»»
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی
مشكل شوراى شهر يزد ":  در چند ماه اخير و پس از انتخاب سپنتا ني
در آستانه کنگره حزب :  در هفته آتی روزهای 4 و 5 نوامبر، کنگره

آقاي طوس طهماسبي از من به شما نصيحت راه‌حل ميانه‌ بين هايك و ماركس، آنتوني گيدنز نيست! - حسن مرتضوی

 آقاي طوس طهماسبي

از علاقه‌مندان به نوشته‌هاي شما درباره مسائل نظامي هستم. دستتان هم درد نكند اما فكر نمي‌كنيد كه با چند اطلاعات جسته و گريخته و مشتي فرمول درست و غلط و در هم و برهم و كمي لفاظي و فحش به چپ كه گويا اين روزها طعم موردپسند بسياري افراد شده است، نمي‌توان درباره‌ي موضوعاتي كه در آن صلاحيت نداريد وارد شويد؟ مگر خودتان نمي‌فرماييد كه اقتصاد علم است پس به چه دليل درباره‌ي موضوعي كه نوشته‌تان نشان مي‌دهد كوچكترين دركي نداريد اظهار نظر مي‌كنيد با يك مشت عكس كه يعني اين هم دلايل من؟

آيا اين نهايت عوامفريبي نيست كه مي‌نويسيد: «روش کار چپ رادیکال این گونه‌است: به جامعه می‌نگرد و انبوهی ثروت، تجمل و کالاهای لوکس را در کنار فقر و حسرت بینوایان مشاهده می‌کند، خیلی سریع به این نتیجه می‌رسد که اگر بر قدرت سیاسی و سازمان اقتصاد مسلط گردد، به سادگی می تواند این ثروت ها را میان همه توزیع کند.»

كدام چپ به خودش اجازه مي‌دهد اين فرمول احمقانه را به شعار سياسي‌اش تبديل كند؟ كجا چپ اعتقاد دارد كه نظام سرمايه‌داري را با تسلط بر اقتصاد و توزيع ثروت مي‌توان ملغي كرد؟ يعني شما حتي به اندازه‌ي ورق زدن چند صفحه از آثار ماركس و نوشته‌هاي ماركسيست‌هايي مانند لنين و تروتسكي و لوكاچ و گرامشي و لوكزامبورگ و دهها نفر ديگراين زحمت را به خودتان نداديد كه فقط كمي تعمق كنيد؟ كداميك از اين متفكران اينقدر ابلهانه نظر داده‌اند؟ دشمن خيالي مي‌تراشبد و به آن حمله مي‌كنيد و بعد براي خودتان كف مي‌زنيد؟ كجا ماركس مناسبات سرمايه‌داري را شيء مي‌دانست كه با توزيع آن مشكل حل شود؟ يعني حتي تا به حال به گوشتان نخورده كه از نظر ماركسيسم، مناسبات سرمايه‌داري مناسبات بين اشياء نيست بلكه مناسبات بين گروه‌هاي بزرگ اجتماعي است كه در فرايندي به نام توليد و توزيع كاركردهاي مختلفي دارند و در مجموع شيوه‌ي توليدي را مي‌سازند معروف به نظام سرمايه‌داري كه تنها و تنها از طريق‌هاي تضادهاي دروني اين نظام كه به اوج برسد و راه ديگري جز فرارفتن از آن وجود ندارد نابود مي‌شود؟

مي‌فرماييد: « در این حالت او {چپ راديكال} از مسئله اصلی غافل می‌ماند: این ثروت ها و کالاهای تجملی و...وابسته به ساز و کار پیچیده و در حال حرکت نظام بازار هستند و زمانی که شما حرکت سیستم را متوقف می‌کنید، دیگر ثروتی وجود ندارد! زیرا ثروت در نهایت نه جزئی ثابت و قابل تفکیک از ماشین سرمایه‌داری، بلکه نحوه کار این ماشین است.»

