»»
اخباروگزارشات کارگری:  - اعتصاب وتجمع کارگران محور گستر جهاد ن
اخبار و گزارشات کارگ:  - ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کیان ک
آلترناتیو کارگری و س: مصاحبه اکتبر با فاتح شیخ درباره اعتراضات
پیام قاطع خیزش اجتما:  خیزش توده ای اخیر در واقع اعتراض اجتماع
حمله تجاوزکارانه دول: جذب حمایت افکارمردم آزادیخواه و مترقی جه
گزارش تصویری تظاهرات: گزارش تصویری تظاهرات علیه حمایت بی بی سی
اخبار و گزارشات کارگ: - اعتصاب متحدانه کارگران کاغذ پارس - از
جنبش توده اى براى سر:  مصاحبه با راديو انترناسيونال درباره ١٨
تهدیدات نظامی و لشکر:  دولت فاشیت ترکیه از شب پنجشنبه ۱۸ ژانوی
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
بیانیه احزاب و سازما:  خیزش کارگران، جوانان، زنان آزاده و تهید
اخبار و گزارشات کارگ:  زنده باد یاد کارگران وآتش نان جان باخته
اهمیت اعتصابات کارگر:  چندین رویداد جنبش کارگری ایران طی ماهها
رضا رخشان و سقوط تا :  اعتراضات اخیر چند هفته گذشته جامعه ایرا
اصلاحات، رفراندوم، س:  جنبش اعتراضی مردم در سه هفته اخیر خواست
دیماە ٩٦، دە روزی کە:  جامعە ایران ٣٩ سالە تشنە آزادی، برابری

ترور ناهض حتر محکوم است! - پدرام نواندیش

 

ترور احمد کسروی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران توسط گروه تروریستی فدائیان اسلام، نمایش ظرفیت توحش این جنبش ارتجاعی در سی و سه سال قبل از انقلاب ۵۷ ایران است. بنا بر چنین ظرفیتی از سوی جنبش ارتجاعی اسلامی در خارمیانه، منتقدین و فعالین سیاسی علیه این جنبش ارتجاعی ترور می شوند. صبح روز یکشنبه ۲۵ سپتامبر ۲۹۱۶ ناهض حتر، نویسنده سرشناس شهروند اردن در برابر دادگاه امان پایتخت اردن ترور شد و متاسفانه جان باخت. ناهض ۵۹ ساله در ۱۳ اکتبر کاریکاتوری را منتشر کرد که بنیان های فکری نیروهایی را به چالش گرفته بود که آمریکا و دولت های غربی یک بار در گوادلاپ حکومتی را با چنین ایدئولوژی ارتجاعی در ایران ۵۷ سر کار آوردند. بعدتر القاعده و نیروهای اسلامی را در افغانستان تا دندان مسلح کردند و مدتی بعد از آن هم نیروی  مخوف و تروریستی داعش را سازمان دادند و هم اکنون نیز آشکار و پنهان به وسیله دولت فاشیست ترکیه از آن حمایت می کنند. ۷۱ سال پیش رژیم سلطنتی شاه، احمد کسروی را به داگاه کشاند و زمینه ترور او را فراهم ساخت و در ۲۵ سپتامبر ۲۹۱۶ دولت سلطنتی اردن، ناهض حتر نویسنده و کاریکاتوریست و منتقد وضع موجود را به جرم توهین به اعتقادات دینی بازداشت میکند و بعد از دو هفته در برابر دادگاه امانو پیش از جلسه دادگاه، او را ترور می کنند. در قرن بیست و یکم  و در شتاب وسیع تبادل آرا و اطلاعات، آنچه برای بورژوازی در این جوامع محلی از اعراب ندارد آزادی بیان است. آزادی بیان از حقوق اولیه شهروندان در جوامع است. امروز بر کسی پوشیده نیست که آمریکا و غرب و ارتجاع منطقه، هدفشان نه احیاء حقوق شهروندی و از جمله حق پایه ای آزادی بیان که خود ناقضان اصلی و اولیه این حقوق هستند. تعداد زیادی از نویسندگان و هنرمندان آوانگارد توسط جمهوری اسلامی و نیروهای مرتجع دولتی و غیر دولتی در منطقه ترور و یا تهدید به ترور شده اند و جان آنها در خطر قرار دارد.

 

به لحاظ تاریخی، بورژوازی از زمانی که قدرت سیاسی را در کف گرفته است، همواره کارگران و تهیدستانی را که به وضع موجود معترض بوده و برای بهبود زندگی خود بپاخاسته اند را تروریست خطاب کرده است. دولت های بورژوائی در حالی که خود نیروهای ترور و آدم کشی را سازمان داده  و بودجه های هنگفتی را به آن اختصاص می دهند، اعتراضات بحق کارگران و هیچ بودگان را تحت عنوان "مبارزه با تروریسم"، سرکوب و به خاک و خون می کشند. تروریسم همواره توسط خود بورژوازی و در اشکال مختلف دولتهای فاشیست و دمکرات، با بکارگیری ابزارهای سرکوب علیه شهروندان جامعه سازمان داده شده است. این بورژوازی و دولتهای سرکوبگر آنها است که شهروندان جامعه را که علیه وضع موجود به پا می خیزند و فریاد آزادی و برابری و یک زندگی مرفه و انسانی را سر میدهند با گسیل ارتش و نیروهای سرکوبگر به خیابانها و کارخانجات و مراکز تولید و بگیر و ببند فعالین و رهبران کارگری، و در برخی کشورها  با برپایی چوبه های دار، سرکوب می کنند. 

