15/07/2026

شهری کوچک و اتفاقاتی بزرگ به یاد کوچ مردم ‌مریوان در تابستان سال ۱۳۵۸ همایون گدازگر

شهری کوچک و اتفاقاتی بزرگ
به یاد کوچ مردم ‌مریوان در تابستان سال ۱۳۵۸
همایون گدازگر
در تاریخ مبارزات مردم کردستان ماه تیر در شهر مریوان یادآور حوادثی است که باید نسل امروز جامعه کردستان و این شهر همواره از آن آگاه باشند. مبارزات مردم شهر مریوان نظر به پیشینه مبارزات طبقاتی و ضد رژیم سابق سلطنتی، سابقه طولانی‌تری از عمر جمهوری اسلامی داشته است. بهمین دلیل وارد شدن به قیام در این شهر برای کمونیستها در واقع ادامه همان صف آرایی گذشته بود با این تفاوت که صف ضد انقلاب اکنون یک پشتیبان جدید پیدا کرده بود، و آن جریان مذهبی خمینی و جمهوری اسلامی بود. در جریان قیام حرکت‌های انقلابی در این شهر اساسا بوسیله انقلابیون و کمونیستها رهبری می شد .
از مبارزات زنان، دانش آموزان و کارگران تا مبارزه علیه فئودالها و مرتجعین، از خلع سلاح شهربانی و پایگاههای نظامی رژیم سابق تا اِعمال حاکمیت و اداره جامعه، همگی توسط انقلابیون و کمونیستها و بوسیله آنها رهبری می‌شد. در زمان قیام علیه رژیم سلطنتی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، فضای سیاسی کردستان چپ و آزادیخواهانه بود و ‌مرتجعین و جریانات مذهبی قدرت زیادی نداشتند. با اینحال جمهوری اسلامی بعد از روی کارآمدن، علیه انقلاب و دستاوردهای آن در کردستان هم مثل بقیه نقاط ایران شروع به توطئە و از این طریق بازپس گرفتن دستاوردهای انقلاب کرد. حمله به دانشگاه ها، زنان، کارگران بیکار و سازمانهای چپ در سطح سراسری، در کردستان مصادف بود با سازمان دادن جریانات مذهبی از قبیل “مکتب قرآن” (جریان مفتی زاده)، فئودالها و کهنه ساواکی ها در کردستان ‌در مقابل مدافعان انقلاب و دستاوردهای آن.
در شهر مریوان با توجه به سابقه قدیمی این صف آرایی، مرزبندیها خیلی روشن بودند. صف ارتجاع در مقابل انقلابیون که در میان مردم شهر محبوب بوده و تشکل‌ها و نیروی مسلح خود یعنی ستاد حفاظتی شهر را در دست داشتند در موضع دفاعی بودند. کار آنها ترور و پرتاب شبانه نارنجک به منزل انقلابیون و اعضای شورای شهر بود و جرئت اعلام حضور علنی را نداشتند. جمهوری اسلامی از طریق این عوامل مزدور بخوبی از وضع مریوان و تناسب قوا در آن مطلع بود. بهمین خاطر در فکر ضربه زدن به تشکیلات سیاسی و نظامی انقلابیون شهر بود. یکی از توطئە های آنها که از طریق مسلح کردن افراد ناآگاه در روستاهای دورافتاده که بوسیله خوانین از قدرت ساقط شده سازمان داده شد از طرف مردم هوشیار و نیروی مسلح آن خنثی شد (آنها می خواستند از ناآگاهی مناطق دورافتاده استفاده کرده وآنها را علیه انقلابیون مسلح کنند). بعد از آن جریان بد نام قیاده موقت (حزب دمکرات کردستان عراق کنونی) را به کمک گرفتند که شهر را محاصره و به تهدید و گردنه بگیری و دستگیر کردن انقلابیون پرداختند. اما این توطئە هم با هوشیاری مردم و انقلابیون خنثی شد. در همین زمان بود که جمهوری اسلامی مجبور شد که خود راساً مداخله کند و با دایر کردن اولین مقر سپاه پاسداران در کردستان، شاخه نظامی ارتجاع در مریوان را ایجاد و صف ضد انقلاب را تقویت کرد. پس از مستقر شدن مقر مزدوران، اذیت و آزار جوانان و انقلابیون و ایجاد مزاحمت برای زنان و تبلیغ حجاب و غیره بیشتر شد. به این صورت در واقع حاکمیت تشکل‌های موجود و نیروی ستاد نظامی و حفاظتی شهر عملاً به مصاف طلبیده شد. این امر موجب نگرانی مردم شهر شد و می باید برای این دوگانگی فکری می شد.
روز ۲۳ تیر ۱۳۵۸تظاهراتی به فراخوان تشکل‌های شهر برای اعتراض به تبلیغات منفی رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان سازمان داده شد. تظاهر کنندگان بعد از اتمام تظاهرات در مقابل ساختمان رادیو تلویزیون مریوان، می باید از مقابل مقر پاسداران که در ساختمان روبروی رادیو تلویزیون قرار داشت عبور کنند. اینجا بود که مردم با آنها به گفتگو پرداختند و از آنها خواستند دست از اذیت وآزار مردم بردارند و این مرکز را تعطیل کنند و بگذارند ستاد حفاظت شهر و تشکل‌های موجود و شورای شهر کارهایشان را ادامه بدهند. در گیرودار این گفتگو ها یکی از مزدوران عاقبت بسوی جمعیت تیراندازی کرد و سه نفر از تظاهرات، رئوف کهنەپوشی، محمد درسید و محمود بالکی را به شهادت رساندند. در نتیجه مردم خشمگین و مسلح همراه نیروهای مسلح اتحادیه دهقانان مریوان که برای حفاظت از تظاهرات به شهر آمده بودند با مزدوران مقر سپاه پاسداران درگیر شدند که در نتیجه آن ۹ نفر از مزدوران کشته شده و مقر سپاه توسط مردم تسخیر و تعطیل شد.
