جنگ و کارنامه ناسیونالیسم
جنگ و کارنامه ناسیونالیسم
ناسیونالیسم یک بستر سیاسی و یک گرایش اجتماعی با نحلههای مختلف است. ناسیونالیسم از ارکان اساسی جهان بینی و ایدئولوژی طبقه بورژوازی در کشمکشهای دائمی علیه طبقه کارگر و اکثریت جامعه است. در جنگ و فضای جنگی، ناسیونالیسم از سلاحهای مخرب و موثر است. در زمان جنگُ ناسیونالیسم ایدئولوژی ناظر بر جنگ و رقابت جناحهای متخاصم جنگطلب است. بدون میدان دادن به تمایلات دوآتشه ناسیونالیستی، در فقدان تسلط نسبی حماقت “ملی و میهنی”؛ جنگ پیش نمیرود، توجیهات جنگی کماثر با بیاثر میشوند، بسیج حول منافع جنگ طلبان کاهش مییابد و امکان تحمیق عمومی ضعیف میشود. ناسیونالیسم پرچمی برای بسیج انسانی و فکری، ایجاد نفرت از همسایه و ترویج دیگری گریزی، دامن زدن به بیرحمی و خونخواهی، محور پروپاگاند جنگی جهت توجیه توحش بورژواهای متفرقه در جنگ است.
کارنامه ناسیونالیسم در جنگ
جناحهای مختلف گرایش ناسیونالیسم با مفروضات و نقطه عزیمتهای مشترک و شریک در اهداف جنگ طلبانه یکسوی معادله، در این جنگ در مقابل هم قرار گرفتند و در عین حال جملگی علیه مبارزه مردم و روند سرنگونی عمل کردند. در این یادداشت صرفاً به رئوس هر کدام اشاره میکنیم:
ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی
در سالهای اخیر ناسیونالیسم ایرانی بعنوان مثال مانند دوره داریوش همایون، نماینده سیاسی جدی نداشت. سلطنت طلبان و طیف فاشیست و فالانژ با فرهنگی ضد زن و متحجر، علمدار اردوی ناسیونالیسم ایرانی بودند. جریانات متفرقه سلطنت طلب، مشروطه خواهان و رضا پهلوی و تیمش جملگی حول این لایه فاشیستی بخط شدند. این خط بیتردید مدافع جنگ، جنگطلب، موئتلف نتانیاهو و ترامپ، نماینده حمله نظامی بود و اینروزها روی دوش ویرانی و قتل عام کودکان و مردم غیر نظامی میرقصند و در توهم “داریم میریم به تهران” غوطهورند. این جریان علیرغم بسیج رسانهای و حمایت مالی وسیع و نشر اکاذیب بعنوان “خبر”، تا امروز چراغ سبزی از “عمو ترامپ”شان نگرفتهاند. دوران مصرف این خط دارد تمام میشود. لازم به ذکر است که کل استخوانبدی سیاست و تبلیغات ناسیونالیسم ایرانی حول “دفاع از ایران”، “تمامیت ارضی”، “مقابله با اجنبی” و شعارهائی مانند “چو ایران نباشد تن من مباد” شکل گرفته بود، منفعت مادی و واقعی این طبقه طفیلی و منفور و تاریخاً نوکر ایجاب کرد که کل این تبلیغات توسط مدعیانش به زبالهدان ریخته شود و برای بمباران ایران از ترامپ و نتانیاهو تشکر کنند.
ناسیونالیسم قومی و فدرالیست
سلطنت طلبان تنها هواداران جنگ نبودند. سازمانها و دستجات ناسیونالیسم کرد از مدافعان قدیمی جنگ و حمله نظامی به ایران بودند و در جنگ اخیر بمثابه بلدچی و پیاده نظام ارتش اسرائیل و آمریکا در کردستان عراق سازمان داده شدند و آماده دریافت دستور برای ورود به داخل کشور بودند. این خط که سنگ “مبارزه با ستم ملی” را به سینه میزند، حتی اختیار سیاسی خود را ندارد و با انصراف ترامپ و عدم اطمینان به توانائی آنها فعلاً در اتاق انتظارند. ورود به خاک ایران و بدست گرفتن مناطق کردنشین برخلاف دوره حمله اول به عراق و داستان “اقلیم”، حتی با “نوفلای زون” و منطقه پرواز ممنوع و حمایت هوائی حل نمیشود. دوره تغییر کرده است. هر حرکت بداخل بمعنای قتل عام نیروها با دِرون و موشک و فرصتی برای یک کشتار گسترده از مردم کردستان است. ناسیونالیسم کرد و سلطنت طلبان در عین اختلاف باهم برسر تقسیم قدرت، هر دو موئتلف ترامپ و نتانیاهو و هر دو آماده اجرای هر نوع دستورند. رضا پهلوی در باد ترامپ و نتانیاهو و “کمک در راه است”، علیرغم اطلاع از دستور تیر و کشتار برای ۱۸ و ۱۹ دیماه فراخوان داد و مردم را جلو گلوله فرستاد. امروز عبدالله مهتدی میگوید اگر آمریکا حمایت کند هزاران جوان اسلحه بدست میگیرند.
