»»
اخباروگزارشات کارگری:  - اعتصاب وتجمع کارگران محور گستر جهاد ن
اخبار و گزارشات کارگ:  - ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کیان ک
آلترناتیو کارگری و س: مصاحبه اکتبر با فاتح شیخ درباره اعتراضات
پیام قاطع خیزش اجتما:  خیزش توده ای اخیر در واقع اعتراض اجتماع
حمله تجاوزکارانه دول: جذب حمایت افکارمردم آزادیخواه و مترقی جه
گزارش تصویری تظاهرات: گزارش تصویری تظاهرات علیه حمایت بی بی سی
اخبار و گزارشات کارگ: - اعتصاب متحدانه کارگران کاغذ پارس - از
جنبش توده اى براى سر:  مصاحبه با راديو انترناسيونال درباره ١٨
تهدیدات نظامی و لشکر:  دولت فاشیت ترکیه از شب پنجشنبه ۱۸ ژانوی
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
بیانیه احزاب و سازما:  خیزش کارگران، جوانان، زنان آزاده و تهید
اخبار و گزارشات کارگ:  زنده باد یاد کارگران وآتش نان جان باخته
اهمیت اعتصابات کارگر:  چندین رویداد جنبش کارگری ایران طی ماهها
رضا رخشان و سقوط تا :  اعتراضات اخیر چند هفته گذشته جامعه ایرا
اصلاحات، رفراندوم، س:  جنبش اعتراضی مردم در سه هفته اخیر خواست
دیماە ٩٦، دە روزی کە:  جامعە ایران ٣٩ سالە تشنە آزادی، برابری

تهدیدات نظامی و لشکرکشی دولت فاشیست ترکیه به کانتون عفرین محکوم است - اعلامیه حزب حکمتیست

 دولت فاشیت ترکیه از شب پنجشنبه ۱۸ ژانویه با حملات خمپاره ای تجاوزگری نظامی از قبل طراحی شده علیه کانتون عفرین در کردستان سوریه را شروع کرده است. وزیر دفاع دولت جنایتکار ترکیه رسما اعلام کرده "حمله به عفرین قطعی و هدف از آن نابودی نیروهای یگانهای مدافع خلق" مستقر در این شهر است.
در جریان حماسه مقاومت کوبانی، دولت فاشیت ترکیه با حمایت از جنایتکاران داعش آرزوی سقوط کوبانی و شکست نیروهای مسلح مدافع مردم را در سر میپروراند، اما با شکست سخت داعش، سیاست فاشیستی دولت ترکیه هم به سختی شکست خورد. اکنون دولت فاشیست اردوغان قصد لشکر کشی وسیع و تجاوزآشکار و جنگ با مردم حق طلب عفرین و نیروهای "یگانهای مدافع خلق" را در این کانتون در دستور کار فوری خود گذاشته است. در مقابل این تهدیدات، همه شواهد نشان از آمادگی بالای روحیه مقاومت زنان و مردان حق طلب و رزمنده کانتون عفرین، "نیروهای سازمانیافته نظامی دفاع اجتماعی و نیروهای یگانهای مدافع خلق" برای درهم شکستن تجاوزگری ارتش ترکیه را دارد.
دولت ترکیه در چند سال اخیر باایجاد اختناق و دستگیری مخالفین و سرکوب آزادی های سیاسی در ترکیه، شروع جنگ دوباره با "پ. ک. ک" و سرکوب مقاومت مردم شهرهای کردستان ترکیه در راستای پیشبرد سیاستهای سرکوبگرانه و سهم خواهی خود در منطقه، این بار حمله نظامی به کانتون عفرین را تدارک دیده است.
حماسه مقاومت کوبانی و شکست جنایتکاران داعش مورد حمایت اردوغان، قاعدتا باید جلو چشمان سران دولت ترکیه باقی مانده باشد. این بار نیز کورخوانده اند. عزم و اراده ای که از مردم مقاوم و مسلح شده کانتونهای کردستان سوریه و از جمله کانتون عفرین دیده شده، حمایت و همبستگی بی نظیری که در سطح بین المللی از این مقاومت برحق به عمل آمده و هم اکنون ادامه دارد، یک بار دیگر به اردوغان قلدر و سران فاشیست دولت ترکیه خواهد فهماند، جنگ و درافتادن با مردم صاحب اراده و سازمانیافته و مسلح که برای آزادی وبه دست گرفتن سرنوشت خویش و اعمال اراده و حاکمیت مستقیم در صحنه هستند، کار آسانی نیست. عزم و اراده جسورانه اعلام شده روزهای اخیر مردم کانتون عفرین و نیروی مردمی دفاع اجتماعی و یگانهای مدافع خلق، نشان میدهد، تجاوزگری نظامی ارتش ترکیه با مقاومتی سرسختانه روبرو خواهد شد و با تکرار حماسه ای همچون کوبانی، دولت و ارتش ترکیه همچون داعش با شکستی سخت روبرو خواهند شد.
حزب کمونیست کارگری - حکمتیست تهدیدات و تجاوزگری نظامی دولت ترکیه به کانتون عفرین را قویا محکوم میکند. مردم حق طلب و آزادیخواه جهان را به حمایت از مبارزه و مقاومت مردم کانتون عفرین فرامیخواند. احزاب و نیروهای چپ و آزادیخواه و مترقی در منطقه و جهان ضمن حمایت از ایستادگی و مقاومت برحق کانتون عفرین، لازمست با ابتکارات مختلف، سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی را برای جلوگیری از لشکرکشی و تجاوز نظامی دولت جنایتکار ترکیه تحت فشار قرار دهند.

