»»
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی
مشكل شوراى شهر يزد ":  در چند ماه اخير و پس از انتخاب سپنتا ني
در آستانه کنگره حزب :  در هفته آتی روزهای 4 و 5 نوامبر، کنگره

جامعه ایران به پیشروی جنبش کارگری چشم دوخته است (بیانیه کنگره هشتم حزب حکمتیست) (مصوب کنگره به اتفاق آرا)

 ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات در مراکز و رشته های مختلف کارگری خصلت نمای ظرفیتهای بالا و تواناییهای تعیین کننده مبارزاتی نهفته در جنبش طبقه کارگر ایران و همزمان منعکس کننده محدودیتها و موانع پیشاروی جهش اساسی و دگرگون کننده در جنبش کارگری است. این موقعیت متناقض دو وجه قابل مشاهده جنبش کارگری و اعتراضات جاری کارگری است. شناخت دقیق هر دو وجه مسئله لازمه اتخاذ سیاست موثر کمونیستی و کارگری فعال در قبال جنبش طبقه کارگر است.

الف- برجسته ترین خصلت مبارزاتی یکسال اخیر در جامعه ایران گسترش مداوم اعتصابات و اعتراضات کارگران بسیاری رشته ها و مراکز کارگری علیه کارفرمایان و هیئت حاکمه جمهوری اسلامی است. این مبارزات بر محور ایستادگی در مقابل تعرضات معیشتی وسیع و شنیع سرمایه داران و دولت سرمایه اسلامی و تلاش برای بهبود مستمر شرایط کار و زندگی، مقابله با ترفندها و توطئه های متعدد علیه حق طلبی کارگری و مقاومت در مقابل سرکوبگری مستمر علیه رهبران و فعالین کارگری استوار است. اعتصابات و اعتراضات وسعت یافته جاری کارگری این خودآگاهی طبقاتی و این آمادگی مبارزاتی را میرساند که طبقه کارگر ایران بیش از این به شرایط کار ارزان و استبداد خشن و سرکوبگری تن نمیدهد. علیرغم ترفندهای متنوع سرمایه داران و دولتشان در جهت محدود کردن و کوچک نشان دادن این مبارزات، علیرغم سطحی گری چپ غیرکارگری در کم اهمیت جلوه دادن تحرک مبارزاتی کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و دیگر بخشهای اردوی کار زیر لوای پراکندگی و دفاعی بودن این اعتراضات، اما کمونیسم کارگری و رهبران و فعالین کمونیست کارگران جایگاه پر اهمیت همه اعتراضات کارگری جاری از کوچک تا بزرگ را به روشنی تاکید کرده و همین مبارزات نشان میدهد، جنبش کارگری مطرحترین و پیشروترین جنبش سیاسی- اجتماعی حاضر در صحنه جدال سیاسی و طبقاتی جامعه ایران است. همین واقعیت و چشم انداز عروج تمام قد این جنبش کابوس سران بورژوازی و جمهوری اسلامی است. تمامی ترفندها، سرکوبگریها و مانورهای متنوع بورژوازی و جمهوری اسلامی دقیقا در راستای تقابل با تواناییهای جنبش کارگری علیه استثمار و حاکمیت سرمایه است.

ب- ما براین امر واقفیم، محدودیتهای مقابل جنبش کارگری مانع جهش اساسی جنبش کارگری برای بهبود تعیین کننده در شرایط کار و زندگی کارگران، علیه وضع موجود و در تنگنا قرار دادن نظم حاکم سرمایه و هیئت حاکمه اسلامی ضد کارگری است. نیاز به کار ارزان در جهت سودآوری نجومی سرمایه داران و دولت سرمایه، موجب تعرض معیشتی سبعانه و تحمیل شرایط کار برده واری است که کل طبقه کارگر ایران، اعم از شاغل و بیکار، کارگران مراکزصنعتی و بزرگ، یا مراکز و رشته های کوچک و پراکنده کارگری را تحت فشار قرار داده است. شاخص واضح تعرض وسیع و گستاخانه سرمایه داران و دولتشان را در پدیده ای چون دستمزدهای معوقه چند ماهه و چندین ماهه و گاها یکساله و دوساله، میتوان دید. سازماندهی بیش از نود درصد اعتصابات و اعتراضات جاری حول مطالبه گرفتن دستمزدهای معوقه، اگر چه مقاومت و مبارزه ای بسیار ضروری و حیاتی است، اما در نفس خود یک ترفند و مانع تحمیل شده بزرگ سرمایه داران و دولت مقابل پیشروی جنبش کارگری و یک عامل محدود کننده در مسیر تحقق دیگر مطالبات فوری معیشتی و اقتصادی طبقه کارگر است. مولفه هایی چون دستمزد تعیین شده هر سال چند بار زیر خط فقر، بیکاری میلیونی، تغییرات در سازمان کار و تکه تکه کردن بخشهای مختلف کار، ایجاد تفرقه گسترده در صفوف کارگران، اضافه کاری، کار موقت و شرایط کار برده وار و قراردادهای سفید امضا، محرومیت از حق تشکل و اعتصاب، مجموعا ابتدایی ترین استاندارهای امنیت شغلی را از بین برده است. زندگی و جسم و جان کارگر و خانواده کارگری را له کرده، مجموعه این فاکتورها موانع بزرگ پیش پای پیشروی اساسی تر جنبش کارگری است. این وضعیت تناسب قوای تحمیل شده به شدت نامساعد و نابرابر علیه جامعه و به طور اخص علیه جنبش کارگری و اعتراضات کارگری ایجاد کرده است. تحمیل و حفظ این تناسب قوا بدون حاکمیت استبدادی خشن و اختناق وسیع و دایمی و سرکوبگری مدوام علیه طبقه کارگر و فعالین کارگری ممکن نیست.