آقاي طهماسبي مي‌گويد ثروت در نهايت كاركرد خود ماشين سرمايه‌داري است. برعكس ثروت سرمايه‌داري كه چيزي جز بيان ارزش مبادله‌اي در شكل مادي نيست نتيجه‌ي مكانيسم معيني است كه كل نظام سرمايه‌داري به آن وابسته است يعني توليد ارزش. تحقق اين ارزش به شكل پول در بازار يكي از مهم‌ترين مسائل اين نظام است و وقتي اين نظام نتواند اين عملكرد را انجام دهد اشكالات معيني را بروز مي‌دهد. كمبود كالا در يك جا، ازدياد كالا در جاي ديگر، كمبود پول يك جا، تورم پول جاي ديگر. انباشت كالاها در انبارها و خريدار و مصرف‌كننده عاجز. اين همان نظام سرمايه‌داري است كه اين اشكالات را به وجود مي‌آورد نه برعكس ساده‌ترين اصل علم اقتصاد اين است كه اگر نتوانيد كالاي توليد شده را بفروشيد (تحقق) و اين پول يا سرمايه دوباره به توليد باز گردد در روند گردش اختلال ايجاد مي‌شود. اين اختلال مي‌تواند دلايل غيرمستقيم متعددي داشته باشد. از پيش‌بيني‌هاي ناصحيح درباره عرضه، از سرمايه‌گذاري اندك يا زياد در يك توليد، از بروز مشكلات طبيعي كه مانع از خريد محصولات مي‌شود، از عدم دسترسي به موقع به كانال‌هاي ارتباطي بين توليد و توزيع و دهها مورد ديگر. اين نه به ونزوئلايي اختصاص دارد كه شما به سوسياليستي بودن مفتخرش كرديد و نه به آمريكاي ينگه دنيا: انگار سال 2007 ـ2008 وجود نداشته است كه ناتواني دريافت‌كنندگان وام مسكن به علت ناتواني در پرداخت ديون اقتصاد اين كشور و جهان را با بحران روبرو كردند. آنجا علم اقتصاد نبود؟ آنجا بلد نبودند ثروت را نحوه‌كار اين ماشين بدانند؟ اما چه چيزي اين وضعيت را ايجاد مي‌كند؟ چپ‌هاي راديكال؟ انديشه عوامفريبانه‌اي كه به آنها نسبت داديد؟ خير آقاي طهماسبي مكانيسم سرمايه‌داري است كه اين مشكلات را ايجاد مي‌كند. دوست داريد از نظام مورد علاقه آقاي گيدنز عكس بگذارم كه زمان بحران 2007 -2008 خانه‌ها به قيمت يك دلار فروش مي‌رفت؟ آنجا كه چپ راديكال نبود؟

اما ماجرا اين است كه آيا چنين عملكردي مي‌تواند تا ابد نرم و سيال جريان يابد: يعني تجربه به كنار، آيا اگر به فرض محال تحقق ارزش هميشه ممكن باشد، مشكلي ايجاد نمي‌شود؟ اين دقيقاً همان نفد اقتصاد سرمايه‌داري است كه نشان مي‌دهد در كل اين فرايند گره‌گاه‌هاي معيني وجود دارد كه مانع از فعاليت سيال آن در درازمدت مي‌شود و اين همان نظريه بحران سرمايه‌داري است. اين همان چيزي است كه گويا خيلي ناراحتتان مي‌كند وقتي مي‌گوييد «اقتصاد یک علم با قوانین دقیق است که به هیچ عنوان قابل فروکاستن به تضاد یا مبارزه طبقاتی نیست.» اين قوانين دقيق‌تان لحظه به لحظه با واقعيتي به نام مبارزه طبقاتي و وجود طبقات مدام فرو مي‌ريزد.

