19/10/2026

اعلامیه حزب کمونیست کارگری – حکمتیست مذهب ‌زدایی در خیابان؛

DFB4CA10-44C6-4206-9642-5C4A586AF2F8
اعلامیه حزب کمونیست کارگری – حکمتیست
مذهب زدایی در خیابان؛
یورش تازه رژیم اسلامی را به شکست و پیشروی جنبش آزادی زن بدل کنیم!
محسنی اژه‌ای، رئیس جنایتکار قوه قضاییه، دادستان‌های سراسر کشور را مأمور کرده است با همکاری نهادهای امنیتی و دولتی با آنچه که «ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی» و «برهنگی» می‌نامند. هم‌‌زمان حکومت‌های زنان بار دیگر با سخنان خود می‌گویند که حجاب اسلامی را دور انداخته‌اند و کافه‌ها، رستوران‌ها و واحدهای صنفی را به‌خوبی پوشش می‌دهند یا می‌کنند. زبان این فرمان اداری و بی‌رمق است، اما حقیقتی عریان پشت آن قرار دارد: رژیم اسلامی دستگاه قضایی و امنیتی خود را به جنگ با زندگی فرستاده است. می‌خواهد حجاب اسلامی و قوانین ضد انسانی مذهبی را با شدت بیشتری بر جامعه تحمیل کند و زنانی را که از آن سر باز می‌زند مرعوب کند.
در قاموس این حکومت، «نهنجاری» نام دیگر زندگی است: زنی که پوشش خود را آزادانه انتخاب می‌کند و می‌کند و به باد می‌سپارد. جوانی که میرقصد؛ و جامعه‌ای که بی اجازه آخوند و اسلام شادی و زندگی می‌کند. آنچه حکومت ناهنجاری می‌خواند، هنجار تازه جامعه است.
سند شکست، نه نشانه قدرت
رژیم می‌خواهد با فرمان آنچه را در خیابان باخته است پس بگیرید. این فرمان از موضع قدرت صادر نشده است. واکنش حکومتی است که در برابر جامعه عقب رانده شده و می‌خواهد سنگر ازدست ‌رفته را با پرونده‌سازی، فشار و ارعاب بازستاند. جمهوری اسلامی در خیزش ۱۴۰۱ در یکی از مهم‌ترین سنگرهای حکومت اسلامی، یعنی حجاب اسلامی، شکست خورد. زنان و جوانان پرچمدار آن نبرد بودند و جامعه را به مرحله تازه از مبارزه کشاندند. این رژیم در سالهای نخست قدرتش حجاب اسلامی را با خون، زندان و شلاق بر جامعه تحمیل کرد. آن دوران ضد انقلاب اسلامی تازه به قدرت رسیده بود و فاجعه‌ای تمام عیار به بار آورد. امروز همان رژیم، فرسوده، منفور، بی‌آبرو و زخمی، می‌خواهد آن را از نو اجرا کند. اما صحنه عوض شده است. آن یورش خونبار در هیئت تکراری درمانده و هراس آلود بازگشته است. خطرش واقعی است، اما نشانه اقتدار نیست؛ رژیمی است که دیگر نمی‌تواند در گذشته حکومت کند، در برابر جامعه‌ای که دیگر نمی‌خواهد به شیوه گذشته زندگی کند و برای برچیدن این رژیم به میدان آمده است.
مقاومت در تار و پود زندگی روزمره جریان دارد. هر خیابانی که زنی بیحجاب از آن می‌گذرد، سنگری است که رژیم از دست داده است. زنی که بدون حجاب اسلامی در خیابان راه می‌رود، در برابر چشم همگان رژیم و اسلام را پس می‌زند. دختران و پسرانی که آزادانه معاشرت می‌کنند، موسیقی می‌شنوند و می‌نوازند، شادی را از تعرض حکومت بیرون می‌کشند و مرزهای نظام اسلامی را به عقب می‌رانند. عمامه پرانی، عقب راندن جانیان «گشت ارشاد» و تعلیم به حوزه‌های علمی و نهادهای مذهبی که در خیز ۱۴۰۱ شاهدشان بودند، جلوه‌های خشم جامعه‌ای است که از فرمانروایی به نام خدا و اسلام و امام به تنگ آمده است. این خشم می‌تواند بار دیگر، و این بار در نتیجه‌ی مثبت‌تر، سر برآورد.
جنبش مذهب زدایی پیش میرود
جامعه ایران اسلامی نیست جمهوری اسلامی، حکومتی است که با قوانین شرعی، دستگاه مافیایی روحانیت و نیروهای سرکوب، مذهب را بر جامعه تحمیل کرده است. در برابر این پروژه، جنبش مذهب زدایی در بطن جامعه پیش می‌رود. مطالب این جنبش روشن است: دست مذهب باید از دولت، قانون، آموزش، مناسبات اجتماعی و زندگی خصوصی مردم کوتاه شود. قوانین و سنت‌های مذهبی‌ای که آزادی انسان و برابری زن را نفی می‌کنند تماماً باید کنار زده شوند. ما خواهان «آزادی بی‌قید و شرط انتخاب لباس؛ لغو هر نوع شرط و وطن رسمی یا ضمنی بر مقدار و نوع پوشش مردم، از زن و مرد، در اماکن عمومی» و «ممنوعیت هر نوع تبعیض یا اعمال مشروط بر پوشش و لباس مردم» هستند.