۲- جنبش کارگری مُهر مبارزات گسترده بر بستر تند پیچ های مهمی را بر خود دارد که در چهار دهه اخیر از سر گذرانده است. پتانسیل و تواناییهای مبارزاتی به دست آمده در جنبش کارگری و همزمان موانع و محدودیتهای تحمیل شده توسط کاپیتالیسم و دولت سرمایه داران بر جنبش کارگری هر دو پدیده ای بدون پیشینه در حیات مبارزاتی و سیاسی طبقه کارگر ایران نیست. ازجمله از مقطع وقوع انقلاب ۵۷ تا قبل از شروع سرکوبهای وسیع و گسترده خرداد سال ۶۰، جنبش کارگری دوره بسیار مهمی از پیشروی و تحرک و مبارزه همه جانبه را تجربه کرد. دستاوردهای طبقاتی و سنتهای با ارزش اعمال اراده مستقیم کارگری را پشت سرگذاشت. در همان دوره این درس بزرگ تجربه شد که لازمه رهایی قطعی جامعه قد علم کردن طبقه کارگر در قامت رهبری تحولات جامعه است. در راستای تعیین تکلیف قدرت سیاسی به نفع طبقه کارگر و کمونیسم و آزادیخواهی، یکبار دیگر این درس بدیهی برجسته شد که حزب کمونیستی رهبر و سازمانده در راس طبقه کارگر لازم است. در قدم بعدی در دوره سرکوب خشن سال ۶۰ و تاکنون هم طبقه کارگر و پیشروان آن با ایستادگی و مبارزه جویی موجودیت طبقاتی و جنبشی و مبارزاتی خود در مقابل یکی از هارترین رژیمهای بورژوایی دوران معاصر را تثبیت کردند. سپس دوران سخت جنگ ایران و عراق و پیامدهای آن نتوانست طبقه کارگر را به تمکین بکشاند. از مبارزه علیه لایحه های مختلف قانون کار سراپا ضد کارگری درسهای گرانبهایی آموخته شد. عرصه گرامیداشت اول مه و احیای این سنت جهانی کارگری به عرصه پرشور سازماندهی، اتحاد و همبستگی و اعلام کیفرخواست کارگری علیه کاپیتالیسم تبدیل شد. در نتیجه جنبش کارگری پختگی خود را از دل چنین جدال همه جانبه ای کسب کرده است. اکنون با جنبش کارگری ای پرتجربه، صاحب فعالین و رهبران خود آگاه و حاضر در صحنه، دارای مطالبات اقتصادی و سیاسی روشن روبرو هستیم. اعتصابات و اعتراضات کارگری جاری گوشه ای از پتانسیل بالایی است که با اندک تغییری در تناسب قوا شاهد جهش بزرگی خواهیم بود و نقش تعیین کننده ایفا خواهد کرد. اکنون صورت مسئله اساسی چگونگی تغییر تناسب قوا به نفع طبقه کارگر و جنبش کارگری است.

۳- مولفه های تغییر تناسب قوای کنونی: تغییر تناسب قوا در سطح ماکروی کل جامعه به فاکتورهای متعدد تحولات سیاسی و صف بندیهای مبارزاتی گره خورده و تماما در دست طبقه کارگر و مبارزات کارگری نیست، اما یک فاکتور محوری آن به میدان آمدن سازمانیافته تر و قدرتمندتر جنبش کارگری است. تا آنجا به اراده مستقیم طبقه کارگر مربوط است، تک تک مبارزات جاری کارگری علاوه بر اهمیت در خود آن در تحقق مطالبات فوری و برای بهبود شرایط کار و زندگی در عین حال بخشی از گامهای کارگران در مسیر تغییر تناسب قوا هم به نفع جنبش کارگری و هم به نفع تغییر تناسب قوای عمومی تر اجتماعی است. گسترش اعتراضات جاری، فراتر رفتن آنها از سطح یک مرکز و رشته کارگری و سراسری تر شدن اعتراضات کارگری و به ویژه گسترش این اعتراضات به مراکز کلیدی کارگری، در کنار دخالتگری سیاسی طبقه کارگردر جدالهای طبقاتی و اجتماعی قطعا فاکتورهای تعیین کننده در تغییر تناسب قوا به نفع جامعه و جنبش کارگری است.

الف- سازماندهی مبارزه ای موثر و سراسری علیه دستمزدهای معوقه: دستمزدهای معوقه زخمی عمیق بر پیکر جنبش کارگری است. این پدیده زشت به نحو دردناکی جنبش کارگری را به عقب رانده است. سرمایه داران و دولت سرمایه، پدیده شنیع دستمزد معوقه را با بهانه کمبود سرمایه، ورشکستگی مراکز کار و اقتصادی و... توضیح میدهند. اینها توجیهاتی وارونه و گستاخانه است. تحمیل دستمزدهای پرداخت نشده، دقیقا نقشه آگاهانه سرمایه داران ایران و دولت سرمایه در راستای کسب سود نجومی، تصاحب بخش مهمی از حق کارگران و بکارگیری آن در گردش سرمایه به نفع خود، دزدی آشکار صاحبان سرمایه به قیمت گرسنه نمودن خانواده کارگری است. نتیجه بلاواسطه و به شدت منفی آن پایین آوردن سطح توقع و انتظارات کارگران، به عقب راندن مبارزه جویی کارگری حول دستمزدهای معوقه و به درجه زیادی حاشیه ای کردن دیگر مطالبات عاجل و فوری کارگری در مبارزات جاری است. شکل گیری بیش از نود درصد اعتراضات کارگری حول دستمزدهای پرداخت نشده، این واقعیت تحمیلی دردناک را میرساند. جنبش کارگری راه گریزی ندارد، جز اینکه در تحرکی هدفمند و سراسری و موثر علیه این درد مشترک و با خواست گرفتن دستمزدهای معوقه به این تعرض گستاخانه پایان دهد. پایان دادن به این پدیده، علاوه بر بهبود فوری شرایط کار و زندگی، یک عامل مهم تغییر تناسب قوا به نفع جنبش کارگری و فرصتی ایجاد میشود، تا مبارزات کارگری با انتظارات واقعی و بالاتر حول مطالبات عاجل اقتصادی و سیاسی در مقابل تعرض سرمایه قد علم کند.

ب- تقویت مبارزات جاری حول فوریترین مطالبات کارگری: مقابله موثر و سراسری با تعیین دستمزد زیر خط فقر، خواست افزایش فوری دستمزدها، مطالبه بیمه بیکاری مکفی، به رسمیت شناسی حق اعتصاب و تشکل عاجلترین مطالباتی است که لازمست اعتراضات کارگری حول آن بیشترین اتحاد و همبستگی را ایجاد کند.

ج- اتحاد کارگری علیه بیکاری: دامن زدن به جنبش اتحاد کارگری علیه بیکاری، ایجاد بیشترین و محکم ترین اتحاد و همبستگی میان کارگران شاغل و بیکار علیه بیکاری، گام مهم دیگری در تغییر تناسب قوا و پیشروی کلیت جنبش کارگری و عقب راندن دولت سرمایه و صاحبان کار است.

د- نقش تعیین کننده تحرک اعتراضی مراکز کلیدی کارگری: ظرفیت اعتراضی مراکز کلیدی کارگری به تحرک در نیامده است. شرایط شغلی بالنسبه مناسبتر در این مراکز نسبت به بخشهای وسیعی از مراکز و رشته های کارگری که حتی همین قانون کار ضد کارگری جمهوری اسلامی هم شامل حال آنها نمیشود، به نوعی امکانگرایی و حفظ شرایط موجود را در میان کارگران مراکز صنعتی و کلیدی دامن زده است. با این وصف واضح است در مراکز کلیدی کارگری نیز تعرض معیشتی، دستمزد زیر خط فقر، عدم تامین ایمنی محیط کار و زدن مزایا و تهدید به بیکاری و بیکارسازی و سرکوب و بازداشت فعالین کارگری، مدواما گریبان کارگران را گرفته است. این تعرضات میتواند پایه های گسترش و قدرتمند شدن تحرک اعتراضی موثر در مراکز صنعتی و کلیدی کارگری را تقویت کند. مواردی از اعتراضات و اعتصابات مهم کارگری در پتروشیمی ها، پارس جنوبی، ماشین سازیها و اخیرا در آذرآب و هپکو همین واقعیت را نشان میدهد. اما این گوشه محدودی از ابراز وجود قدرتمند کارگری در مراکز کلیدی کارگری ایران است. مسئله اینست رهبران و فعالین رادیکال کارگری و کارگران کمونیست در همان مراکز کارگری و در جنبش کارگری با تشخیص دقیق و تلاش مسئولانه برای رفع موانع سد راه به میدان آمدن همه ظرفیت کارگران در این مراکز بکوشند. جهش اساسی جنبش کارگری ایران در گرو گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگری به مراکز کلیدی و صنعتی کارگری است.