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست
٣٠ دی ١٣٩٦ - ٢٠ ژانویه ٢٠١٨

نشریه اکتبر شماره 233 منتشر شد

اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست است
سردبیر این دوره نشریه اکتبر سعید یگانه هستند
برای دریافت این شماره نشریه لطفا بر روی کلمه دانلود در زیر این جمله کلیک کنید

بیانیه احزاب و سازمانهای کمونیست و چپ فصلی تازه در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی

 خیزش کارگران، جوانان، زنان آزاده و تهیدستان شهری علیه فقر و فلاکت اقتصادی، و علیه تبعیض و بیحقوقی و فساد حکومتی که با سرعت حیرت آوری صد شهر ایران را در بر گرفت فصل تازه ای در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و به زیر کشیدن نظام سرمایه داری گشوده است. این خیزش انقلابی و سراسری که عمیقا ریشه در شرایط غیر قابل تحمل سیاسی و شرایط دشوار کار و زندگی کارگران و اقشار محروم جامعه داشت نشان داد که چه دگرگونی عظیمی در آگاهی عمومی و عزم جامعه برای عبور از جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. توده های بپا خاسته در همان آغاز با سر دادن شعارهای"مرگ بر جمهوری اسلامی"، "مرگ بر روحانی"، "مرگ بر خامنه ای"، "اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمامه ماجرا" کلیت رژیم سیاسی را هدف گرفتند و نشان دادند که هیچ امیدی به بهبود وضعیت زندگی و معیشت خود و پایان دادن به شرایط اختناق سیاسی تحت حاکمیت رژیم جنایتکار اسلامی ندارند.

سران رژیم با به رخ کشیدن نقش نیروهای قهر و سرکوب خود در فروکش دادن تظاهرات و اعتراضات خیابانی، بیهوده وانمود می کنند که خطر خیزش توده ای را از سر گذرانده اند. این در حالی است که اعتراض علیه اوضاع موجود، با تظاهرات خیابانی آغاز نشده است تا با فروکش کردن آن پایان بگیرد. خیزش سراسری اخیر در ادامه اعتصابات و مبارزات گسترده کارگران علیه شرایط مشقت بار زندگی، جنبش سراسری معلمان و بازنشستگان، اعتراضات پیگیر علیه بیحقوقی زنان، مبارزات دانشجوئی، اعتراض عمومی علیه دزدی و فساد در دستگاه حاکم، اعتراضات مالباختگان و خشم و نفرت علیه تبعیض و نابرابری در عرصه های مختلف حیات اجتماعی و علیه دخالت مذهب در زندگی مردم، روی داد. این اعتراضات و تحولی که در آگاهی و اراده توده ها بوجود آمده محصول تجربه عینی در دل این مبارزات و رویارویی آشکار با نظام حاکم بوده و رژیم اسلامی نمی تواند با تکیه بر قوه قهر و سرکوب جلو روند رو به گسترش و تعمیق آن را بگیرد.

جمهوری اسلامی که در بحرانی همه جانبه دست و پا می زند درمانده تر از آن است که پاسخی به مطالبات توده های بجان آمده و بهبود معیشت آنان داشته باشد. از طرف دیگر تظاهرات برای آزادی زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین با شعار " بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم" و همچنین راهپیمایی، اعتصابات و اعتراضات کارگری در دو هفته اخیر و تاکید تشکل های مختلف کارگری، بازنشستگان، دانشجویان، زنان، نویسندگان و هنرمندان مترقی بر ادامه این اعتراضات درست در شرایطی که رژیم قوه سرکوب خود را به رخ جامعه می کشد، نشان از آن دارند که حربه ارعاب کارائی گذشته را از دست داده و خیزش های عظیم تر و بنیان کن تری در راهند.

در شرایط کنونی که درماندگی رژیم در پاسخگویی به خواسته های مردم و تغییر توازن قوا به زیان جبهه دشمن، گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری و توده ای را به امری اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است، توده گیر شدن یک درک درست از معنای واقعی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و شرایط و ملزومات آن در میان فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی و توده ای می تواند نقش مهمی در تکامل مبارزات جاری داشته باشد.

ما امضا کنندگان این بیانیه اعلام می کنیم که سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی معنایی جز در هم شکستن ماشین دولتی، از جمله انحلال کامل سپاه پاسداران، ارتش، زندانها، نیروهای انتظامی و کلیه ارگانهای سرکوب و نهادهای تبلیغاتی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، خلع ید از روحانیت و مذهب از کلیه حیات اجتماعی کشور و الغای قانون اساسی و سایر قوانین ضد انسانی جمهوری اسلامی ندارد. ما بر این باوریم که سازمانیابی و پیشروی طبقه کارگر در جریان اعتصابات و اعتراضات رو به گسترش جاری و همراهی و اتحاد جنبش های اجتماعی و اعتراضی پیشرو با چشم انداز و استراتژی سوسیالیستی است که می تواند سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و مناسبات طبقاتی حاکم را تضمین کند و افق رهایی از کلیه مصائب نظام سرمایه داری را به روی جامعه بگشاید.

ما امضا کنندگان این بیانیه بر این باوریم که پیشروی مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و به زیر کشیدن نظام سرمایه داری در گرو فراگیر شدن شعارها، خواستها و اهدافی است که متضمن حقوق انسانی و جهانشمول همه شهروندان و تحقق آزادی و برابری و رفاه همه انسانها فارغ از هر گونه تبعیض جنسیتی، ملی و مذهبی و نژادی باشد.

