18/09/2026

اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست محاکمه سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت؛ حقیقت را ثبت کنیم، دادخواهی را به سرانجام برسانیم!

DFB4CA10-44C6-4206-9642-5C4A586AF2F8
اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
محاکمه سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت؛
حقیقت را ثبت کنیم، دادخواهی را به سرانجام برسانیم!
گزارش تازه عفو بین‌الملل، “معماران جنایت”، سند دیگری است بر آنچه مردم ایران با گوشت و پوست خود در نزدیک به پنج دهه گذشته تجربه کرده‌اند. این گزارش، بر پایه صدها مصاحبه، هزاران ویدئو و انبوهی از اسناد رسمی، قضایی و پزشکی، تصویری از یک سیاست سازمان‌یافته حکومتی برای درهم شکستن خیزشی که به نام “زن، زندگی، آزادی” معروف شد، ارائه می‌دهد. عفو بین‌الملل مرگ ۳۷۷ معترض و رهگذر، از جمله ۵۶ کودک، را مستند کرده و نتیجه گرفته است که قتل، شکنجه، تجاوز و خشونت جنسی، ناپدیدسازی قهری، زندان و تعقیب سیاسی، جنسیتی، قومی و مذهبی در چهارچوب یک حمله گسترده و سیستماتیک علیه مردم، مصداق جنایت علیه بشریت بوده است. این سازمان ۸۷ مقام رژیم اسلامی را نیز مشخص کرده که باید درباره مسئولیت کیفری آنان تحقیق شود.
پشت عدد ۳۷۷، انسان ایستاده است: ژینا (مهسا) امینی، نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده، کیان پیرفلک، خدانور لجه‌ای، حدیث نجفی و ده‌ها کودک و جوان دیگر. هر کدام جهانی از عشق، آرزو، دوستی و زندگی بودند. انسان‌ها آمار نیستند. مرگ هر یک از آنان شکستن جهانی انسانی بود. پشت هر نام، مادری مانده است که هنوز صدای فرزندش را در خانه می‌شنود، پدری که جای خالی او را هر روز زندگی می‌کند، و دوستانی که بخشی از جوانی‌شان برای همیشه در همان خیابانی جا مانده است که رفیقشان در آن به خاک افتاد.
و در سوی دیگر، دستگاه سازمان‌یافته اسلام و سرمایه قرار دارد. در گزارش عفو بین‌الملل نام علی خامنه‌ای، محمد باقری، احمد وحیدی و مجید میراحمدی و … در زنجیره مسئولیت مطرح شده و در ساختار فرماندهی نام‌هایی چون حسین سلامی، محمد پاکپور و حسین اشتری نیز دیده می‌شود. مسئولیت کیفری هر فرد باید در تحقیق و دادرسی مستقل اثبات شود، اما آنچه هرگز نمی‌توان پنهان کرد، وجود ساختاری حکومتی برای سرکوب خونین اعتراضات است.
حقیقت باید از سینه‌ها بیرون بیاید
پرونده جنایت جمهوری اسلامی با خیزش ۱۴۰۱ آغاز نشد. این حکومت از نخستین سال‌های استقرارش با زندان، شکنجه، اعدام و دفن و گورهای بی‌نام‌ونشان کمونیست‌ها، آزادیخواهان و مخالفان سیاسی همراه بوده است. هنوز بخش عظیمی از تاریخ این جنایات نوشته نشده؛ هنوز خاطراتی در سینه مادران، پدران و هم‌بندی‌ها مانده است؛ هنوز پرونده‌هایی بسته، نام‌هایی مفقود و گورهایی بی‌نشان است.
تمامی گورهای جمعی و بی‌نام، به‌ویژه مربوط به کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت و ۱۳۶۷، باید با رعایت موازین علمی و انسانی بررسی شوند. بقایا باید شناسایی شوند. هر انسان باید نام خود را پس بگیرد. بقایای هر پیکر باید به خانواده‌اش بازگردانده شود و با مراسمی شایسته انسانی به خاک سپرده شود. هیچ مادری نباید جهان را ترک کند بی‌آنکه بداند فرزندش کجا به خاک سپرده شده است؛ هیچ انسانی نباید دو بار کشته شود، یک بار با گلوله و طناب و بار دیگر با پاک کردن نام و نشانش از حافظه جامعه.
در هر شهری که انسان‌هایی برای آزادی جان باخته‌اند، باید یادمان و “دیوار جانباختگان راه آزادی” برپا شود؛ نام، تصویر و سرگذشت آنان ثبت شود. نسل‌های آینده باید بدانند در این سرزمین چه گذشت.
محاکمه، نه انتقام