وآخرين حرف: اقتصاد ونزوئلا را شاهد مي‌آوريد كه به ما نشان بدهيد كه ماركسيسم حرفي براي گفتن ندارد؟ قفسه‌هاي خالي را نشان مي‌دهيد كه ورشكستگي نظريه‌ي چپ را نشان دهيد؟ تا جايي كه از شما به ياد دارم صفحات پشت صفحات درباره حسن و ضعف بمب‌افكن‌هاي گوناگون مي‌نويسيد اما به اينجا كه مي‌رسيد سطح تحليل شما از بررسي جامعه‌اي مانند ونزوئلا اين مي‌شود؟ يعني تاريخ مبارزات مردم آن كشور، صف‌آرايي‌هاي سياسي، اشتباهات سياسي و اقتصادي، دخالت نيروهاي امپرياليستي، و دهها فاكتور ديگر همگي به همين سادگي قابل‌تقليل به اين است كه خاك تو سرتان بفرماييد اين هم ونزوئلايتان؟

البته براي شما كه خود را راضي كرده‌ايد با چند تا عكس و چند كلمه قصار توني بلر به كوربين مسئله را حل‌شده بدانيد فرقي هم نمي‌كند. اما باور كنيد و از من به شما نصيحت راه‌حل ميانه‌ بين هايك و ماركس، آنتوني گيدنز نيست! تا همين جا هم اصحاب نوليبرالي وطني به افتخار نوشته‌تان كف بلندي برايتان زده‌اند.

برگرفته از صفحه فیس بوک حسن مرتضوی

 

 

مواضع تسلیم طلبانه حزب دمکرات به رهبری خالد عزیزی - هیرش مجید نیا

 

