اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست آغاز پایان ترامپیسم!
اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
آغاز پایان ترامپیسم!
شکست راست افراطی و ضرورت تعرض کارگری – سوسیالیستی
انتخابات سوم نوامبر شکستی سیاسی و سنگین به ترامپ، ترامپیسم و راست افراطی آمریکا تحمیل کرد. جمهوریخواهان کنترل هر دو مجلس کنگره را از دست دادند. میلیونها نفر به جنگ طلبی، مهاجرستیزی، نژادپرستی، تعرض ضد کارگری و قلدری هیات حاکمه “نه” گفتند. این یک جابهجایی متعارف قدرت میان دو حزب سوپرکاپیتالیست طبقه حاکمه نیست. ضربهای است به جریانی که با تعرض به آزادیها، نظامیگری و بسیج ارتجاعیترین نیروهای جامعه به میدان آمده بود.
این شکست اساسأ از دل جامعه برخاست، نه صرفا از صندوق رای. گرانی، سقوط قدرت خرید، ناامنی اقتصادی، شکار مهاجران، اقتدارگرایی و جنگی پرهزینه نارضایتی عمیقی انباشته بود که پیش از انتخابات در خیابان فریاد زده شد.
ترامپ صرفا نام یک سیاستمدار راسیست نیست. ترامپیسم جنبشی راست و شبه فاشیستی است که از بحران و معضلات سرمایهداری معاصر زاده شده است. پاسخ آن به این معضلات، اولترا ناسیونالیسم، سرکوب، قلدری و میلیتاریسم است. شکست انتخاباتی این جنبش را زخمی کرده، اما ریشههایش را نخشکانده است. با این همه، هاله شکست ناپذیری آن فروریخته است. این میتواند آغاز پایان ترامپیسم باشد، اما پایان آن را نه صندوق رای، بلکه توازن واقعی نیروهای اجتماعی رقم خواهد زد.
راست افراطی زیر ضرب؛ جامعه در اعتراض
این تحول به آمریکا محدود نیست. در اروپا، از فرانسه تا دیگر کشورها، اعتراضات کارگری و اجتماعی علیه گرانی، ریاضت و سقوط سطح معیشت، نارضایتی از نظم سرمایه را به خیابان کشانده است. در برزیل، جریان بولسونارو، از ستونهای راست افراطی جهان، در ۲۰۲۲ و بار دیگر در اکتبر ۲۰۲۶ شکست خورد. این تحولات یکسان نیستند، اما از واقعیتی مشترک خبر میدهند: گسترش مقاومت اجتماعی، بحران مشروعیت سیاستهای حاکم و شکاف در موقعیت راست افراطی. راست افراطی از استیصال جامعه تغذیه میکند. همان جامعه، وقتی آگاهانه و سازمانیافته به حرکت درآید، میتواند گورکن آن شود.
نام سوسیالیسم در قلب سرمایهداری آمریکا
یکی از معنادارترین تحولات این انتخابات حضور نامزدهای جریانهایی است که خود را سوسیالیست معرفی میکنند. سازمان سوسیالیستهای دمکرات آمریکا و شاخههای آن از ۱۳۱ نامزد برای کنگره، مجالس ایالتی و نهادهای محلی حمایت کردند.
آمریکا دههها ستاد مرکزی تبلیغات ضدکمونیستی جهان بود. دستگاه تبلیغاتی سرمایه سوسیالیسم را مترادف استبداد، ورشکستگی اقتصادی و دشمنی با آزادی جا زد. سپس بر ویرانههای دیوار برلین، پایان تاریخ و پیروزی ابدی بازار، رقابت و فرد پرستی را جشن گرفت. اما تاریخ به فرمان سرمایه متوقف نشد. نسلهای تازه با فقر، بحران مسکن، بدهی، ناامنی شغلی، جنگ و تمرکز بیسابقه ثروت و قدرت روبهرویند. سرمایهداری بازار توانست رقیب خود، سرمایهداری دولتی، را از میدان به در کند. اما نتوانست نیاز جامعه به رهایی از سرمایه را از میان ببرد. بازگشت نام سوسیالیسم حال با هر تعبیری به سیاست آمریکا نشان میدهد که دیوار تبلیغات ضد کمونیستی ترکهای تعیین کننده ای برداشته است.
