشان ایستاده‌اند، پدرانی که عکس فرزند را در دست گرفته‌اند، و خانواده‌هایی که هنوز با صدای در ناگهانی می‌لرزند، نشان میدهد که این درد هنوز زنده است. هزاران خانواده، چه آنان که عزیزشان را از دست دادند و چه آنان که با زندان، اخراج، تعلیق یا زخم جسمی و روحی مواجه شدند، امروز حاملان زنده این حافظه‌اند. این رنج، پاک شدنی نیست، و درست به همین دلیل، به نیروی مادی حافظه جمعی بدل میشود.
سی‌ام بهمن: سوگ که به خیابان آمد
در سی‌ام بهمن، در چهلمین روز قتل‌عام معترضان دی‌ ماه، حضور هزاران نفر از مردم خشمگین در مراسم‌های دادخواهی، تصویری زنده از این حافظه اجتماعی ارائه داد. مراسم‌های گرامیداشت در سطحی سراسری برگزار شد و جمعیت‌های وسیعی در آن شرکت کردند. گزارش‌ها از شهرها و مناطقی چون تهران (به ‌ویژه بهشت زهرا)، آبدانان، مشهد، نجف‌آباد اصفهان، کرج، ملکشاهی، دزفول، گناوه، نوشهر، اردکان، فولادشهر، بوشهر، روستای بنه‌گز در حوالی بوشهر، بابل، مرودشت، رستمکلا–بهشهر، دامغان، مبارکه، یزدانشهر، هشتگرد، رامهرمز، خوی، چالوس، اراک، قرچک ورامین، کرمانشاه، گلپایگان، نهاوند، فردیس، قزوین، زرینشهر، ایلام، اصفهان، سنقر، گرگان و زنجان حکایت دارد. همزمان، در دانشگاه‌های شیراز، تهران، خوارزمی و فردوسی مشهد، دانشجویان با تجمع، تعطیل کلاس‌ها و سردادن شعار، یاد جانباختگان را گرامی داشتند. این همزمانی دانشگاه و خیابان، نشانه‌ای مهم از پیوند حافظه اجتماعی با فضای اعتراضی است.
در بسیاری از این مراسم‌ها، رقص‌های سوگ‌آلود جمعی، در حالی که عکس‌های جانباختگان دی ‌ماه در دست مردم بود، به صحنه‌ای تاثیرگذار بدل شد. خانواده‌های دادخواه سخنرانی‌هایی پرسوز و پرشور ایراد کردند. در برخی نقاط مردم بر کف خیابان گل پاشیدند و با شعارهای اعتراضی، عزم خود را برای ایستادگی اعلام کردند. شعارهایی چون “مرگ بر خامنه‌ای”، “مرگ بر حکومت آدمکش”، “مرگ بر دیکتاتور”، “هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه”، “توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد”، “می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم کشت” و “قسم به خون یاران ایستاده‌ایم تا پایان” در این مراسم‌ها طنین‌انداز شد.
برای سی‌ام بهمن نیز فراخوان‌های دیگری منتشر شده است؛ فراخوان‌هایی که در صورت گسترش، میتواند دامنه این مراسم‌ها را به سراسر کشور بکشاند. این روند، یک اتفاق سیاسی مهم و پاسخی کوبنده به حکومت اعدام و کشتار است، نشانه‌ای از جامعه‌ای که هنوز در حال جوشش است.
آبدانان: کانون داغ دادخواهی
در میان این شهرها، آبدانان همچنان به عنوان یکی از کانون‌های داغ اعتراض و دادخواهی برجسته ماند. در ۲۷ بهمن، مردم این شهر به خیابان آمدند و شعارهای ضد حکومتی از جمله “مرگ بر خامنه‌ای” و “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” سر دادند. گزارش‌ها حاکی است که در سایه اختلال اینترنتی، ده‌ها نفر در این شهر بازداشت شدند. روز بعد، ۲۸ بهمن، جمعی از مردم مقابل دادگستری آبدانان تجمع کردند و خواستار آزادی بازداشت ‌شدگان شدند. در این تجمع نیز حضور پررنگ نیروهای سرکوب گزارش شد. همین تداوم، از خیابان تا مقابل دادگستری، نشان میدهد که دادخواهی در این شهر هنوز خاموش نشده است.