 

بورژوازی بنا بر ماهیت طبقاتی اش هر گونه تلاش کارگران کمونیست و رهبران سوسیالیست طبقه کارگر برای سازماندهی اعتراضات و اعتصابات کارگری را تحمل نمیکند و بر آنها برچسب "اقدام علیه نظم و امنیت ملی" میزند. نگاه بورژوازی به اعتصابات کارگری، اقدام اخلال گرانه در روند تولید و کسب سود سرمایه است. اعتصابات کارگران را "اخلال در نظم عمومی" اعلام و خود را پشت منفعت کاذب عمومی جامعه پنهان ساخته به این گونه کارگران اعتصابی را سرکوب میکند.

 

دولت های بورژوائی و اقدامات تروریستی!

بنا براین برچسب تروریسم به فعالین و رهبران جنبش های رادیکال اجتماعی از سوی بورژوازی، به قدمت خود نظام طبقاتی سرمایه داری است. از انقلاب کبیر فرانسه در ۱۸۷۱ و قتل عام کموناردها تا کنون، این بورژوازی و دولتهای آن است که برای تامین هژمونی طبقاتی خود از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است. در اوائل قرن بیستم و در انقلاب بزرگ اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، کارگران قدرت سیاسی را از کف بورژوازی خارج می سازند و خود برای اولین بار دولت سوسیالیستی را اعلام می کنند. این دولت های بورژوازی است که علیه دولت شوراها در روسیه، ارتش و وحشی ترین نیروها را سازمان داده و به جنگ کارگران و شوراها در روسیه سوسیالیستی میروند. این بورژوازی وحشی است که به دنبال اعتصابات کارگران در ایتالیا، فاشیسم را به جامعه ایتالیا حقنه می کند و یا نازیسم را در آلمان در راس قدرت سیاسی بورژوازی قرار میدهد. 

 

در سالهای پایانی قرن بیستم، دولت های بورژوازی برای سرکوب کارگران ایران و برای شکست انقلاب ۵۷ یکی از وحشی ترین و جنایتکارترین دولت های بورژوازی را در ایران سرکار می آورند. بنا بر مستندات و حتی اعترافات بسیاری از نیروهای کنار گذاشته شده از قدرت در جمهوری اسلامی، تعداد بی شماری از انسان های کمونیست و مخالف جمهوری اسلامی در داخل ایران و خارج از کشور توسط عوامل تروریست جمهوری اسلامی ترور و به قتل رسیده اند. در مقطعی در کشاکش اختلاف باندهای در قدرت و افشاگری نیروهای اپوزیسیون، مجموعه ای از ترورهای رژیم اسلامی تحت عنوان قتلهای زنجیره ای افشا شد. خاوران و بسیاری گورهای پیدا و ناپیدای دست جمعی انقلابیون و آزادیخواهان، گواهی بر ماهیت تروریستی حکومت جمهوری اسلامی و سران آدمکش این حکومت است. فایل صوتی دیدار منتظری با هیئت مرگ، تائیدی چند باره بر واقعیت سازماندهی آگاهانه تروریسم اسلامی علیه شهروندان و مخالفین سیاسی است. ترور مخالفان و منتقدین رژیم های استبدادی با جمهوری اسلامی آغاز نشده ولی با روی کار آمدن حکومت اسلامی ابعاد فاجعه بارتری گرفت. 

 

تروریسم اسلام سیاسی آن ظرفیت مورد توجه بورژوازی جهانی و دولت های آنها برای سرکوب جنبش های اعتراضی رادیکال در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا است که بیشترین منابع و ذخایر نفت و گاز جهان را در خود دارد. در عین حال موقعیت این کشورها در تقاطع سه قاره جهان و جمعیت عظیم کارگران این جوامع که می تواند تامین کننده نیروی کار بشدت ارزان برای بورژوازی باشد، بیانگر جایگاه ویژه این منطقه در نظام سیاسی سرمایه داری است. بنابراین تولید و بازتولید سیاسی تروریسم اسلامی، یعنی زمینه حضور نظامی هر چه بیشتر دولت های بورژوازی به بهانه مبارزه با تروریسم ولی در اصل با هدف تسلط سیاسی بر این جوامع و سرکوب جنبش های رادیکال اجتماعی است. یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ حضور نظامی آمریکا و دولت های غربی با بهانه مبارزه با تروریسم در سراسر جهان و خصوصا خاورمیانه را کلید زد. اگر بنا بر ماهیت بورژوازی و بنا بر تمام مستندات که حتی گاها از سوی میدیای غربی منتشر می شود که بر اساس آن نیروهای تروریستی از جنس القاعده و داعش و جیش النصر از یکسو توسط آمریکا و ترکیه و عربستان سازمان داده شده و حمایت مالی و تسلیحاتی می شوند و از دیگر سو نیروهای تروریستی حزب الله لبنان و حوثی ها و حشدالشعبی در عراق توسط جمهوری اسلامی و روسیه و حکومت بشار اسد حمایت مالی و تسلیحاتی می شوند، بنابراین جدال اینها، جدال قطب تروریستی با هدف سهم بری و تسلط بر شهروندان این جوامع است. اسلام سیاسی و حکومتهای اسلامی بنا به ظرفیت بالای توحش و ضد کمونیستی اش، تامین کننده اهداف در حال حاضر بورژوازی جهانی غرق در بحران است. 