خالد عزیزی دبیر اول حزب دمکرات کردستان  در یک ماه گذشته با بحث ها و مصاحبه هایی که در تریبون های مختلف داشته، بصورت مشخص مواضع سیاسی و استراتژیک خود و حزب متبوعش را فرموله کرده است. مواضع و پیامی که از پشت این اظهار نظرها استنتاج میشود حداقل در باره ماهیت و تاریخچه حزب دمکرات ابدا تازه نیست. اما تفاوت این سخنان این بار با موضع مماشات گرایانه و بینابینی گذشته این حزب در این است که او آشکارا بند را آب میدهد، و به این اقرار میکند که اساسا مبارزه رو در  رو و آشکارا با  جمهوری اسلامی  در حد و توان پتانسیل ایشان و حزب شان نیست و اصلا قرار نیست که چنین هدفی را تعقیب کنند. او در لفافه و گاها آشکار خواهان دیالوگ و گفتگو با سران جنایت کار رژیم اسلامیست .دیالوگ و مذاکره ای که جزو فلسفه وجودی و خاستگاه وتعلق هویتی این حزب از ابتدا تا کنون با حاکمیت بوده است. ودر این راه تلفاتی هم متقبل شده اند. نفس توهم ذاتی این جریان  به ساختار حکومت و شانه خالی   کردن کنونی آنان از مبارزه  زنده ای که در چند دهه گذشته در برابر جمهوری اسلامی توسط آزادیخواهان و احزاب کمونیست و چپ در سراسر ایران و کردستان وجود داشته است، بیانگر عافیت طلبی و انزوای سیاسی آنان در گردونه مبارزه واقعی و جدی  در جامعه ایران است. خالد عزیزی با تحریف ناشیانه تاریخ معاصر ایران سعی می کند لغزش های که به زعم خودش ، او و حزبش در قبال رژیم اسلامی  انجام داده اند را یکباره بر دوش جریانات چپ و کمونیست و سراسری در ایران بیاندازند، و آشکارا میگوید که این عرصه ها یی که بر ما تحمیل شد، شعارها و خواستهای جریانات سرنگونی طلب سراسری بودند. در واقع اشتیاق و میل وافر ایشان و گرایش ناسیونالیستی به مذاکره نیابتی با سران جنایت کار رژیم اعدام، شکنجه ، زندان و اسید پاشی چیزی نیست که خلق الساعه باشد ویا جزو ابتکارات داهیانه ایشان در قلمرو و حوزه سیاست و دیپلوماسی حزب دمکرات باشد.  همواره این حزب و متعلقاتش در تاریخ معاصر جنبش انقلابی و آزادیخواهانه در کردستان، با نگرشی عشیره ای و سکتاریستی به  جامعه  طبقاتی کردستان نگریسته اند و خود را همواره قیم تام الاختیار مردم محسوب کرده اند و به مذاکرات مخفی در پشت درب های بسته با نمایندگان رده چندم رژیم اسلامی باور داشته اند.   اینکه این  حزب چنین شیفته مذاکره شده است را بایستی در ماهیت و خاستگاه طبقاتی آنان در نگرش به جامعه، صف بندی مبارزاتی مردم با حاکمیت جستجو کرد.  حزب دمکرات در طول تاریخچه اش درنزدیکی و تعامل با حاکمیت همواره مبانی  سیاست و تاکتیک های روز مره خود را تعیین کرده است. چه در دوران اوایل انقلاب که برای خمینی لبیک   میفرستادند و چه در دوران اصطبل تمدن های خاتمی و ما بقی شرکای جنایت کار رژیم اسلامی،و امروز چناح خالد عزیزی  چه بصورت علنی  ویا با واسطه گری اصلاح طلبان کرد ،اینها به دنبال چراغ سبز و ندایی از جانب حاکمیت بودند تا  به پیشوازش بروند و تتمه موجودیت و اعتبار سیاسی شان را فدای آن زد و بندهای موهوم کنند. اما در مقابل نقد و افشاگری و مبارزه آزادانه  احزاب چپ و کمونیست،  در بهترین حالت  متوسل به اسلحه شده اند. در جنگ تحمیلی حزب دمکرات به کومله و کمونیست ها در دهه شصت  و تعرض این حزب به مقر سازمان پیکار در شهر بوکان،  ترور فعالین کارگری و کمونیست در شهر های کردستان،  تهدید و متوسل شدن به ادبیاتی نازل و غیرسیاسی با درون مایه ای عشیره ای، ضد زن، و بشدت مذهب زده  در جهت تحریف و تخطئه واقعیات سر سخت جامعه همگی جزو کارنامه پر افتخارو  ظفر نمون این حزب بوده و میباشد. استیصال سیاسی و سر در گمی  کنونی این حزب بعد از دوران پسا برجام و توافقات و زد و بند بورژوازی غرب با جمهوری اسلامی، اندک امیدی که این احزاب به پروژه دخالت نظامی آمریکا و دول غربی با رژیم چنج در ایران داشتندهمگی به یکباره محو شد. عرصه سیاست  و مواجهه جمهوری اسلامی برای حزب دمکرات و گرایش ناسیونالیسم زمینه ای برای سهم خواهی از قدرت با حفظ جمهوری اسلامی از طریق گفتگو ودیسکورسی از موضع ضعیف و فرو دست بودن بوده است. حزب دمکرات با تعلق اش به بورژوازی کرد و با گیت سازی های قومی  که جامعه ایران را با آن تعریف میکند،در محضر حاکمیت اسلامی با مواضعی خجولانه سعی کرده است که وجهه و اعتبار کاذبی برای خود دست و پا کند.و در این اواخر هم با افتخار به شرکت در سیرک انتخاباتی رژیم فراخوان دادند. هر موضع  ونگرش متوهمانه ای که این حزب در اوضاع سیاسی کنونی جامعه ایران و کردستان  داشته باشد، اندکی از این واقعیت را  نمی کاهد که مردم ستمدیده وکارگران  بجان آمده ایران در مقابل چهار دهه جنایت، کشتار، قتل عام، ارعاب و شکنجه رژیم اسلامی اعتراض  دارند و در به امید به زیر کشیدن و جارو کردن این بساط ارتجاعی  حکومت اسلامی از زندگی و حیات شان هستند.نابود باد حکومت جهل و سرمایه اسلامی ایران.

