»»
اخباروگزارشات کارگری:  - اعتصاب وتجمع کارگران محور گستر جهاد ن
اخبار و گزارشات کارگ:  - ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کیان ک
آلترناتیو کارگری و س: مصاحبه اکتبر با فاتح شیخ درباره اعتراضات
پیام قاطع خیزش اجتما:  خیزش توده ای اخیر در واقع اعتراض اجتماع
حمله تجاوزکارانه دول: جذب حمایت افکارمردم آزادیخواه و مترقی جه
گزارش تصویری تظاهرات: گزارش تصویری تظاهرات علیه حمایت بی بی سی
اخبار و گزارشات کارگ: - اعتصاب متحدانه کارگران کاغذ پارس - از
جنبش توده اى براى سر:  مصاحبه با راديو انترناسيونال درباره ١٨
تهدیدات نظامی و لشکر:  دولت فاشیت ترکیه از شب پنجشنبه ۱۸ ژانوی
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
بیانیه احزاب و سازما:  خیزش کارگران، جوانان، زنان آزاده و تهید
اخبار و گزارشات کارگ:  زنده باد یاد کارگران وآتش نان جان باخته
اهمیت اعتصابات کارگر:  چندین رویداد جنبش کارگری ایران طی ماهها
رضا رخشان و سقوط تا :  اعتراضات اخیر چند هفته گذشته جامعه ایرا
اصلاحات، رفراندوم، س:  جنبش اعتراضی مردم در سه هفته اخیر خواست
دیماە ٩٦، دە روزی کە:  جامعە ایران ٣٩ سالە تشنە آزادی، برابری

حمله تجاوزکارانه دولت فاشیست ترکیه به کانتون عفرین شدیدا محکوم است! - سعید یگانه

جذب حمایت افکارمردم آزادیخواه و مترقی جهان از مقاومت عفرین وظیفه نیروهای آزادیخواه و انقلابی در منطقه است.
دولت فاشیت ترکیه روز جمعه۱۹ ژانویه حمله وحشیانه و تجاوزکارانه از قبل طراحی شده را به عفرین یکی از کانتونهای خود مدیریتی شمال سوریه وهم مرز با ترکیه را آغاز کرده و دست به توپ باران این منطقه زده است .وزیر دفاع دولت جنایتکارترکیه رسما اعلام کرده که هدف از این عملیات نابودی "نیروهای یگانهای مدافع خلق " مستقر در این شهر است .
دولت فاشیت ترکیه درحماسه مقاومت کوبانی ، که با حمایت ازجنایتکاران داعش آرزوی سقوط کوبانی و شکست نیروهای مسلح مدافع مردم را در مقابل تجاوزکاران در سرمی پروراند و نا کام ماند ، امروز خود دست به کار لشکر کشی وتجاوزآشکارو آغاز جنگ با مردم آزادیخواه و حق طلب و نیروهای مسلح مدافع خلق درکانتون عفرین، شده تا این سناریوسیاه را خود در یکی دیگر از کانتونهای خود مدیریت روژآوای سوریه به اجرا درآورد .
دولت ترکیه در دو سال گذشته باایجاد اختناق و دستگیری مخالفین و سرکوب آزادی های سیاسی در داخل ، شروع جنگ دوباره با حزب" پی ک ک" و سرکوب مقاومت مردم شهرهای کردستان در مقابل تجاوز نیروهای سرکوبگر دولت ترکیه ، برای پیشبرد سیاستهای سرکوبگرانه و یکه تازی خود در منطقه ، به منظور در هم شکستن اراده و اعمال حاکمیت مردم و نیروهای مسلح مدافع ان و تکمیل این سناریو سیاه حمله به کانتون عفرین را آغاز کرده است .
حماسه مقاومت کوبانی و شکست جنایتکاران داعش جلوچشمان سران دولت ترکیه و افکارعمومی جهان، که حمایت وهمبستگی بی نظیری را به خود جلب کرد ، باید به دولتمردان فاشیست دولت ترکیه فهمانده باشد، که آسان نیست و نمی توانند اراده مردمی که برای آزادی وحق تعین سرنوشت و اعمال اراده و حاکمیت خود دست بکارشده و برای ان سختی و جانفشانی و قربانی داده اند در هم شکنند. بدون شک مردم و نیروهای مسلح انقلابی مدافع مردم این بار نیز درمقابل حمله تجاوزکارانه دولت ترکیه دست به مقاومت خواهند زد وبا خلق حماسه ای همچون کوبانی دولت ترکیه را از اهداف وآرزوهای شوم خود نا کام خواهند کرد .
حمله تجاوزکارانه دولت فاشیست ترکیه به کانتون عفرفین باید شدیدا محکوم شود . همه احزاب و نیروهای آزادیخواه و انقلابی در منطقه وظیفه دارند که بیدرنگ دست به کارشوند ، ضمن حمایت از مردم و نیروهای مسلح انقلابی مدافع مردم ، افکار عمومی جهان را از این تجاوز آشکاربه حقوق و حاکمیت مردم آگاه کنند و سازمانهای بین المللی را برای جلوگیری از تجاوزو محکوم کردن دولت ترکیه تحت فشار قرار دهند.
سعید یگانه

اخبار و گزارشات کارگری ٣٠ دی ١٣٩٦

- اعتصاب متحدانه کارگران کاغذ پارس

- از سرگیری تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کیان کرد بدنبال توخالی درآمدن وعده مسئولین طرازاول شهرستان ملایر

- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه پرتو دانه خزر بهشهرنسبت به عدم پرداخت5ماه حقوق مقابل فرمانداری

- طومار کارگران نانوایی‌های استان کردستان برای افزایش دستمزد،تشکل یابی مستقل و سخت و زیان‌آورمحسوب شدن کارشان

- احضار تعدادی از فعالین کارگری به بازپرسی شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج

- اسماعيل عبدي معلم زنداني پس از چند روز مر خصي به زندان باز گشت

- مهدی توپچی فعال کارگری و احسان محمدی فعال دانشجویی آزادشدند

- مدیر عامل ریسندگی کبیرفراهان ازاخراج 300کارگراین کارخانه خبرداد.

- معلمان مدارس غیردولتی با دستمزدهای پایین‌تر ازچندرغاز حداقل حقوق و بیمه ناقص کارمی کنند

- به بهانه حوادث خیابان جمهوری وساختمان پلاسکو :

نگاهی به وضعیت کارگران رسمی و غیررسمی در ساختمان‌های ناایمن

- تجمع اعتراضی اهالی شهرک المهدی همزمان با بازدید اسحاق جهانگیری از پروژه همت

- تجمع اعتراضی پزشکان مراکز درمان ترک اعتیاد مقابل وزارت بهداشت

- تجمع اعتراضی دانشجویان دکتری نسبت به توقف اجرای طرح پژوهانه مقابل مجلس

- گزارشی درباره شورش عمری کولبری که 28دی ماه درارتفاعات سردشت جان باخت

- جان باختن یک کارگر درتهران براثر مسمومیت باگازمنوکسیدکربن

- جان باختن یک کارگر مقنی در مشهد

اعتصاب متحدانه کارگران کاغذ پارس

بنا بر گزارشهای ارسالی کارگران کاغذ پارس به اتحادیه آزاد کارگران ایران، ساعت شش بامداد امروز پس از آنکه کارگران این کارخانه متوجه کسر مبلغ 3500 تومان از حقوق پایه روزانه خود شدند بطور متحدانه ای دست به اعتصاب زدند.

علاوه بر موضوع کسر 3500 تومان از حقوق مبنا که مورد اعتراض کارگران کارخانه کاغذ پارس است، آنان نسبت به عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل نیز که قرار بود از مهر ماه سالجاری جاری عملی شود معترض هستند. آنان همچنین خواهان انعقاد قرارداد مستقیم هستند.

بنا بر این آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، تا لحظه مخابره این خبر( ده و نیم صبح) هیچیک از مسئولین کارخانه در میان کارگران حاضر نشده و پاسخی به آنان نداده اند و این اعتصاب همچنان ادامه دارد.

کارخانه کاغذ پارس با هفتصد کارگر نزدیک شرکت نیشکر هفت تپه قرار دارد و از چند سال پیش به بخش خصوصی واگذار شده است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- 30 دی ماه 1396

از سرگیری تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کیان کرد بدنبال توخالی درآمدن وعده مسئولین طرازاول شهرستان ملایر

صبح روز شنبه سی دی ماه، کارگران کارخانه کیان کرد بدنبال توخالی درآمدن وعده مسئولین طرازاول شهرستان ملایرمبنی بر پرداخت 50درصد ازمطالباتشان،تجمعات اعتراضییشان را از سرگرفتند.

کارگران کارخانه کیان کرد از روز شنبه بیست وسوم دی ماه، دراعتراض به عدم پرداخت6 ماه حقوق و 3سال عیدی دست از کار کشیدند وروزهای شنبه ویکشنبه هفته گذشته مقابل کارخانه تجمع کردند.*

مسئولین شهرستان ملایربرای شکستن اعتصاب کارگران وخاتمه دادن به تجمعات اعتراضیشان وعده دادند که 50درصد ازمطالباتشان تا روزشنبه30دی پرداخت شود.

کارگران هم با هوشیاری اعلام داشتند تا شنبه کارخانه تعطیل خواهد بود اگر وعده‌ها محقق شد کارگران به خط تولید بازمی‌گردند و درصورتی‌که بدهی‌ها پرداخت نشود تجمعات از هفته آینده مجدداً برگزار می‌شود.

امروزشنبه 30دی کارگران کارخانه کیان کرد بدنبال توخالی در آمدن وعده های مسئولین طراز اول شهرستان ملایر،با از سرگیری تجمعات اعتراضیشان عزم راسخشان را درراه احقاق حقوق برحقشان بنمایش گذاشتند.

* اعتصاب نامحدود کارگران کارخانه کیان کرد تا پرداخت6 ماه حقوق و 3سال عیدی معوقه

از روز شنبه بیست وسوم دی ماه، کارگران کارخانه کیان کرد اعتصاب نامحدودی را برای پرداخت6 ماه حقوق و 3سال عیدی معوقه،آغاز کردند.

