23/04/2026

ستون هفتگی در سایه «دیپلماسی ماراتنی» و دانشگاه‌های ملتهب؛ روایتی از بن‌بست یک نظم فرسوده وریا روشنفکر

ستون هفتگی
در سایه «دیپلماسی ماراتنی» و دانشگاه‌های ملتهب؛ روایتی از بن‌بست یک نظم فرسوده
وریا روشنفکر
مرور روزنامه‌های چاپ داخل در روزهای اخیر، تصویری دوگانه اما به‌هم‌پیوسته از وضعیت کنونی ایران به دست می‌دهد: از یک سو “ماراتن دیپلماتیک” برای توافقی که قرار است کشور را از سایه جنگ بیرون بکشد، و از سوی دیگر دانشگاه‌ها، مدارس و خیابان‌هایی که زیر فشار سرکوب، فقر و بی‌اعتمادی می‌جوشند. آنچه در این میان غایب است، نه تحلیل فنی پرونده هسته‌ای یا آمار تورم، بلکه صدای مردمی است که هزینه این «حساس‌ترین روزها» را با جان و معیشت خود می‌پردازند.
روزنامه آرمان ملی با عنوان “ماراتن ایران و آمریکا برای توافق عادلانه” مذاکرات را وارد “فاز جدید”ی می‌داند و از فضای سازنده سخن می‌گوید. در این روایت، گفت‌وگوهای ژنو با حضور عباس عراقچی و استیو ویتکاف و با میانجی‌گری وزیر خارجه عمان، گامی به سوی تفاهمی عادلانه تصویر می‌شود؛ هرچند همان گزارش اذعان می‌کند که تضمین پایداری توافق، رفع تحریم‌ها و موضوعات پادمانی همچنان “پاشنه آشیل” باقی مانده‌اند. اما این خوش‌بینی دیپلماتیک در خلأ اجتماعی شکل نمی‌گیرد. وقتی هم‌زمان از “جنگ رسانه‌ای” و جابه‌جایی‌های نظامی آمریکا سخن گفته می‌شود و دونالد ترامپ ضرب‌الاجل ۱۰ تا ۱۵ روزه تعیین می‌کند و از “اتفاقات بسیار بد” حرف می‌زند، این پرسش پیش می‌آید که آیا آنچه “ماراتن دیپلماتیک” خوانده می‌شود، در واقع مسابقه‌ای برای تحمیل شرایط از موضع قدرت نیست؟
روزنامه پیام ما با تیتر “هیچ اورانیومی از کشور خارج نمی‌شود” تلاش می‌کند تصویری از ایستادگی در برابر خواست “غنی‌سازی صفر” ارائه دهد. نقل‌قول از یک “دیپلمات آگاه” بی‌نام، تأکید بر باقی ماندن مواد هسته‌ای در کشور و تعویق ایده کنسرسیوم منطقه‌ای، همگی نشانه‌هایی از شکاف عمیق میان مواضع رسمی دو طرف است. در حالی که واشنگتن توقف کامل غنی‌سازی و گسترش دستور کار به برنامه موشکی و سیاست منطقه‌ای را مطالبه می‌کند، تهران از “پیشنهاد منطقی و متوازن” سخن می‌گوید. این دوگانگی نشان می‌دهد که بحران صرفاً فنی یا حقوقی نیست؛ بلکه تلاقی دو راهبرد سیاسی است که هر دو بیش از آنکه به رفاه مردم بیندیشند، در پی تثبیت موقعیت خود در معادلات قدرت‌اند.
بازتاب گزارش وب‌سایت اکسیوس در روزنامه توسعه ایرانی با تیتر “ترامپ آماده بررسی پیشنهاد ایران برای غنی‌سازی نمادین است” نیز بیش از آنکه نشانه گشایش باشد، بیانگر مدیریت بحران در آستانه انفجار است. وقتی فرستاده ویژه آمریکا از این می‌گوید که رئیس‌جمهورشان می‌پرسد چرا تهران “تسلیم نشده”، زبان دیپلماسی به زبان تسلیم و فشار نظامی نزدیک می‌شود. این همان منطق زور عریان است که با آرایش ناوهای هواپیمابر و انتقال نیرو به منطقه تکمیل می‌شود. در چنین فضایی، سخن گفتن از “فرصت تاریخی” بیشتر به تلاش برای آرام‌سازی افکار عمومی شبیه است تا توصیف یک گشایش واقعی.
روزنامه جمهوری اسلامی با تیتر “پنج‌شنبه ژنو ۲، مذاکرات ایران و آمریکا” بر حساسیت دور سوم تأکید می‌کند و حضور احتمالی چهره‌هایی چون جرد کوشنر را برجسته می‌سازد. هم‌زمان، تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی و هشدارهای متقابل مقامات ایرانی درباره “تجاوز” و پاسخ قاطع، نشان می‌دهد که دو طرف بیش از آنکه در مسیر اعتمادسازی باشند، در حال چانه‌زنی زیر سایه تهدید متقابل‌اند. این وضعیت “نه صلح و نه جنگ” که برخی روزنامه‌ها از آن سخن می‌گویند، در واقع تعلیق دائمی جامعه در وضعیت اضطراری است؛ وضعیتی که بهترین بهانه برای سرکوب داخلی و فرافکنی بحران‌های ساختاری به “دشمن خارجی” را فراهم می‌کند.