امروز در شرایطی که دولت ها و نیروهای ارتجاعی مانند روسیه، عراق و سوریه و حزب الله آشکارا در برابر جبهه اعتراضات مردم از جمهوری اسلامی حمایت می کنند و از طرف دیگر از آمریکا تا پادشاهی عربستان و متحدین آن در منطقه و نیروهای رنگارنگ اپوزیسیون بورژوازی ایران به منظور به بیراهه بردن اعتراضات مردم فریبکارانه سنگ حمایت از مطالبات مردم ایران را به سینه می زنند، ما امضا کنندگان این بیانیه تأکید می کنیم که تنها با تکیه بر یک افق روشن انقلابی و با اتکاء بر آگاهی و سازمانیابی جنبش کارگری و جنبش به پا خاسته مردم منکوب شده و آزادیخواه ایران می توان آن تلاش های ارتجاعی را خنثی کرد.

ما امضا کنندگان این بیانیه همه کارگران، زنان، جوانان و عموم انسانهای شرافتمند و آزادیخواه را که از نظام سرمایه داری و مذهبی جمهوری اسلامی بجان آمده اند؛ فرا می خوانیم که برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و به زیر کشیدن نظام سرمایه داری که برپائی جامعه ای مرفه و عاری از هر گونه ستم و استثمار و با گسترده ترین آزادی ها را نوید می دهد، صفوف خود را یکپارچه تر و متحد تر کنیم.

ما همه نیروها و انسان های آزادیخواه در داخل و خارج از کشور را فرا می خوانیم که برای آزادی فوری و بی قید و شرط دستگیر شدگان اعتراضات اخیر و کلیه زندانیان سیاسی و جلب حمایت افکار عمومی پیشرو و مترقی در سطح جهان از مبارزات آزادیخواهانه و سرنگونی طلبانه مردم در ایران از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.

سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

۲۵ دی ماه ۱۳۹۶
۱۵ ژانویه ۲۰۱۸

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
حزب کمونیست ایران
حزب کمونیست کارگری ایران
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
سازمان راه کارگر
مبارزان کمونیست

 

اخبار و گزارشات کارگری ٢٩ دی ١٣٩٦

 زنده باد یاد کارگران وآتش نان جان باخته حادثه ساختمان پلاسکو

زنده باد یاد محمود محسنی (کارگر تأسیسات)، حیدر پهلوانی (کارگر خدمات)، حبیب شادی (کارگر خدمات)، قاسم شجاعی (کارگر نگهبان)، کامبیز باقری (کارگر حسابدار) وآتش نشانان فریدون علی تبار، محمد آقایی، محسن قدیانی، حسین حسین زاده، علیرضا صفی زاده، حسین سلطانی، رضا شفیعی، امیرحسین داداشی، مجتبی کوهی، علی مستوفی، ناصر مهرورز، بهنام میرزاخانی، حامد هوایی، علی امینی، محسن روحانی و رضا نظری

- گزارشی درباره کارگران بیکارشده ساختمان پلاسکو پس از حادثه

- فراخوان بازنشستگان برای تجمعی دیگر

- کارگران بازنشسته کیان تایر اول بهمن ماه در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت دست به تجمع خواهند زد

- دوران وعده های پوچ و بی اساس به پرستاران سر رسیده است

- تشکلهای ضد کارگری بعد از دوره ای پادوئی، نقاب از چهره برداشته و عریان به صف مقابله با کارگران پیوست

- اسامی جان باختگان اعتراضات اخیر در تجمعات وبازداشتگاه ها

-۵میلیون کارکن پاره‌ وقت در کشور/رشد۵۶۰هزار نفری شاغلان پاره‌وقت

- جان باختن یک کولبر براثر سقوط ازارتفاع حین فرار ازدست نیروهای نظامی

- جان باختن یک کولبر براثر سقوط ازارتفاع حین فرار ازدست نیروهای نظامی

گزارشی درباره کارگران بیکارشده ساختمان پلاسکو پس از حادثه

قصه کارگران پلاسکو، قصه سردرگمی و بی‌پناهی است. تعداد زیادی از این سه هزار کارگر، مهاجر خارجی بودند. خیلی‌ها هم از شهرستان‌ها به تهران آمده بودند و اتفاقا همین گروه از کارگران بودند که حتی بیمه هم نداشتند. این کارگران بی‌شناسنامه و بدون برگه هویت شغلی، در ماه‌های گذشته به معنای واقعی کلمه، طعم آوارگی و دربدری را چشیده‌اند. درباره کسبه پلاسکو و آن‌ها که مالک یا مستاجر بودند، بسیار گفته‌ شد؛ اما هیچکس فکری به حال کارگران نکرده است؛ به خصوص کارگرانی که نه بیمه داشتند و نه رسمی بودند. شاید اگر کارفرمایان واحدهای کوچک پلاسکو تخلف نمی‌کردند و این کارگران بیمه می‌شدند، بعد از حادثه بهتر می‌توانستند از حق و حقوقشان دفاع کنند.

