10/09/2026

اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران -حکمتیست کار خواستند، گلوله گرفتند! حمله به جوانان اهواز و گچساران را محکوم می‌کنیم “این جوانان همه گرسنه‌اند… ما کار می‌خواهیم.”

DFB4CA10-44C6-4206-9642-5C4A586AF2F8
اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران -حکمتیست
کار خواستند، گلوله گرفتند!
حمله به جوانان اهواز و گچساران را محکوم می‌کنیم
“این جوانان همه گرسنه‌اند… ما کار می‌خواهیم.”
روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی به تجمع جوانان جویای کار در مقابل شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی در اهواز حمله کردند. جوانان و خانواده‌های ساکن مناطق اطراف شرکت برای اعتراض به بیکاری، تبعیض و مناسبات رانتی حاکم بر استخدام‌ها گرد آمده بودند. پاسخ حکومت به مطالبه کار، ضرب‌ و شتم و تیراندازی بود. در میان این یورش، جوانی فریاد می‌زند: “این جوانان همه گرسنه‌اند… ما کار می‌خواهیم.” این فریاد امروز صدای میلیون‌ها انسانی است که حکومت حتی حق زنده ماندن را نیز برایشان به مسئله‌ای امنیتی تبدیل کرده است.
پیش از آن نیز، نیروهای انتظامی به تجمع جوانان جویای کار گچساران نیز حمله کردند. آنان در اعتراض به رانت و بی‌عدالتی در استخدام‌های پالایشگاه تازه ‌تاسیس لیشتر گرد آمده بودند که ماموران برای متفرق کردنشان دست به تیراندازی زدند. در فاصله‌ای کوتاه، در دو نقطه از جنوب ایران، جوانانی که چیزی جز کار و امکان ادامه زندگی نمی‌خواستند، با زبان رسمی جمهوری اسلامی رو به ‌رو شدند: باتوم، بازداشت و گلوله.
این حملات نه حوادثی محلی‌اند و نه حاصل “تندروی” چند مامور. این تصویر عریان حکومتی است که در آن مطالبه نان جرم، اعتراض به بیکاری اخلال و درخواست کار تهدیدی امنیتی محسوب می‌شود. هنگامی که جوانان کار می‌خواهند، نیروی انتظامی می‌فرستد؛ هنگامی که کارگران دستمزد می‌خواهند، پرونده امنیتی می‌سازد؛ و هنگامی که مردم به گرسنگی اعتراض می‌کنند، از لوله تفنگ با آنان سخن می‌گوید.
بر خلاف تبلیغات اپوزیسیون راست و مدافع سرمایه داری، فقر و فلاکت در جمهوری اسلامی صرفا پیامد ناخواسته یک اقتصاد “بد اداره‌ شده” نیست. بیکاری ریشه در مناسبات استثمارگرایانه سرمایه داری دارد. تحمیل فقر یکی از ارکان سیاست اقتصادی و از ابزارهای بقای حکومت است. و اما انسانی که تمام توانش صرف یافتن نان، پرداخت اجاره و تامین دارو می‌شود، باید فرصت و توان کمتری برای اعتراض و سازمان‌یابی داشته باشد. ناامنی اقتصادی را بر جامعه حاکم کرده‌اند تا هر کارگر از اخراج، هر جوان از بیکاری و هر خانواده از سقوط بیشتر بترسد. جمهوری اسلامی فقر را اداره نمی‌کند؛ آن را تولید و توزیع می‌کند و به سلاح حکومت اسلامی و سرمایه علیه جامعه بدل می‌سازد.
در جامعه‌ای که جوانانش برای یک شغل هدف گلوله قرار می‌گیرند، ثروت‌های عظیم نفت، گاز، نیشکر و صنایع بزرگ میان سپاه، بنیادهای مذهبی، پیمانکاران حکومتی و سرمایه‌داران صاحب ‌نفوذ دست‌ به ‌دست می‌شود. ایران بر دریایی از ثروت نشسته است، اما مردمش باید برای آب، کار، دارو و هوای قابل تنفس بجنگند. سود و ثروت نصیب سرمایه و وابستگان و دستگاههای متعدد حکومت می‌شود و فقر، بیماری و بیکاری سهم جامعه است.
حتی آمار رسمی و محدود دولت نیز نمی‌تواند ابعاد بحران را بپوشاند. در بهار ۱۴۰۵ نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۳.۴ درصد رسید و شمار شاغلان نسبت به سال قبل حدود ۴۵۰ هزار نفر کاهش یافت. این ارقام میلیون‌ها جوان ناامید شده‌ای را که دیگر در جست ‌و جوی رسمی کار نیستند، کامل نشان نمی‌دهد. اما پشت هر عدد، انسانی قرار دارد که استقلال، مسکن، درمان، تشکیل خانواده و آینده از او ربوده شده است.