هیرش مجید نیا    2016/7/11

 

بیکاری گسترده در ایران مقصر کیست! - پردل زارع

 

بیکاری در ایران روز به روز در حال گشترش وبه یک بحران همه گیرومزمن تبدیل شده است.بحران سرمایه داری جهانی و تاثیر آن در سیستم سرمایه داری ایران  بعنوان یکی از کشورهای پر جمعیت خاورمیانه، و سرشار از سرمایه های هنگفت طبیعی، سالهاست با معضلات و مشکلات  جدی اجتماعی چون فقر،بیکاری، نابرابری وسیع اجتماعی، کودکان کار، اعتیاد و فحشا روبرو بوده و  همواره این معضلات و مشکلات در سالهای اخیر با سیر صعودی همراه بوده است. اما مهمترین معضل در ایران معضل بیکاری به عنوان بستر  وزمینه ایجاد و گشترش خیلی از آسیب های اجتماعی است که فقط مختص به طبقه کارگر وآقشار  کم درآمد جامعه نیست بلکه،مدام در کنار طبقه کارگر موجی از ناراضیتی در میان پرستاران، معلمان، کارمندان و حقوق بگیران قراردادی وسفید  را با خود همراه کرده است. تمامی این انسانهای ناراضی و معترض کسانی هستند که  بیکاری و  شرایط دشوار اقتصادی زندگی و معیشت. آنهاراهمه جانبه تحت فشار قرار داده است.

  جمهری اسلامی از آمار واقعی بیکاری در ایران طفره می رود با این حال به گفته مقامات این رژیم در حال حاضر بیش از پنج میلیون نفر بیکار و  زیر خط فقر زندگی میکنند، آماری که با توجه به گسترش هر روزه بیکاری جای باور نیست ، چرا که هر روز با تعطیل شدن کارگاه ها و کارخانه ها کارگران تعداد  بیشتری از کارگران به صفوف بیکاران پیوشته و همواره قربانی اقتصاد شکست خورده رژیم سرمایه داری اسلامی ایران میشوند. لازم به یاد آوری است که اقتصاد رژیم اسلامی ایران در سالهای جنگ ایران و عراق و بعدا به دلیل اختلاف با جامعه جهانی در زمینه مسائل اتمی  با شدید ترین نوع تحریم ها روبرو شد. اما این تحریم ها نیز بیشتر از آنکه جمهوری اسلامی را ضعغف کند ، تاثیر شکننده ای بر زندگی و معیشت طبقه کارگر و اقشار کم درآمد جامعه داشته است. تاثیر ی که درگسترش  اعتراضات و مبارزات کارگری و سایر اقشار جامعه و مزدبگیران قابل مشاهده است .  اقتصاد بحران زده  ایران با روبرو بودن با تورم های سنگین روزانه و وابسته بودن آن به واردات و تک صنعتی بودنش دست به جدالی وحشتناک با زندگی مردم و طبقه کارگر زده است. فروش اعضای بدن، گسترش پدیده اعتیاد، فحشا، کودکان خیابانی و نا امنی  و سرکوب و خفقان جهنمی رژیم اسلامی  گوشه ای از واقعیات جامعه ایران است و همه اینها نشانه  شکست سیاست های اقتصادی بورژوازی وحکومت هار اسلامی ایران است.