از هر کوچه، یک یاد
آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، میتواند به سنتی ماندگار بدل شود. در هر کوچه‌ای که جانباخته‌ای دارد، در برابر هر خانه‌ای که عزیزی به خاک افتاده، این جامعه میتواند و باید نشانه‌ای از یاد برپا کند: لوحی کوچک، گلدانی ساده، شمعی روشن، نامی بر دیوار. قدرت این کار در سادگی آن است. وقتی یاد از گورستان‌ها به کوچه‌ها بیاید، وقتی نام‌ها بر دیوارهای شهر بنشیند، حافظه دیگر قابل پاک کردن نخواهد بود. این نه فقط سوگواری، بلکه بازپس‌گیری حافظه از فراموشی تحمیلی است. این عزیزان در قلب مردم و در تاریخ این جامعه جاودانه خواهند ماند، و دیوارهای شهر دیر یا زود این حقیقت را حمل خواهند کرد.
دو روایت دروغ، یک واقعیت زنده
امروز دو روایت سیاسی، هرچند از دو اردوگاه متفاوت، در یک نقطه به هم میرسند: هر دو میخواهند جامعه را مستاصل و درهم‌ شکسته نشان دهند. حاکمیت به جامعه‌ای فرو پاشیده نیاز دارد تا بقای خود را طبیعی جلوه دهد. در سوی دیگر، نیروهای جنگ‌ طلب و سلطنت‌ طلب نیز به چنین تصویری نیاز دارند تا مداخله نظامی را به عنوان “نجات” بفروشند. یکی از زبان ترس تغذیه میکند، دیگری از زبان ناامیدی. اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. اگر جامعه مستاصل بود، مزارها خلوت میماند. اگر درهم‌شکسته بود، دانشگاه‌ها خاموش میشد. اگر بی‌افق بود، حافظه جمعی فرو می‌نشست. هیچ‌کدام رخ نداده است. این جامعه خسته هست، زخمی هست، اما درهم‌شکسته نیست.
نه به سناریوی جنگ
در چنین لحظه حساسی، تاکید بر یک اصل حیاتی ضروری است: جنگ، راه حل نیست، حتی اگر با زبان “آزادی” عرضه شود. تجربه منطقه روشن است. بمباران نه عدالت می‌آورد، نه سازمان‌ یابی اجتماعی می‌سازد. آنچه جنگ می‌آورد، اساسا ویرانی زیرساخت اجتماعی و تقویت نیروهای ارتجاعی است. جامعه‌ای که هنوز توان یادآوری، همبستگی و بازتولید اعتراض را دارد، جامعه‌ای نیست که نیاز به “نجات نظامی” داشته باشد. جنگ، سناریوی سیاه است: برای مردم، برای جنبش آزادیخواهی، و برای آینده بازسازی اجتماعی.
زیر خاکستر، اراده هست
چهلم جانباختگان خیزش اخیر حامل پیامی روشن است. این جامعه زخمی است، اما شکسته نیست. سوگوار است، اما بی‌ امید نیست. آنچه در دانشگاه‌ها، مزارها، کوچه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیده شد، نه نشانه پایان، بلکه نشانه انباشت آرام نیروی اجتماعی است. برخلاف آنچه حاکمیت میخواهد القا کند، مردم حذف نشده‌اند. و برخلاف آنچه جنگ‌ طلبان میخواهند بفروشند، مردم ناتوان و مستاصل نشده‌اند.
این مردم، اگر مسیر تشکل، اعتصاب، همبستگی اجتماعی و سیاست رادیکال آینده‌ نگر را ادامه دهند، خود قادرند توازن قوا را جا به‌ جا کنند، نه با بمب، بلکه با نیروی سازمان ‌یافته جامعه. این مردم مستاصل نیستند. این جامعه درهم‌شکسته نیست. و تاریخ، هنوز، در حرکت است.
۲۰ فوریه ۲۰۲۶
اشتراک گذاری