بنا به گزارشی که29دی رسانه ای شد،بامداد پنجشنبه (۳۰ دیماه) عقربه‌های ساعت هنوز به ۸ نرسیده‌ بودند که آتش‌نشانی تهران باخبر می‌شود ساختمان پلاسکو آتش‌گرفته‌ است. آتشی که نیم ساعت به مانده به ظهر، ساختمان هفده‌ طبقه‌ای پلاسکو را در برابر چشم همگان به تلی از آوار گداخته تبدیل می‌کند. شعله‌هایی که زبانه کشیدن را از طبقات هشتم آغاز کرده‌ بودند، ظرف مدت زمانی کمتر از چهار ساعت به فروپاشی بنایی منجر می‌شوند که برای مدت ۵۴ سال، محل کسب‌ و کار هزاران کارگر شاغل بود. اکنون یک سال از روزی که آتشِ پلاسکو زندگی کارگران را شخم زد، گذشته است. کارگرانی که به گفته محمد فاضلی (رئیس اتاق اصناف ایران) سه هزار نفر بودند که معاش‌شان تا قبل از حادثه به فعالیت ۵۴۰ واحدِ صنفی مستقر در پلاسکو گره خورده بود.

بعد از حادثه دولت اعلام کرد به تمامی کارگران و کسبه پلاسکو چه آنها که بیمه بودند یا آنها که بیمه نبودند؛ مقرری بیکاری پرداخت می‌کند. همین اعلامیه باعث شد بیکارشدگان پلاسکو برای روز‌ها در راهرو‌ها و اتاق‌های اداره کار جنوب غرب تهران انتظار بکشند تا بلکه نامشان در سیاهه‌ی متقاضیان دریافت بیمه بیکاری ثبت شود.

در همین راستا، شهریور ماه امسال؛ کریم یاوری (مدیرکل حمایت از مشاغل وزارت تعاون‌، کار و رفاه اجتماعی) خبر داد به بیش از ۲ هزار کارگر شاغل در پلاسکو مقرری پرداخت شده‌است. از این تعداد ۵۳۰ کارگر بیمه بودند، اما ۱۴۹۹ کارگر دیگر اصلا بیمه‌ نبودند که این تعداد، به مدت چهار ماه مقرری بیمه بیکاری گرفتند.

با این حال پس از گذشت یک سال به سختی می‌توان ردی‌ از کارگران پلاسکو را پیدا کرد البته غیر از محمود محسنی (کارگر تأسیسات)، حیدر پهلوانی (کارگر خدمات)، حبیب شادی (کارگر خدمات)، قاسم شجاعی (کارگر نگهبان)، کامبیز باقری (کارگر حسابدار)؛ پنج کارگری که مانند ۱۶ شهید آتش‌نشان براثر ماندن در زیر آوار جان‌باختند. باقی کارگران که اکثریت آن‌ها، بیمه و قرارداد شغلی نداشتند، یک سال پس از حادثه پلاسکو، اگر خوش شانس بوده باشند، شاید توانسته باشند در کارگاهی دیگر برای خودشان کاری دست و پا کنند.

از مجموع کسبه پلاسکو، فقط ۱۲۰ واحد صنفی فعالیت خود را در واحدهای تجاریِ مجتمع نور (مجتمعی که حکم جایگزین پلاسکو را داشت) از سر گرفتند و شاید همین باعث شد تا هنوز بیشتر کارگرانِ پلاسکو نتوانند به کار سابق‌شان بازگردند. دست‌فروشی، کار کردن با موتورسیکلت و نگهبانی ازجمله مشاغلی است که اکنون بیشتر کارگران شاغل در پلاسکو به انجام آن مشغولند.

این‌روز‌ها سراغِ این کارگران را بیشتر می‌توان از خبرهایی گرفت که هرچند وقت یکبار در لابه‌لایشان، نام و نشانی از پلاسکو به چشم می‌خورد. مثلا گزارشی درباره تاثیر زندگی در حاشیه شهر‌ها بر بزه‌کاری جوانان که در قسمتی از آن زبان یک جوان ۲۵ ساله افغان که تا قبل از آتش‌گرفتن پلاسکو در یک تولیدی پوشاک کار‌ می‌کرده؛ آمده است: «از وقتی پلاسکو آتش گرفت، کار و کاسبی ما هم خراب شد.»

پیدا کردن کارگران بیکار شده پلاسکو به این سادگی‌ها نیست. علی یکی از آنهاست که با وجود سه سال سابقه کار در کارگاه خیاطی در پلاسکو، حتی یک روز هم سابقه بیمه نداشته است. او در ارتباط با روزهای بعد از حادثه می‌گوید: روزهای اول در تب و تاب ماجرا بودیم؛ اما تا به خودم آمدم متوجه شدم هیچ راهی برای کسب درآمد ندارم. صاحبکار ما کار دوخت و دوز را‌‌ رها کرد؛ من هم نتوانستم جایی شاغل شوم؛ حتی قدرت پرداخت اجاره یک اتاق در تهران را نداشتم؛ همین شد که چند ماهی رفتم شهرستان پیش خانواده‌ام. چند وقتی بساط میوه فروشی علم کردم؛ حالا هم دنبال پیدا کردن یک کار هستم؛ حتی شده پاره وقت. احساس می‌کنم آتشی که در پلاسکو افتاد، سرنوشت من را به کل عوض کرد.

او می‌گوید: مسئولان نتوانستند فکری به حال بیکار شده‌های پلاسکو بکنند؛ مخصوصا امثال من که شناسنامه شغلی و بیمه هم نداشتیم. غیر از یک بیمه بیکاری چهارماهه، هیچ حمایتی از ما نکردند.