ه- ایجاد تشکل توده ای کارگری: پیشروی طبقه کارگر لازمست در ایجاد تشکلهای توده ای کارگری پایه و در محل کار و در سطح سراسری تجسم پیدا کند. تلاش برای ایجاد تشکلهای پایه در مراکز و رشته های کارگری یک امر فوری و عملی و واقعی در راستای اتحاد سراسری کارگری است. به عنوان گرایش کمونیستی طبقه کارگر و به عنوان حزب حکمتیست بیش از پیش بر دامن زدن به جنبش مجمع عمومی و شورایی کارگر تاکید داریم. بر ضرورت و مبرمیت برگزاری مجامع عمومی منظم و شورایی کارگری در بطن اعتراضات جاری کارگری تاکید میکنیم و خود راسا برای ایجاد آنها تلاش میکنیم.

۴- جنبش طبقه کارگر، قدرت سیاسی و مبرمیت تحزب کمونیستی کارگری
جامعه ایران با تحولات و تلاطمات سیاسی جدی روبرو است. جدالهای طبقاتی و مبارزاتی بسیار تعیین کننده در راه است. چشم اندازها و افق های سیاسی متفاوت در قبال جامعه قرار خواهند گرفت. جنبشهای مختلف سیاسی و اجتماعی حاضر در صحنه جامعه از بستر چپ تا بستر راست جامعه هر کدام در نظر دارند، مهر خود را بر این تحولات بکوبند. تمام تجارب تاکنونی و از جمله تجربه پشت سرگذاشتن سرنوشت انقلاب ۵۷ به ما میگوید، این بار جنبش طبقه کارگر به عنوان جنبش مدعی قدرت گیری و هدایت گر مبارزه و تحرک انقلابی جامعه برای تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی و جنبش های بورژوایی باید رسالت خود را به جای آورد. ایفای چنین رسالتی سازمان رهبری کننده و کمونیستی جنبش طبقه کارگر را میطلبد. در جدالهای سیاسی جامعه، جنبش ها و طبقات اجتماعی از کانال احزابشان نمایندگی میشوند. طبقه کارگر هم از طریق حزب کمونیستی خود باید در همه لحظات جدالهای اجتماعی و طبقاتی و به ویژه در مقطع تعیین تکلیف قدرت سیاسی نمایندگی شود. کارگران کمونیست، رهبران رادیکال و پیشرو کارگری لازمست به روشنی مبرمیت اتکا به تشکل یابی حزبی و حزبیت کمونیستی طبقه کارگر را در میان صفوف کارگران اشاعه دهند. با گرایش تحزب گریزی و دور کردن کارگران از دخالتگری در تحولات سیاسی مبارزه کنند. درس مهم انقلاب ۵۷ و درسهای برگرفته از همه تحولات مهم چند دهه اخیر این واقعیت بدیهی را تاکید میکند، که جنبش طبقه کارگر بدون کمونیسم و تحزب کمونیستی خود و کمونیسم و حزب کمونیستی هم بدون درهم تنیدگی طبقاتی و اجتماعی با طبقه کارگر نمیتوانند آزادی و رهایی قطعی انسان را از استثمار و ستم ممکن سازند. کمونیسم کارگری به عنوان گرایش فی الحال موجود در جنبش کارگری و حزب کمونیست کارگری - حکمتیست از همان ابتدا با رسالت تحکیم همسرنوشتی جنبش کارگری و جنبش کمونیستی پا به عرصه گذاشته است. ما برای ایفای این نقش تاریخی طبقاتی با تمام توان میکوشیم. مصممیم محدودیتها و موانع سیاسی و عملی سد راهمان را کنار بزنیم. در این مسیر همت و همگامی کارگران کمونیست و رهبران و فعالین رادیکال و سوسیالیست کارگری را به یاری میطلبیم. رهبران و فعالین رادیکال کارگری و کارگران کمونیست را به انتخاب حزب حکمتیست فرامیخوانیم.

***

کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کا رگری - حکمتیست با موفقیت برگزارشد

 کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری - حکمتیست در روزهای ۱۳ و ۱۴ آبان برابر با ۴ و ۵ نوامبر ۲۰۱۷ با حضور ۱۲۵ نفر از نمایندگان و مهمانان با موفقیت برگزار شد. همزمان پخش مستقیم اینترنتی صوتی و تصویری از شروع تا پایان کنگره این امکان را فراهم کرد که طی دو روز برگزاری کنگره، هزاران نفر کنگره و مباحثات و تصمیمات آن را همراهی کنند.

پس از خوشامدگویی به شرکت کنندگان کنگره توسط رحمان حسین زاده، رئیس دفتر سیاسی حزب، کنگره هشتم با یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم و سپس سرود انترناسیونال آغاز و با سخنرانی افتتاحیه رحمان حسین زاده ادامه پیدا کرد.

رحمان حسین زاده در قسمتی از سخنرانی خود اشاره کرد، "حزب حکمتیست همزمانی برگزاری کنگره هشتم حزب را با صدمین سالگرد انقلاب اکتبر به فال نیک گرفت و کنگره هشتم را کنگره اکتبر اسم گذاری کرد و اقدامات ویژه در گرامیداشت این تحول تاریخی بزرگ در دستور گذاشت. این اسم گذاری و اقدامات ویژه صرفا اعلام تعلق خاطر به انقلاب اکتبر نیست، فراتر از آن اعلام تعهدیست به تکرار انقلاب کارگری دیگری از جنس اکتبر در حوزه مستقیم فعالیتمان، جامعه ایران است. به سرانجام رساندن انقلاب کارگری و گام مهم در این راستا سرنگونی بی اما و اگر جمهوری اسلامی دو پبام اصلی کنگره اکتبر است."