این تحول مسلما به معنای پیروزی سوسیالیسم نیست. اکثریت این جریانها رفرمیستاند. افقشان اصلاح سرمایه داری، بازتوزیع ثروت و گسترش خدمات عمومی است. الغای کار مزدی، لغو مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و توزیع و پایان حاکمیت سرمایه در افق آنها نیست. مرز بنیادی سوسیالیسم رفرمیستی و سوسیالیسم کارگری همین جاست. اصلاحات ضروریاند، اما مادام که مناسبات تولید سرمایه داری دست نخورده باقی بماند، سلطه سرمایه بازتولید میشود. سوسیالیسم را نمیتوان در صندوق رای، در کرسیهای پارلمان یا با اصلاح دولت موجود به پیروزی رساند. سوسیالیسم مستلزم جنبش عظیم اجتماعی و سیاسی طبقه کارگر است. به نفوذ کمونیسم در صفوف این طبقه و به حزبی قدرتمند نیاز دارد. باید قدرت سیاسی را تصرف کند و مناسبات تولید و توزیع را از بنیاد دگرگون کند. اما بازگشت نام سوسیالیسم فرصتی مهم است. تبدیل آن به نیروی رهایی به افق و سازمانیابی حزبی و تودهای مستقل سوسیالیسم کارگری نیاز دارد.
نه به ترامپیسم؛ نه به حاکمیت سرمایه با نقابی دیگر!
آزادیخواهی و سوسیالیسم نباید اجازه دهد که شکست جمهوریخواهان به مصادره اعتراض مردم به دست دمکراتها بینجامد. دمکراتها حزب دیگر همان طبقه حاکمهاند. سیاست خارجی میلیتاریستی، حمایت همه جانبه از دولت فاشیست اسرائیل، پاسداری از مناسبات سرمایهداری و تحمیل سیاستهای ضد کارگری در کارنامه آنها حک شده است. این کارنامه با یک پیروزی انتخاباتی پاک نمیشود.
مساله فقط این نیست که کدام حزب سرمایه حکومت کند. مساله این است که چرا قدرت سیاسی باید در انحصار طبقه سرمایهدار باقی بماند. حق رای و آزادیهای سیاسی دستاوردهای اساسی مردماند، اما انتخاب میان دو حزب سرمایه را نباید با اختیار جامعه بر سرنوشت خود یکی گرفت. صندوق رای هر چند سال یک بار حکمی صادر میکند. اما هیاتمدیرههای سرمایه هر روز بر سرنوشت میلیونها انسان حکم میرانند.
شکست یک جناح سرمایه پایان حاکمیت سرمایه نیست. عبور از انحصار دوحزبی قدرت تنها با یک حزب انتخاباتی سوم ممکن نمیشود. به نیروی مستقل اجتماعی و سیاسی طبقه کارگر نیاز دارد که در جدال بر سر قدرت دخالت کند و افقش از اصلاح دولت سرمایهداری فراتر رود. تجربه مبارزات کارگری و کمونیستی، از جمله در ایران، یک حقیقت را بارها نشان داده است. بدون استقلال سیاسی طبقه کارگر و تحزب کمونیستی، حتی پیروزیهای مهم سیاسی در چارچوب نظم موجود مهار و بیاثر میشوند.