قصه کارگران پلاسکو، قصه سردرگمی و بی‌پناهی است. تعداد زیادی از این سه هزار کارگر، مهاجر خارجی بودند. خیلی‌ها هم از شهرستان‌ها به تهران آمده بودند و اتفاقا همین گروه از کارگران بودند که حتی بیمه هم نداشتند. این کارگران بی‌شناسنامه و بدون برگه هویت شغلی، در ماه‌های گذشته به معنای واقعی کلمه، طعم آوارگی و دربدری را چشیده‌اند. درباره کسبه پلاسکو و آن‌ها که مالک یا مستاجر بودند، بسیار گفته‌ شد؛ اما هیچکس فکری به حال کارگران نکرده است؛ به خصوص کارگرانی که نه بیمه داشتند و نه رسمی بودند. شاید اگر کارفرمایان واحدهای کوچک پلاسکو تخلف نمی‌کردند و این کارگران بیمه می‌شدند، بعد از حادثه بهتر می‌توانستند از حق و حقوقشان دفاع کنند.

علی می‌گوید: گاهی احساس می‌کنم سه سال زحمت کشیدن و کار کردنم هیچ حاصلی نداشته است؛ همه دود شد و رفت هوا. همه چیز نابود شد؛ انگار اصلا آن سه سال وجود نداشته است؛ انگار هرگز پلاسکویی نبوده و هرگز در آنجا کار نمی‌کرده‌ام...

فراخوان بازنشستگان برای تجمعی دیگر

زمان: یکشنبه 8بهمن1396- ساعت 10صبح

مکان: مقابل مجلس

کارگران بازنشسته کیان تایر اول بهمن ماه در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت دست به تجمع خواهند زد

بنا بر اعلام کارگران بازنشسته کیان تایر، آنان ساعت نه و نیم صبح روز اول بهمن ماه در اعتراض به عدم رسیدگی به خواستهایشان دست به تجمع در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت خواهند زد.

کارگران کیان تایر در طول سالهای گذشته بارها در اعتراض به عدم پرداخت سنوات خود در مقابل کارخانه و وزارت صنعت، معدن و تجارت دست به تجمع زده و خواهان پرداخت سنواتهای خود شده اند. آنان آخرین بار، روز 27 آذر ماه در مقابل این وزارتخانه که توام با حضور نیروهای گارد ویژه بود دست به تجمع زدند که در پی این تجمع، مسئولین وزارت صنعت و معدن با صدور حکمی حضور مستمر نماینده های این کارگران در جلسات مدیریت کارخانه و نظارت بر ورود و خرج وجوه نقدی به شرکت را رسمیت دادند اما با این حال در طول یکماه گذشته هیچ اقدام موثری از سوی مدیریت کارخانه برای پرداخت سنوات کارگران بازنشسته کیان تایر انجام نشده است و آنان اعلام کرده اند جهت پیگیری مطالبات خود، ساعت نه و نیم صبح روز اول بهمن ماه بار دیگر دست به تجمع در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت خواهند زد.

400 کارگر کارخانه کیان تایر که از سال 1392 بتدریج بازنشسته شده اند و هر یک 2تا 5 و یا 10تا 60 میلیون تومان از شرکت طلبکار هستند علیرغم گذشت چندین سال هنوز موفق به دریافت مطالبات خود نشده اند. طبق تعهدی که کارفرما حین بازنشستگی این کارگران داده بود قرار بود مطالبات سنواتی آنان بصورت ماهیانه 500 هزار تومان پرداخت شود. اما مسئولین این کارخانه که هم اکنون تحت اختیار سازمان حمایت از صنایع قرار دارد شش ماه است از پرداخت همین مقدار ناچیز ماهیانه نیز خودداری کرده و اعتراضات هفته ها و ماههای گذشته کارگران بازنشسته کیان تایر تاکنون نتیجه ای نداده است.

عدم پرداخت یکجای سنوات کارگران بازنشسته کیان تایر و اقساطی کردن پرداخت آن، یک دزدی آشکار از دسترنج سالیان دراز این کارگران است که اینک سازمان حمایت از صنایع که مسئولیت کارخانه را بر عهده دارد حتی از پرداخت آن نیز خودداری میکند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 29 دی ماه 1396

دوران وعده های پوچ و بی اساس به پرستاران سر رسیده است

یک فعال پرستاری:سال هاست که با وجود تمامی تبعیض ها و بی عدالتی ها در نظام سلامت پرستاران در شرایطی بسیار سخت و تحت فشارهای روحی، روانی، مادی و مالی همچنان به ایفای نقش حساس خود در تیمهای درمان مشغولند. به راستی آیا مسئولین اندکی تصور کرده اند که اگر پرستاران از فرط بی عدالتی های حاکم بر نظام سلامت تنها برای یک روز دست از کار بشکند چه خطر بزرگی جامعه را تهدید خواهد کرد؟

برپایه گزارشی که 29دی رسانه ای شد، یک فعال پرستاری گفت: هر ساله در مراسماتی که برای بزرگداشت روز پرستار برگزار می شود شاهد وعده هایی از جنس توجه و احترام به حرفه پرستاری هستیم ولی بارها و بارها در طی سالیان متمادی شاهد پوچ بودن این وعده و وعیدها بوده ایم به طوری که پرستاران ما در بالین اعتماد خود را به مسئولان و وعده هایشان به کُل از دست داده اند.

وی ادامه داد: در شهر کوچک و دور افتاده ای در نقاط مرزی که یک پرستار بایستی به تنهایی در مرکز درمانی حضور داشته باشد کیست که بیاید و به حقوق این دسته از پرستاران رسیدگی کند.