 اقتصادی که سالهاست زمین گیر شده ، بهبود موقعیت اقتصادی ، ایجاد اشتعال و حل بحران بیکاری در جامعه ایران  در  توان جمهوری اسلامی و سرمایه داری ایران نیست . تنها با سرنگونی جمهوری اسلامی  به دست توانای طبقه کارگراست که نه تنها بیکاری می توان به بقیه معضلات اجتماعی جامعه ایران  پایان داد. رژیم سرمایه داری ایران با سرکوب و دستگیری فعالین کارگری و ممنوع کردن ایجاد تشکل های کارگری دست به سرکوبی سازمان یافته در برابر اعتراض و مبارزه  کارگران و فعالین کارگری ،و فعالین عرصه های مبارزاتی زده  تا جایی که حتی حق دفاع از خواسته ها و مطالبات بر حق و انسانی خود را  ندارند و با هیولای قوانین متحجر اسلامی و سرکوب روبرو می شوند. طبقه کارگر ایران که جزو محرومترین و بی حقوق ترین انسانهای آن جامعه هستند، بطور مداوم و پیگیر در حال مبارزه و چالش با قوانین ومناسبات سرمایه داری هستند. همان طور که شاهد بودیم جعفر عظیم زاده، یکی از رهبران کارگری " اتحادیه آزاد کارگران ایران " که در اسفند سال ۱۳۹۳ در یک دادگاه ناعادلانه به بهانهها و اتهاماتی گوناگون  به شش سال حبس محکوم شده بود، یک روز قبل از ۱ می روز جهانی کارگر  در زندان اوین  دست به اعتصاب غذا زد که و تا پای مرگ رفت.ا و توانست بعد از ۶۴ روز اعتصاب غذای سخت جمهوری سرمایه داری ایران رااز مواضعشان وادار به عقب نشینی  کند. 

این استقامت جعفر عظیم زاده ثابت کرد که طبقه کارگر در ایران توان مبارزه طبقاتی گسترده تری را در ایران دارد و این می تواند آغازی باشد برای گسترش اعتراضات بر حق کارگری.طبقه کارگر در ایران،می تواند با اتحاد و گسترش اعتراضات خود خواستها و مطالبات خود را به رژیم اسلامی تحمیل نموده و  خواهان آزادی فعالین کارگری و رفع اتهامات امنیتی از پرونده فعالین کارگری دستگیر شده باشد. و خواهان دست یابی به حق وحقوع برابر برای تمام انسانها باشد اما تا زمانی که مسائل و معضلات اجتماعی و طبقاتی بصورت آشکار بر جامعه تحمیل میشود، تنها راه برای به دست آوردن خواستهای کارگری، و رهایی از کابوس فقر وبیکاری، به زیر کشیدن رژیم اسلامی زور و سرمایه، با مبارزه ای متشکل و هدفمند میسر میشود. مبارزه ای که با اتحاد و رهبری  طبقه کارگر و نیروهای چپ و کمونیست قابل تحقق است.

پردل زارع 2016/7/10   

 

همقطاران هميشه در صحنه جمهورى اسلامى در كردستان - همایون گدازگر

 

حول بيانيه ٤٠٠ فعال  فرهنگى و سياسى كرد 

احزاب و جريانات مختلف مخالف و موافق جمهورى اسلامى در هفته هاى گذشته نظرات و ديدگاههاى خود را در مورد تحركات مسلحانه  اخير حزب دمكرات و در گيرىهاى ناشى از آن بطور علنى اعلام كردند . از جمله در نشريات و تلويزيون  حزب ما ، ضمن دفاع از حق مردم كردستان براى دفاع از خود درمقابل جمهورى اسلامى ، شيوه و سياستهاى پشت تحرك نظامى حزب دمكرات در شرايط و اوضاع و احال كنونى ايران و منطقه  مورد نقد و ارزيابى قرار گرفت . درنتيجه هدف از اين نوشته نه تكرار اين نقد و بررسى ها ، بلكه پرداختن به سربلند كردن دوباره شركاى طبقاتى و مشترك جمهورى اسلامى دركردستان به بهانه در گيريهاى مسلحانه اخير در مناطقى از كردستان است . 