این کارگران در ادامه تجمعات دوروز گذشته(23و24دی)مقابل کارخانه و وعده پرداخت 50درصد مطالباتشان در روزشنبه آینده اعلام کردند: تا شنبه کارخانه تعطیل بوده و اگر وعده‌ها محقق شده کارگران به خط تولید بازمی‌گردند و درصورتی‌که بدهی‌ها پرداخت نشود تجمعات از هفته آینده مجدداً برگزار می‌شود.

به گزارش یک منبع خبری محلی،خردادماه سال گذشته بود که خط تولید شرکت کیان کرد پس از ماه‌ها تعطیلی به چرخه تولید خود بازگشت اما کارگران این شرکت با چالشی جدید مواجه شده‌اند.

250کارگرکارخانه کیان کرد ملایر بیش از شش ماه است که حقوقی دریافت نکرده و 3 سال نیز عیدی معوق داشته‌اند.

یکی از کارگران این کارخانه اظهار داشت: در این مدت جلسات زیادی با مسئولین مختلف برای پیگیری مشکلات خود داشته‌ایم.

وی افزود: کارگران این شرکت دو روز در جلوی این شرکت تجمع کردند و درخواست پرداخت مطالبات خود رادارند.

این کارگر افزود: نشستی با فرماندار ملایر برگزار شد و در این جلسه وعده‌هایی برای تحقق مطالبات کارگران این شرکت داده شد.

یکی دیگر از کارگران نیز اظهار داشت: در تجمعی که جلوی شرکت برگزار شد مسئولین زیادی حضور یافتند.

وی افزود: در این تجمع وعده داده شد که تا شنبه 50درصد از مطالبات کارگران پرداخت شود تا کارگران به کار خود ادامه دهند.

این کارگر بیان کرد: تا شنبه کارخانه تعطیل بوده و اگر وعده‌ها محقق شده کارگران به خط تولید بازمی‌گردند و درصورتی‌که بدهی‌ها پرداخت نشود تجمعات از هفته آینده مجدداً برگزار می‌شود.

تاریخچه كارخانه کیان کرد واقع در كيلومتر 22 جاده ملاير- اراك:

در سال 1371 شركت الياف صنعتي ايران با مشاركت شركتهاي لاستيك سازي ايران تشكيل و واحد آغشته گري (dip) را با ظرفيت 8800 تن در سال احداث نمودند.

در سال 1374 اين شركت توسط سازمان مستضعفان و جانبازان خريداري گرديد.

در سال 1379 شركت كيان كردسا با 60% مشاركت كردسا گلوبال تركيه و 40% سرمايه گذاران ايراني تبار تشكيل گرديد و كارخانه فوق را از سازمان مستضعفان ابتياع و سپس واحد تاب و بافت را با ظرفيت 5500 تن در سال بدان اضافه نمود.

در سال 1381 شركت جديد به همراه دانش فني پيشرفته كردسا گلوبال توانست عاليترين محصول در قياس جهاني را به بازار ايران عرضه نمايد.

در اوايل سال 1387 شركاء ايراني تبار، 60% سهام شركت كردسا گلوبال را خريداري نمودند و صاحب تمام سهام شركت شدند. نام شركت به ” شركت توليدي منسوج كيان كرد ” تغيير يافت .

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه پرتو دانه خزر بهشهرنسبت به عدم پرداخت5ماه حقوق مقابل فرمانداری

روزشنبه30دی، کارگران کارخانه پرتو دانه خزر دراعتراض به عدم پرداخت5ماه حقوق مقابل فرمانداری بهشهر تجمع کردند.

براساس گزارشات منتشره،کارگران کارخانه پرتودانه خزر خواستار حضور فرمانداربهشهر در میان تجمع و پاسخگویی به اعتراضشان شدند که درنهایت نمایندگان کارگران با فرماندار دیدار کردند.

کارخانه پرتو دانه خزرواقع در استان مازندران، شهرک صنعتی بهشهر در سال ۱۳۸۰، فعالیت خود را در زمینه تولید روغنهای خوراکی و انواع مارگارین آغاز کرد. در ابتدا با تولید کره مارگارین در انواع بسته بندی ، با نام تجاری محیا، به بازار مواد غذایی کشور معرفی شد.

هم اکنون این شرکت با مساحتی حدود ۱۴ هکتار و تعداد ۲۵۰ کارگر، مشغول به فعالیت بوده و ظرفیت تولید تا ۴۰۰ تن در روز را داراست.

انواع روغن های تولیدی مایع، روغن قنادی و کره های گیاهی این شرکت با نام های تجاری محیا، ویتا، آری، طعام، آرینا، هما و رگا به بازار عرضه می شوند.

طومار کارگران نانوایی‌های استان کردستان برای افزایش دستمزد،تشکل یابی مستقل و سخت و زیان‌آورمحسوب شدن کارشان

جمعی از کارگران نانوایی‌های استان کردستان با امضای طوماری خطاب به استانداری کردستان، خواهان افزایش دستمزد،تشکل یابی مستقل و سخت و زیان‌آورمحسوب شدن کارشان شدند.

دراین طوماری که 30دی ماه رسانه ای شد، آمده است:

سال‌هاست ما کارگران خباز از افزایش دستمزدهایمان برابر با قانون بی‌بهره بوده‌ایم، هرچند دستمزدهای به اصطلاح قانونی هم دردی از رنج‌های ما کارگران نمی‌کاهد؛ اما همین حداقل‌های بخور و نمیر قانونی هم برای ما کارگران خباز، اعمال نمی‌شود. دلیل عدم افزایش چندین ساله دستمزد ما کارگران، حاکم بودن عرفی غیرقانونی در تعیین دستمزد ما کارگران است و آن منوط کردن افزایش دستمزدها به افزایش نرخ نان است که عملی کاملا غیرقانونی تلقی می‌شود. افزایش نیافتن چندین ساله دستمزد ما کارگران معیشت‌مان را سخت به مخاطره انداخته؛ به نحوی که دریافتی یک کارگر خباز ماهیانه به طور میانگین 700 الی 800 هزار تومان است که با کسر هزینه‌های یک کارگر در کارگاه خبازی از قبیل سهم بیمه ماهیانه کارگر، هزینه یک وعده غذا، هزینه ایاب و ذهاب کارگر و ... چیزی از آن باقی نمی‌ماند؛ عمق فاجعه زمانی نمایان‌تر می‌گردد که ما کارگران بایستی با این مبلغ ناچیز هزینه مسکن، درمان، آموزش، خوراک، پوشاک، قبوض آب، برق، گاز، تلفن و ... که در این روزها با وجود گرانی و تورم لگام گیسخته سر به فلک کشیده را پرداخت نماییم، در این حال و با داشتن چنین درآمدی، حتی قادر به تامین ابتدایی‌ترین نیازهای‌مان نیستیم، نیازهایی که دیگر برای ما کارگران به کالای لوکس مبدل گشته است.

نمایندگان‌مان بارها و بارها شما را مطلع کرده‌اند که کار در کارگاه خبازی جزو مشاغل سخت و زیان‌آور می‌باشد و می‌بایست کارگران شاغل در این حرفه از بازنشستگی پیش از موعد بهره‌مند شوند، اما متاسفانه تنها شاطر و نان درآر به دلیل ارتباط مستقیم با گرما، این قانون برایشان اعمال می‌گردد، در حالی که مشاغل وابری، چونه‌گیری و خمیرگیری به دلیل ایستادن کارگر به‌طور ثابت برای ساعت‌های طولانی از لحاظ سخت و زیان‌آور بودن از شاطری و نان درآری کمتر نمی‌باشد؛ به طوری که این کارگران در معرض بیماری‌هایی از قیبل واریس، دیسک کمر و ... قرار دارند؛ همچنین به دلیل ریزگردهای آرد در فضای کارگاه خبازی بسیاری از کارگران خباز به بیماری تنگی نفس و آسم مبتلا شده‌اند اما کمیته سخت و زیان‌آور تا به حال به این خواسته به حق رای منفی داده است.

خواسته های ما کارگران خباز امضا کننده این طومار:

1- در اسرع وقت موضوع عدم افزایش چندین ساله دستمزدهای‌مان رفع شده و از این به بعد ما کارگران خباز می‌خواهیم برابر قانون هر ساله از افزایش دستمزد بهره‌مند شویم و این عرف غیرقانونی که افزایش دستمزد کارگر خباز را به افزایش نرخ نان منوط کرده‌اند، برچیده شود؛ چون به زعم ما قرار افزایش نرخ نان که در برنامه بودجه سال 97 تعریف شده در راستای اهداف سیاسی و اقتصادی دولت و به نفع شریک اجتماعی‌شان (کارفرمایان) می‌باشد، نه در راستای رفاه اجتماعی طبقه کارگر.

2- تمامی کارگران شاغل در کارگاه‌های خبازی به دلایلی که شرح آن داده می‌شد، می‌بایست کار آنها سخت و زیان‌آور تلقی شده و همه آنان از بازنشستگی پیش از موعد بهره‌مند گردند.

3- خواستار آزادی کنش صنفی و امکان تشکل‌یابی مستقل کارگران خبازهستیم.

احضار تعدادی از فعالین کارگری به بازپرسی شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج

بر اساس خبر دریافتی، طی روزهای گذشته از طرف شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج تعدادی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و اتحادیه آزاد کارگران ایران از طرف شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج احضار شدند.

غالب حسینی، خالد حسینی، مظفر صالح نیا، شریف ساعد پناه، حبیب الله کریمی از فعالین کارگری هستند که طی احضاریه کتبی در روز 14/11/96 به دادگاه سنندج احضار شده اند. اتهام این فعالین شرکت در مراسم نوروز 96 می باشد. لازم به ذکر است که طی ماه های گذشته، حدود هشتاد نفر در ارتباط با برگزاری مراسم نوروز 96 در سنندج، احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.

ما هر گونه احضار، بازجویی و بارداشت فعالین کارگری را به بهانه های واهی امنیتی محکوم می کنیم و خواستار منع تعقیب فعالین کارگری و دیگر فعالین اجتماعی هستیم.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – 30 دی ماه 1396

اسماعيل عبدي معلم زنداني پس از چند روز مر خصي به زندان باز گشت

اين معلم زنداني كه براي چند روز مرخصي آمده بود در مراجعه به پزشك معالج خود مشخص شد كه ناراحتي ريه اش جدي است وبايد تحت درمان قرار گيرد . اما به رغم گفته پزشكان كه بايد در خارج زندان در مان شود به زندان باز گردانده شد.

