اعلام سرسپردگی به جمهوری اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با زرورق چپ! امیر عسگری
اعلام سرسپردگی به جمهوری اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با زرورق چپ!
امیر عسگری
با فراخوان قبلی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، جمعی از نیروهای محور مقاومتی با گرایشات “آنتیامپریالیست” ابتدا مقابل دانشگاه شریف در تهران اجتماع کرده و در سیرک حکومتی ۲۲ بهمن شرکت کردند تا سرسپردگی و همدستی خود را با حکومت اسلامی برای بار دیگر، اینبار بدون لکنت زبان، بیان کنند.
نیروهای موسوم به محور مقاومتی با فراخوان مشترک از سوی “مقاومت جهانی برای صلح و عدالت”، “جمعی از اتحاد چپ ضدامپریالیست ایران”، “ائتلاف برای مقاومت”، “شاخه ایرانی بینالملل ضد فاشیست” و “خانه آمریکای لاتین”، با شعاری برگرفته از سخنان علی خامنهای، رهبر جنایتکار جمهوری اسلامی، “ملت ایران تسلیمشدنی نیست!” به صحنه آمدند تا بار دیگر ثابت کنند همکار حکومت اسلامی هستند.
در این اقدام، از سازماندهندگان گروه محور مقاومتی “برای فلسطین” که در تجمع اول خرداد ۱۴۰۴ مقابل دانشگاه تهران مطرح شدند نیز حضور داشتند. گروه “برای فلسطین” علاوه بر اینکه مبلغ این فراخوان باشد، بیانیهای اخیراً منتشر کرد تا اینبار بهصورت آشکار بیان کند با هر زرورقی که دارند، همکار و همیار جمهوری اسلامی هستند.
در این بیانیه که از انقلاب ۵۷ بهعنوان انقلابی پیشرو، بدون بیان دقیق نقش مؤثر چپ و کمونیست و مبارزات طبقه کارگر برای سرنگونی رژیم شاه و تحمیل شدن جریان خمینی بهواسطه قتلعام نیروها و احزاب چپ و کمونیست شروع میشود، فقط به بخشی از سرکوب جنبشهای طبقه کارگر با لکنت سخن میگوید. فضاحت در جایی شروع میشود که اعتراضات سرنگونیطلبانه مردم در دیماه ۱۴۰۴ را که علیه فقر و گرانی و استبداد شروع شد، همانند جمهوری اسلامی به “امپریالیسم و اسرائیل” منتسب میکنند و علاوه بر آن، این برآیند اجتماعی را بهعنوان تحولی فاشیستی از دل جامعه مدنی ایران مطرح میکنند. این بیانیه با تحلیلی درونخانوادگی از نظام سرمایهداری حاکم اسلامی، فقط الیگارشها و طرفداران خصوصیسازی و روند افسارگسیختهتر شدن سرمایهداری را نقد میکند؛ فرمولبندی نقدهایی که به لحاظ ماهیتی شباهت فراوانی به فرمولبندی “سرمایهداری کمپرادور و غیرکمپرادور” دارد که توسط پدران تودهای-اکثریتی این دارودسته در دوران انقلاب ۵۷، جریان اسلامی را بهعنوان “سرمایهداری ملی” مورد حمایت قرار دادند. این یک نگاه ناسیونالیستی و ارتجاعی است، مدافع جمهوری اسلامی، ضد امپریالیسم به معنای ضد سرمایه داری نیست بلکه ضد آمریکا و طرفدار روسیه است. همان خط منحط ناسیونال رفرمیستی طرفدار جمهوری اسلامی است.
در این بیانیه، تماماً مشمئز کننده و دروغ به نفع جمهوری اسلامی است و از جمله فاشیستی ارزیابی کردن ماهیت اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است. اعتراضاتی که بهصورت طبیعی گرایشات مختلف از چپ و راست در آن نقش داشتند و بخشی کوچک، به طبع، با گرایشات ارتجاعی نیز در آن حضور داشتند؛ اما تعمیم گرایش طرفدار سلطنت و دول امپریالیستی به تمام جامعه، توجیهی بری ایستادن در برابر اعتراضات سرنگونیطلبانه دیماه ۱۴۰۴ و دفاع از کشتار رژیم است.