بعدازظهر این روز تمام مزدوران شهر مریوان از شهر فرار کرده و به پادگان مریوان رفتند. روزنامه اطلاعات با تیتر درشت نوشت: مقر سپاه در مریوان بوسیله “ضد انقلاب“ خلع سلاح شد. از این زمان پادگان مریوان و فرماندهان ارتش با کمک مزدوران فراری از شهر مشغول توطئە علیه مردم شهر مریوان و انقلابیون شدند.
فرمانده پادگان به شورای شهر مریوان اخطار کرد که باید مردم و انقلابیون اسلحه های خود را تحویل بدهند در غیر این صورت با زور این کار را خواهند کرد. معلوم بود که مردم و انقلابیون زیر بار چنین خواستی نمی روند و بر عواقب خونبار چنین خواستی واقف بودند. مقامات نظامی و ‌استاندار کردستان وقتی با اراده مصمم مردم و انقلابیون روبرو شدند، این بار به مذاکره و گفتگو با شورای شهر رو آوردند. از بعد از ۲۳ تا ۳۱ تیر سه دور مذاکره بین نمایندگان رژیم و شورای شهر برگزار شد. در این مذاکرات اصرار فرماندهان و نمایندگان دولت بر کنترل شهر توسط نیروهای نظامی رژیم بود که همواره از طرف شورای شهر با آن مخالفت و بر کنترل شهر از طرف مردم تاکید می شد.
روز ۳۱ تیر ماه ۱۳۵۸ مذاکرات عملا به بن بست رسید و تهدیدهای پادگان با خمپاره باران شهر شدیدتر شد. اینجا بود که بحث کوچ و حفاظت از جان و امنیت مردم از جانب اعضای شورا مطرح شد و عصر همانروز به تمام اهالی شهر مریوان اطلاع داده شد برای در امان ماندن از حملات رژیم شهر را بطرف محل کوچ که قبلا تعیین شده بود ترک کنند. عصر همان روز اکثر ساکنان شهر بطرف اردوگاهی که بین روستاهای برده رشه و کانی میران تعیین شده بود به راه افتادند و اردوگاه کوچ عملا برپا شد. انقلابیون و تشکلهای موجود با سازماندهی انواع کارها اداره کوچ ‌و حتی نگهبانی از شهر را برای حفاظت از اموال مردم بدست گرفتند. با این حال مذاکره با نمایندگان رژیم و پادگان مریوان ادامه داشت، همزمان سنگر بندی بر بلندی‌های مشرف به پادگان و ‌حفاظت از شهر و زندگی در محل کوچ ادامه داشت و مردم شهر با روحیه بالا از آن پشتیبانی می کردند. امور مالی و تدارکاتی و بهداشت و درمان اردوگاه سازماندهی شده بود. در غروب هر روز در تجمع میدان مرکزی محل کوچ گزارش مذاکرات با رژیم از طرف شورای شهر و اغلب بوسیله رفیق فواد مصطفی سلطانی داده می شد. روزانه سیل کمک مردم از روستاهای اطراف و شهرهای دیگر به محل کوچ می رسید. آوازه کوچ مردم مریوان در تمام ایران پیچید و مورد ‌پشتیبانی احزاب و سازمانها و تشکلهای سراسری قرار گرفت. در کردستان جدا از کمک های مالی و سیاسی از شهرهای دیگر، راهپیمایی شکوهمند مردم مبارز سنندج و بانه و سقز بطرف محل کوچ در همه جا پیچید و موجب دلگرمی و اسقامت بیشتر مردم مریوان گردید.
کوچ مردم مریوان بعد از ۱۴ روز مقاومت و نشان دادن همبستگی و اتحاد مردم، پس از یک دور طولانی مذاکرات شورای شهر و انقلابیون با نمایندگان رژیم و توافق طرفین به پایان رسید و مردم مریوان به شهر بازگشتند. هرچند جمهوری جنایتکار اسلامی بعد از آن در مریوان و کردستان دست به جنایات هولناک ضد بشری زد اما خاطره کوچ، اتحاد و همبستگی مردم یک شهر بعنوان تجربه ای درخشان در تاریخ مبارزات انقلابی کردستان و ایران باقی خواهد ماند .
شرح مفصل زمینه های اجتماعی کوچ، ریزه کاریهای مردم و فعالین آن در آن ۱۴ روز، لحظات پرشور راهپیمایی مردم سنندج و سقز و بانه، بخصوص جزئیات مذاکرات نفس گیر نمایندگان کوچ با جمهوری اسلامی و نقش نیروهای سیاسی، و بالاخره تصمیم به پایان کوچ می تواند خود موضوع یک کتاب و یا سمینارهای متعددی باشد. نوشته حاضر تنها یادآوری این حرکت توده ای مهم بمناسبت فرارسیدن تیر ماه است .
۹ جولای ۲۰۲۶

See less
اشتراک گذاری