برگرفته از کانال تلگرام کانون مدافعان حقوق کارگر

مهدی توپچی فعال کارگری و احسان محمدی فعال دانشجویی آزادشدند

مهدي توپچي واحسان محمدی که پس از اعتراضات اخيربازداشت شده بودند روزشنبه سی دی ماه با قيد وثيقه آزاد شدند.

اخراج 300کارگر کارخانه ریسندگی کبیر فراهان

مدیر عامل ریسندگی کبیرفراهان ازاخراج 300کارگراین کارخانه خبرداد.

به گزارش یک منبع خبری محلی وحید کبیری گفت: با راه‌اندازی این کارخانه برای ۶۵۰ نفر اشتغالزایی شده است، اما با توجه به شرایط کنونی این صنعت، نیمی از نیروهای کارخانه ریسندگی تعدیل شده و در حال حاضر ۳۶۱ نفر مشغول به کار هستند که کارخانه با نیمی از ظرفیت خود در حال فعالیت است.

وحید کبیری، مدیر عامل کارخانه ریسندگی کبیرافزود: میزان تولید این کارخانه در روز ۲۴ تُن است که در حال حاضر تولیدات این کارخانه ۵۰ درصد کاهش یافته است.

کبیری بیان کرد: محصول تولیدی این کارخانه در داخل کشور به تهران، شیراز و اصفهان ارسال می‌شود. این کارخانه ۸ درصد از نخ تریکو‌دوزی‌های کشور را تامین می‌کند که در بافت پارچه‌های تریکو استفاده می‌شود.

وی افزود: در ابتدای تاسیس واحد ریسندگی هدف ما صرفا فروش نخ نبود و ما برای تمامی مراحل تولید از جمله رنگرزی، بافت، دوخت و برش انواع حوله، ملحفه و پوشاک برنامه‌ریزی کرده بودیم اما با توجه به مشکلات موجود در این صنعت، طرح توسعه ما بی‌نتیجه ماند و در حال حاضر ۱۱۰ هزار مترمربع از زمین‌های ما در این شهرک خالی مانده است.

وی با اشاره به مشکلات صنعت ریسندگی در کشور، گفت: به دلیل تحریم و نبود سیستم ال سی، این واحد تولیدی در تهیه مواد اولیه از کشورهای خارجی با مشکلات بسیاری مواجه شده است.

کبیری افزود: همین معضل سبب شده تا قیمت مواد خام برای تولید نسبت به واحدهای تولیدی در کشورهای همسایه برای ما گران تمام شود.

مدیر عامل این کارخانه بیان کرد: کارخانه ریسندگی فراهان سالانه ۱۲ میلیون دلار صرفه‌جویی ارزی دارد و محصولات تولیدی این کارخانه به کشورهای ایتالیا و ترکیه هم صادر می‌شود.

وی با اشاره به تاثیر تحریم‌ها در صنعت ریسندگی کشور، اظهار کرد: دستگاه‌های تولیدی این کارخانه به روزترین فناوری دنیا را دارند و تحریم‌ها سبب شد تا مهندسانِ مهندسی معکوس ما موفق به طراحی و تولید تعدادی از قطعات این کارخانه شوند.

کبیری افزود: در حال حاضر رکود بر صنعت نساجی کشور سایه افکنده و سبب تعطیلی بسیاری از کارخانه‌های بزرگ شده است که درصد بالایی از این کارخانه‌‌ها بازار خود را از دست داده‌ و با کمترین ظرفیت و زیر ظرفیت خط تولید کار می‌‌کنند.

مدیر عامل کارخانه ریسندگی کبیر فراهان تصریح کرد: ورود محصولات قاچاق از جمله پارچه و پوشاک از ترکیه، تایوان، هند و چین سبب ایجاد مشکلات بسیاری در صنعت نساجی شده و کمر کارخانه‌‌های بزرگ کشور را شکسته است.

معلمان مدارس غیردولتی با دستمزدهای پایین‌تر ازچندرغاز حداقل حقوق و بیمه ناقص کارمی کنند

معلمان آزاد با دستمزدهای پایین‌تر ازچندرغاز حداقل حقوق و بیمه ناقص کارمی کنند.

برپایه گزارش رسانه ای شده بتاریخ30دی،معلمان آزاد می‌گویند: سالهاست با دستمزدهای پایین‌تر ازچندرغاز حداقل حقوق، در خدمت آموزش و پرورش هستیم و متاسفانه سازمان‌های مختلف ما را به هم پاس‌کاری می‌کنند.

معلمان آزاد که در مدارس غیردولتی مشغول به کار هستند، از شرایط شغلی خود ناراضی هستند و معتقدند که باید تغییرات اساسی در شرایط اشتغال آنها به وجود بیاید.

این معلمان می‌گویند: در این مدت بیست و اندی سال که از تاسیس مدارس غیردولتی می‌گذرد، چندین نوبت استخدام و رسیدگی به امور معلمان و نیروهای آموزشی صورت گرفته؛ ولی متاسفانه معلمان غیردولتی نه از حقوق قانونی برخوردارند و نه از بیمه.

به گفته یکی از این معلمان که به نمایندگی از جانب همکارانش در استان مرکزی ، همه قوانین روی کاغذ وجود دارد؛ ولی متاسفانه عملا هیچ مرکز دولتی خود را موظف به نظارت نمی‌داند و در نتیجه معلمان مدارس غیردولتی در حال تدریس با دستمزدهای بسیار پائین هستند و آینده آنها نیز مبهم و نامعلوم است.

او می‌گوید: وضعیت بیمه ما معلمان آزاد نیز مشکل‌دار است و در این شرایط، امیدی نداریم که بتوانیم روزی بازنشسته شویم و در سالمندی، زندگی آرامی داشته باشیم.

این معلم آزاد ادامه می‌دهد: بارها مقابل مجلس جمع شدیم و درخواست رسیدگی داشتیم؛ ولی هر بار وعده‌هایی داده شد که متاسفانه عملیاتی نشد یا فقط در چند مدرسه خاص به صورت ناقص اجرایی شد.

به گفته او، معلمان آزاد نه معلم محسوب می‌شوند و نه کارگر؛ آموزش و پرورش و وزارت کار هیچکدام به‌طور کامل خود را متولی این نیروها نمی‌دانند. او می‌گوید: دقیقا به همین دلیل است که حق و حقوق معلمان مدارس غیردولتی رعایت نمی‌شود.

به بهانه حوادث خیابان جمهوری وساختمان پلاسکو :

نگاهی به وضعیت کارگران رسمی و غیررسمی در ساختمان‌های ناایمن

حادثه پلاسکو، حادثه خیابان جمهوری و حوادثی از این دست، لزوم نظارت بر کارگاه‌های کوچک را برجسته می‌کنند؛ اما کمبود بازرسان کار مشکلی است که هم کارشناسان و هم مسئولان به آن اذعان دارند. در این شرایط به نظر می‌رسد راهکار، فقط و فقط استفاده از ظرفیت نهادهای مدنی است.

بنا به گزارشی که30دی رسانه ای شد، «سه سال تمام طول کشید؛ نباید اینقدر طولانی می‌شد. روزهای اول وعده داده بودند که ظرف چند هفته، ‌‌نهایت چند ماه، حکم نهایی صادر شود. خیلی وقت است که فهمیدم دیگر دست‌مان به جایی بند نیست. خیلی وقت است که از همه چیز و همه جا قطع امید کرده‌ام. مادرم قربانی شد و رفت...»

محسن اکبرزاده، فرزند یکی از دو زنی است که در حادثه آتش‌سوزی کارگاه خیاطی در خیابان جمهوری، جان خود را از دست دادند. او از آن روزهای تلخ با اندوه یاد می‌کند؛ از نردبانی که باید باز می‌شد و نشد؛ از پرونده‌ای که آن‌قدر طولانی شد؛ از زنان کارگری که بیمه نبودند و ازدلجویی‌های نیم‌بندِ مسئولان.

او می‌گوید: «روزهای اول مسئولان آمدند برای دلجویی؛ هم از آتش‌نشانی و هم از شهرداری؛ اما بعد در دادگاه، تقصیر خودشان را گردن نگرفتند؛ همه وعده‌هایشان توخالی از آب درآمد. کارفرما که‌‌ همان اول هم برای دلجویی نیامد و هیچ تقصیری بر گردن نگرفت. بعد از سه سال، حکم دادگاه آمد با این معنا که؛ هر کدام از طرفینِ قضیه بیست و پنج درصد مقصر هستند. قرار است تیرماه دادگاه تجدیدنظر برگزار شود. دیگر کاری به رای دادگاه ندارم. من معتقدم هم کارفرمایی که در محیط ناامن کارگران را به کار گرفته بود مقصر است و هم آتش‌نشانی و شهرداری. اگر نردبان آن روز کذایی بازمی‌شد، مادرم امروز زنده بود. هنوز کنارم نفس می‌کشید....»

ساعت ۱۱ و نیم صبح روز ۲۹ دی سال ۱۳۹۲، گزارش آتش‌سوزی در یک ساختمان پنج طبقه تولید پوشاک واقع در خیابان جمهوری تهران به سازمان آتش نشانی اعلام شد. در این حادثه، دو زن کارگر که قصد داشتند راه فراری از میان شعله‌های آتش بجویند، ناکام ماندند. پنجره کارگاهِ قدیمی خیاطی نتوانست جان آن‌ها را نجات بدهد. سه سال طول کشید تا حکم را صادر کردند؛ سه سال تمام. حالا فرزند متوفی می‌گوید این زنانِ کارگر بیمه نبودند و به خانواده‌هایشان نیز هیچ خسارت یا غرامتی پرداخت نشد؛ حتی هیچ نهاد یا فردی به خاطر تقصیر یا قصور، مجازات نشد.

محسن اکبرزاده می‌گوید: از زمان مرگ مادرم تا امروز شما خودتان حساب کنید چندتا حادثهٔ این‌طور اتفاق افتاده؛ پلاسکو، معدن یورت و خیلی حوادث دیگر. انگار هیچ کجا در هیچ محیط کاری، ایمنی رعایت نمی‌شود. جان کارگر انگار ارزان‌ترین و بی‌قیمت‌ترین است...

