13/05/2026

“آتش بس” و “بوسه عاشقانه”

“آتش بس” و “بوسه عاشقانه”
آتش بس و مذاکره در جریان است. درعین حال ارتش آمریکا کشتی تجاری را در خلیج میزند و پنجشنبه شب هفتم مه درگیری نظامی در اطراف تنگه هرمز و بمباران و موشک باران جزیره قشم و بندرعباس صورت میگیرد. جمهوری اسلامی از فراری دادن ناوشکن های آمریکائی خبر داد و ترامپ حملات آمریکا را “ضربه نرم” و یک “بوسه عاشقانه کوچک” توصیف کرد و بر “تداوم آتش بس” تاکید دارد. این جنگ بدلائل متعدد داخلی و منطقه ای و پیامدهای وخیم جهانی برای آمریکا قابل ادامه نیست و این فصل جنگ باید بسرعت بسته شود. “صلحی” هم در چشم انداز نیست و باز بدلائل کشمکشهای مفتوح که فراتر از جغرافیای ایران و وضعیت رژیم اسلامی و این درگیری مشخص است، خاورمیانه تا اطلاع ثانوی از کانونهای داغ بحران در جهان است و جنگ در جبهه های مختلف و سیاست ویرانسازی ادامه دارد.
لذا “آتش بس” کنونی نه به صلح و نه به یک توافق نسبتاً پایدار بلکه به وضعیت “صلح مسلح” منجر خواهد شد. منطق این وضعیت فی‌الحال در “آتش بس” کنونی برقرار است. درگیری های محدود و موردی و تلافی جویانه، حتی بعد از رسیدن به توافقی در مذاکرات جاری بسیار محتمل است و به معنای “پایان جنگ” یا “آغاز مجدد جنگ” در سطح گسترده نیست. اینکه در جریان درگیری های اخیر طرفین همدیگر را به “نقض آتش بس” متهم میکنند و علیرغم رجزخوانی های تبلیغاتی از گسترش جنگ اجتناب میکنند، بیانگر این واقعیت است که هر دو سوی جنگ برای بیرون کشیدن خود از جنگ دست و پا میزنند. هر دو به پایان جنگ و ژست “پیروزی” نیاز دارند.
برای جمهوری اسلامی ماحصل تاکنونی جنگ، تماماً “نعمت” بوده است و جامعه را با تشدید سرکوب و فلاکت عمومی و کشتار و اعدام روزمره، دهه ها به عقب برد. سه هیولای فقر و فلاکت، بیکاری وسیع، سرکوب و اعدام بیش از هرزمانی مقابل مردمی داغدار و منکوب شده قد علم کردند. بیکاری میلیونی، تشدید فلاکت عمومی و گرانی بیش از دویست و سیصد درصدی در بیشتر کالاها و مایحتاج مردم، با ماشین فعال اعدام و تشدید فشار روی زندانیان سیاسی، و یا عربده های اژه ای جلاد برای “بررسی و تصمیم سریع و قاطع” در مورد بازداشتی های دیماه، از مشقات جنگ برای مردم و برکات آن برای جمهوری اسلامی است. همه کسانی که به هر شکل از این جنگ ارتجاعی حمایت کردند و هنوز تبهکارانه حمایت میکنند، تنها به ارتجاع جمهوری اسلامی و ارتجاع ناسیونالیسم و فاشیسم نیرو دادند.
برخلاف لفاظی های تبلیغاتی رژیم اسلامی و محورمقاومتی ها، یک نیروی مادی واقعی در حاکمیت و بدنه جمهوری اسلامی و بورژوازی پروار شده اسلامی برای توافق با آمریکا وجود دارد که علیرغم وقفه های موقت روند توافق را بجلو میراند. کشورهای منطقه هم از جنگ بشدت متضرر میشوند و حتی موجودیت شان را میتواند زیر سول ببرد. مضافاً این جنگ به موقعیت آمریکا میان متحدانش ضربه زده، آن تصویر کلانتر خشن و ارباب جهان شکسته است و ائتلاف ها و صفبندی ها تحت این شرایط بشدت سیال شده است.