ناسیونال شووینیسم
در سوی دیگر جنگ طلبان جمهوری اسلامی و موئتلفینش قرار دارند. ناسیونال شوونیسم پرچم دفاع از حاکمیت در حال جنگ تحت عنوان کاذب “دفاع از میهن” و “دفاع از ایران” و “دفاع از تمامیت ارضی” است. در این جنگ دستکم جمهوری اسلامی و دولت اسرائیل و بدرجات کمتری دولت آمریکا که ادعای “مقابله با تهدید قریبالوقوع از جانب جمهوری اسلامی” داشت، با تبلیغات ناسیونال شووینیستی برای انسجام درونی و پیشروی در جنگ تلاش میکنند. ناسیونال شوونیسم تلاش میکند جامعه را حول اهداف حکومت و مشخصتر اهداف جنگ طبقه بورژوازی بسیج کند. به ابراز وجود در دفاع از سیاستهای جنگطلبانه میدان دهد و متقابلاً هر صدای مخالفی را بعنوان “جاسوس بیگانه” خفه کند. این بستر متحدین داخلی و منطقهای و جهانی دارد. بعنوان مثال اردوگاهیهای سابق و نئوکمپیستها که در تقابلهای قدرتهای سرمایهداری حول محور چین و روسیه و علیه آمریکا و موئتلفینش ایستادهاند، جریانات موسوم به محور مقاومت که رژیم اسلامی در رأس آن قرار دارد از دستجات اسلامی تا فرقههایی که با ادبیات غیر اسلامی و بعضاً چپ سخن میگویند اما بخشاً فالانژتر از حکومت و هر ناسیونالیستی مستقیم یا غیر مستقیم از اهداف جنگی جمهوری اسلامی حمایت میکنند. بخشی از “ایران شهریها” که در حکومت اسلامی منافع مُسلمی دارند و طیف پروار شده بورژوازی اسلامی، متحدین ناسیونال شووینیسم حکومتی البته با ادبیات “عظمت ایرانند”.
ناسیونال چپ و ناسیونالیسم ضد امپریالیستی
در حاشیه دو اردوگاه اصلی جنگ طلب، گرایشهای چپ این دو جناح در حاشیه بستر اصلی مشغول جست و خیزند. ناسیونالیسم چپ به بهانه “مبارزه با جمهوری اسلامی” ضمنی و بعضاً علنی از جنگ حمایت و حتی در آن “انقلاب” جستجو میکند. این خط که نوع “حزب کمونیست کارگری” نماینده آنست، و البته به آن محدود نیست و طیفی از محافل و شخصیتها را دربرمیگیرد، مدافعان خجول و امیدوار “ثمرات” جنگ هستند. شکست پروژه پهلوی و همینطور فالانژیسم این جریان، متحدان دور و نزدیک را فراری داد و حذف کرد و همکاریهای دیروز رنگ باختند. امروز ناسیونالیسم چپ همان آرزوها و توهمات پوپولیستی “همه با هم” را تعقیب میکند و اینبار موئتلف ناسیونالیسم قومی و فدرالیستهای جنگطلب شده است. اهدف تغییر نکردند، “دوستان جدید” پیدا شدند.
ناسیونالیسم ضد امپریالیستی نیز شاخه چپ ناسیونالیسم شوونیسم بستر اصلی است. عمده جریانات سنتی چپ اروپا و آمریکا که شعار “دستها از ایران کوتاه” و “نه به جنگ” را سر میدهند، علیه جنگ ارتجاعی و اهداف ارتجاعی طرفین جنگ نیستند، از حق حاکمیت جمهوری اسلامی، از مواجههاش با آمریکا و اسرائیل، از ارتجاع “محور مقاومت” و متحدین منطقهای و جهانیاش دفاع میکنند. در اپوزیسیون ایران و ایرانیان خارج کشور افراد و محافل مختلفی با همین استدلالها در این جنگ علیه امریکا و اسرائیل و در “کنار ایران” یا صریحتر کنار جمهوری اسلامیاند. برای برخی ایران “ویتنام دوم” است و لابد خامنهای و رادان هم “هوشی مین” آن!
اشتراکات گرایش ناسیونالیسم
رگههای مختلف ناسیونالیسم اگرچه در دو اردوگاه اصلی جنگ طلب تقسیم شدند و کسب منفعت هرکدام در نفی منفعت دیگری است، با اینحال نقطه عزیمت یکسان دارند، اصول واحد دارند، هر دو جنگ طلب و ضد جامعه اند، هر دو با منفعت و تعالی انسان در تناقضاند. تفاوتهای ناسیونالیسم در جبهههای جنگ و موئتلفین سیاسی است. ناسیونالیسم ایدئولوژی جنبشی است که کارخانه تولید نفرت ملی و قومی و توجیهگر جنایت جنگی با معیارهای ضد انسانی و ضد اخلاقی است.
تعصب کور در ناسیونالیسم یک مشخصه سیاسی است که پتانسیل روشهای فاشیستی را برملا میکند. ناسیونالیسم یک پایه فاشیسم است و درجه ای که تنور تبلیغات ناسیونالیستی را داغ کنید، سر از اردوگاه فاشیستها درمیاورید. از ملیگرائی تا فاشیسم راهی نیست، بیدلیل نیست که رگههای اصلی ناسیونالیسم، علیرغم اختلافات درون خانوادگیشان، تمایل به ناسیونالیسم فالانژ و پرخاشگر و مملو از نفرتپراکنی دارند. مبارزه با ناسیونالیسم با امتیاز دادن به آن و یا ناسیونالیزه کردن سیاست یک بیراهه است. ناسیونالیسم را تنها قدرت همبستگی انسانی، نوعدوستی، برابری طلبی و آزادیخواهی کارگری، مبارزه با هر نوع ستم، با پاسخ روشن برای حل قطعی مسئله ملی کرد و تقویت مبارزه سراسری مردم ایران، میتوان ناسیونالیسم را بیخاصیت کرد.
سردبیر.
۲۰ مارس ۲۰۲۶