 

ترور ناهض حتر برای هزارمین بار نشان داد که تروریسم اسلام سیاسی از چه ظرفیت و توحشی برخوردار است. باید دست دولت های مرتجع منطقه را از سر مردم کوتاه کرد. باید کسانی را که اکنون در میدیای غربی و شبکه های اجتماعی سعی دارند تا رژیم اسلامی را بزک کنند، افشا و منزوی کرد. سرنګونی دولتهای اسلامی و بورژوادی منطقه و ایجاد جوامع سکولار و پیشرو امر فوری طبقه کارګر است. آزادی بیان یک حق پایه ای شهروندان جامعه است. طبقه کارگر با دفاع از حق آزادی بیان و اجتماعات، از موجودیت سیاسی خود و کل جامعه دفاع می کند. ترور ناهض حتر، نویسنده و کاریکاتوریست اردن محکوم است. یک آینده بهتر و ساختن دنیایی آزاد و انسانی در گرو مبارزه بدون تخفیف با ارتجاع سیاسی و مشخصا افسار زدن اسلام سیاسی است. تنها کمونیستها هستند که میتوانند جامعه ای بسازند که آزادی بیان بطور واقعی در آن محقق شود. *

 

ترور آزادى بيان در اردن - سيف خدايارى

 

روز بيست و پنجم سپتامبر ٢٠١٦ تروريسم اسلامى جان يكى ديگر از فعالين جنبش آزادى و برابرى را گرفت. ناهض حتر نويسنده و طنزپرداز چپگراى اردن، قربانى بربريت اسلامى و توحش مذهبى شد كه بر گستره اى از كره زمين و بويژه بر خاورميانه حاكم است. قتل ناهض- برخلاف آنچه رسانه هاى بستر اصلى در موارد مشابه در غبارى از ابهامات ژورناليستى (نظير قتل توسط فرد ناشناس و ...) ناپديد مى كنند- كاملاً عيان و واضح است: ناهض بر پله هاى ساختمان دادگسترى امان و در حال ورود به جلسه دادگاهى براى پاسخ به اتهاماتى چون توهين به مقدسات و تشويش اذهان عمومى با ضربه هاى گلوله رياض اسماعيل عبدالله، امام و پيشنماز يكى از مساجد امان به قتل رسيد. شاكى پرونده ناهض،  نخست وزير اردن هانى الملكى است و قاتل از ميان صف انبوهى از نيروهاى امنيتى عبور كرده و با شليك سه گلوله از فاصله يك مترى جان ناهض را گرفت. 

 

اتهام ناهض - كه سابقه طولانى در دفاع از آزادى و برابرى دارد و از فعالين چپ عليه استبداد حاكم بر اردن، تروريسم اسلامى، جنگهاى امپرياليستى در خاورميانه و مسأله فلسطين بود و نوشته هاى او در روزنامه الاخبار شاهدى بر خط سياسى- فكرى او دارد- توهين به مقدسات و تشويش اذهان عمومى (دم دست ترين اتهام رژيم هاى استبدادى) بود. ناهض اواخر مرداد ماه جارى پس از بازداشت كوتاهى و به قيد وثيقه آزاد شده بود. بازداشت وى به خاطر انتشار كارتونى با عنوان "خداى داعش" در صفحه فيسبوك اش بود كه در آن در صحنه اى از بهشت، يكى از مجاهدان داعش بين دو حورى دراز كشيده و مشغول عيش و نوش است. "خداى داعش" مى گويد: ابوصالح چيزى مى خواهى؟ او هم در جواب مى گويد: كمى شراب بيشتر مى خواهم و به جبرئيل بگو مقدارى آجيل بياورد. غلامى را هم بفرستيد كه آشغالها را جمع كند. ضمناً دستور دهيد دربى براى اين خيمه بسازيد كه دفعه ديگر قبل از اينكه تشريف بياوريد، دق الباب كنيد... انتشار اين كارتون به مدت كوتاهى منجر به حمله هاى لفظى و تهديداتى شد كه هيأت حاكمه اردن اتهام مورد نظر خود را از آن تراشيد و در همان زمان فرماندار امان شخصاً شاكى اش شد. كارتون منتشر شده با روانشناسى مجاهدان داعش و ساير جريانات تروريست اسلامى مطابقت كامل دارد كه نه تنها لذت جنسى در "بهشت" و هفتاد حورى را به انگيزه اى قوى در جهاد تبديل كرده اند، بلكه با جهاد نكاح و نيز تجاوز به اسراى زن (طبق سنت پيامبر اسلام) هزاران جوان محروم از نياز جنسى را به صفوف خود جذب كرده اند.