درست سه سال بعد از حادثه خیابان جمهوری، روز سی‌ام دیماه ۱۳۹۵، ساختمان قدیمی پلاسکو آتش گرفت؛ مقابل چشم مردمی که به صفحه تلویزیون خیره مانده بودند. آتش از طبقه هشتم به کل ساختمان سرایت کرد و در ‌‌نهایت، کل ساختمان مثل یک ستون بلند کاغذیِ گْر گرفته، فروریخت. همه چیز، هم بهت‌آور بود و هم به غایت، ناراحت‌کننده. بازهم خیاط‌خانه‌ها، کارگاه‌ها و مغازه‌ها در ساختمان فرسوده‌ای دیگر در تهران، طعمه آتش شدند. در این حادثه، شانزده آتش‌نشان و شش شهروند عادی که از کارگران و کسبه ساختمان بودند، جان خود را از دست دادند.

بعد از فروپاشی پلاسکو، در روزهایی که تب حادثه تا حدودی فروکش کرد، یک سوال اساسی مطرح شد؛ چه تعداد ساختمان فرسوده در تهران مشابه پلاسکو وجود دارد؟ ساختمان‌هایی که کلونی کارگران رسمی و غیررسمی است؛ چه تعداد از نیروی کارِ کلانشهر پایتخت را در خود جای داده‌اند؟ و درنهایت چند کارگر زن و مرد در ناامنی و خطر مدام به‌سر می‌برند و هر روز مرگ، پهلو به پهلوی آن‌ها نفس می‌کشد؟

ابوالفضل اشرف منصوری، رئیس کانون مسئولان ایمنی و بهداشت کار کشور است. او حادثه پلاسکو را زنگ خطری می‌داند که به صدا درآمد، اما نادیده گرفته شد و می‌گوید: سوالات بسیاری مطرح است؛ باید پرسید بعد از پلاسکو چه کار مفید و زیربنایی انجام شد؟ هیچ. برای ساختمان‌های فرسودهٔ مشابه پلاسکو، مسئولان چه تدبیری اندیشیدند؛ برای پیشگیری و علاج قبل از وقوع چه کردند؟ هیچ.

او ادامه می‌دهد: باید گفت از نظر زیرساختی، نه کاری انجام شده و نه حتی قانونی مصوب شده که بخواهد اجرا بشود یا نشود؛ مسئولان، ساختمان‌ها و کارگاه‌های فرسوده را به امان خدا‌‌ رها کردند.

اشرف منصوری به موضوع ایمن‌سازی کارگاه‌های کوچک که برخی معافیت‌های قانونی، شامل حال آن‌ها می‌شود؛ می‌پردازد و می‌گوید: کارگاه‌های کوچک با بضاعت کارفرما، قابل ایمن‌سازی نیست؛ آن هم کارفرمایانی که یک در میان حتی حاضر نیستند، کارگران خود را بیمه کنند؛ پس در این صورت، بحث نظارت و کنترل مطرح می‌شود.

به گفته او، از نظر کنترلی نیز محدودیت‌ها و کم‌کاری‌ها فراوان است. می‌گوید: فقط هشتصد بازرس کار در کشور داری. در استان تهران با این همه خطر و این سطح از ناامنیِ کارگاه‌ها، چیزی حدود صد بازرس کار یا حتی کمتر وجود دارد. در این شرایط مشخص است که مشکل عمیق می‌شود و راه‌حلی که به نتیجه برسد، یافت نمی‌شود.

این کار‌شناسی ایمنی ادامه می‌دهد: شما حجم کارگاه‌های کوچک، کارگاه‌های خانوادگی، کارخانه‌های صنعتی و صنایع مادر را درنظر بگیرید و تعداد بازرسان کشور را با این حجم مقایسه کنید تا به عمق فاجعه پی ببرید؛ هر جا که کارگاهی هست، بازرس کار موظف است که نظارت کند؛ اما این الزام با ظرفیت‌ فعلی همخوانی ندارد و امکان‌پذیر نیست.

اشرف منصوری در مقابلِ این پرسش که راهکار عملی و ملموس چیست؛ می‌گوید: راهکار در یک جمله خلاصه می‌شود: به‌کارگیریِ توان مشارکتی نهادهای مدنی و به بازی گرفتنِ آن‌ها.

او در تشریح این راهکار هم می‌گوید: با حمایت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تشکل‌های صنفی تخصصی باید بتوانند مشارکت کنند تا مسئولان ایمنی در همه کارگاه‌ها ازجمله کارگاه‌های کوچک مستقر شوند. آیین‌نامه به‌کارگیری مسئولان ایمنی در سال ۹۴، در شورای عالی حفاظت فنی مصوب شده؛ بنابراین بایستی از مسئولان ایمنی و همچنین از تشکل آن‌ها، کانون سراسری مسئولان ایمنی و بهداشت کار، استفاده شود تا به نتیجه مطلوب برسیم. هیچ راهکاری نیز قابل دسترس‌تر، ملموس‌تر و اجرایی‌تر از این نیز نداریم.

او در پایان گفتگو می‌گوید: نه پلاسکو و کارگاه‌های آن؛ مسئولِ ایمنی مستقر داشت و نه هیچیک از مجتمع‌های تجاری و حتی تفریحیِ تهران و شهرهای دیگر؛ در این شرایط، خطر همیشه محتمل است و هیچ راهی نداریم جز اینکه در این کلونی‌های مزدبگیران، مسئول ایمنی مستقر کنیم. این راهکار، هم به نفع دولت است، هم به نفع جامعه کارگری و هم کارگران را منتفع می‌سازد.

کمبود بازرسان کارِ اداره کار و کاستی‌های موجود در زمینه نظارت و کنترل بر کارگاه‌های کوچک علی‌الخصوص در استان تهران، موضوعی است که خود مسئولان نیز به آن اذعان دارند. حاتم شاکرمی (مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران) در ارتباط با این کاستی‌ها می‌گوید: ۱۸ درصد از کارگران کشور در استان تهران هستند؛ این درحالی‌ست که امکانات و ظرفیت ما در بخش بازرسی، ده درصد است؛ این یعنی کاستیِ ظرفیت.

به گفته شاکرمی، بازرسی‌های انجام شده براساس اولویت‌ها در زمینه حوادث کار صورت می‌گیرد؛ که اولویت بازرسی در استان تهران در بخش ساختمان است؛ زیرا بیشترین حوادث ناشی از کار در بخش ساختمان اتفاق می‌افتد.

این مقام مسئول می‌افزاید: یکی از مشکلات و موانع بر سر راه بازرسی از مراکز تجاری و کارگاه‌های کوچک؛ علاوه بر کمبود نیروی انسانیِ بازرس، عدم وجود شعبه مستقل دادگستری برای صدور حکم تعطیل یا تعقیب کارگاه‌های خاطی بوده‌ است که این مشکل برطرف شده؛ در حال حاضر دادسرای ناحیه ۳ به رسیدگی به این دست جرائم اختصاص داده شده‌است.

با این تفاصیل به نظر می‌رسد درمورد کارگاه‌های کوچک که در حجم انبوه در کلانشهر تهران وجود دارند و درصد بالایی از آن‌ها نیز در بافت فرسوده شهری قرار دارند، نه نظارتِ درست انجام می‌شود؛ نه بازرسِ کافی برای کنترل اجرای قانون وجود دارد و نه کارفرمایان قدمی برای ایمن‌سازی محیط و صیانت از نیروی کار برمی‌دارند؛ در این شرایط، خطر همواره در کمین کارگرانی است که خیلی از آن‌ها نه بیمه دارند و نه از حمایت‌های اجتماعی بهره‌مندند؛ و در صورت بروز حادثه نیز خانواده‌های آن‌ها هیچ مرجعی برای پیگیری ندارند؛ دستشان به جایی بند نیست و صدایشان به هیچ کجا نمی‌رسد.

تجمع اعتراضی اهالی شهرک المهدی همزمان با بازدید اسحاق جهانگیری از پروژه همت

روز شنبه30دی همزمان با بازدید اسحاق جهانگیری از پروژه همت،جمعی از اهالی شهرک المهدی دست به تجمع زدند ودر اعتراض به وی اعلام کردند که درباره معارضه پروژه همت تاکنون برای خرید خانه هایشان راه حلی پیشنهاد نشده است.

به گزارش یک منبع خبری محلی، روزشنبه30دی در حاشیه بازدید معاون اول رئیس جمهور از پروژه همت جمعی از اهالی شهرک المهدی با تاکید بر اینکه این شهرک در مسیر پروژه همت قرار دارد و جزو معارضین پروژه است اعلام کردند: مردم 80 واحد مسکونی حاضر به ترک خانه هایشان با شرایط فعلی نیستند چرا که تاکنون برای خرید خانه هایشان راه حلی پیشنهاد نشده است.

تجمع اعتراضی پزشکان مراکز درمان ترک اعتیاد مقابل وزارت بهداشت

روز شنبه30دی،جمعی از پرشکان مراکز درمان اعتیاد mmtدراعتراض نسبت به فرآیند سامانه ثبت مشخصات و اطلاعات معتادان در وزارت بهداشت تجمع کردند.

برپایه گزارش منتشره،تجمع کنندگان با درخواست اصلاح فرایند سامانه و نظارت بیشتر در توزیع داروهای درمانی معتادان از وزارت بهداشت می خواهند تا نسبت به توزیع غیر اصولی داروهای اعتیاد و بر حفظ امنیت و عدم افشای اطلاعات شخصی بیماران اقدام کند.