در قلب این رویارویی سه جنبش به هم پیوسته‌اند: جنبش آزادی و برابری زن، جنبش خلاصی فرهنگی جوانان و جنبش مذهبی ‌زدایی. زنان با نپذیرفتن حجاب اسلامی، حق اختیار بر بدن، پوشش و زندگی خود را به میدان آورده‌اند. جوانان با سرپیچی از جداسازی و آپارتاید جنسی، سانسور، تحجر و اخلاق اسلامی، فرهنگ زندگی آزاد را می‌سازند. جنبش مذهب‌زدایی سلطه مذهب را در همه عرصه‌های زندگی به چالش می‌کشد. این جنبش‌ها یکی و هرکدام ریشه، زبان و میدان خود را دارند. اما در نبرد با حکومت اسلامی و دستگاه اسلام به هم می‌رسند. هر گامی که یکی برمی‌دارد راه دیگری را هموار می‌کند. هر عقب‌نشینی رژیم در یک جبهه، جبهه‌های دیگر را به پیش می‌رند.
هم‌ زمان، مبارزه با فقر و فلاکت و مبارزه با سلطه مذهب و ستم بر زن و جوان، دو جبهه متمایز و مبارزه اجتماعی‌اند. هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرد و هیچ‌کدام را نمی‌توانم به فردای دیگری حواله داد. رژیمی که سفره مردم را خالی کرده، همان رژیمی است که زندگی اجتماعی آنها را به بند کشیده است. زور و سرکوبی که علیه کارگر معترض به کار می‌گیرند، در شکلی دیگر علیه زن بیحجاب و جوان آزادیخواه نیز به کار می‌رود. کارگری که برای معاش، کرامت انسانی و برچیدن استثمار میجنگد، نمی‌تواند سرنوشت خود را از زنی جدا کند که به حکم قانون مذهبی فرودست نگاه داشته باشد. نمی‌تواند جوانی جدا کند که از حق انتخاب و شادی محروم است. آزادی زن و خلاصی از سلطه مذهب، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه کارگر برای رهایی کل جامعه است.
آزادی زن محکی است که هر ادعای آزادی باید با آن بررسی شود. جامعه‌ای که زن در آن آزاد و برابر نیست، آزاد نیست. انقلاب آتی ایران می‌تواند کاراکتر برجسته زنانه داشته باشد: کارگری انقلابی با چهره‌های زنانه که آزادی زن را در مرکز دگرگونی جامعه قرار دهد. سرنگونی کامل رژیم اسلامی نقطه شروع این دگرگونی است. همراه با آن باید دستگاه سیاسی و حقوقی نظام ارتجاعی اسلام سیاسی و مناسبات سرمایه‌داری را که این نظم پاسدار آن است، از بنیان برچید است.
از مقاومت پراکنده تا خیزش سازمان ‌یافته
شرایط این نبرد را ما برنگزیده‌ایم؛ رژیم اسلامی آن را بر جامعه تحمیل کرده است. اما بالاخره را ما می‌نویسیم. آنها با دادستان و پرونده آمده اند. ما با جامعه و همبستگی‌اش پاسخ می‌دهیم. برای درهم‌شکستن این یورش، مقاومت جمعی و سازمانیافته شود.
حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست، زنان و جوانان را فرامی‌خواند در محله‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و محیط‌های کار شبکه‌ها و نهادها و کانون‌های همبستگی بسازند. نگذارند هیچ ‌کس در برابر تهدید، احضار یا تنها نگه داشتن؛ و هر تعارض را با حمایت جمعی، افشاگری و اعتراض پاسخ دهنده. مراکز کسب و کار و کارکنانی که به‌خاطر پوشش خود یا کارشان زیر فشارند نیز نباید تنها بمانند. پلمب هر کافه باید به رسوایی رژیم بدل شود، نه به عبرت دیگران. کارگران، تشکل‌های کارگری و همه مردم آزادی‌خواه را فرامی‌خوانیم در محیط کار و در جامعه زنان و جوانان بایستند و اعتراض‌های پراکنده را به هم پیوند بزنند.
این یورش می‌تواند جرقه پیوند مقاومت‌های پراکنده و سربرآوردن خیزشی اجتماعی باشد. چنین خیزشی نباید به عقب نشینی رژیم در یک مورد محدود شود. باید سرنگونی رژیم اسلامی را هدف بگیرید. از هر مقاومت باید نیرویی برای پیشروی بعدی ساخت و تعرض امروز را شکستی همه‌جانبه برای جمهوری اسلامی بدل کرد. و جوانان در سال 1101 نشان دادند که جامعه از رژیم زنان نیرومندتر است. رژیم می‌خواهد آن درس را از حافظه جامعه پاک کند، اما جامعه آن را فراموش نکرده است. این بار نیز با همبستگی و سازمان یابی، راه سرنگونی رژیم اسلامی زن و پیشروی جنبش آزادی، خلاصی فرهنگی و مذهب‌زدایی را هموار کنیم.
زنده باد جنبش آزادی زن، جنبش خلاصی فرهنگی و جنبش مذهب زدایی!
زنده باد همبستگی با مبارزه با زنان و جوانان!
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!
حزب کمونیست کارگری ایران ـ حکمتیست
۸ مهر ۱۴۰۵ – ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶

_______________________

به ل مراجعه کنید
اشتراک گذاری