ضربهای به جنگ طلبی و متحدان جهانی ترامپ
شکست ترامپ ضربهای به متحدان جهانی او نیز هست، پیش از همه به نتانیاهو و راست افراطی اسرائیل. نارضایتی از جنگ ایران و هزینههای آن، همراه با مخالفت فزاینده با پشتیبانی واشنگتن از سیاستهای اسرائیل، جنگ طلبی را تضعیف کرده است. اما خطر جنگ رفع نشده است. ماشین جنگی آمریکا همچنان میچرخد و ترامپ زخم خورده ممکن است برای جبران عقب نشینی به نمایش تازهای از قدرت نظامی در ایران و خاورمیانه متوسل شود.
در اپوزیسیون راست ایران، سلطنت طلبان و رضا پهلوی و جریانات پروغرب جنگ طلب و ناسیونالیستهای جنگ طلب کرد آینده خود را به ترامپ و نتانیاهو، مداخله نظامی خارجی و جنگ گره زدهاند. اکنون محاسباتشان نیز ضربه جدی خورده است. این جریانات ودر رأس آنها سلطنت طلبان نماینده ذرهای از آزادیخواهی مردم نیستند. رضا پهلوی پرچمدار بازگرداندن سلطنت و شکل دیگری از حاکمیت استبدادی و ارتجاعی است. آزادی مردم ایران نه از بمبهای آمریکا و اسرائیل بیرون میآید، نه هدیه کاخ سفید است و نه میراث یک خاندان مرتجع. مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، علیه جنگ و علیه همه آلترناتیوهای ارتجاعی، مبارزهای مستقل برای آزادی، برابری و رهایی انسان است.
فردای انتخابات: تعرض را باید گسترش داد!
شکست ترامپیسم باید در زندگی مردم لمس شود. مطالبات فوری جامعه روشن است: توقف تعرض بە سطح معیشت دەها میلیون خانوار کارگری، توقف تعرض به مهاجران، مقابله با نژادپرستی و سیاستهای ضدکارگری، افزایش دستمزدها، مسکن، درمان و آموزش رایگان و قابل دسترس، آزادی بیقید و شرط تشکل و اعتراض، پایان جنگ و جنگ طلبی.
تحقق این مطالبات به سازمانیابی کارگری و توده ای، گسترش نفوذ سوسیالیسم در میان کارگران و جوانان و حضور قدرتمند جنبشهای آزادیخواهانه گره خورده است. چالش جنبش کارگری و سوسیالیستی آمریکا این است که نگذارد دمکراتها نارضایتی جامعه را مهار کنند. نباید هم بگذارد راست افراطی نیروهایش را بازسازی کند. هیچ جامعهای با انتخاب حاکمان کاپیتالیست تازه از سلطه سرمایه رها نشده است. برای ساختن جامعهای نو باید نیروی اجتماعی تغییر آن را ساخت.
نبرد بر سر سرنوشت این تحول تازه آغاز شده است. یا شکست ترامپیسم در چارچوب ترمیم نظم موجود مهار میشود، یا به پیشروی جنبش کارگری، آزادیخواهانه و سوسیالیستی و دگرگونی واقعی توازن قوا میانجامد.
حزب کمونیست کارگری – حکمتیست در ایران با جمهوری اسلامی، با انواع ناسیونالیسم و حاکمیت سرمایه در جدال است. از این جایگاه، در همبستگی با کارگران، جوانان و آزادیخواهان آمریکا، بر ضرورت تبدیل این شکست به تعرضی اجتماعی علیه فقر، نژاد پرستی، راسیسم و فاشیسم و استبداد، میلیتاریسم و حاکمیت سرمایه تاکید میکند. آغاز پایان ترامپیسم را باید به سرانجام رساند. اما افق سوسیالیسم کارگری فراتر از شکست ترامپیسم است: پایان حاکمیت سرمایه بر زندگی انسان، الغای کار مزدی و برپایی جامعهای آزاد، برابر و سوسیالیستی.
برای پایان جنگ و بربریت سرمایهداری!
برای یک دنیای بهتر!
آزادی،برابری، حکومت کارگری
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
١٤آبان ١٤٠٥-۴ نوامبر ۲۰۲۶