 

٤٠٠ نفر ، به قول خودشان از فعالين فرهنگى و سياسى  كردستان در بيانيه اى به بهانه در گيريهاى مسلحانه اخير به روشنى از جمهورى اسلامى و منافع اقتصادى و سياسى خود بعنوان شركاى طبقه سرمايه دار ايران در كردستان دفاع كرده اند . به ليست امضا كنندگان بيانيه كه نگاه مى كنى ، عده اى از آنها فرماندار و شهردار و كاربدستان جمهورى اسلامى در گذشته بوده اند ، عده اى هم كارخانه داران و صاحبان كارگاه و مراكز توليد ى و عده اى هم پادوها و روشنفكران با جيره و مواجب جمهورى اسلامى هستند كه در شكاف جناحهاى حكومتى جمهورى اسلامى ،  معاششان را فعلا از جبهه اصلاح طلبان ارتزاق مى كنند . در بيانيه اين جمع آمده است : " ترويج خشونت به زيان مردم و بنفع دشمنان قسم خورده ايران است ." همچنين نوشته اند " توسعه و آبادانى جز در سايه امنيت و همدلى و تعامل مثبت و همكارى با نهادهاى سياست گذار ميسر نيست " . توسعه و آبادانى و گسترش زيربناى تجاربى و كشاورزى كردستان در سايه امنيت ، يعنى رونق گرفتن بازار كارخانه ها و شركتهاى كردستان  و امكان استثمار كارگران بدور از مزاحمتهاى احزاب و مردم معترض به جمهورى اسلامى . بورژوازى كرد بر اساس منافع پايه اى و مادى متحد جمهورى اسلامى است و اين اولين بار نيست كه با صراحت مى گويند ،  كه منافعشان تنها با ماندگارى جمهورى اسلامى تامين مى شود . علت اساسى و چرايي وجود هواداران جمهورى اسلامى در كردستان و خيل وكيل و مهندس و روزنامه نگار و نماينده مجلس را كه ٣٧ سال است خالصانه در كنار جمهورى اسلامى براى تثبيت و مشروع نشاندادن آن مى كوشند از اينجا ناشى مى شود . اينها از سر حماقت ، بيسوادى و نا آگاهى طرفدار جمهورى اسلامى نشده اند . ممكن است دريك سطح ديگر فقر و ندارى و استيصال حاصل از آن عده اى را به صف نيروى بسيج و جاش و پاسدار كشانده باشد ، اما در اينجاهم اولا همين طبقه سرمايه دار در كردستان در بيكاركردن و گرسنگى دادن مردم زحمتكش نقش داشته اند ، و ثانيا همكارى و هميارى خالصانه اينها با جمهورى اسلامى در مزدور پرورى و اشاعه نوكرى براى جمهورى اسلامى نقش اساسى داشته است . اين طبقه سر پل و حلقه لولاى پياده كردن سياستهاى جمهورى اسلامى در كردستان بوده اند . 

بيانيه نويسان اتفاقا خيلى هم آگاه هستند و مى دانند چه مى گويند ، اعتراض كردن به اينها از اين سر كه : چرا به اعدامها ، كشتن كولبران و غيره اعتراض نمى كنيد "، تا اندازه اى نشانه توهم و ديدسطحى نسبت به اينهاست . ممكن است به كشتن كولبر و اعدام هم انتقاد كنند و آنرا در نامه اى به رئيس جمهور علنى كنند . اما در هر حال يك انگيزه و محركه قوى آنها را در كنار جمهورى اسلامى و در مقابل مردم كارگر و زحمتكش در كردستان نگه خواهد داشت . ٣٧ سال است از پستى وبلندى هاى وقايع سياسى در كردستان عبور كرده اند هنوز هم همانجايي ايستاده اند كه بودند . و  اتفاقا بيانيه ٤٠٠ نفرى به ما مى گويد منسجم تر و صريح تر از قبل هستند . شايد از تهران  قول گرفته اند كه در مسير فرجام برجام نسيمى هم به گسترش توسعه و سرمايه به كردستان مى رسد .