با پایان سخنرانی افتتاحیه، مراسم ویژه گرامیداشت صدمین سالگرد انقلاب کارگری اکتبر شروع شد. فاتح شیخ در سخنان خود به این مناسبت پس از شادباش صدمین سال انقلاب اکتبر به شرکت کنندگان کنگره و همه انسانهای تشنه رهایی تاکید کرد: "این بزرگداشت برای حزب حکمتیست تنها یک سرمونی نستالژیک نیست، هرچند نستالژی پیروزی انقلاب کارگری، شیرین ترین و پرافتخارترین نستالژی انسانی است. حزب حکمتیست بعلاوه دو هدف امروزی را پی میگیرد: اول اینکه کاپیتالیسم گلوبال ٢٠١٧ صدها بار بیشتر از جهان ١٩١٧نیازمند کمونیسم است. در ایران زیر حاکمیت رژیم اسلامی منقرض و پرتناقض سرمایه، پیروزی کمونیسم را نه فقط ضروری، نه فقط مطلوب طبقه کارگر و اکثریت جامعه بلکه امکانپذیر میدانیم، برای تحقق آن مبارزه میکنیم و در این مسیر لازم است از تجربه پیروزی کارگری اکتبر درسها بیاموزیم. دوم اینکه لازم است از تجربه شکست بعدی آن هم بیاموزیم و تلاش کنیم مانع تکرار آن شویم. جهان امروز نیاز شدید به کمونیسم دارد و کمونیسم هم نیاز شدید به سروسامان دادن به صفوف خود در اردوی بیشمار کار، در اردوی طبقه کارگر دارد".

در ادامه کلیپی از صحنه های پرشور پیروزی انقلاب کارگری اکتبر، سخنرانی کوتاه مستند لنین این رهبر برجسته انقلاب اکتبر و پرولتاریای جهانی و تصاویری از پیروزی آن انقلاب شور و هیجان خاصی به صحن کنگره بخشید. در بخش پایانی این مراسم پیام کنگره به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر توسط ملکه عزتی و سوسن لاری به زبانهای فارسی و انگلیسی قرائت شد.

سپس جمال کمانگر از طرف هیئت نظارت سراسری بر انتخابات نمایندگان کنگره، گزارش پروسه انتخابات را به کنگره ارائه داد. کنگره به اتفاق آراء اعتبارنامه نمایندگان منتخب را تصویب و رسما کار خود را آغاز کرد. سپس آیین نامه کنگره با دو اصلاحیه پیشنهادی به آن تصویب شد.

در بخش پیامها، ابتدا پیام دبیر کمیته مرکزی رفیق حسین مرادبیگی (حمه سور) که به دلیل پروسه معالجاتی متاسفانه در کنگره حضور نداشتند، توسط رفیق پروین کابلی قرائت شد. دبیر کمیته مرکزی ضمن ابراز خشنودی از برگزاری کنگره اکتبر در بخشی از پیام خود تاکید کرد: "مساله اساسی ما وارد کردن قدرتمند طبقه کارگر و نیروی جنبش آزادیخواهی در ایران در تحولات سیاسی آتی در سرنگونی جمهوری اسلامی و انقلاب مورد نظر ماست. شرط این کار وجود یک رهبری کمونیستی و چپ قابل اتکاء و قابل انتخاب در جامعه ایران است. بدون آن این نیرو وارد انقلابی که ما میخواهیم نخواهد شد. لذا تامین این رهبری مهمترین وظیفه ما است و تمام قد خود را در برابر ما قرار داده است. میدانیم این کار ساده ای نیست. توقع و انتظار این مهم از حزب ما شاید زیادی و دور از دسترش بنماید، اما جریان کمونیستی کارگری ای که بخواهد در تحولات آتی ایران بر سر قدرت سیاسی نقش تعیین کننده خود را ایفاء کند، جز این راهی ندارد. واضح است که این کار به تلاش شبانه روزی نیاز دارد. به بودن هرچه بیشتر در جلو صحنه سیاست در ایران نیاز دارد. به فرصت ساختن و از فرصتها به موقع استفاده کردن نیاز دارد. به پروژهای عملی و امکانات لازم برای این کار و به نیروی کافی و دم دست و آماده برای پیشبرد آن و دهها اقلام دیگر از جدل و جدال سیاسی و کار و فعالیت نیاز دارد و لازم است که هرچه بیشتر خشت روی خشت آن را ساخت".

سپس نوبت سخنرانی و پیام احزاب و سازمانهای مهمان کنگره رسید. از جانب هیئتهای حزب کمونیست کارگری عراق و کردستان رفیق مصطفی باهر پیام کتبی قرائت کرد. سپس رفیق آذر پویا پیام حزب کمونیست کارگری ایران را قرائت کردند. پیام سازمان صفحه مارکسیستی از ایتالیا به زبانهای انگلیسی و فارسی توسط سوسن لاری قرائت شد. رفیق حمه غفور از جانب مرکزاستقلال کردستان پیام کوتاهی ارائه کرد. پیام شورای دفاع از مبارزات مردم ایران - استکهلم و پیام جمعی از فعالین کمونیست مریوان قرائت شد.

در ادامه به دلیل کمبود وقت فرصت قرائت پیامهای کتبی رسیده به کنگره نماند و فقط به قرائت اسامی پیام دهندگان اکتفا شد. پیامهای دریافت شده عبارتند از: پیام رفیق کایا هاماری شخصیت کمونیست از فنلاند و عضو حزب حکمتیست، پیام عبدالله صالح شخصیت کمونیست از کردستان عراق. به علاوه بیش از ۵۰ نفر از دوستان و رفقایی که به کنگره دعوت شده و نتوانسته بودند در کنگره حضورپیدا کنند، طی نامه های کوتاه برای کنگره آرزوی موفقیت کرده بودند. اسامی این دوستان و رفقا به اطلاع کنگره رسید.

کنگره در ادامه کار خود کلیه دستورهای ارائه شده دفتر سیاسی و دو دستور پیشنهادی دیگر و زمان بندی پیشنهادی برای آنها را به تصویب رساند. دستورهای تصویب شده عبارت بودند از:

۱- گزارش ۲- اوضاع جهان (بیانیه) ۳- اوضاع سیاسی ایران (قطعنامه) ۴- جامعه ایران به پیشروی جنبش کارگری چشم دوخته است. (بیانیه) ۵- جنبش آزادی زن (بیانیه) ۶- علیه فاشیسم و نژادپرستی (بیانیه) ۷- قرارها و قطعنامه ها ۸- انتخابات ۹- اختتامیه.

در دستور گزارش، ابتدا رحمان حسین زاده گزارش کتبی ارائه شده به کنگره را معرفی کردند. نمایندگان کنگره، و مهمانان نظر و نقد و ملاحظات و سئوالات خود را بر گزارش ارائه شده به کنگره ارائه کردند. در پایان رئیس دفتر سیاسی ضمن پاسخگویی به سئوالات و ملاحظات مطرح شده، به فعالیتهای مثبت بین دو کنگره و به کمبودهای جدی در فعالیتهای این دوره حزب اشاره کرد.

دستورهای بعدی کنگره شامل بیانیه ها و قطعنامه و قرارهایی بود که قبلا از طریق نشریه کنگره منتشر شده بود و در سالن کنگره نیز در اختیار شرکت کنندگان قرار داشت. سند اوضاع جهان را فاتح شیخ، قطعنامه اوضاع سیاسی را سیاوش دانشور، بیانیه جنبش کارگری را رحمان حسین زاده، بیانیه جنبش آزادی زن را آذر ماجدی و بیانیه علیه فاشیسم و نژادپرستی را سیف خدایاری معرفی کردند.