این فعال پرستاری افزود: ای کاش مسئولان ما قدری دورتر از نوک بینی خود را می دیند تا متوجه شوند که شرایط بسیاری سختی بر همه اعضای خانواده بزرگ پرستاری حاکم است اما پرستاران مناطق محروم تحت فشار مضاعف تری هستند. در این مناطق هیچ خبری از بازدید های سر زده، لنز دوربین و یا حتی مراجع رسیدگی کننده نیست و غم انگیز تر این که هر ساله در میان لیست پرستاران نمونه کشوری هیچ اثری از این نیروهای بی نام و نشان دیده نمی شود.

وی در ادامه با انتقاد از عملی نشدن وعده های مسئولان اظهار کرد: دلیل این وعده های پوچ و تو خالی برای هیچ کدام از ما پرستاران روشن نیست. هر ساله یکی از مسئولین در حضور پرستاران قول مساعد جهت رسیدگی به مسایل و مشکلات حرفه ای پرستاران می دهد اما با پایان یافتن هفته پرستار همه چیز به جای سابق خود باز می گردد و پرستاران خسته تر و نا امید تر از همیشه به شیفت های خود باز می گردند.

این کارشناس پرستاری خطاب به مسئولین گفت:باور بفرمایید دوران وعده ها به سر رسیده است. پرستاران خسته و نا امیدند و نیاز به قدری رسیدگی دارند. آیا دوران عمل به وعده ها فرا نرسیده و آیا دست همتی برای گرفتن دست پرستاران وجود ندارد؟ پرستاران دلسوز نظام سلامت و عضو حیاتی این خانواده هستند پس چرا مسئولان به مثابه قطعه زائدی به این بخش می نگرند و همّی برای رسیدگی به اوضاع ایشان ندارند؟

وی در پایان خاطر نشان کرد: چند روزی تا روز پرستار باقی مانده است، به عنوان یک پرستار پیشنهاد می دهم مسئولان به جای دادن وعده های بی اساس و تو خالی حداقل در هفته پرستار یکی از وعده های دور ودرازی که سالهاست در گوش پرستارانِ خسته و نا امید زمزمه می کنند را در این روزها عملی کنند.

تشکلهای ضد کارگری بعد از دوره ای پادوئی، نقاب از چهره برداشته و عریان به صف مقابله با کارگران پیوست

کانون بازنشستگان تامین اجتماعی استان تهران و کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران بیانیه‌ای مشترک صادر کرده اند و از کارگران خواسته اند تا ضمن محکوم نمودن اعتراضات ( به گفته تشکلهای ضد کارگری اغتشاشات) اخیر که موجب بر هم زدن نظم و انضباط اجتماعی می‌گردد، حتی از برگزاری اجتماعات صنفی آرام صرفنظر نموده و مطالبات و خواسته‌های به حق خود را در قالب مصاحبه، مناظره و بیانیه از طریق نمایندگان قانونی خود (همین پادوان سابق و خط و نشان کشانان جدید علیه کارگران)! مطرح و پیگیری نمایند تا شاید کارگزاران و مدیران اجرایی نظام به این بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها پاسخ مناسب و در خور شان جامعه کارگری را بدهند.

تشکلهای ضد کارگری که اکنون نقاب ریاکاری از چهره بر داشته اند و معترضان را اغتشاشگر و برهم زننده نظم و انضباط اجتماعی معرفی می کنند، فراموش کرده اند که چند روز قبل تر جعفری دولت آبادی دادستان تهران گفته بود نارضایتی‌ها، مشکلات اقتصادی و معیشتی و آسیب‌های اجتماعی بستر و زمینه ‌ساز تجمعات اعتراضی بوده است و اکثر متهمان دستگیر شده هجده تا سی و پنج ساله و از طبقات پایین جامعه بوده اند!

این نقاب از رخ برافتادگان که همچنان می خواهند ریاکاری های تاکنونی خود (یدک کشیدن عنوان دروغین نمایندگان کارگران) را حفظ کنند، همان کارگران، همان فرزندان خانواده های کارگری، همان کارگران اخراجی و بیکار و همان جوانان بیکار جویای کاری که علیه گرانی، فقر و بیکاری به خیابانها آمدند و وحشیانه با باتوم و گاز اشک آور مورد هجوم قرار گرفتند، با شلیک مستقیم گلوله در خیابان جان باختند، بازداشت و شکنجه شدند و هر روز خبر کشته شدن یک یا چند نفر از بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها و زندان ها به گوش می رسد، را اغتشاشگر می نامند و با محکوم کردن اعتراضات به حقشان، سرکوب و کشتار آنان را مورد تأید و حمایت قرار می دهند! وحید حیدری و سینا قنبری که در بازداشتگاه های اراک و اوین کشته شدند، به خاطر بیکاری ناچارا در کنار خیابان دستفروشی می کرده اند و سارو قهرمانی دیگر جانباخته در بازداشتگاه اطلاعات سنندج طبق گفته های کارفرمای قبلیش خانم بهاره رهنما، با موتور از رستوران غذاهای سفارشی به دست مشتریان می رسانده است. این سه جانباخته در بازداشتگاهها نمونه هائی از کشته شدگان دیگر در شرایط مشابه هستند که همگی از درد فقر و بیکاری به خیابانها آمدند و حقشان از زندگی را فریاد زدند، اما مرگ نسیبشان کردند و حالا از نظر همدستان سرکوبگران مجتمع در نهادهای فریبکار و ضد کارگری، اغتشاشگر و سزاوار سرکوب هستند.