سخنگوی درمانگران اعتیاد استان تهران در این مورد گفت : سامانه ایداتیس یک سال قبل از طرف وزارت بهداشت به منظور جمع آوری اطلاعات درمانی همه بیماران تحت درمان با داروهای اگونیست در مراکز درمان سوء مصرف مواد سراسر کشور راه اندازی شد. در این سامانه هر مرکز درمانی اجبارا موظف می شود ، اطلاعات تمام بیماران را که شامل حرف اول اسم و فامیل و نام پدر و 5 رقم آخر کد ملی و تاریخ تولد وارد سامانه کند با این عمل برای هر بیمار کد مشخصی از طرف سامانه اختصاص می یابد که به طریقه بسیار ساده کد گذاری شده و از روی آن بطور معکوس اطلاعات وارد شده قابل بازیابی است . با این عمل هر زمان دو یا چند مرکز اطلاعات یک فرد را وارد کنند سیستم ایراد تکراری بودن می گیرد و بیمار که ممکن است بدلیل مثلا مسافرت خواسته باشد از مرکز دیگری دارو دریافت کند این امکان را نمی یابد و باید با تماس با مرکز قبلی ایشان انفصال از درمان شده و مرکز جدید برای دادن دارو او را ثبت کند.

وی با اشاره به اینکه وزارت خانه ادعا می کند بدلیل جلوگیری از مراجعه بیماران به چند مرکز، کدینگ اختصاصی بیماران را ایجاد کرده است گفت: اما به گفته واحد سلامت روان وزارت بهداشت تعداد بیماران ثبت شده در سیستم با وجود اینکه هنوز بسیاری از مراکز در سراسر کشور این ثبت را انجام نداده اند ، از تعدادی که قبلا به عنوان مددجویان این مراکز در آمار وزارت موجود بوده بیشتر است و این موضوع به این معنا است که تعداد بیماران تکراری مراکز در حد بسیار پایینی بوده است .

وی با بیان اینکه پس از ثبت بیمار در سامانه امکان پاک کردن وجود ندارد و اطلاعات فرد برای همیشه حتی در صورت قطع درمان شدن در سیستم باقی می ماند گفت: اطلاعات بعدی وارد شده شامل اطلاعات شخصی و درمانی است به عنوان مثال سطح تحصیلات ، شاغل یا بیکار بودن ، مجرد یا متاهل بودن و چند سال اعتیاد داشته ، به چه موادی ، چند بار ترک داشته ، سابقه زندان داشته یا نه .... و بالاخره اطلاعات مربوط به درمان در مرکز شامل نوع دارو ، دوز دارو و حتی نام کارخانه ای که دارو به فرد داده شده است این اطلاعات باید هرزمان که فرد برای دارو گرفتن مراجعه کرد همان روز با فرصت یک روز کاری ، در سامانه وارد شود که وارد کردن تمام این اطلاعات روزانه با توجه به سرعت پایین اینترنت و خود سامانه بسیار وقت گیر است و زمان زیادی از کاربر که در واقع باید معطوف به درمان بیماران شود ، تلف می کند.

وی ادامه داد :جدا از مسئله قابل هک بودن و در نتیجه بیرون آمدن اطلاعات شخصی کامل تمام بیماران تحت درمان مراکز ، سواستفاده احتمالی از سامانه برای چک کردن اینکه آیا فرد خاصی به عنوان مددجو در سامانه ثبت شده یا نه برای تمام کاربران سامانه اعم از ارگانهای دولتی زیربط شامل پرسنل ام ام تی ، معاونت های درمان دانشگاه های علوم پزشکی و غذا و داروی سراسر کشور و نیز پرسنل خود مراکز بسیار آسان است. به عنوان مثال اطلاعات فردی خاص در سامانه زده شده و در صورت تذکر تکرار دادن سامانه مشخص میشود شخص مزبور در یک مرکز درمانی در حال درمان است ( یعنی قبلا این شخص معتاد بوده است ) و این به معنی افشای بسیار راحت اسرار بیماران اعتیاد است.

به گفته سخنگوی درمانگران اعتیاد استان تهران کانون کشوری درمان گران اعتیاد و اصناف کشوری و نیز تعدادی از مددجویان به عنوان اعتراض بر قطع دارو و افشای اسرار بیماران ، به دیوان عدالت اداری شکایت بردند و در تاریخ 30 آبان دستور موقت عدم اجرای بخشنامه تا بررسی کامل موضوع از طرف دیوان صادر شد ، که پس حدود سه روز با دخالت عجیب وزارتخانه گفته شد که این دستور موقت ملغی شده و شکایت برای رسیدگی نهایی به هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ارجاع شده است ، با این حال که هنوز تکلیف این پرونده مشخص نشده ،معاونت درمان وزارت بهداشت در تاریخ 26 آذر بخشنامه جدیدی به دانشگاهها مبنی بر عدم صدور نامه مجوز گرفتن داروی فصل زمستان به مراکز ثبت نکرده در ایداتیس صادر کرد ، بدین شکل داروی مراکزی که حاضر به افشای اسرار بیماران برخلاف اخلاق پزشکی و سوگندشان نشده بودند ،. قطع شد . لازم به ذکر است این داروها مورد استفاده روزانه مددجویان است و در صورت نبود دارو یا باید برای بدست آوردن آن به بازار سیاه مراجعه کرده و یا مجبور به برگشت به بیماری شوم اعتیاد شوند .

وی تاکید کرد: حال این نکته قابل تامل است ، درصورتی که بیماران با ورود اطلاعات خود در سامانه آنلاین زیر نظر وزارت بهداشت موافقت نکنند ( که احتمالا بیشتر بیماران با متوجه شدن موضوع مخالفت خواهند کرد ) چه دورنمایی برای ادامه درمان آنان متصور است؟ یعنی با توجه به عدم تخصیص دارو به این افراد خودبخود باید قطع درمان شده و سپس برای ادامه درمان به کجا مراجعه کنند ؟بازار سیاه دارو ؟بازار سیاه مواد مخدر ؟چه کسی پاسخگو است ؟

تجمع اعتراضی دانشجویان دکتری نسبت به توقف اجرای طرح پژوهانه مقابل مجلس

صبح روزشنبه30دی،جمعی از دانشجویان دوره دکتری وزارت علوم با تجمع در مقابل مجلس شورای اسلامی خواستار تصویب و اجرای طرح پژوهانه شدند، طرحی که براساس آن دانشجویان به شرط حضور تمام وقت در دانشگاه ماهیانه مبلغی تحت عنوان پژوهانه دریافت می‌کنند.

براساس گزارشات منتشره،کمپین پیگیری مطالبات دانشجویان دکتری وزارت علوم از 8 ماه پیش فعالیت خود را آغاز کرد و در این مدت مطالبات دانشجویان در حوزه‌های رفاهی، اشتغال و صنفی را پیگیری کرده و در بخشی از این پیگیری‌ها به نتیجه مثبت نیز رسیده‌ است.

یکی از موضوعاتی که توسط کمپین دانشجویان دکتری وزارت علوم پیگیری شد و نتیجه داد، بحث وام‌های دانشجویان بود که مشکلات وام‌ دانشجویان دکتری با جلسات مکرری که با بانک توسعه و صندوق رفاه دانشجویان داشت حل شد.

بحث پژوهانه دانشجویان دوره دکتری، از اصلی‌ترین مطالبات این دانشجویان است که با وجود پیگیری‌ها، برگزاری‌ جلسات متعدد با نمایندگان مجلس و سایر مسئولان قول‌های مساعدی در این زمینه داده شد که براساس آن مجددا کمک هزینه‌های بلاعوض به دانشجویان دکتری در قالب طرح پژوهانه دوباره اختصاص می‌یابد، اما با وجود پیگیری‌ها این طرح به طور کلی منتفی شد.

طرح پژوهانه دانشجویان دوره دکتری سال 88 اجرایی شد و براساس آن دانشجویان دکتری دوره روزانه، سالیانه مبلغ 5 میلیون تومان به شرط حضور تمام وقت در دانشگاه دریافت می‌کردند، اما مجددا پرداخت آن منتفی شد و در حال حاضر با مطرح شدن بحث وام به دانشجویان دکتری که مجبور به بازپرداخت به همراه سود آن است، این طرح اجرایی نشد.

در نتیجه پیگیری‌هایی که انجام شده است تعدادی از نمایندگان مجلس قول مساعد برای اجرایی شدن طرح پژوهانه دانشجویان دکتری را دادند، اما در کمیسیون تلفیق مجلس به جای آن طرح ارتباط با صنعت که دانشجویان را موظف به انعقاد قراردادهای پژوهشی با صنعت می‌کند، به تصویب رسید. به اعتقاد دانشجویان، این طرح خوبی است اما باید طرح پژوهانه نیز در کنار آن وجود داشته باشد، چرا که در بسیاری از رشته‌ها امکان ارتباط با صنعت وجود ندارد و باید عدالت در بین تمامی دانشجویان رشته‌های مختلف برقرار شود.

گزارشی درباره شورش عمری کولبری که 28دی ماه درارتفاعات سردشت جان باخت

شورش عمری اهل مهاباد که بهمراه جمعی از کولبران شامگاه بیست وهشتم دی ماه درکمین نیروهای نظامی افتاده وحین فراراز ارتفاع سقوط کرد وجانش را ازدست داد*،کودک پانزده ساله اش تابستان سال جاری، در کوره‌های آجرپزی وایقان به علت سوختگی جان باخته بود.

شهریور ماه**، سوزان عمری به هنگام پخت و پز در یکی از خانه‌های کارگری کوره‌پزخانه وایقان به همراه شهلا محمدزاده ٣۵ ساله، فاطمه ابراهیم‌زاده ١٠ ساله، سازگار عمری ١٠ ساله دچار سانحه آتش‌سوزی شد.

در این حادثه، سوزان که دچار سوختگی ۷۳ درصدی شده بود، پس از چند روز بستری شدن، در بیمارستانی در تبریز درگذشت.

* جان باختن یک کولبر براثر سقوط ازارتفاع حین فرار ازدست نیروهای نظامی

شامگاه بیست وهشتم دی ماه،یک کولبر حین فرار ازدست نیروهای نظامی درارتفاعات سردشت براثر سقوط جانش را ازدست داد.

منابع خبری محلی هویت این کولبررا شورش عمری و اهل مهاباد گزارش کردند وافزودند که وی بهمراه جمعی از کولبران درکمین نیروهای نظامی افتاده وحین فراراز ارتفاع سقوط کرد وجانش را ازدست داد.

**وخامت حال1کودک کار و2کارگرزن براثرسوختگی شدید در حادثه انفجارکوره پزخانه وایقان

روز گذشته(7شهریور)، در وایقان شبستر، یک کودک کار ودوکارگر زن بر اثر انفجار در اتاقک کارگری دچار سوختگی شدید شدند. حال مصدومان وخیم گزارش شده است.