مجموعه شرایط ناپایدار جهانی و منطقه ای و تناسب قوای کنونی جنگ جاری، در عین حال فرجه ای جهت یک معامله بزرگ برای بقای نظام ایجاد کرده است که هواداران زیادی در حکومت دارد. این همان تضمین امنیت نظام است که یک خواست محوری و قدیمی در رابطه جمهوری اسلامی و امریکا است. “بوسه عاشقانه” ترامپ و تهدید برسر توافق، اگرچه اپوزیسیون امیدوار به نتانیاهو و ترامپ را دچار دیپرشن سیاسی و واگرائی و اعلام شکست کرده است، امید به این ظرفیت در حاکمیت اسلامی را منعکس میکند. از موضع جامعه و کارگران و مردمی که در این جنگ ذینفع نیستند، جنگ هرچه زودتر تمام شود بهتر است. جنگ بورژواهای متفرقه دعوای خانوادگی و درون طبقاتی برسر قدرت و ثروتی است که طبقه کارگر تولید میکند.
جنگ جامعه و جمهوری اسلامی بعد از جنگ بناگزیر ادامه خواهد یافت. در شرایط کنونی در چند قلمرو باید به استقبال اوضاع جدید رفت؛
اول، علیه تبلیغات پوک و عوامفریبانه ناسیونالیستی در دفاع از رژیم که آن را “دفاع از میهن” نام گذاشته اند ایستاد.
دوم، علیه ماشین سرکوب و اعدام و دفاع از زندانیان سیاسی که در بدترین شرایط قرار دارند، تلاشمان را گسترش دهیم. جنگ به هر سمتی برود، جمهوری اسلامی از بهانه جنگ برای سرکوب حداکثری بهره میجوید. همین را آگاهانه باید شکست داد.
سوم، طرح خواستهای فوری که منفعت عمومی تری را نمایندگی میکند. جنگ را ما کارگران و مردم راه نیانداخته ایم و تاوان و هزینه آنرا نباید بپردازیم. هر روز هزاران نفر را به بیمه بیکاری معرفی میکنند. این در شرایطی است که دولت سهم بیمه اش را پرداخت نکرده و نجومی به صندوق بیکاری بدهکار است. تازه با تجمیع صندوق های بیمه نه فقط قصد پرداخت بدهی هایش را ندارد بلکه منابع صندوق ها را هم میخواهد بالا بکشد. از آن طرف کارفرمایان حق بیمه را دستمزد کارگران کسر کردند اما بیشتر کارفرمایان سهم بیمه را نپرداختند. اینجا کارگر بیکار از زندگی ساقط شده است. کارخانه ها و مراکز کاری که بمباران شدند تا بازسازی باید حقوق کامل کارگران پرداخت شود. اگر کار نیست باید بیمه بیکاری مکفی بپردازند. سرکوب و بازداشت و پرونده سازی و اعدام باید پایان یابد.
چهارم، مکانیزمهای همبستگی انسانی و کارگری را تقویت کنیم. کل حملات از هر سمت هدفی جز تضعیف و زانو زدن ما ندارد. کارگران در بدترین شرایط نیز به عنصر همبستگی و نوعدوستی رومیاورند. همانطور که ایجاد نهادهای همیاری در زمان جنگ و کمبود در هر کوی و برزن ضروری و برای حفظ حداقل انسجام اجتماعی و انسانی ضروری و حیاتی است، میان کارگران نیز ایجاد صندوق های همبستگی مالی یک اقدام ضروری و حداقلی برای کاهش مشقات فراوان است. کارگران سنت ایجاد صندق های مالی را میان خودشان در مراکز کار و محلات کارگری دارند. با علم به فقر شدید و امکانات مالی کم کارگران، هنوز در دستور گذاشتن چنین اقداماتی بدرجه ای موثر هستند و اجازه نمیدهند تشدید فقر و فلاکت پیوندهای کارگران را بیش از پیش تضعیف کند.
صندوق همبستگی مالی میان کارگران “معجزه” نمیکند و دردهای ما را درمان نمیکند. باید از کل وضعیتی که مسبب وضعیت فلاکتبار ماست رها شویم و این امر انقلاب کارگری علیه نظم کاپیتالیستی است. اما مسیر انقلاب کارگری از جدالها و تلاشهای متعدد این طبقه روز زمین واقعی و در گسترس همبستگی و اتحاد طبقاتی این جنبش میسر است.
سردبیر.
۹ مه ۲۰۲۶

See less
اشتراک گذاری