اکثریت قاطع ما کارگران سالهاست که ریاکاری و فریبکاری این عوامل در راستای تسهیل تحمیل نهایت بی حقوقی بر ما و حفاظت و حراست از منافع کارفرمایان و سرمایه داران را تجربه کرده و آثار مخرب ضدیتشان با منافع کارگران با امضاء گذاشتن بر پای مصوبات تعیین حداقل مزدهای چهار، پنج برابر زیر خط فقر در شورای عالی کار را در زندگی خود با گوشت و پوست لمس کرده ایم. اما امروز به یقین برای تعداد معدود کسانی که احتمالا تا چندی پیش نسبت به نیات ضد کارگری اینها متوهم بوده اند، با دشمنی آشکارشان نسبت به منافع و حق داشتن زندگی درخور شأن انسان امروزی برای کارگران مواجه شده اند.

عوامل ضد کارگر که امروز از کارگران می خواهند حتی از تجمعات صنفی و آرام پرهیز کنند، خود در همراهی با ارگانهای سرکوب تجمعات صنفی و آرام کارگران در همه دوره ها نقش داشته اند. نهادهای ضد کارگری از همین جنس در آذربایجان غربی بودند که به حمایت از مدیر کل برکنار شده اداره کار آذربایجان غربی به خاطر عدم پاسخگوئی به کارگران شلاق خورده معدن آق دره بیانیه نوشتند و بسیاری دیگر از اقدامات ضد کارگری آنها که آخرین آن همدستی با نیروهای امنیتی و انتظامی در سرکوب و بازداشت بیش از 50 نفر از کسانی که روز 15 دی ماه 96 مقابل وزارت کار به فراخوان ربابه رضائی با خواست آزادی رضا شهابی و شعار کارگر زندانی آزاد باید گردد، تجمع کرده بودند، هنوز از ذهن کارگران پاک نشده اند. همه اعتراضات کارگران طی 39 سال گذشته آرام و دور از خشونت، حول مطالبات معیشتی برگزار شده اند. اما هیچ یک از اعتراضات کارگری سابقه نداشته است که مورد یورش و سرکوب خشونت بار نیروهای امنیتی و انتضامی و دستگاههای قضائی قرار نگرفته باشد.

ما خشونت طلب نبوده و نیستیم. همه اعتراضات ما بر سر حق و حقوق خود بوده اند و اعلام می کنیم تجمع و اعتراض به اعمال بی حقوقی، تحمیل فقر و بیکاری را حق خود می دانیم.

جوانمیر مرادی 29/10/1396

اسامی جان باختگان اعتراضات اخیر در تجمعات وبازداشتگاه ها

اسامی «خودکشی شدگان» جانباخته در بازداشتگاهها (تا تاریخ ۲۹ دی‌ماه) به این شرح می باشد:

۱- سینا قنبری، تهران

۲- محسن عادلی، دزفول

۳- وحید حیدری، اراک

۴- سارو فهرمانی ، سنندج

۵- کیانوش زندی، سنندج

۶- علی پولادی، چالوس

۷- محمد نصیری، زنجان

۸- حسین قادری، سنندج

۹- حسن ترکاشوندی ، کرج

۱۰- سید شهاب ابطحی،اراک

کشته شدگان در اعتراضات اخیر مردم بر علیه فقرو بیکاری و گرانی:

۱- احمد حیدری، دانش آموز ۱۳ ساله (قهدریجان)

۲- غلام حسین شهاب، فروشنده‌ی کفش در پاساژ پارسیان (قهدریجان)

۳- آرمین صادقی، دانش آموز ۱۵ ساله (خمینی شهر)

۴- حسین شفیعی زاده، کشاورز پدر یک کودک ۵ ساله (اصفهان)

۵- حمزه لشنی زند (درود)

۶- حسین رشنو (درود)

۷- محمد چوباک (درود)

۸- احسان خیری (درود)

۹- محسن ویرایشی (درود)

۱۰- محمد کهزادی

۱۱- نعمت الله شفیعی (قهدریجان)

۱۲- آریا روزبهی بابادی، پیکرش در رود کارون یافت شد

۱۳- امین رمضانی (مسجد سلیمان)

۱۴- مسعود کیانی، دانش آموز ۱۳ ساله (ایذه)

۱۵- نعمت الله صالحی (همایون شهر)

۱۶- عبدالرسول کریمی (اصفهان)

۱۷- آرش خدری (مسجد سلیمان)

۱۸- محمد ابراهیمی (اصفهان)

۱۹- بهزاد شهسواری (کرمانشاه)

۲۰- علی مومنی

۲۱- سیروان پسندی (همدان)

۲۲- عباس کریمی

۲۳- شهریار حداوند (درود)

۲۴- غلام‌رضا حداوند (درود).

برگرفته از کانال تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران

۵میلیون کارکن پاره‌ وقت در کشور/رشد۵۶۰هزار نفری شاغلان پاره‌وقت

طی سال گذشته کارکنان پاره وقت بیش از ۵ میلیون نفر از شاغلان کشور را به خود اختصاص دادند.

برپایه گزارشی که29دی رسانه ای شد، کارکن پاره وقت به فرد شاغلی اطلاق می شود که ساعات کار عادی او در مقایسه با کارکنان تمام وقت کمتر است که در کشور ما شاغلانی که کمتر از ۳۳ ساعت در هفته کار می کنند کارکن پاره وقت تلقی می‌شوند.