برپایه گزارش منتشره، روز گذشته، یک کودک ودوزن که به عنوان کارگر در یک کوره‌پزخانه واقع در شهر «وایقان» در منطقه شبستر استان آذربایجان شرقی مشغول کار بودند، بر اثر انفجار گاز پیک‌نیکی دچار سوختگی شدند.

«وحید شادی نیا» مسئول روابط عمومی مرکز اورژانس آذربایجان شرقی در این خصوص گفت: این انفجار در اتاقکی که محل اسکان کارگران بوده است، رخ داد و در نتیجه آن کارگران مصدوم ۳۰ تا ۵۰ درصد دچار سوختگی شدند.

به گفته مدیر روابط عمومی مرکز اورژانس آذربایجان شرقی این کارگران مصدوم اعضای یک خانواده هستند که به ترتیب ۱۵، ۳۶ و ۵۰ سال سن دارند که پس از حادثه با آمبولانس به بیمارستان «شبستر» و پس از آن به بیمارستان سوختگی «سینا » در شهر تبریز منتقل شدند.

وی از وخامت حال این کارگران مصدوم به دلیل بالا بودن جراحت سوختگی خبر داد.

این حادثە در اتاق استراحت آنان روی دادە و در نتیجە این انفجار پک نیک گاز ٣٠ تا ٥٠ درصد دچار سوختگی شدەاند.

یک کودک کارمجروح حادثه انفجارکوره پزخانه وایقان جان باخت

امروزیکشنبه 12شهریور،سوزان عمری،کودک کار14ساله که درحادثه انفجارکوره پزخانه وایقان دچار سوختگی شدید شده بود،دربیمارستان جان باخت.

به گزارش منابع خبری محلی،روز چهارشنبه هشتم شهریورماه، چهار نفر حین کار درکوره آجرپزی شهر وایقان دچار حادثه و سوختگی شدید شدند.

این منابع،هویت این چهارنفر را شهلا محمدزاده ٣٥ ساله، فاطمه ابراهیم‌زاده ١٠ ساله، سوزان عمری ١٤ ساله و سازگار عمری ١٠ ساله اعلام کردند.

وخامت حال کارگر زن مصدوم حادثه انفجارکوره پزخانه وایقان

این چهار نفر اعضای دو خانواده مهابادی بودند که برای کار در کوره‌های آجرپزی به وایقان شبستر آمده بودند. خشت زدن برای کوره‌های آجرپزی شغل فصلی بیشتر کُردهای آذربایجان‌غربی است. سوزان هم همراه با خانواده‌اش به وایقان آمده بود تا خشت بزند و به پدرش کمک کند. دایی سوزان هم با زن و بچه‌اش به این شهر آمده بود. این دو خانواده کنار هم از صبح تا غروب خشت می‌زدند تا کار مردهای خانواده به موقع تمام شود. آن روز هم مثل همه روزهای قبل، زن‌ها و بچه‌ها کارشان تمام شده بود و به خانه آمده بودند. هوا هنوز روشن بود. باید بساط شام را تهیه می‌کردند. زن‌دایی سوزان پیک‌نیک‌ها را روشن کرد و بچه‌ها هم یکی‌یکی به حمام رفتند تا نوبت به سوزان رسید. او از بقیه بزرگتر بود. علاوه بر خشت‌زدن، در کارهای خانه به زن‌ها کمک می‌کرد. او به حمام نرفت تا به شهلا در پخت شام کمک کند. عقربه‌ها ساعت ٧ و ٣٠دقیقه بعدازظهر را نشان می‌داد که ناگهان انفجاری مهیب خانه آنها را لرزاند. صدای انفجار از اتاق گوشه حیاط بود، اتاق آتش گرفت. همان اتاقی که سوزان و شهلا در آن مشغول آشپزی بودند.

وخامت حال یکی از مصدومان

سوزان ١٥ساله، شهلا ٣٢ساله، فاطمه ١٠ساله و سازگار١٠ساله در این حادثه مصدوم شدند. این چهار مصدوم بلافاصله با اورژانس به بیمارستان سوانح سوختگی تبریز منتقل شدند. سوزان و شهلا با سوختگی زیاد، وضع وخیمی داشتند. اما دو مصدوم دیگر این حادثه، وضعیتشان بهتر بود. تلاش‌ها برای نجات جان این مصدومان بدحال آغاز شد، اما شدت سوختگی به‌حدی بود که تلاش کادر درمانی هم نتوانست مانع مرگ سوزان شود. او در آخرین ساعت روز یکشنبه، پس از ٧روز دست‌وپنجه نرم‌کردن با مرگ جان باخت. به‌گفته یکی از مسئولان بیمارستان سینا، پیکر این دختر ١٥ساله صبح دیروز به خانواده‌اش تحویل داده شد. او همچنین درباره وضع سه مصدوم دیگر این حادثه گفت: «این دختر فوت شده، بیش از ٧٣‌درصد سوختگی داشت. مصدوم ٣٢ ساله این حادثه هم با ٦٨‌درصد سوختگی وضع وخیمی دارد. به‌خصوص آن‌که این خانم دچار سوختگی عمیق شده است. یکی از مصدومان ١٠ساله این حادثه هم از بیمارستان مرخص شده است و یک دختر ١٠ساله دیگر هم با کمتر از ٣٠‌درصد سوختگی تحت درمان است.»

جان باختن یک کارگر درتهران براثر مسمومیت باگازمنوکسیدکربن

مدیر روابط عمومی مرکز اورژانس تهران از حادثه گازگرفتگی در اتاق نگهبان یک ساختمان مسکونی درخیابان 17شهریورخبر داد و گفت: در این حادثه یک کارگر40 ساله جان باخت.

محمد کرم درآبادی افزود: ساعت 10 امروز30دی حادثه گازگرفتگی در اتاق نگهبانی یک ساختمان مسکونی در خیابان 17 شهریور به سامانه 115 اعلام و بلافاصله یک دستگاه موتورلانس به همراه آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند.

وی بیان کرد: براثراستنشاق گاز منوکسید کربن نگهبان این ساختمان مسکونی جان باخت.

جان باختن یک کارگر مقنی در مشهد

مدیرعامل سازمان آتش نشانی مشهد از جان باختن یک کارگر مقنی میانسال در چاه 40 متری خبرداد.

وی افزود:ظهر امروز این کارگر میانسال به علت نامعلومی داخل چاه آب ۴۰ متری در ویلایی در جاده کنه بیست در حومه مشهد محبوس شده بود که با تلاش آتش نشانان به سطح زمین منتقل شد.

مدیرعامل آتش نشانی مشهد خاطرنشان کرد: عوامل اورژانس حاضر در محل پس از معاینه این مقنی مرگ وی را تایید کردند.