سپس نمایندگان حاضر در کنگره اظهار نظر کردند. بعدا کنگره وارد رای گیری برای کلیت هر سند شد. کلیت بیانیه اوضاع جهان، قطعنامه اوضاع سیاسی، بیانیه موقعیت جنبش کارگری به اتفاق آرای حاضرین تصویب شدند. کلیت بیانیه جنبش آزادی زن و بیانیه علیه فاشیسم و نژادپرستی با اکثریت بالای رای نمایندگان تصویب شدند. اصلاحات پیشنهادی به بیانیه اوضاع جهان در کنگره طرح و رای گیری شد. به دلیل کمبود وقت اصلاحیه ها به دیگر اسناد مصوب و بررسی قرارهای باقیمانده برای بررسی و تصویب به پلنوم کمیته مرکزی محول گردید. به این ترتیب بیانیه اوضاع جهان، قطعنامه اوضاع سیاسی ایران، بیانیه جامعه ایران به پیشروی جنبش کارگری چشم دوخته است، بیانیه جنبش آزادی زن و بیانیه علیه فاشیسم و نژادپرستی به تصویب کنگره رسیدند. مجموعه این اسناد به همراه قرارهای دیگری که به تصویب رهبری منتخب برسند، در نشریات و سایتهای حزب منتشر میشوند.

مهمانان کنگره در خاتمه هر اجلاس نیم روزه در نوبتهای خود در مورد مباحثات کنگره و مباحث دیگر مورد نظرشان، اظهار نظر کردند.

کنگره هشتم حزب حکتیست (کنگره اکتبر) بر ایفای نقش حزب حکمتیست به عنوان حزب رهبری کننده و سازمانده در جدال طبقاتی جامعه تاکید جدی داشت. اتکا به دستاوردهای انقلاب بزرگ اکتبر و درس آموزی از آنها را پافشاری کرد.

دستور بعدی کنگره انتخابات کمیته مرکزی بود. از میان کاندیدهای کمیته مرکزی ۳۱ نفر، با ۲۸ عضو اصلی و ۳ عضو علی البدل، انتخاب شد که اسامی آنها به ترتیب الفبا به این شرح است:

۱- احمد بابایی ۲- آذر ماجدی ۳- ابوبکر شریفزاده ۴- اسماعیل ویسی ۵- پدرام نواندیش ۶- پروین کابلی۷- جمال کمانگر ۸- حسین مراد بیگی (حمه سور) ۹- رحمان حسین زاده ۱۰- رضا کمانگر۱۱- سعید آرمان ۱۲- سعید یگانه ۱۳- سیاوش دانشور ۱۴- سیوان کریمی ۱۵- سیف خدایاری ۱۶- شهلا نوری ۱۷- صالح سرداری۱۸ - عبدالله دارابی ۱۹- علی مطهری ۲۰- فاتح شیخ ۲۱- فخری جواهری ۲۲- کریم نوری ۲۳- محمود رهبری ۲۴- مریم افراسیاب پور ۲۵- ملکه عزتی ۲۶- نسرین محمودی آذر ۲۷- ناصر مرادی ۲۸ - همایون گدازگر. اعضای علی البدل: ۱- جلال محمود زاده ۲- سوسن لاری ۳- هیرش مجید نیا.

پایان بخش کار کنگره هشتم حزب حکمتیست سخنرانی اختتامیه بود. رحمان حسین زاده در سخنان اختتامیه ابتدا از همه ارگانها و رفقا و دست اندرکاران تدارک سیاسی و اجرایی کنگره عمیقا قدردانی کرد. سخنران اشاره کرد: "تردیدی نیست همه ما در این مشاهده واقعی شریکیم که این کنگره با موفقیت برگزارشد. این کنگره بار دیگر بر تعهد خود برای به سرانجام رساندن انقلاب کارگری و سرنگونی فوری جمهوری اسلامی تاکید اساسی گذاشت. در این راستا اعلام کرد بیش از پیش باید آستینها را بالا بزنیم. این جهت گیری سیاسی و حضور جمعیت بزرگی از مبارزین سیاسی و شخصیتها و فعالین کمونیست و نمایندگان کنگره و نمایندگان احزاب و جریاناتی که حضور داشتند، شریک شدن هزاران نفری که از طریق نت مباحث کنگره را تعقیب کردند و برگزاری این اجتماع کمونیستی با استاندارد سیاسی و اجرایی بالا، بررسی عمده موضوعات در دستور و تصمیم گیری در مورد آنها، فضای زنده جدل و بحث سیاسی و بیان صریح نظرات متفاوت و نهایتا تصمیم گیری و اتحاد حزبی کنگره، جنبه های برجسته و شورانگیز موفقیت این کنگره است". به این ترتیب کنگره هشتم حزب حکمتیست در میان شور و شوق حضار با پخش سرود انترناسیونال به پایان رسید.

سخنرانیها و مباحث کنگره به صورت صوتی، تصویری و نوشتاری در سایتهای حزب در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

آبان ماه ۱۳۹۶ - نوامبر ۲۰۱۷

 

قطعنامه در باره اوضاع سیاسی ایران ما به یک پیروزی کارگری چشم دوخته ایم! مصوب کنگره هشتم حزب حکمتیست به اتفاق آرا آبان 1396 – نوامبر 2017

 ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک جامعه سوسیالیستی مبارزه میکند. فلسفه وجودی ما بعنوان حزب، امحای نظام سرمایه داری، خلع ید سیاسی و اقتصادی از طبقه بورژوازی، استقرار جامعه ای آزاد و مُرفه و خوشبختِ سوسیالیستی است که به دور باطل حاکمیت های استبدادیِ مذهبی و ناسیونالیستی یک قرن گذشته در ایران پایان دهد. اهدافِ برنامه ای و استراتژیک ما از طریق سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و یک انقلابِ کارگری پیروزمند تحقق خواهد یافت. یک انقلاب کارگری پیروزمند در ایران، نه فقط میتواند اوضاع منطقه را عوض کند، نه فقط سرآغازی برای رهائی خاورمیانه از یوغِ مذهب، نژادپرستی و شکافِ قومی است، بلکه منشأ احیای کمونیسم در قلمرو جهانی و حلِ مسئله تروریسم اسلامی و بسیاری از مسائلِ قدیمی و لاینحل در دنیای امروز خواهد بود.