 

 همزمان با ترورهاى از اين نوع، محكوم كردن و پز مخالفت با قتل و ترور آزاد انديشان و مخالفان و نيز پز آزادى عقيده و بيان به ژانر رياكارانه و مكارانه در دموكراسيهاى موجود تبديل شده است. عبدالله پادشاه اردن در سفر اخير نيويورك از جمله رؤساى مستبد حاضر در ويترين دموكراسى "اجلاس بين المللى" بود كه چند روز قبل از قتل ناهض - و به رغم مفتوح بودن پرونده اتهامات عليه وى- از آزادى عقيده و بيان همه شهروندان در اردن سخن مى گفت. سخنان رياكارانه عبدالله اما به همان اندازه خريدار دارد كه سخنان روحانى در وصف "حقوق شهروندان" و ... در ايران، اما نكته اينجاست كه كل بورژوازى جهان و رژيم هاى مستبد آن بر اين رياكارى توافق نظر دارند. در مورد ترور ناهض حتر هيچ درجه از "محكوم كردن" از سوى مقامات دولتى و ... نمى تواند اين واقعيت را سرپوش نهد كه دولت اردن چه در بازداشت و محاكمه و چه در صحنه قتل، نقش اول را بازى كرده است. همدستى دولت اردن در ترور ناهض با اعمال ماده ٣٩ قانون مطبوعات تكميل مى شود كه انتشار هر گونه مطلبى در رابطه با ناهض حتر را در مطبوعات اردن ممنوع اعلام كرده است!

 

قتل نويسندگان و آزادانديشان با اتهام توهين به مقدسات سابقه اى ديرين در كشورهاى استبداد زده دارد. در عين حال جوامع خاورميانه در تلاش براى رهايى از قيد مذهب هستند. اگر قطب تروريستى با اتكا به توان مالى و حمايت لجستيكى قدرتهاى منطقه از قبيل قطر، عربستان، جمهورى اسلامى، اسرائيل، تركيه، آمريكا و ... و نيز با بهره گيرى از احساسات مذهبى بخشى از جامعه توانسته است معادلات را به سود خود تغيير دهد، قطب آزاديخواه جامعه قربانى ترور، وحشت و اعمال قوانين اسارت بار مذهبى شده است. تغيير اين توازن نابرابر قدرت به نفع بشريت مستلزم دگرگونى بنيادين و انقلاب سوسياليستى است كه بشر را براى هميشه از مناسبات اسارت بار مذهبى رها خواهد كرد. پيام تروريستهاى اسلامى در ترور ناهض حتر روشن است: آنها هيچ درجه اى از آزادى عقيده و بيان را تحمل نمی کنند. هيأت حاكمه بورژوازى اردن نيز- به رغم ظاهر غربى بسيارى از شئونات اجتماعى- مذهب را به عنوان ابزارى مؤثر در تحميل سلطه بكار مى برند و ترور ناهض نشان داد كه نهايتاً جانب ارتجاع را خواهند گرفت. قطب آزاديخواه و برابرى طلب جامعه سلاحى جز آگاهى و اتحاد و مبارزه بدون تخفيف با سلطه بورژوازى و ارتجاع مذهبى ندارد. *

 

اطلاعیه كمیته كردستان حزب حكمتیست در مورد: اعتراضات و مبارزات حق طلبانه شهرهای كردستان عراق

در ادامه اعتراضات گسترده سال های گذشته بر سر عدم پرداخت حقوق ها، مسائل معیشتی و اعتراض به فساد وسیع دولتی احزاب حاکم كه همین ماه شهرهای کردستان عراق را در بر گرفت، در هفته جاری و از روز سه شنبه ۲۷ سپتامبر، بار دیگر آتش زیر خاکستر زبانه کشید و شهرهای مختلف در کردستان عراق را به صحنه اعتراضات تند مردم ناراضی از وضع موجود تبدیل کرد. اینبار نیز اساس اعتراض به مسائل اقتصادی و معیشتی از جمله حقوق های پرداخت نشده و اعمال سیاست صرفه جوئی حکومت اقلیم صورت گرفت. شهرهای سلیمانیه، حلبچه، کویه، قلعه دزه، کلار، رانیه، کفری، دربندیخان و بسیاری از شهرها و مناطق اقلیم کردستان عراق روز سه شنبه صحنه تظاهرات و اعتراض گسترده بود.