جمهوری اسلامی از گسترش اعتراض علیه بیکاری وحشت دارد، زیرا می‌داند مطالبه ساده “کار می‌خواهیم” می‌تواند به این پرسش برسد: چرا در جامعه‌ای با این همه ثروت، باید کسی بیکار و گرسنه باشد؟ و از اینجا تنها یک گام تا پرسش تعیین ‌کننده باقی می‌ماند: چرا مشتی سرمایه‌دار، فرمانده، آخوند و مدیر حکومتی باید بر ثروت، کار و سرنوشت میلیون‌ها انسان حکومت کنند؟ گلوله‌های اهواز و گچساران تلاشی برای خاموش کردن همین پرسش و هراس از گسترش آنند.
اما همان فقری که قرار بود مردم را مطیع کند، اگر خشم برخاسته از آن متشکل شود، می‌تواند حکومت را به زیر بکشد. غول فقر و بحران اقتصادی که جمهوری اسلامی خود پرورانده، اکنون در برابر سازندگانش قد می‌کشد. جامعه‌ای را که اکثریت آن هر روز فقیرتر و اقلیتی انگلی در آن هر روز ثروتمندتر می‌شود، نمی‌توان برای همیشه با زندان و گلوله اداره کرد. خشم کارگر، جوان بیکار، زن، بازنشسته، معلم و پرستار می‌تواند به نیرویی بدل شود که عمارت پوسیده استبداد اسلامی و سرمایه را فرو بریزد.
مبارزه علیه بیکاری، فقر و فلاکت یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های نبرد طبقاتی و اجتماعی است. این مبارزه نباید به رقابت میان کارگر “بومی” و “غیربومی” یا تقسیم چند فرصت ناچیز میان جویندگان کار تقلیل یابد. همه انسان‌های آماده‌ به‌ کار، مستقل از محل تولد، قومیت، جنسیت و مذهب، حق برخورداری از کار مناسب و زندگی مرفه دارند. دشمن جوان بیکار اهوازی، کارگری از شهری دیگر نیست؛ دشمن او نظامی است که کار را امتیاز، استخدام را بازار رانت و زندگی انسان را وثیقه سود کرده است.
جوانان و کارگران بیکار و کارگران شاغل باید در اتحاد با یکدیگر، در محلات، کارخانه‌ها و مراکز کار و زندگی، تشکل‌های مستقل خود را برپا کنند. کارگر شاغل باید بداند بیکاری میلیونی وسیله‌ای برای ارزان نگه داشتن نیروی کار و تهدید دائمی اوست؛ جوان و کارگر بیکار نیز باید بداند قدرتش در اتحاد با کارگران شاغل است. جدایی شاغل از بیکار، قدرت حکومت و سرمایه است؛ اتحادشان آغاز پایان این قدرت است.
ما خواهان آزادی فوری و بی‌ قید و شرط همه بازداشت ‌شدگان هستیم. آمران و عاملان تیراندازی باید در برابر مردم پاسخگو شوند. تجمع، اعتصاب، تشکل و اعتراض از حقوق بی ‌قید و شرط مردم‌اند. حکومتی که به سوی انسان‌های گرسنه و جویای کار شلیک می‌کند، نه مدافع امنیت، بلکه سازمان مسلح حفاظت از فقر، امتیاز و سرمایه است.
پرداخت فوری بیمه بیکاری مکفی به همه بیکاران، بدون شرط و تبعیض، و تامین کار مناسب برای همه افراد آماده ‌به ‌کار، مطالبه فوری این مبارزه است. منابع لازم کاملا وجود دارد. ثروتی که صرف جنگ، موشک، دستگاه‌های نظامی و امنیتی، نهادهای مذهبی، تبلیغات حکومتی و تامین بقای جمهوری اسلامی می‌شود، باید صرف زندگی جامعه شود. امکانات کشور باید به جای جنگ و ویرانی، برای کار، مسکن، درمان، آموزش، رفاه و یک زندگی شایسته به کار گرفته شود. مسئله کمبود منابع نیست؛ مسئله این است که طبقه حاکم منابع جامعه را علیه خود جامعه مصرف می‌کند.
اما پایان همیشگی بیکاری و فقر و فلاکت و استثمار تنها با برچیدن نظامی ممکن است که زندگی انسان را تابع سود سرمایه و حفظ سلطه طبقاتی می‌کند. سوسیالیسم یعنی بازگرداندن ثروت و اختیار جامعه به صاحبان واقعی آن؛ یعنی سازمان ‌یابی شورایی کارگران و مردم و به‌ کارگیری همه امکانات اجتماعی برای آزادی، برابری و رفاه همگان. جوانان اهواز و گچساران برای کار به میدان آمدند، اما گلوله‌های حکومت حقیقت بزرگ‌تری را آشکار کرد: برای تضمین نان، کار و زندگی، باید قدرت را از دست پاسداران فقر، سرمایه و گرسنگی بیرون کشید.
زنده باد اتحاد جوانان و کارگران شاغل و بیکار!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری!
حزب کمونیست کارگری – حکمتیست

۱ سپتامبر ۲۰۲۶

See less
اشتراک گذاری