۲- شرایط کُنکرت سیاسی و تشدید بحرانهای تو در تو و پیچیده جامعه ایران، بیش از پیش ضرورت تغییر وضع موجود، هم در بالا و هم در پائین را، الزامی کرده است. جامعه ایران با مسائل حّاد و پیچیده ای روبرو است که جمهوری اسلامی توانائی حل هیچکدام از مشکلات اقتصادی و اجتماعی و محیط زیستی که خود موجب آن شده است را ندارد. به عبارت دیگر، خود این حکومت مانعی برسر راه هر نوع بهبود اقتصادی و زندگی روزانه طبقه کارگر و اکثریتِ عظیم جامعه است. این واقعیت را سران جمهوری اسلامی میدانند و بعضا به آن اعتراف میکنند. واقعیتِ بن بستِ همه جانبه رژیم اسلامی را هم بورژوازی ایران بخوبی میداند و هم کارگران و مردم منزجر از جمهوری اسلامی به آن پی برده اند. تناقضات و تشدید جدالهای درون حکومتی از یکسو ناشی از وضعیتِ بحرانی رژیم اسلامی و از سوی دیگر واکنشی به پتانسیلِ اعتراضی گسترده در جامعه علیه رژیم اسلامی است. تشدید بحران در بالا انعکاسی از تشدید فشار در پائین است. این جنگی برای بقای حکومت و تلاشی برای کنترل جامعه است. جمهوری اسلامی در چرخه تداوم سیاستِ صدور تروریسم اسلامی و جنگ افروزی و لشکرکشی در منطقه و سیاستِ امتیاز دادن به سرمایه داران خارجی برای توسعه سرمایه داری ورشکسته و بحران زده ایران، گیر افتاده است. راه اول، یعنی ادامه سیاستِ صدور تروریسم با موانع داخلی و خارجی گسترده روبرو است با اینحال جمهوری اسلامی از این سیاست عقب نخواهد نشست. راه دوم، متضمن پائین کشیدن ستونهای اساسی هویتی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و لذا تامین امنیتِ کامل سیاسی و حقوقی سرمایه و دفاع از مشروعیتِ آنست، امری که در چهارچوب جمهوری اسلامی غیر ممکن است. مضاف بر تقابل دو روند اساسی داخلی، فاکتورهای جهانی و منطقه ای که سرمایه در آن بسر می برد، به ضرر جمهوری اسلامی عمل میکنند.

۳- در بالا، آخرین تلاشهای حکومتی برای وقت خریدن و مواجهه با اعتراضات داخلی، توافق موسوم به برجام بود. فشار تنگناهای عظیم اقتصادی و اجتماعی و وحشت از گسترش اعتراضات داخلی، جمهوری اسلامی را علیرغم لفاظی های توخالی خامنه ای ناچار از قبول برجام کرد. واضح است که توقع دولتهای غربی و توقع جناح پرو غرب در حاکمیت و جنبش ملی اسلامی از برجام، صرفا توافق هسته ای نبود. رژیم اسلامی دنبال کسبِ امنیتِ نظام بود و غرب خواهان مهارِ جمهوری اسلامی و تضعیفِ نفوذ منطقه ای آن. مردم ایران از اینکه فعلا هیولای اسلامی مجبور به عقب نشینی شده و بهانه "تحریم هستیم" از دستِ رژیم درآمده است، خوشنودی خود را از این معاهده ابراز کردند. در این زمینه ما در سند اوضاع سیاسی کنگره هفتم اعلام کردیم: "رفع تحریمها و برقراری رابطه مجدد با قدرتهای غربی و اساسا کشورهای اروپایی اگرچه به نیازهای کوتاه مدت و امروز به فردا کردن اقتصاد بورژوایی ایران کمک میکند، اما چاره ساز معضلات بنیادی گریبانگیر اقتصاد سرمایه داری ایران نیست. وجود هیئت حاکمه متعارف بورژوائی تثبیت شده و تضمین کننده رشد و توسعه اقتصاد کاپیتالیستی در ایران از درون جمهوری اسلامی درنمی آید و فعلا جزو رویاهای غیر عملی بورژوازی ایران است".

٤- کشمکش آمریکا و غرب با جمهوری اسلامی برسر برجام اساسا جنگ روانی برای امتیازگیری است. لفاظی های تهدیدآمیز ترامپ در قالبِ کنار گذاشتن برجام اعمالِ فشار به جمهوری اسلامی برای دست کشیدن از دخالتگری و توسعه طلبی در منطقه است. همینطور لفاظی خامنه ای مبنی بر "پاره" کردن برجام، تلاشی برای وادار کردن دولتِ آمریکا برای قبول جمهوری اسلامی و تضمینِ امنیتِ آنست. سیاست دولت آمریکا و موئتلفینش در شرایط کنونی نه "رژیم چنج" بلکه همچنان تلاش برای "تغییر رفتار" حکومت اسلامی است. اعلام علنی روحانی که در کنار سپاه پاسداران خواهد ایستاد و اعلام علنی این سیاست از جانب خاتمی "رهبر اصلاحات" بیانگر اینست که هر دوی اینها، علیرغم ادعای ظاهری "تعامل با جهان" و "گفتگوی تمدنها"، زیر پرچم خامنه ای و تائید سیاستِ جنگ افروزی جمهوری اسلامی سینه میزنند. شرکای سفره خون و جنایتِ حکومت اسلامی، طیف "اصلاح طلبان"، که هدف و کارشان تنها بزک کردن جمهوری اسلامی در قالب ایجاد توهم به اصلاحات از درون این رژیم و تحمیل آن به طبقه کارگر و مردم آزادیخواه بوده است. حزب حکمتیست در تقابل خود با جمهوری اسلامی نقد و افشاء مستمر این سیاستهای ضد کارگری را تضمین میکند. تفسیر لفاظی های ترامپ به "رژیم چنج" و منطبق کردن آن با مصالح روز خود و راه انداختن جُنب و جوش حول آن از جانبِ جریانات جنبش ناسیونالیسم پروغرب، مجاهدین خلق، احزاب و گروههای پرو سویت سابق، همینطور امیدواری چپِ ناسیونالیست و شش جریان سیاسی در کردستان ایران، تنها آب به آسیابِ حکومت اسلامی میریزد.

۵- در پائین، ناسازگاری جامعه با حکومت اسلامی خصلتِ مشخصه سیاست در ایران است. معضلات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و بحران همه جانبه جمهوری اسلامی بیش از پیش سر باز میکنند و مسئله سرنگونی حکومت اسلامی کماکان صورت مسئله اصلی جامعه و وظیفه بلافصل کمونیسم کارگری است. یک فاکتور تعیین کننده سیاستِ ایران که امروز بیش از هر زمانی مهمترین نگرانی حکومیتها را تشکیل میدهد، عروج جنبش اعتراضی کارگری در ابعاد گسترده است که علیه سرمایه داری و حکومت اسلامی حافظ آنست. جنبش کارگری و اعتراضات کارگری گسترده و بخشا سراسری و همزمان در ایران، علیرغم سرکوب ها و پرونده سازی ها و اخراج ها، یک جنبش بالنده و رو به رشد با مشخصات رادیکال و بعضا سوسیالیستی است. این جنبشی است که میتواند خواستِ وسیع سرنگونی و انواع نارضایتی در جامعه را به یک راه حل و یک آلترناتیو انقلابی در مقابل راه حل و آلترناتیوسازی ارتجاعی ارتقا دهد.