 

علیرغم تلاش احزاب ناسیونالیست و روسای اتحادیه معلمان که به تبعیت و جانبداری حکومتیها در صدد سنگ اندازی و تفرقه در میان معلمان و مردم معترض بودند، مردم کردستان عراق در صفوف خروشان، بهم پیوسته و دهها هزار نفری به خیابان های شهرهای مختلف سرازیر شدند و علیه بیکاری، بی حقوقی و فساد غیر قابل تصور حاکمان دزد و فاسد شعار سر دادند و نفرت خود را نسبت به سران حکومت محلی، صاحبان سرمایه و قدرت ابراز داشتند. ابعاد این تجمعات و اعتراض مردم به فساد در دولت محلی و احزاب حاکم آنچنان گسترده بود که باعث ترس و واهمه در بین سران این احزاب و هیئت حاکمه اقلیم گردید.

 

نتیجه اولیه این اعتراضات و تظاهرات استاندار سلیمانیه را وادار کرد در مقابل خشم خروشان مردم اقرار کند مطالبات شما مردم سلیمانیه برحق است و اعلام کند استانداری تا پاسخ قاطع به مطالبات مردم از طرف حکومت تعطیل خواهد شد. این تظاهرات همچنین باعث شد، سران احزاب حکومتی اعلام کنند که مطالبات مردم برحق و رواست. 

 

اعتراض سراسری روز سه شنبه بدنبال یک مجموعه اخطار و هشدار به حاکمین در قبال اوضاع غیر قابل تحمل در اقلیم کردستان صورت گرفت. اینبار معلمان، دانشجویان، مراکز آموزشی در آستانه آغاز سال تحصیلی پرچمدار این اعتراضات شدند اما اعتراض به فقر و فلاکت اقتصادی در کل جامعه موج میزند و تظاهرکنندگان نیروی وسیعی از مردم کارگر و زحمتکش و جوانان بی آینده را در برمیگیرد. معلمان در این اجتماعات خواهان لغو سیاست پرداخت نصف حقوق ماهیانه به کارکنان شدند و اعلام کردند در صورت بی توجهی به این خواست از بازگشائی مدارس جلوگیری خواهند کرد. 

 

در برخی از شهرها نیروهای امنیتی موسوم به "آسایش" وارد درگیری با معترضین شدند. بنا به گزارشات منتشر شده رسانه های کردستان عراق، نیروهای آسایش دهها نفر از معترضین را دستگیر کردند و از انعکاس رویدادها توسط رسانه ها تاجائی که توانسته اند ممانعت کردند و برخی از خبرنگاران در این اعتراضات در اثر تهاجم پلیس زخمی شده اند. تظاهرکنندگان عموما شعارهائی علیه فساد حاکم بر سیستم سیاسی - اداری سر داده اند و در برخی از تظاهراتها خواهان برکناری حكومت شده اند. در مواردی دفاتر احزاب حاکم مورد تعرض تظاهرکنندگان خشمگین واقع شد و شدت اعتراضات موجب شد که میان نیروی پلیس و برخی نهادهای حکومتی شکاف ایجاد شود. تظاهرکنندگان در تقابل با سرکوب نیروهای امنیتی تلاش کردند از خود دفاع کنند و با بستن خیابانها و ورودی ها به تقابل با پلیس و نیروهای سرکوب پرداختند. 

 

حکومت اقلیم بدنبال مسائل منطقه ای و تاراج ثروتهای بادآورده با بحران عمیق اقتصادی روبرو شده است. بحران اقتصادی ای که مکمل بحران مشروعیت سیاسی شده است و جناح های مختلف حکومت اقلیم را چند پارچه کرده است. این اعتراضات مردم زحمتکش برحق است و باید قاطعانه مورد حمایت قرار گیرد. بار دیگر شرایط و فرصتی فراهم شده است که مردم کارگر و زحمتکش افقی رهائی بخش در مقابل کل وضع موجود بگذارند و یکبار برای همیشه از وضعیت کنونی فراتر بروند. آینده این اعتراضات و پیشروی آن در گرو بکار بستن انواع ابتکارات انقلابی و مهمتر بدست دادن چهارچوبی برای فراتر رفتن از وضع موجود و راه حلهای ناسیونالیستی است. 

 

مردم آزاده کردستان، کارگران، زنان و جوانان!

حزب حکمتیست در این مبارزات و اعتراضات حق طلبانه در كنار شماست. تجربه بیست و پنج سال گذشته حاكمیت این احزاب نشان داده است نباید به وعده های توخالی اینها باور كرد. كارگران و زحمتكشان باید خود در فكر درست كردن آینده جامعه باشند. باید نهاد ها و تشكل های توده ای و مبارزاتی خود را سازمان دهند و در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند. راه دیگری جز این نیست. در این راستا نیروهای چپ و كمونیست ها باید نقش خود را بدرست تشخیص داده و دست بكار شوند. مردم شهرهای كردستان نشان دادند كه آماده مبارزه برای تغییر اساسی در زندگی خود می باشند .