وبالاخره روشن شدن و يا يادآورى اين نكته ضرورى است كه روح و مضمون بيانيه ٤٠٠ نفرى فوق هرچند به بهانه حضور و فعاليت مسلحانه حزب دمكرات صادر شده است ، اما در واقع تناقضى اساسى با سياست و استراتژى اين حزب ندارد و اساسا يك هشدار و اخطار به اين حزب است كه به قول آنها ديگر اين كارهاى " غيرعاقلانه " را تكرار نكنند . حزب دمكرات هم مانند اين حضرات هميشه تاكيد كرده است كه حاضر است از طريق " مشى مدنى و قانونى براى گسترش سرمايه گذارى و توسعه فعاليتهاى فرهنگى و همدلى و بردارى "  بكوشد و در اين مسير هيچگاه سرنگونى جمهورى اسلامى را پيش شرط رسيدن به اين اهداف و سياستها ى خود قرار نداده است .در واقع  حزب دمكرات و صف طويل سرمايه داران كه امروز لباس فرهنگى وسياسى پوشيده اند داراى منافع طبقاتى مشترك هستند . اما يكى بعنوان اپوزيسيون مجاز و اصلاح طلب و ديگرى بعنوان اپوزيسيون غير مجاز و مسلح هر كدام طريقى براى رسيدن به اين استراتژى مشترك برگزيده اند . بورژوازى كرد در پوزيسيون و اپوزيسيون خواهان آنند كه در  امر گسترش سياسى و اقتصادى و فرهنگى كردستان سهيم شوند . تمام تاكتيك هاى مسلحانه و صلح طلبانه بخشهاى داخل و خارج  اين دو بخش از بورژوازى كردستان قراراست به همين  هدف نهايي كمك كند .

 اما جمهورى اسلامى تاكنون عليرغم تمايل و آمادگى هميشگى حزب دمكرات براى دادن چنين امتيازى آماده نبوده است . زيرا از يك طرف بخصوص در شرايط حاضر با توجه به تحولات منطقه اى و رابطه با غرب ، هيچ شريكى را در حاكميت هيچ گوشه اى بر نمى تابد .  واز طرف ديگر جمهورى اسلامى كه در كردستان روى آتش خشم و تنفر يك جامعه سركوب شده نشسته است . خود مى داند كه تنها با ميليتاريزه كردن و سركوب سيستماتيك مردم معترض وآزاديخواه و تهديد و زندانى كردن كارگران و جوانان كمونيست توانسته است حاكميت ارتجاعى خود در كردستان را سر پا نگهدارد ، چنين آتش زير خاكسترى نمى تواند در شرايط يك سازش توسط أمثال حزب دمكرات خاموش شود . صف كارگران و مردم زحمتكشى را كه با آرزوى سرنگونى جمهورى اسلامى زندگى مى كنند نمى توان در نتيجه سازش با حزب دمكرات ساكت كرد . جمهورى اسلامى به اين واقعيت  بهتر از از هر كس واقف است و به عمق تنفر جامعه كردستان از موجوديت خود پى برده است . 

بيانيه مورد بحث بار ديگر تاكيدى بر اين واقعيت است كه جامعه كردستان محل منافع متضاد طبقات مختلف است . 

تائيدى است بر حقانيت نگرش  و تحليل طبقاتى كمونيستها كه ،" منافع مشترك " تراشيدن براى  "كردها " سياست و توهم پراكنى بورژوازى كرد است براى سربازگيرى از جبهه كارگران و مردم زحمتكش عليه منافع خودشان . راه و اهداف مبارزه كارگر و مردم زحمتكش از سرمايداران كرد و احزاب و شخصيت هاى آن جداست . كارگران و مردم آزاديخواه روزانه اين تفاوت و جدايي را با چشمان خود مى بينند . راه مبارزه براى عقب نشاندن جمهورى اسلامى از جهنم كنونى و پايان دادن به فقر و تحقير هر روزه كنونى ،  توكل كردن به دشمنان طبقاتى و فريب خوردن آنها تحت لواى رستگارى كردها نيست . جعلى بودن اين فريب مدتهاست آشكار شده است . كارگران و مردم عدالت خواه تنها با نيروى متحد و متشكل خود مى توانند  بسوى دنيايي بهتر و شايسته انسان امروز گام بردارند . 

همايون گدازگر

١٧ يولى ٢٠١٦ 

 

 

Subscribe to this RSS feed