اما اگر از صفحه سیاست خارجی به صفحات اجتماعی و دانشگاهی همین روزنامه‌ها برویم، تصویر کامل‌تری از این بن‌بست نمایان می‌شود..ستاره صبح در گزارش “ناآرامی در دانشگاه” و سپس “روزهای حساس” از اعتراضات گسترده دانشجویان در دانشگاه‌های شریف، تهران و امیرکبیر می‌نویسد و پیشنهاد «کرسی‌های آزاداندیشی» را مطرح می‌کند؛ گویی مسأله، سوءتفاهمی قابل حل با گفت‌وگوست. اما وقتی شعارهای “آزادی” با حمله نیروهای حامی حکومت پاسخ داده می‌شود و دانشجویان با پرونده‌های انضباطی و ممنوع‌الورود شدن مواجه‌اند، تقلیل بحران به نبود دیالوگ، نادیده گرفتن ساختار سرکوب است.
گزارش “در صف کمیته انضباطی” در شرق از احضار دست‌کم ۱۸۰ دانشجو و تشکیل ده‌ها پرونده انضباطی پرده برمی‌دارد. جلسات تفهیم اتهام ۱۵ دقیقه‌ای، احضار دانشجویانی که حتی در محل تجمع حضور نداشته‌اند و ممنوع‌الورود شدن‌های شفاهی، نشان می‌دهد که دانشگاه بیش از آنکه نهاد علم باشد، به میدان کنترل امنیتی بدل شده است. هم‌زمان، گزارش “بازگشت ادبیات رسمی در تعریف آشوب و اعتراض” در توسعه ایرانی به درستی اشاره می‌کند که برچسب‌زنی امنیتی و تهدید به اخراج دیگر کارکرد بازدارنده پیشین را ندارد؛ نسلی که چیزی برای از دست دادن نمی‌بیند، هزینه دادن را بخشی از هویت کنشگری خود می‌داند.
بحران تنها به دانشگاه محدود نیست. گزارش “نیمکت‌های خالی” در اعتماد از جان‌باختن و بازداشت صدها دانش‌آموز سخن می‌گوید؛ آماری که میان روایت‌های رسمی و نهادهای صنفی در نوسان است. وقتی سخنگوی قوه قضائیه بازداشت زیر ۱۸ ساله‌ها را تأیید می‌کند و آنان را متهم به “اقدامات جنایتکارانه” می‌خواند، و هم‌زمان مقامات آموزشی از آزادی کامل سخن می‌گویند، تناقض آشکار میان دستگاه‌های رسمی خود گواه عمق بحران است. مدرسه و دانشگاه که باید محل پرورش اندیشه باشند، به صحنه‌ای برای نمایش اقتدار امنیتی تبدیل شده‌اند.
در کنار این فضای امنیتی، صفحات اقتصادی روزنامه‌ها تصویری از فروپاشی معیشتی ارائه می‌کنند. تیتر “قفسه‌های پُر، چرخ‌های خالی” در روزنامه امروز و گزارش “نبرد برای نان” در پیام ما نشان می‌دهد که حتی با وفور ظاهری کالا، قدرت خرید به‌شدت سقوط کرده است. دلار ۱۶۴ هزار تومانی، رشد ۵۰ درصدی قیمت پوشاک و کاهش قدرت خرید کارگران به یک‌سوم دهه قبل، صرفاً اعداد اقتصادی نیستند؛ شاخص‌های یک فاجعه اجتماعی‌اند. وقتی دستمزد یک روز کارگر معادل یک بطری روغن می‌شود، بحث بر سر درصد غنی‌سازی برای اکثریت جامعه معنای ملموسی ندارد.
در چنین شرایطی، اصرار بر روایت «توافق سریع، خواسته مشترک ایران و آمریکا» در آرمان امروز بیشتر شبیه تلاش برای تزریق امیدی کنترل‌شده است. امیدی که قرار است بازار سرمایه را آرام کند، نرخ ارز را مهار کند و اعتراضات را به تعویق بیندازد. اما تا زمانی که ساختار سیاسی بر حذف، سرکوب و نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی استوار است، هیچ توافق خارجی”اگر امضا شود” نمی‌تواند شکاف میان دولت و جامعه را پر کند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این گزارش‌ها برمی‌آید، نه تصویر کشوری در آستانه “توافقی بی‌سابقه”، بلکه جامعه‌ای درگیر هم‌زمان سه بحران است: بحران مشروعیت سیاسی، بحران معیشتی و بحران آزادی‌های مدنی. دیپلماسی اگر هم به نتیجه برسد، در بهترین حالت مُسکنی موقت بر پیکر نظمی است که از درون فرسوده شده است. تا زمانی که دانشگاه با کمیته انضباطی، مدرسه با بازداشت، و سفره مردم با تورم پاسخ داده می‌شود، هیچ “ماراتن دیپلماتیکی” قادر نخواهد بود این شکاف عمیق را پر کند.
۲۶ فوریه ۲۰۲۶
اشتراک گذاری