 

كمیته كردستان حزب حكمتیست قاطعانه از مبارزات مردم شهرهای كردستان عراق برای رسیدن به خواست و مطالبات برحق انها حمایت میكند .زنده باد مبارزه كارگران و زحمتكشان كردستان عراق برای رسیدن به یك زندگی بهتر.  

 

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

۲۹ سپتامبر ۲۰۱۶

 

پلنوم ۳۴ حزب حکمتیست و مصافهای دوره آتی - رحمان حسین زاده

 

گفتگو با رئیس دفتر سیاسی در مورد مباحث پلنوم

 

کمونیست هفتگی: پلنوم ۳۴ حزب دو هفته قبل برگزار شد. چه مسائلی در این نشست مورد بررسی قرار گرفت و ارزیابی شما از این پلنوم چیست؟

 

رحمان حسین زاده: اطلاعیه پایانی پلنوم را در شماره قبل منتشر کردید. موضوعات و دستورهایی را که نشست وسیع کمیته مرکزی مورد بررسی قرار داد، در آن اطلاعیه درج و به اطلاع مخاطبین نشریه رسیده و به همین دلیل از تکرار مورد به مورد دستورها پرهیز میکنم. در میان مجموعه دستورها این پلنوم بر تمهای مشخصی فوکوس کرد. روند اوضاع سیاسی ایران آن هم در دوره پسا برجام موضوع مهمی بود که در بطن تحولات منطقه ای و جهانی و تاثیرات آنها در فضای سیاست ایران مورد بررسی قرار گرفت. حاضرین در پلنوم با علاقه و دقت در دستورهای مربوط به این تم دخالت کردند. جهت اصلی پلنوم این بود که یکسال بعد از برجام، معضلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی نه تنها به قوت خود باقی است، بلکه در مواردی تشدید هم شده است.  پوچی وعده های دروغ و جعل "رونق کسب و کار و گشایش اقتصادی و سیاسی" بعد از برجام دولت "اعتدال" به روشنی برملا شده است. یکبار دیگر معلوم شد در جمهوری اسلامی در بر همان پاشنه همیشگی میچرخد. ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی یعنی ادامه گسترش فقر و بیکاری و عدم تامین معیشت میلیونها انسان کارکن و یا آماده بکار، یعنی ادامه سرکوب و فشار و زندان و اعدام. گسترش وسیع زندگی چند بار زیر خط فقر و بالارفتن آمار اعدامهای فردی و دسته جمعی در سه ساله اخیر تنها دو ابزار سبعانه کوبیدن جامعه توسط این حاکمیت هار در همین دوره "دولت روحانی" است. در برابر این وضعیت پلنوم روی دیگر سکه را هم دید. اعتراض و ایستادگی و مقاومت در برابر مانورها، ترفندها و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی واقعیت سرزنده جامعه ایران است. گسترش وسیع اعتراضات کارگری، اعتراضات سراسری معلمان، پرستاران، تحرک اعتراضی در میان نسل جوان و در دانشگاهها و در میان زنان، ایستادگی و مقاومت در کنج زندان، به روشنی به جمهوری اسلامی اعلام میکند، ارعاب و سرکوبتان دیگر فایده ندارد. همین مایه هراس عمیق و تشدید شکاف در میان سران جمهوری اسلامی است. در مباحث پلنوم، بر این مسئله تاکید اساسی شد، که تنها راه موثر گام گذاشتن در مسیر بهبود زندگی و تامین رفاه و آسایش طبقه کارگر و مردم و رهایی قطعی جامعه، سرنگونی جمهوری اسلامی است. خواست سرنگونی جمهوری اسلامی دامنه بسیار وسیعتری به خود گرفته و از نظر ما صورت مسئله واقعی جامعه سرنگونی جمهوری اسلامی است. به نظرم در دوره آتی جدال بین چپ و راست حول مسئله سرنگونی قطبی میشود و یا بهتر بگویم باید قطبی اش کنیم. قد علم کردن رهبری چپ و کمونیستی کلید پیشروی اعتراضات برحق جاری و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. در حال حاضر عدم حضور رهبری رادیکال و کمونیستی در قامت اجتماعی، کمبود اساسی جدال سیاسی و طبقاتی جامعه ایران است. پلنوم بر تلاش حزب حکمتیست در زمینه های مختلف برای پرکردن این کمبود و عروج حزب به عنوان آلترناتیو کمونیستی در قبال تحولات سیاسی ایران تاکید اساسی داشت. در ادامه مباحث مربوط به تحولات سیاسی، حاضرین در پلنوم بر تاثیرات تحولات جهانی و به ویژه تاثیرات مخرب سناریوهای سیاه جاری در خاورمیانه و مشخصا سوریه و عراق و ... بر سیر تحولات در ایران انگشت گذاشتند. بار دیگر اشاره شد که در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی مخاطره سناریو سیاه و ضرورت آمادگی برای مقابله با آن باید جزو سیاست و نقشه های فعال حزب باشد. در ارتباط منطقی با همین مخاطره یکی دیگر از مباحث مهم مورد توجه پلنوم موضوع گارد آزادی، بررسی موقعیت کنونی آن و تعیین اقدامات هدفمند برای تحکیم و گسترش این عرصه مهم حزب بود. من اینجا نمیتوانم وارد جنبه های مشخصتر شوم. در این زمینه اقدامات سیاسی و سازمانی کنکرت پیشنهاد شد که در پرتو آن روز بعد از پلنوم، نشست دفتر سیاسی حزب تصمیمات لازم را اتخاذ کرد. 