تمامی سران و مسئولان این دستگاه جنایت باید در دادگاه‌هایی مستقل، علنی و عادلانه، در برابر چشم مردم ایران و جامعه جهانی محاکمه شوند. نه دادگاه‌های چنددقیقه‌ای رژیم اسلامی؛ نه اعتراف زیر شکنجه؛ نه حکم از پیش نوشته‌شده؛ نه انتقام.
هر متهم باید وکیل داشته باشد، حق دفاع داشته باشد و مسئولیت فردی‌اش بر اساس شواهد اثبات شود. جامعه آزاد آینده نباید روش جلادان امروز را علیه خود آنان تکرار کند. برتری عدالت بر انتقام دقیقا در همین‌جاست.
این محاکمات باید حقیقت را از تاریکی بیرون بکشند: چه کسی دستور داد؟ چه کسی فرمان را منتقل کرد؟ چه کسی شلیک کرد؟ چه کسی شکنجه کرد؟ چه کسی پرونده ساخت؟ چه کسی اجساد را پنهان کرد؟ و چه دستگاهی همه اینها را ممکن کرد؟
“نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم” یعنی جنایت را به فراموشی نمی‌سپاریم، حقیقت را معامله نمی‌کنیم و نام قربانیان را از تاریخ پاک نمی‌کنیم. بخشش، اگر معنایی داشته باشد، حق قربانی و بازمانده است؛ اما فراموش کردن جنایت، حق هیچ جامعه‌ای نیست.
نه به مصونیت، نه به جنگ علیه مردم
اما جنایت رژیم اسلامی مجوز بمباران و تحریم اقتصادی نیست. رنج مردم ایران نمی‌تواند سند توجیه جنگ قدرت‌های میلیتاریستی و جنگ تروریست‌ها شود. مردمی را که قربانی جمهوری اسلامی‌اند نمی‌توان برای مجازات جمهوری اسلامی فقیرتر و گرسنه‌تر کرد.
موضع ما روشن است: نه حمله نظامی به ایران و نه تحریم اقتصادی مردم. راه رهایی جامعه، از نظر ما، سرنگونی رژیم اسلامی به دست خود مردم و در متن یک انقلاب عظیم اجتماعی است؛ امری که از همان ابتدای شکل‌گیری این رژیم در دستور سیاسی ما بوده است. در کنار این مبارزه، خواهان انزوای سیاسی جمهوری اسلامی، قطع همکاری‌های نظامی با دستگاه سرکوب، تحریم تسلیحاتی آن، سلب جایگاه نمایندگی سیاسی این رژیم به‌عنوان “نماینده مردم ایران” در سازمان ملل و دیگر مجامع بین‌المللی، و تعقیب قضایی مسئولان مظنون به جنایت علیه بشریت هستیم.
یاد ژینا، نیکا، سارینا، کیان، خدانور و همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم را زنده نگاه خواهیم داشت. نام‌هایشان را بر دیوارهای شهرها خواهیم نوشت. زندگی‌هایشان را روایت خواهیم کرد. گورهای بی‌نام را خواهیم گشود و حقیقت را از زیر خاک بیرون خواهیم کشید. ما نمی‌توانیم عزیزان از دست رفته را به زندگی بازگردانیم؛ اما می‌توانیم نگذاریم زندگی‌شان به یک شماره در پرونده‌ای خاک‌گرفته تقلیل پیدا کند و مرگشان در سکوت فراموشی گم شود.
نه برای پرستش مرگ، بلکه برای دفاع از زندگی. نه برای انتقام، بلکه برای اینکه دیگر هیچ قدرتی نتواند انسان را بکشد و تصور کند با دفن پیکرش، حقیقت را نیز دفن کرده است.
و آن روز که آمران و عاملان این جنایات، نه در برابر جوخه انتقام، بلکه در برابر دادگاهی علنی و عادلانه و در برابر چشم مردم و تاریخ بنشینند، روزی تاریخی خواهد بود؛ روزی که قربانیان پس از سال‌ها سکوت سخن خواهند گفت، حقیقت بر مسند قضاوت خواهد نشست و دوران مصونیت جنایتکاران به پایان خواهد رسید. ما اعدام نداریم، طناب دار نداریم، حبس ابد نداریم، شکنجه نداریم، اعتراف زیر فشار نداریم و دادگاه‌های چنددقیقه‌ای و احکام از پیش نوشته‌شده نداریم. عدالت ما قرار نیست تصویر وارونه همان دستگاه جنایت باشد؛ قرار است پایان آن باشد. روزی که، به تعبیر منصور حکمت، بشریت از آنچه بر مردم ایران رفته است خواهد گریست، اما همزمان از این حقیقت نیز سر بلند خواهد کرد که سرانجام عدالت بر جنایت، انسانیت بر توحش و زندگی بر دستگاه مرگ پیروز شده است.
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
٢٥ شهریور ١٤٠٥- ١٦ سپتامبر ۲۰۲۶
__________________

See less
اشتراک گذاری