سیلی محکم دانشجویان به رضا پهلوی! امیر عسگری
سیلی محکم دانشجویان به رضا پهلوی!
امیر عسگری
جریانات سرسپرده به پهلوی در دوره اعتراضات سرنگونیطلبانه مردم علیه جمهوری اسلامی تاکنون با جعل، تحریف و انواع تکنیکهای سانسور و مهندسی افکار عمومی تلاش کردهاند تا رضا پهلوی را بهعنوان آلترناتیوِ مورد حمایت بخشهای مختلف جامعه ۹۰ میلیونی ایران، بهعنوان یک گزینه رژیمچنج آمریکایی-اسرائیلی در پسِ یک حمله نظامی دولتهای امپریالیستی، بفروشند. یکی از مراکزی که تلاش کردند تا پروژه طرفداری از پهلوی را، ولو ساختگی، پیش ببرند، دانشگاه بود که بلافاصله با شعارهایی در جریان اعتراضات علیه جمهوری اسلامی و پهلوی و در ادامه با بیانیه ۵ دانشگاه تهران پاسخ گرفتند؛ اما این جواب گویا برای طرفداران و سرسپردگان پهلوی و رسانههای قلم به مزدشان کافی نبوده که بار دیگر جرأت کردند برای چندمین بار دست به صدور بیانیه ساختگی در حمایت از پهلوی از جانب دانشجویان بزنند.
خبرنامه امیرکبیر که در آغاز فعالیت با کمک و سازماندهی توسط طیف حقوقبشریِ سابقاً اصلاحطلبِ تازه سرنگونیطلبشده با خط راست و لیبرال به نام دانشگاه شروع به کار کرد و مقالات، نوشتهها و بیانیههایش توسط فعالین خارج از دانشگاه تهیه و تأمین میشد، در جریان خیزش دیماه ۱۴۰۴ سرسپردگی خود را به پهلوی عیان کرد و با بیانیهای جعلی و بیپایه و اساس اعلام کرد دانشجویان حمایت خود را از رضا پهلوی اعلام کردهاند.
پس از انتشار این بیانیه ساختگی از سوی خبرنامه امیرکبیر، خشم دانشجویانی که با خواستهای آزادیخواهانه و برابریطلبانه و با موضعگیری علیه هر نوع ارتجاعی از پوزیسیون تا اپوزیسیون در دیماه ۱۴۰۴ به خیابانها آمده و به خاک و خون کشیده شدند، برافروخته شد تا با انتشار گسترده بیانیههایی سیلی محکمی بر صورت رضا پهلوی و سرسپردگانش، از این بهاصطلاح خبرنامه دانشجویی تا رسانههای مزدوری چون ایراناینترنشنال، وارد کنند.
رضا پهلوی و دستگاه پروپاگاندایش که دانشجویان را بهواسطه سن جوانشان فاقد حافظه تاریخی فرض میکنند؛ جنبش دانشجویی ایران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در جریان اعتراض گسترده به سفر ریچارد نیکسون پس از کودتای آمریکایی ۱۳۳۲ و به قدرت رساندن محمدرضا پهلوی، با به قتل رساندن سه دانشجوی مبارز- مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و مهدی شریعترضوی – به ضرب گلوله ارتش پهلوی اعلام موجودیت کرد. سالها ۱۶ آذر بهعنوان روز دانشجو در ایرانِ زمان سلطنت محمدرضا پهلوی ممنوع بود و هزاران دانشجو در دوران پدر رضا پهلوی به دلیل سرکوب و خفقان، همچون اکنون، در تبعید به سر میکردند.
مبارزات دانشجویی همواره یک مرکز آزادیخواهی و برابریطلبی، چپ و سوسیالیسم بوده، چه در دوران سلطنت پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی، علیه استثمار و استبداد حاکم مبارزه کرده و بارها با بیانیهها و آکسیونهای خود اعلام کرده است که خواهان خلاصی از هرگونه استبداد، از دینی و سلطنتی تا سرمایهداری، است؛ امری که با سوسیالیسم معنا پیدا میکند.
رضا پهلوی و سلطنتپرستان این را آویزه گوششان کنند؛ دانشگاه جای شاه و آخوند نیست، گروه خون دانشجوی رادیکال با رعایای شاه نمیخواند. دانشجویانی که علیه هر نوع ارتجاع اعم سلطنت تا و نظم مبتنی بر استثمار طبقاتی هستند، به نیروی ذخیره سلطنت بدل نمیشوند. اعتراضات دانشجویی شبکه ای از فعالین و رهبران دارد. با هزینه کردن پول و امکانات و رسانههای مزدور نمیتوان مبارزات و خواست واقعی دانشجویان را مصادره کرد. دانشگاه سنگر آزادی است! همانطور که بارها و بارها در برابر هرگونه ارتجاع تا پای جان مقاومت کرده است، در مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی همزمان با آلترناتیوتراشیها و مصادرهکردنهای ارتجاع فاشیسم پهلوی و هر ارتجاع دیگر نیز قد علم میکند.
وظیفه دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب، از یکسو تداوم مبارزه در برابر حکومت جنایتکار اسلامی است که همسنگران و رفیقانشان را به خاک و خون کشیده، از طریق دادخواهی و اقداماتی متناسب با توازن قوای سیاسی، تداوم اعتراض به روند تعطیلسازی آموزش از ترس تداوم مبارزات دانشجویان جهت حضور در صحنه درس و مبارزه و از سرگیری خواستهای برحق صنفی و سیاسی، و از سوی دیگر ایجاد اتحاد بین تمامی گرایشات دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب بهصورت گسترده علیه هرگونه آلترناتیوتراشی ارتجاعی از بالای سر جامعه است.
دشمن طبقاتی دانشجویانی که از تبعیض، نابرابری، ارتجاع، فاشیسم، سرکوب، استثمار طبقاتی و آپارتاید مذهبی و جنسیتی به تنگ آمدهاند، تنها جمهوری اسلامی نیست، نظم سرمایه داری است. هر سیاستی که خواهان بازتولید این وضعیت با شکل متفاوت باشد، یعنی اعاده ارتجاع و باید در برابر آن پرقدرت ایستاد و در زمین واقعی شکست اش داد.
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