جنبش توده اى براى سرنگونى رژيم آغاز ميشود! منصور حکمت

 مصاحبه با راديو انترناسيونال درباره ١٨ تير
2
انترناسيونال: شش روزى که رژيم اسلامى را لرزاند، توصيف گويائى براى رويدادهاى اخير است، که بطرز خيره کننده و بيسابقه‌اى نفرت عمومى عليه جمهورى اسلامى و آمادگى توده مردم براى برخاستن و رويارويى راديکال با رژيم را روى صحنه خيابانها آورد، تأثيرات اين خيزش بر رابطه آتى مردم و رژيم را چگونه ارزيابى ميکنيد؟
3
منصور حکمت: اين رويدادها اثبات حقيقتى بود که ما برخلاف تصورات و تبليغات اپوزيسيون و رسانه‌هاى خاتمى‌چى بر آن تأکيد داشتيم و آن اينست که مردم ايران جمهورى اسلامى را نميخواهند. خواست مردم نه تعديل حکومت اسلامى، بلکه سرنگونى آن است. رأى دو سال قبل مردم در دوراهى ارتجاعى ناطق نورى يا خاتمى، سند ورود آنها در مقياس وسيع به مبارزه فعال براى خلاصى از شر جمهورى اسلامى بود. اين رأى خاتمى نبود، رأى عليه رژيم، عليه اسلام و اسلاميت، عليه اختناق و سرکوب، عليه فرهنگ ارتجاعى تحميلى، عليه فقر و نابرابرى و بيحقوقى در ايران امروز بود. جمهورى اسلامى رفتنى است. اين آغاز بالفعل موج مبارزات وسيع و علنى‌اى در ايران است که يک نتيجه اجتناب‌ناپذير آن سرنگونى رژيم اسلامى خواهد بود. با اين رويدادها اردوى سرنگونى‌طلبى در ايران، که ابدا يک اردوى يک دست و "همه با هم" نيست و نخواهد ماند، بعنوان يک جنبش علنى و مردمى اعلام موجوديت کرد. از اين تاريخ، حکم قديمى ما که جدالهاى جارى سياسى در ايران نه دو طرف (خامنه‌اى-خاتمى)، بلکه سه طرف دارد، يک حقيقت غير قابل انکار و پذيرفته شده محسوب ميشود. جدال مردم عليه کل رژيم اسلامى، آن عاملى است که اين جناحها را در جستجوى چاره بجان هم انداخته است. رويدادهاى اخير اعلام موجوديت مستقل و علنى يک جنبش مردمى براى سرنگونى بود. اين بنظر من بر روش و رفتار جناحهاى حکومت، احزاب سياسى و خود مردم در ماههاى آتى تأثيرات تعيين کننده‌اى خواهد داشت. جالب است که در اين ميان الفاظ و اصطلاحات رايج تا ديروز چگونه بسرعت کهنه شدند و تصاوير و شمايل‌هاى سياسى ميان ميدان چگونه دگرگون شدند. خود حکومت از خطر "براندازى" و "ختم نظام" که گويا از بيخ گوش رژيم گذشته است صحبت ميکند. عبارت جامعه مدنى جايى گم و گور شد، خاتمى براى معترضين رجزخوانى کرد و خامنه‌اى براى دانشجويان اشک ريخت. رسانه‌هاى غربى خاتمى‌چى و ژورناليستهايى که گويى فروختن خاتمى به مردم ايران جزو تعريف شغلى‌شان بود، يکباره انقلاب را تيتر کردند. در ايران، مردم علنا به رژيم اسلامى اعلام جنگ دادند. حکم سرنگونى رسما به رژيم ابلاغ شد. اين به جنبش اعتراضى، و موج اعتراضات آتى، اعم از اعتصابى و تظاهراتى و خيابانى، يک هويت کاملا متمايز از جناحهاى حکومت ميدهد.
4
انترناسيونال: در مورد احتمال موج برگشت راست چه فکر ميکنيد؟ تهديدات خاتمى و خامنه‌اى، موج دستگيرى‌ها و پرونده‌سازى‌هايى که يادآور بازجويى‌ها و شوهاى تلويزيونى لاجوردى در سال ٦٠ است. نامه سران سپاه پاسداران به خاتمى و تبليغات روزنامه‌هاى مدافع خامنه‌اى اين سؤال را طرح کرده که آيا يک موج وسيع سرکوب، حتى به شکل يک کودتا، در راه است يا خير، و اگر هست مردم چگونه با آن مواجه خواهند شد؟
5
منصور حکمت: اين تصور که رژيم اسلامى ميتواند از نو يک ٣٠ خرداد ٦٠ ديگر راه بياندازد، اشتباه است. اين دو دوره عميقا با هم فرق دارند. آن دوره شکل‌گيرى جمهورى اسلامى، دوران پيدايش يک جناح مسلط در درون آن براى يکپارچه کردن حاکميت و کوبيدن موج جديد اعتراضى در ميان مردم بود. تناسب قوا ميان رژيم و مخالفانش اساسا متفاوت بود. آن دوره، دوره تعرض و استقرار رژيم اسلامى بود. اين دوره، دوره اضمحلال و عقب‌نشينى آن است. امروز برعکس، روند تشتت و فرسايش رژيم اسلامى را شاهديم. رژيم در يک تکاپوى حاد براى بقاء است. جناحهايش دقيقا بر اين زمينه بجان هم افتاده‌اند. مردم، نسل جديدى از مردم، عليه آن برخاسته‌اند. سياست سرکوب در مقياس وسيع در چنين شرايطى فورا رژيم را از درون دچار فلج و تشتت ميکند و يک تعرض فعال توده‌اى عليه حکومت را باعث ميشود. طبعا در کل روند سقوط حکومت اسلامى، در مقاطعى امکان رخ دادن کودتا و اعلام حکومت نظامى هست. اما اين کودتا زمانى براى جناح کودتاگر موضوعيت و خاصيت پيدا ميکند که جناح مقابل قبلا عملا از نظر سياسى زانو زده باشد و حاضر باشد ميدان را تَرک کُنَد و براى حفظ اساس حکومت اسلامى در برابر کودتا تسليم بشود. اما اگر براى مثال جناح دوم خرداد حاضر نباشد از ميدان بيرون برود و اندک مقاومتى در برابر کودتا بکند، آنگاه کودتا به چاشنى خيزش توده‌اى مردم عليه کل رژيم تبديل ميشود. و اگر بنا باشد خاتمى‌چى‌ها کودتا کنند (که به همان اندازه قابل تصور است که حالت ديگر)، آنوقت ديگر جلوى قيام مستقل مردم را نميتوانند بگيرند. در طول اين روند، در مقطعى که تناسب قوا بيش از اين عليه رژيم چرخيده باشد، کودتا و حکومت نظامى محتمل خواهد بود. اما همين امروز وقوع کودتا دور از ذهن است. ماجراى نامه سران سپاه پاسداران به خاتمى و پاسخهايى که از احزاب و روزنامه‌هاى دو خردادى گرفت خيلى جالب بود. ژستى توخالى بود و از جناح مقابل پاسخى تحقيرآميز و شماتت‌گرانه گرفت. البته عليرغم همه مخاطراتى که راه انداختن يک موج سرکوب يا يک کودتا براى خود رژيم اسلامى ايجاد ميکند ممکن است باز اين عمل، با هر محاسباتى، صورت بگيرد. صحبت من اينست که چنين حرکتى خيلى زود در هم خواهد شکست. خصلت ذاتى حکومت نظامى و کودتا اينست که اگر شکست بخورد، ديگر رژيم رفته است.
6
اما اين به اين معنى نيست که جمهورى اسلامى در همين دوره به جنايات و اَعمال کثيفى دست نخواهد زد. برعکس، در اين شک نيست که يک توافق علنى ميان جناحهاى حکومت براى اِعمال خشونت عليه گروهها و احزاب اپوزيسيون غير مجاز و ناراضيان فعال در ايران وجود دارد. اسم اين را ظاهرا توافق بر سر "گذار از تابستان مشکوک" گذاشته‌اند. ميخواهند اين دور را ميان خود مساوى اعلام کنند، و توافق کرده‌اند که بايد به اين منظور از مردم و معترضين قربانى بگيرند و جامعه را ارعاب کنند. بسيج نيروى زياد و تلاش زيادى لازم است تا مردم و همه ما کارى کنيم که کسانى نظير منوچهر محمدى، غلامرضا مهاجرى نژاد، مريم شانسى، کازرونى و ديگر دستگيرشدگان جان سالم از دست اين اوباش در ببرند. اما نتيجه اين زورآزمايى مشخص هرچه باشد، سرکوب وسيع و بخانه فرستادن مردم در حيطه امکانات اينها نيست. (اجازه بدهيد همينجا توجه خوانندگان انترناسيونال را به کمپين وسيع حزب در دفاع از دستگيرشدگان اخير و همه زندانيان سياسى جلب کنم. به اين کمپين بپيونديد).
7
مهمترين عامل در ناتوانى رژيم از ميليتاريزه کردن کامل اوضاع، وضعيت اقتصادى است. جان مردم به لبشان رسيده است. تورّم بيداد ميکند. ماههاست دستمزد بخشهاى وسيعى از کارگران را نداده‌اند. و تازه آنجا که داده‌اند، با آن نرخ دستمزد امکان برخوردارى از حداقل معاش، غير ممکن است. مستقل از رويدادهاى اخير طبقه کارگر و زحمتکشان و حقوق‌بگيران جزء دارند ميآيند تا تکليف مسأله معاششان را روشن کنند. حکومت نظامى در چنين وضعيتى، فقط ميتواند رژيم را با عصيانهاى عظيم شهرى، نافرمانى علنى و توده‌اى در بخشهاى مختلف جامعه، ورود يکسره مردم به فاز نظامى و جنگ خيابانى عليه حکومت مواجه کند. نميتوان ميليونها انسان را هم گرسنگى داد و هم برويشان شليک کرد. همانطور که گفتم از اين اوباش هر کارى برميآيد. اما تاکتيک کودتا و حکومت نظامى از پيش محکوم به شکست است. ميخ ديگرى به تابوت خود حکومت خواهد بود.
8
انترناسيونال: خاتمى و همه تشکلها و نشريات موسوم به "جنبش دو خرداد" شامل جريانات دانشجويى وابسته به اين جناح نظير دفتر تحکيم وحدت و تشکلهاى اسلامى ديگرى که در دانشگاه فعاليت مجاز دارند، بسرعت حمايت اوليه‌شان از حرکت اعتراضى دانشجويان در قبال سرکوبگرى نيروهاى انتظامى را پس گرفتند و همصدا با خامنه‌اى و انصار حزب‌الله و ناطق نورى و جنتى و غيره خواهان سرکوب اين خيزش راديکال شدند، اين موردى از "وحدت" جناحها در حالت بخطر افتادن "نظام" بود، در عين حال کشمکش جناحها بر سر نحوه مقابله با توفانى که رژيم را لرزاند و تحکيم موقعيت خود در جريان مقابله با اين توفان همچنان ادامه دارد، چشم‌انداز کشمکش حاضر درون رژيم را چگونه ميبينيد؟
9