در پایان این بیانیه، آنچه قرار بود در حمایت از طبقه کارگر جهت سازماندهی و تشکلیابی برای رهایی و خلاصی از شر سرمایهداری حاکم بر جامعه ایران، یعنی جمهوری اسلامی، باشد، عملاً تمامی تحولات رخداده در دیماه را ابتدا فاشیستی نامیده و در ادامه، با نسبت دادن این حرکت اجتماعی به اسرائیل، سرنوشت و گره زدن فلسطین به جغرافیای ایران، خامنه ای وار فرمان مبارزه تا نابودی اسرائیل را میدهد و عملاً آنچه خامنهای و دارودستهاش میگویند را تکرار میکنند. این حضرات از کیهانی ها تندتر جنگ طلب هستند و از جیب خلیفه میبخشند که “هرگز ملت ایران تسلیم نمیشود”! محورمقاومتی ها یک زائده سیاسی و امنیتی در کنار جمهوری اسلامی و اهداف ارتجاعی اش هستند. اینها پشت سکه سلطنت طلبان اند.
علت بررسی بیانیه گروه “برای فلسطین”، بیان نمونهای از موضع مشترک جناح چپ محور مقاومت است؛ جریاناتی که خود را “چپ آنتیامپریالیست” مینامند اما در عمل جریاناتی ضدآمریکایی، آنهم از جنس کور و ارتجاعی آن هستند؛ هر دولت و جریان ارتجاعی که مخالف جبهه غرب باشد را حمایت کرده و عملاً کنار ارتجاع داخلی در برابر ارتجاع غربی قرار میگیرند. مشکل این جریانات امپریالیسم نیست، زیرا در جنگهای امپریالیستی مانند اوکراین، در طرف ارتجاع ضدآمریکایی، در کنار امپریالیسم روسیه قرار میگیرند و از آن نیز حمایت میکنند. امپریالیسم اگر شکل افسارگسیخته سرمایهداری است، چگونه جریانی که ادعای مقابله با آن را دارد میتواند کنار سرمایهداری داخلی ایستاده و در برابر طبقه کارگر و مردمی قرار گیرد که خواستار سرنگونی آن هستند؟!
یک نمونه از مواضع فراخواندهندگان پنج جریان محور مقاومتی، میتوان به سخنرانی کوتاه فردی بنام حمید شهرابی اشاره کرد. شهرابی در سخنرانی خود به صراحت و وقیحانه از علی خامنهای و قاسم سلیمانی، سپاه و بسیج دفاع میکند.
مردمی که علیه فقر، فلاکت و استبداد به پا خاستند و با قتلعام وسیع از سوی نیروهایی که شهرابی از آنها حمایت میکند روبهرو شدند را “اغتشاشگر” مینامد. سخنرانی کوتاه یک تملق گوی خامنه ای مانند هیئتی ها و بسیجی ها که بوی خون میدهد و با “ضدامپریالیسم” ارتجاعی بزگ شده به پابوسی خامنه ای رفته و جلوی چشم مردم از مرگ و کشتار مخالفین جمهوری اسلامی در ۱۴۰۴ دفاع میکند. امروز کمتر آخوند و آدم رژیک با این وقاحت حرف میزند.
نقد و افشای جریانات موسوم به محور مقاومت و جناح موسم به چپ و ضد امپریالیست ضروری است، مخصوصاً در دوره کنونی؛ دورهای که فضای جنگی از یکسو بر جامعه سایه افکنده است و از سوی دیگر، پس از قتلعام وسیع مردم بهدست جمهوری اسلامی، اکنون نیز جان هزاران بازداشتی خیزش در خطر است. مقابله با جانورانی همچون حمید شهرابی و محور مقاومت از این بابت دارای اهمیت است که بهنام “چپ”، از داخل جنبشهای اجتماعی، بهخصوص دانشجویان، در دوران بحران و جنگ، بهواسطه استفاده از سم ناسیونالیسم نیرو جذب میکنند و از طرفی دیگر، راست و لیبرالها این جریانات را بهعنوان چپ، مورد استفاده جهت تبلیغات چپستیزانه خود قرار میدهند تا به جامعه بگویند: “اینها چپ هستند که کنار ارتجاع ایستادهاند”.
اینها چپ نیستند عامل رژیم اند. کسانی که جملات علی خامنهای، سردسته جنایتکاران حکومت اسلامی، را بهعنوان شعار در دست گرفته، در مضحکه حکومتی ۲۲ بهمن شرکت میکنند، همکاران و سربازان جمهوری اسلامی هستند. این توده ای ها و اکثریتی ها در قالبی جدیداند. ناسیونالیست هایی که همیشه کنار ارتجاع و اسلام و آخوند بودند و الان هم طرفدار کمپ روسیه چین جمهوری اسلامی اند و رژیم هم به آنها میدان میدهد. این جریانات که در عمل به تداوم جمهوری اسلامی کمک میکنند، دشمن طبقه کارگر و دانشجویان و مردم آزادیخواه و برابریطلب هستند. فارغ از هر اسمی که خود را به آن نام بنامند، باید در برابرشان ایستاد و حاشیهای گردند.
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