 

یکی دیگر از مباحث مهم موقعیت تقویت شده ناسیونالیسم کرد در منطقه خاورمیانه و ابراز وجود جنبش ناسیونالیستی کرد در قالب جنبشها و سازمانهای متفاوت در چهار کشور این منطقه است. تا آنجا که به موضع و سیاست کمونیستی در قبال جنبش ارتجاعی ناسیونالیسم کرد و شاخه های آن مربوط است، کمونیسم کارگری و حزب ما دیدگاه روشنی دارد. اما بحث پلنوم فراتر از ضرورت اتخاذ موضع بود. ارائه دهندگان و همه رفقای شرکت کننده در این مبحث به  فاکتورهای پیچیده و جدید در قبال جنبش ناسیونالیستی کرد و بخشهای مختلف آن پرداختند که در پرتو تحولات جهانی و خاورمیانه به وجود آمده است. پلنوم بر لزوم بررسی و نقد همه جانبه تر سطوح مختلف مسائل مرتبط با جنبش ناسیونالیسم کرد و ترندهای مختلف در این جنبش تاکید گذاشت. در این رابطه پیشنهاد شد، رهبری حزب با برگزاری سمینارها و ابتکارات دیگر به این مباحث دامن بزند و به جمع بندی همه جانبه و روشنی برسد. 

 

بخشی دیگر از کار پلنوم  بررسی و به نتیجه رساندن دستورهای  روتین مثل گزارش، بررسی قرار و قطعنامه ها، انتخاب دبیر کمیته مرکزی و اعضای دفتر سیاسی بود، که به موقع انجام گرفت و در اطلاعیه پایانی به آنها اشاره شده است. 

 

در پاسخ بخش آخر سئوالتان باید بگویم، پلنوم ۳۴ حزب پلنوم  بسیار موفقی بود. بالابردن شفافیت و روشنی سیاسی حزب در برخورد به تحولات سیاسی و ایجاد انسجامی بسیار بالا در سطح کمیته مرکزی حول آن به نظر من مهمترین دستاورد این پلنوم بود. این وضعیت در بکار افتادن انرژی و توان اعضای کمیته مرکزی که در دفتر سیاسی و یا کمیته ها و عرصه های اصلی حزب مسئولیت به عهده دارند، قطعا موثر واقع خواهد شد. 

 

کمونیست هفتگی: حزب با توجه به تحلیل و ارزیابی اش در مورد روند اوضاع سیاسی و استراتژی ای که دنبال میکند، چه برنامه ای دارد یا باید داشته باشد که بتواند پاسخگوی اوضاع و مسائل مهم پیش رو باشد؟

 

رحمان حسین زاده: اشاره کردم که اعتراضات برحق جاری و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و کلا جدالهای سیاسی طبقاتی موجود در سطح جامعه از نبودن رهبری سراسری و موثر کمونیستی رنج میبرد. این خلاء را باید دید و برای پرکردن آن تلاش همه جانبه ای را سازمان داد. پلنوم ۳۴ حزب باردیگر این مسئله گرهی و محوری را یادآور شد و بر تلاش همه جانبه حزب حکمتیست برای عروج در قامت رهبری جامعه و در بطن جدالهای تعیین کننده سیاسی طبقاتی تاکید گذاشت. این قطب نمای کار ما و قاعدتا الهام بخش تک تک عرصه های فعالیت ما باید باشد. استراتژی مدون و مصوب ما روشن است و مصوبات آخرین کنگره ما، کنگره هفتم در این مسیر راهنمای کار ما هستند. از نظر ما سرنگونی جمهوری اسلامی قدم اول استراتژی پیروزی کمونیسم در ایران است. در این چهارچوب و در این دوره پلنوم بر اقدامات سیاسی و تشکیلاتی زیر به طور کنکرت تری تاکید گذاشت. 

 

الف - نمایندگی کردن قاطع پرچم سرنگونی جمهوری اسلامی: ما پیگیرانه تلاش میکنیم مسئله سرنگونی جمهوری اسلامی به بستر اصلی تحرک سیاسی در جامعه، در میان جنبشهای اجتماعی برحق و رادیکال، در میان مردم متنفر از جمهوری اسلامی و در سطح اپوزیسیون و مشخصا اپوزیسیون چپ تبدیل شود. ما میخواهیم تقابل بی اما و اگر با کلیت جمهوری اسلامی و افشای مدوام مانورهای جناحهای آن برای عمر خریدن  نظامشان به محور اصلی سیاست در جامعه تبدیل شود و این ترفندهای جمهوری اسلامی و جناحهایش به شکست کشانده شود. در این راستا نقد و افشای جریانات ملی اسلامی و پرو رژیمی درون و بیرون نظام، نقد و افشای پیگیر اپوزیسیون بورژوایی پروغربی که مدواما دنبال بند و بست ها و آلترناتیو سازیهای بی پایه با ارتجاع جهانی و منطقه ای هستند، از اولویتهای ما است. ما تلاش میکنیم حول مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی، قطب اجتماعی رادیکال و صف بندی سیاسی موثری در جامعه شکل بگیرد.  