۶- یک تقابل اساسی و یک روند تعیین کننده آتی سیاست ایران، جدال آلترناتیوهای طبقات متخاصم و متمایز اجتماعی است. بورژوازی ایران علی العموم نه خواست و نه توانائی گذر از استبداد سیاسی به دمکراسی پارلمانی را دارد. بورژوازی ایران به استبداد سلطنتی سابق و استبداد دینی کنونی و گذاشتن فردی در راس آن برای استثمار کار ارزان و کارگر خاموش و از این طریق تسرّی این استبداد به کل جامعه نیاز دارد. این طبقه کارگر در ایران است که به حکم موقعیتش در اقتصاد میتواند آزادی و رهائی جامعه را با بزیر کشیدن طبقه حاکمه بورژوا و لغو مالکیتِ خصوصی و کار مزدی تامین کند. جامعه ایران راهی جز این ندارد. ادامه حاکمیتِ بورژواری و اقشار مختلفِ آن در فردای رفتن جمهوی اسلامی مجددا به استبداد سیاسی و حکومتی این طبقه منجر خواهد شد. این را رهبران و سخنگویان آن علیرغم هر توهم پراکنی در مورد رعایتِ "حقوق بشر" و "دمکراسی" و "رای مردم" و غیره، در موارد مختلفی علنا بیان میکنند. زن برابری طلب و نسل جوان سکولار و آزادیخواه جامعه ایران اگر بخواهند به این دور باطل خاتمه دهند لازم است حول کمونیسم کارگری و جنبش طبقه کارگر برای آزادی جامعه بسیج شوند. استراتژی حزب حکمتیست در پروسه سرنگونی برای مهمترین احتمالات جا باز میکند، آنها را در سیر جدال برای پیروزی و تبئین سیاست و تاکتیک دخیل و آگاهانه صفوف حزب و طبقه کارگر و بخش پیشرو جامعه را برای آنها آماده میکند.

۷- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست همراه با میلیونها مردم کارگر و زحمتکش برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه میکند. اما دشمن ما و طبقه کارگر و اکثریت عظیم مردم زحمتکش، صرفا جمهوری اسلامی نیست بلکه خود نظام استثمارگر سرمایه داری است. در عین حال ما در هر وضعیت مشخصی و در هر تناسب قوای دوره گذار، خط مشی ای را دنبال میکنیم که هرچه سریعتر و کم مشقت تر به اهدافِ نهائی جنبش مان نزدیک شویم. حزب حکمتیست در ادامه سیاستِ تاکنونی خود در تقابل با جمهوری اسلامی بعنوانِ اصلی ترین و فعالین ترین عامل صدور تروریسم اسلامی به منطقه و دیگر نقاط جهان، دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای منطقه، ایجاد دستجات اوباش مانند "حشد الشعبی"، راه انداختن جنگ مذهبی در میان مردمی که تا دیروز در کنار هم زندگی میکردند، گسترش تسلیحات جاه طلبانه و جنگ افروزیهای این حکومت را که خطرات آن مستقیما متوجه جامعه و مردم ایران است، قویا محکوم میکند. حزب حکمتیست مخالف هر نوع تهاجم نظامی، تحریم تجاری، آلترناتیو سازی و بند و بست از بالای سر مردم ایران است. ما و طبقه کارگر به هیچ حاکمیت و دولتِ بورژوائی در ایران بعد از جمهوری اسلامی رضایت نخواهیم داد. هر تغییر و تحول در صفوفِ کمپ بورژوائی و ساختار سیاسی قدرت در ایران برای ما فراخوانی به فوریتِ سرنگونی سرمایه داری توسط یک حرکتِ انقلابی و کارگری است.

۸- بعنوان یک سیاست عمومی، حزب حکمتیست برای تقویت بستر سرنگونی طلبان در مقابل طرفداران رژیم، برای تقویت اردوی چپِ جامعه در مقابل اردوی راستِ جامعه، برای تقویت افق سوسیالیستی و کمونیستی و مارکسی در میان اردوی چپِ جامعه تلاش میکند. یک پروژه سیاسی حزب حکمتیست بسیج جامعه و اردوی چپِ آن حول سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و بدست دادن راه حل کارگری بحران سیاسی و اجتماعی موجود است. به این اعتبار ما تلاش میکنیم که اولا، نگرش و نوع انتقاد کمونیستی ما به وضع موجود و نفی حاکمیتِ رژیم اسلامی به نگرش و زبان عام اردوی چپِ جامعه و جنبشهای ضد تبعیض تبدیل شود. ثانیا، بر تحزبِ قدرتمند کمونیستی بمثابه رکنِ اساسی و غیرقابل بحثِ هر تحولِ انقلابی و کارگری تاکید داریم. ثالثا، برای ایجادِ بلافصلِ سازمانهای حزبی و توده ای طبقه کارگر بعنوان ستادِ جنگی پرولتاریا علیه وضع موجود و نیروهای بورژوائی و ضد کارگری تلاش میکنیم. رابعا، در تقابلهای کنکرت با جنبشها و طبقاتِ دارا و شکستن نقطه سازش ها برسر مبارزه جاری علیه جمهوری اسلامی؛ از جمله سیاستهای جنبش ملی اسلامی برای سازش با بخشی از حکومت و تلاشهای اپوزیسیون بورژوائی برای آلترناتیو سازی، بر بمیدان آوردن آلترناتیو سوسیالیستی و کارگری جامعه حول خطوط عام اهداف طبقه کارگر برای رهائی از جمهوری اسلامی و سرمایه داری تاکید داریم. خامسا، انقلاب کارگری در منطقه ای بحران زده، که فاکتور نظامیگری توسط بورژوازی به آن تحمیل و به یک داده سیاست بدل شده است، نیازمند آمادگی بدون ابهام برای سازماندهی یک نیروی نظامی قدرتمند برای دفاع از خود و برای تقابل با احتمالاتی است که میتواند نه فقط افق انقلاب کارگری بلکه کل جامعه و زندگی معمولی را زیر سوال ببرد.

۹- کنگره هشتم حزب حکمتیست اعلام میکند که دوره آتی، دوره قدرتنمائی وسیع تر جنبش های آجتماعی ریشه دار در جامعه، جنبش کارگری، جنبش علیه فقر و بیکاری، جنبش آزادی زن، جنبش علیه اسلام و خرافه خواهد بود. تشدید بحران حکومت اسلامی و تشدید فقر و گرسنگی و بیکاری و اختناق و بی آیندگی دهها میلیون نفر، چشم انداز یک تعیین تکلیفِ با جمهوری اسلامی را به صدر سیاستِ ایران میراند. این دوره ای است که طبقاتِ متخاصمِ اجتماعی و جنبش ها و احزابشان همزمان و با هدفِ پیروزی وارد این تعیین تکلیف خواهند شد. جمهوری اسلامی و نیروهای بازیگر صحنه سیاست ایران در دوره جدید با مصافها و تعیین تکلیف های جدی روبرو خواهند شد. حزب کمونیست کارگری حکمتیست در این تحولات برای یک رهایی قطعی جامعه از تبعیض و نابرابری و استثمار مبارزه و با ارتقای توانِ سازمانی و سیاسی و پراتیکی خود در مصافهای تعیین کننده دوره آتی، برای به پیروزی رساندن طبقه کارگر و کمونیسم کارگری در جدالهای سرنوشت ساز تلاش میکند.