بررسی جداول آماری نتایج نیروی کار نشان می‌دهد از مجموع ۲۲ میلیون ۵۸۸ هزار و ۵۲ نفر نیروی کار در سال گذشته، ۵ میلیون و ۱۷۶ هزار و ۲۱۹ نفر کارکن پاره وقت هستند.

در سال ۹۴ نیز تعداد شاغلان پاره‌وقت ۴ میلیون و ۶۰۸ هزار و ۶۶۱ نفر بود که این میزان در سال ۹۵ به ۵۶۷ هزار و ۵۵۸ نفر رسید که مقایسه جمعیت کارکنان پاره وقت در دو سال گذشته حکایت از رشد۵۶۷ هزار و ۵۵۸ نفری میزان این شاغلان معادل ۲۲.۹ درصد دارد.

جمعیت کارکنان پاره وقت طی ۱۰ سال گذشته نشان می‌دهد این جمعیت همواره طی سال‌های مختلف در دامنه ۴ تا ۵ میلیون نفر متغیر بوده است.

میزان شاغلانی که در هفته کمتر از ۳۳ ساعت کار می کنند در سال ۸۵ پنج میلیون و ۵۲۳ هزار و ۲۱۳ نفر و در سال ۸۶ نیز پنج میلیون و ۲۶۴ هزار و ۲۴۱ نفر بوده است. همچنین در سال ۹۷ جمعیت کارکن پاره وقت به پنج میلیون و ۲۹۳ هزار و ۶۸۳ نفر رسید اما این میزان در سال ۸۸ به چهار میلیون و ۷۸۳ هزار نفر کاهش یافت. این جمعیت مجدد در سال ۸۹ افزایش یافت و به چهار میلیون و ۸۲۱ هزار و ۶۵۴ نفر رسید.

در سال ۹۰ جمعیت شاغل پاره وقت به چهار میلیون و ۲۲۴ هزار و ۶۴۳ نفر و در سال ۹۱ نیز به چهار میلیون و ۳۵۳ هزار و ۷۶۹ نفر افزایش یافت.

اما از سال ۹۲ میزان جمعیت شاغل با ساعت کار کمتر از ۳۳ ساعت در هفته تا کنون روند رو به رشد به خود گرفت به این ترتیب که این میزان از چهار میلیون و ۲۸۵ هزار نفر در سال ۹۳ به چهار میلیون و ۳۰۷ هزار نفر و در سال ۹۴ نیز به چهار میلیون و ۶۰۸ هزار و ۶۶۱ نفر رسید.

شاغلان پاره وقت از 1384تا1395:

سال

کل کشور

۱۳۸۴

۵.۷۲۹.۴۸۰

۱۳۸۵

۵.۵۲۳.۲۱۳

۱۳۸۶

۵.۲۶۴.۲۴۱

۱۳۸۷

۵.۲۹۳.۶۸۳

۱۳۸۸

۴.۷۸۳.۱۰۴

۱۳۸۹

۴.۸۲۱.۶۵۴

۱۳۹۰

۴.۲۲۴.۶۴۳

۱۳۹۱

۴.۳۵۳.۷۶۹

۱۳۹۲

۴.۲۸۵.۱۵۰

۱۳۹۳

۴.۳۰۷.۰۶۲

۱۳۹۴

۴.۶۰۸.۶۶۱

۱۳۹۵

۵.۱۷۶.۲۱۹

جان باختن یک کولبر براثر سقوط ازارتفاع حین فرار ازدست نیروهای نظامی

شامگاه بیست وهشتم دی ماه،یک کولبر حین فرار ازدست نیروهای نظامی درارتفاعات سردشت براثر سقوط جانش را ازدست داد.

منابع خبری محلی هویت این کولبررا شورش عمری و اهل مهاباد گزارش کردند وافزودند که وی بهمراه جمعی از کولبران درکمین نیروهای نظامی افتاده وحین فراراز ارتفاع سقوط کرد وجانش را ازدست داد.

اعتصاب ده ها هزار کارگردرآلمان برای افزایش 6درصدی حقوق وتغییر ساعات کاری

روزسه شنبه 16ژانویه ده ها هزار کارگردرآلمان به فراخوان اتحادیه کارگران صنایع فلز برای افزایش 6درصدی حقوق وتغییر ساعات کاری تصویب شده در دهه80قرن پیش،پاسخ مثبت دادند ودست به اعتصاب زدند.

براساس گزارشات منتشره،کارگران درآلمان از هفته گذشته اعتصاب‌های تدریجی خود را آغاز کرده‌اند. روز سه‌شنبه حدود 33هزارکارگر به جمع معترضان پیوستند و در این اعتصاب شرکت کردند که 10هزارنفر آن‌ها از کارگران گروه خودروسازی دایملر هستند.

بنابهمین گزارشات، از هفته گذشته تا سه شنبه گذشته 425 هزار کارگر در اعتصابات اخیر شرکت کردند.

بزرگترین اتحادیه کارگری آلمانمطمئن است که با تجوجه به اوضاع اقتصادی و نرخ پایین بیکاری کشور می‌تواند حرف خود را به کرسی بنشاند و شرایط بهتری را برای 9/3میلیون‌کارگر در بخش‌های فلز و مهندسی فراهم آورد.

اتحادیه کارگران فلز آلمان اعلام کرده است جمعه آینده بعد از مذاکرات روزجمعه 19ژانویه پیرامون دستمزد درباره ادامه رونداعتصاب‌های 24ساعته تصمیم‌گیری خواهد کرد.

Subscribe to this RSS feed