 

ب - ما مسیر پرپیچ و خم مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و موانع سد راهش را به خوبی میشناسیم. به درستی متوجه ایم، تنها با ایجاد خودآگاهی، سازمانیافتگی و شکل دادن به اراده محکم اجتماعی در صفوف گسترده مبارزه برای سرنگونی و بالابردن پتانسیل و توانایی حزب میتوانیم موانع سد راه را کنار بزنیم. از جمله همواره هشدار دادیم، در مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی، مخاطره سناریوی سیاه مشابه آنچه در سوریه و عراق و ... میگذرد را باید جدی گرفت. ما به سهم خود برای مقابله سیاسی و عملی با چنین مخاطره ای ابتکارات و تلاشهایمان را بکار میگیریم. تلاش میکنیم حساسیت و آمادگی لازم را در سطح جامعه و در میان نیروهای اپوزیسیون مسئولیت پذیر سیاسی و سناریو سفیدی ایجاد کنیم. در این راستا ایزوله کردن جریاناتی که بر تقسیم بندیهای قومی، مذهبی تحت نام فدرالیسم برای آینده ایران سرمایه گذار میکنند و یا شوونیستها و ناسیونالیستهای عظمت طلبی که سرکوبگری خونین زیر لوای تضمین "تمامیت ارضی" را یاد آور میشوند، از وظایف ما و هر نیروی مسئول در قبال جامعه ایران میدانیم.  

 

ج - گسترش اعتراضات کارگری در این دوره، پدیده بسیار مهمی است. پلنوم از سطح دخالتگری ما در این عرصه راضی نبود. بر تمرکز سیاسی و سازمانی موثر حزب در جنبش کارگری در دوره آتی پافشاری جدی شد و در این زمینه وظایفمان را پیگیری میکنیم. 

 

د - برجسته تر کردن خط مشی سیاسی و متمایز حزب و کمونیسم ما در قبال روندهای سیاسی موجود در سطح جهانی، منطقه و ایران و برجسته کردن نقد کمونیستی کارگری به ارکان نظم هار سرمایه و درگیر شدن با نیروهای بستر اصلی جامعه برسر افق تحولات جامعه جزو وظایف مهم ما در دوره آتی است. 

 

ه - به علاوه پلنوم در  راستای بالا بردن آمادگی حزب بر اقدامات سازمانی و عملی مشخص زیر هم تاکید بسیار اساسی داشت. 

 

-  گسترش و تحکیم سازمان حزب در داخل جایگاه حیاتی در فعالیتهای ما دارد. باید کاری کنیم فعالین و سازمان حزب ما در داخل به یک اهرم قدرتمند در بطن جامعه و اعتراضات و مبارزات جاری تبدیل شوند. بدون اتکا به موجودیت سیاسی و سازمانی و حزبی محکم نمیتوان قدمهای موثری برداشت. 

 

- گسترش گارد آزادی و واحدهای آن به عنوان یک اهرم قدرتمند جنبش و حزب ما در تحولات پیچیده و در مقابل مخاطرات پیش رو. در این زمینه پلنوم اقدامات هدفمندی را پیشنهاد کرد و سپس دفتر سیاسی تصمیماتی را اتخاذ کرد. 

 

- تضمین دسترسی موثر حزب به جامعه و تامین ادامه کاری تلویزیون پرتو مورد توجه جدی پلنوم بود. 

 

- جذب نیرو و تحکیم سازمان حزب در خارج کشور و بالا بردن آکتیویسم تشکیلات خارج به عنوان نماینده شاخص یک حزب سرنگونی طلب و یک جریان رادیکال کمونیستی. کنفرانس خارج کشور که به زودی برگزار میشود، جایی است که کل نیروی ما در خارج کشور حول پلاتفرم روشن و موثری میتواند بسیج شود.   

 

و بالاخره، همچنانکه بارها تاکید کردیم و در پلنوم اخیر هم به طور جدی یادآوری شد، تحقق برنامه کار مورد اشاره بالا و تلاش در راستای تبدل حزب حکمتیست به رهبر رادیکال و کمونیستی در راس تحولات جامعه به کارایی رهبری حزب، شامل کمیته مرکزی و دفتر سیاسی در راس حزب گره خورده است. به این اعتبار رهبری حزب ما در بوته آزمایشی است که پلنوم حزب توقعات خود را مطرح کرده است. 

 

به امید موفقیت و پیشروی حزب و رهبری حزب ما در مصافهای تعیین کننده دوره آتی. 

 

***

 

 

Subscribe to this RSS feed