۱۰- فراخوان کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری - حکمتیست اینست که طبقه کارگر و اردوی آزادیخواهی و برابری طلبی برای پیروزی باید حول پرچم کمونیستیِ آزادی جامعه بسیج شود. سرنگونی جمهوری اسلامی پیش شرطِ هر گشایش واقعی و جدّی اقتصادی و سیاسی در شرایط موجود و گامِ ضروری در راه تحققِ انقلابِ سوسیالیستی در ایران است. کنگره اکتبر اعلام میکند که ما به یک پیروزی کارگری چشم دوخته ایم و کارگران و اردوی آزادیخواهی و برابری طلبی را برای کسبِ این پیروزی به صفوفِ حزب حکمتیست فرامیخوانیم!

***

پیام کنگره هشتم حزب حکمتیست (کنگره اکتبر) در بزرگداشت صد سال پرتوافشانی انقلاب اکتبر

 امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیروزی انقلاب اکتبر، ما نمایندگان و شرکت کنندگان کنگره هشتم حزب حکمتیست (کنگره اکتبر) با دلهایی سرشار از غرور و افتخار، صدمین روز تولد تاثیرگذارترین انقلاب تاریخ بشر را شادباش میگوئیم. شادباش به همه انسانهای تشنه رهائی، به همه کارگران در سراسر جهان که پیروزی کارگران روسیه در اکتبر ١٩١٧ را از آنِ خود میدانند و در بزرگداشت آن سرود پیروزی انقلاب خود را میخوانند. شادباش به صف کمونیستهای انقلابی رزمنده ای که با آموختن از تجربه پیروزی انقلاب اکتبر و همچنین تجربه شکست بعدی آن، سازماندهی انقلاب کارگری سوسالیستی را در صدر وظایف خود میگذارند.

انقلاب اکتبر به رغم شکست بعدیش، آتشی نیست که به خاکستر نشسته باشد؛ آتشگهی است که رقص شعله های فروزانش پس از صد سال در هر کران جهان پیداست. اختری است که با پرتوافشانی پایدار، روشنگر بزرگراه انقلاب کارگری و مشعل رهروان پیگیر آن است. کمونیسم معاصر، کمونیسم پرولتری مدافع سنت انقلابی لنین، آن نیروی اجتماعی فعاله ای است که موظف است شعله این آتشگه دیرین انقلاب کارگری را فروزانتر سازد.

پیروزی کارگری اکتبر، چنان شوک سرگیجه آوری به نظم جهانی سرمایه وارد آورد که گیجسری حاصل از آن در تحلیلهای بورژوایی امروزی درباره صدمین سال آن انقلاب عیان است. ضربه سنگین زلزله وارش چنان گرداب نظام حاکم را تکان داده که لرزه ها و امواج گرانشی آن پس از صد سال همچنان در جَوَلان است.

در یک قرن گذشته جز معدود آثاری چون کار کارستان و کارشناسانه مورخ بریتانیایی ای. اچ. کار درباره انقلاب روسیه، میلیونها سناریوی پرتناقض درباره آن انقلاب عظیم، توسط نظریه پردازان و تاریخسازان بورژوازی ساخته و بافته شده است. صادقانه ترین روایت را "جان رید" کمونیست آمریکایی شاهد مستقیم آن انقلاب در اثر ماندگار "ده روزی که دنیا را لرزاند" با واقعبینی بی نظیری به دست داده که ازجمله نوشته است: "بلشویکها قدرت را نه از راه سازش با طبقات دارا، یا رهبران سیاسی دیگر، نه از راه آشتی با دستگاه دولت سابق تصرف کردند. و نیز نه به وسیله خشونت سازمانیافته یک گروه کوچک. اگر توده های سراسر روسیه آماده قیام نبودند، قیامشان شکست میخورد. یگانه دلیل پیروزی بلشویکها آن است که آنها آرزوهای بزرگ و ساده وسیعترین اقشار مردم را تحقق بخشیدند. مردم را فراخواندند تا کهنه را پاره کنند و دور بریزند، و سپس با همکاری مردم، نو را بر ویرانه های آن بنا کردند".

لنین و حزب کمونیست روسیه با به پیروزی رساندن انقلاب اکتبر، امکانپذیر بودن انقلاب کارگری را به اثبات رساندند. امروز صد سال پس از آن پیروزی، نیاز جهان به انقلاب کارگری عظیمتری، ضرورت و مبرمیت و امکانپذیری چنین انقلابی صدها برابر روشن و اثبات شده است. این است آن درس اساسی که باید از پیروزی کارگری اکتبر آموخت. دلایل قابل درک شکست انقلاب اکتبر هم به این کمبود اساسی بر میگردد که دیکتاتوری پرولتاریا پس از پایان دوره انقلابی دست به خلع ید بورژوازی در عرصه اقتصاد نبرد، از پیشروی به انقلاب اقتصادی، به زیرورو کردن مناسبات کاپیتالیستی، به لغو کار مزدی و برقراری مالکیت اشتراکی باز ماند. نقد سوسیالیستی و کارگری تجربه شوروی کلید آموزش درسهای انقلاب اکتبر ١٩١٧، کلید کاربست خلاقانه دیدگاه کمونیستی و مارکسی اصیل در صدمین سالگرد انقلاب عظیم اکتبر، این عزیزترین و گرانقدرترین نقطه عطف تاریخ کمونیسم کارگری معاصر است.

کنگره اکتبر بر حقانیت عمل انقلابی بلشویکها تاکید میکند و در این مناسبت به مهمترین واقعه قرن بیستم، انقلاب سوسیالیستی در روسیه، ارج می‌نهد. کنگره اکتبر اعلام میکند که حزب کمونیست کارگری -حکمتیست حزبی برای تکرار اکتبر در ایران است. کنگره اکتبر کارگران و کمونیست های جهان را فرامیخواند که به کمونیسم مارکسی و حزب لنینی و کمونیستی کارگری برای تقابل با سرمایه داری متکی شوند. کنگره اکتبر کارگران و مردم زحمتکش و آزادیخواه در ایران را به پیوستن به صفوف حزب اکتبر فرامیخواند. کنگره اکتبر اعلام میکند که تنها راه نجات بشریت از منجلاب سرمایه داری، کمونیسم است!

زنده باد اکتبر، زنده باد انقلاب کارگری

کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری – حکمتیست (کنگره اکتبر)
سیزده آبان ١٣٩٦ - چهارم نوامبر ٢٠١٧

 

Subscribe to this RSS feed