منصور حکمت: بنظر من اختلاف جناحها و صف‌بندى آنها در مقابل هم نه فقط سرجايش هست، بلکه با اين رويدادها تشديد هم خواهد شد. هرقدر فشار مردم به کل اين حاکميت بيشتر بشود، و هرقدر نظامشان بطور کلى بيشتر از طرف مردم تحت فشار باشد، شکافهايشان عميق‌تر خواهد شد. برخلاف بيشتر مفسران، من فکر نميکنم برنده اين دور، جناح خامنه‌اى و باصطلاح راست‌ها بودند. هر دو جناح سر موضع خود ايستاده‌اند. حمله هر دو جناح به مردمى که عليه کل رژيم برخاستند، نقطه توافق آنهاست و نه مبناى وحدتشان. اما اختلافاتشان با هم در اين ماجرا به مراتب تشديد و تعميق شد. اتفاقا نکته‌اى که ميتوان روى آن انگشت گذاشت، و بنظر من جناح راست به روشنى درک کرده و در لحن امروزش کاملا پيداست، اين است که جناح دوم خرداد در صحنه برخورد فيزيکى و عمل تهاجمى عليه جناح رقيب دست کمى از او ندارد و آماده ريسک کردن است. بنظر من اين رويدادها در ميان‌مدت دست دوم خردادى‌ها در درون حاکميت را حتى قوى‌تر کرده است و به جناح خامنه‌اى فهمانده است که اولا، تاخت و تاز انصار حزب‌الله و اعمال فشار خشک به خاتمى‌چى‌ها جوابگو نيست و حتى ميتواند نتيجه عکس داشته باشد و ثانيا، دقيقا به دليل وجود مردمى که در کمين کل رژيم نشسته‌اند، براى کُند کردن و مهار حرکت مردم به خاتمى و جناح دو خرداد احتياج دارند. بنظر من الآن هردو طرف دارند تلفاتشان را ميشمارند و دشنه‌هايشان را براى دور بعد تيز ميکنند. اما در محاسبات هر دو طرف قدرت عظيم مردم خواهان سرنگونى از اين پس جاى بسيار مهمترى را اشغال خواهد کرد و اين بر تاکتيکهايشان تأثير ميگذارد. در اين شک نيست که هر دو طرف از اين تکان خوردن مردم وحشت زده شدند. اما چاره زيادى جز ادامه و حتى تشديد کشمکش درونى با هم را ندارند. موقعيت رژيم يک موقعيت لاعلاج است. سرکوب و ترور و زدن و بستن ديگر جلوى مردم را نميگيرد و بيحاصلى‌اش را اثبات کرده است. در مواجهه با هيولاى خيزش مردم و انقلاب، چنين سياستى قبل از هرچيز خود حکومت را تجزيه ميکند. سياست سرکوب نميتواند پرچم وحدت جناحها باشد. از طرف ديگر هر درجه گشايش سياسى، هر روزنه‌اى براى ابراز مخالفت، بر شدت مبارزه مردم و اپوزيسيون غير قانونى ميافزايد. هر سازشى با مردم، به ناسازگارى بيشتر مردم با رژيم منجر ميشود. الان ديگر شعارهاى مردم را ديده‌اند. به اين ترتيب پاسخ دوم خردادى‌ها هم حلّال مشکلات رژيم و ضامن وحدت درونى و بقاء آن نميتواند باشد. رژيمى که پاسخ اقتصادى ندارد، راه پس و پيش سياسى ندارد، مورد نفرت مردم است، و اکنون ديگر مردم را در ميدان مبارزه توده‌اى و علنى عليه خويش مييابد، قطعا رفتنى است. جدال ميان جناحها جبرا حدت ميگيرد.
10
سر راه حکومت يک ميدانِ مينِ گسترده است. انتخابات مجلس ششم در راه است. در درون طبقه کارگر چيزى دارد به نقطه جوش ميرسد، دو ماه ديگر مدارس باز ميشود و به احتمال قوى دانش آموزان پس از اين "تابستان گرم و طولانى" بشدت معترض و سياسى خواهند بود. و مهمتر از همه نارضايتى شديد و غير قابل مهار طبقه کارگر و توده مردم از اوضاع اقتصادى است. دوره بسيار پرتلاطمى در راه است.
11
انترناسيونال: بعضى از شروع يک انقلاب سخن ميگويند. آيا اين يک انقلاب است. آيا انقلاب ٥٧ دارد تکرار ميشود؟ چه تشابهاتى ميان جنبش امروز و آن انقلاب مى بينيد؟ چه تصوير استراتژيکى از روند اوضاع داريد؟
12
منصور حکمت: آنچه الآن در جريان است يک انقلاب نيست. ميتواند شروع يک انقلاب باشد، و ميتواند نباشد. بنظر من عدم تشابه ميان اوضاع اين دوران با انقلاب ٥٧ به مراتب بر تشابهات آنها ميچربد. آنچه ما شاهديم شروع جنبش توده‌اى مردم براى سرنگونى رژيم اسلامى است. من ترديدى ندارم که اين جنبش پيروز ميشود. يعنى رژيم در ادامه جنبش جارى برکنار ميشود و جاى خود را به چيز ديگرى ميدهد. اما بکار بردن مقوله انقلاب براى اين جنبش اين اِشکال را دارد که تصاوير و معادلات انقلاب ٥٧ را در اذهان فعالين امروز زنده کند و لاجرم ديناميسم‌هاى متفاوت دوره کنونى را از چشم پوشيده بدارد. بنظر من ايران ميتواند در آستانه يک انقلاب باشد، اما چه بسا اين انقلاب تازه با سرنگونى رژيم اسلامى، يا لااقل با فلج کردن آن، به معنى واقعى کلمه شروع بشود. بعبارت ديگر من جنبش مردم براى سرنگونى را، با همه خيزشها و قيامها و نبردهايى که در بر خواهد داشت، از انقلابى که ميتواند از دل اين جنبش عروج کند متمايز ميکنم. جنبش سرنگونى‌طلبى ميتواند پيروز شود بى آنکه لزوما کل ماشين دولتى را هدف گرفته باشد و يا در هم کوبيده باشد، بى آنکه يک تک قيام پيروزمند عليه حاکميت صورت گرفته باشد. رژيم اسلامى ميتواند زير فشار مردم تجزيه شود، متلاشى شود، جايگزين شود. ميتواند در نتيجه يک قيام شهرى در تهران سقوط کند. ميتواند با يک کودتا از بين برود. اما رفتن رژيم اسلامى بنظر من به احتمال قويتر، نقطه‌اى در اوائل سير انقلاب آتى خواهد بود و نه اواخر آن. انقلاب ايران يک انقلاب همگانى و يک جنبش "همه با هم" نخواهد بود. انقلاب ايران انقلابى کارگرى خواهد بود با هدف اثباتى ايجاد يک حکومت کارگرى، يک جمهورى سوسياليستى. اين انقلاب از دل جنبش جارى و به احتمال قوى با موفقيت جنبش جارى عروج ميکند. نيروهايى که حکومت اسلامى را بزير ميکشند زير بار يک رهبرى واحد نخواهند رفت. اين بار خامى و خوشباورى انقلاب ٥٧ را نخواهيم ديد. جنبش سرنگونى‌طلب اينبار به مراتب تحزب يافته‌تر خواهد بود. احزاب و نيروهاى سرنگونى‌طلب در عين تنش حاد با يکديگر وارد اين جدال ميشوند. اينها آلترناتيو حکومتى واحدى را نميپذيرند. همه نيروها سقوط رژيم اسلامى را به مثابه گامى براى ايجاد نظام سياسى مطلوب خود نگاه ميکنند. و جدال واقعى ميان اين آلترناتيوها و افق‌ها، ميان جنبشهاى طبقاتى و پرچمهاى حزبى مختلف با پيشروى جنبش سرنگونى‌طلبى بيشتر اوج ميگيرد. بنظر من با سرنگونى رژيم اسلامى، جنبش توده‌اى بشدت در درون خود پُلاريزه ميشود. صفبندى جديدى، له و عليه پرچم کارگرى- کمونيستى درجامعه پديدار ميشود. ما درصف مقدم جنبش سرنگونى‌طلبى در اين ميدان حضور پيدا ميکنيم، اما نگاهمان به آنجاست. به انقلاب کارگرى. اين احتمال البته وجود دارد که سرنگونى رژيم و پيروزى کارگرى در يک پروسه همراه با هم و همزمان به وقوع بپيوندند. ما براى اين تلاش ميکنيم. بهترين حالت براى ما همين است که رژيم اسلامى با يک انقلاب کارگرى سرنگون شود و بجاى آن، مستقيما و به کم‌مشقت‌ترين شکل، يک حکومت کارگرى با يک برنامه کمونيستى برقرار بشود. اما اين تنها سير ممکن و يا لزوما محتمل‌ترين سير نيست. زيرا بنظر من نفس اوجگيرى جنبش کمونيستى کارگرى و قرار گرفتن آن در رأس جنبش اعتراضى باعث تجديد آرايش در درون طبقه حاکمه و پيدايش دولت بورژوايى جديدى بجاى رژيم اسلامى خواهد شد که بتواند ازموضعى قوى‌تر و با برخوردارى از حمايتى وسيع‌تر در درون خود طبقه بورژوا چه در ايران و چه در سطح بين‌المللى، با عروج سياسى طبقه کارگر در ايران مقابله کند. بعبارت ديگر جمهورى اسلامى ممکن است دقيقا براى اجتناب از انقلاب کارگرى، يا براى مقابله با آن، توسط خود بورژوازى کنار زده بشود.
13
به هرحال فاکتورهاى زيادى در رويدادهاى آتى دخيلند. آنچه من ميخواهم تأکيد کنم اينست که اين مبارزه کشدارتر، پيچيده‌تر و چندوجهى‌تر از مبارزه عليه رژيم سلطنت است. حتى با سرنگونى رژيم اسلامى همه نيروها، حتى بخشهايى از خود اسلاميون سرنگون شده، براى ادامه جنگ قدرت و تعيين تکليف نهايى نظام سياسى و اقتصادى در ايران همچنان در صحنه ميمانند. حزب کمونيست کارگرى بايد اين پيچيدگى را در سياست عملى و تاکتيکها و اولويتهاى سازمانى خود دخيل کند. سرنگونى هدف ماست، اما پايان کار نيست. نبردهاى تعيين کننده‌ترى در راه خواهد بود. بايد نيروى آن نبردها را از امروز متشکل کرد. اين دوران براى ما نه فقط دوران مبارزه براى سرنگونى، بلکه دوران بسيج طبقه کارگر براى ايجاد يک صف مستقل و حزبى براى ادامه مبارزه تا برقرارى حکومت کارگرى و خلع يد از سرمايه در سياست و اقتصاد است. راجع به معانى عملى اين تعبير از روند اوضاع ميشود و بايد خيلى بيشتر صحبت کرد.
14
انترناسيونال: آيا بنظر شما حزب کمونيست کارگرى آماده ورود به اين دوران و ايفاى نقش هست؟
15
منصور حکمت: بنظر من اگر هم آماده نباشد، به هر حال آماده‌ترين است. اين رويدادها دارند بر حقانيت نگرش ما به اوضاع و مسيرى که طى کرديم تأکيد ميگذارند. ببينيد ما سازمان سياسى نساخته‌ايم که وجدانمان را راحت کنيم، فشارى به اين و آن بياوريم، و داور تاريخ و تماشاچى بازيگران اصلى آن باشيم. حزب ساخته‌ايم که در جدال بر سر سرنوشت انسانهاى معاصر خودمان شرکت کنيم و پيروز بشويم. يک عده کمونيست کارگرى هستيم، مساوات‌طلب و عدالت‌طلب و آزاديخواه هستيم و ميخواهيم مساوات و عدالت و آزادى را به اجرا در بياوريم. اگر الآن نوبت نقش بازى کردن ما نباشد، هيچوقت نيست. تمام تلاش ساليان سال جنبش ما براى شفافيت بخشيدن به تئورى کمونيسم، دفاع از مارکسيسم، دستيابى به برنامه، روشن کردن تاکتيک‌ها، يافتن انسانهاى کمونيست و انقلابى و متحد کردن و متحد نگاهداشتن‌شان بعنوان کادرها و رهبران کمونيست يک جنبش و يک جامعه، جدال با گرايشات فکرى و سياسى ناسازگار با انسانيت و عدالت و آزادى، تمام دوندگى‌ها و خطر کردنها و کشته شدن‌ها و شکنجه کشيدنها و جنگيدن‌ها و جلسه گرفتن‌ها و جرّ و بحثها و دود سيگار خوردنهاى ما براى اين بوده که براى چنين دوره‌اى حزبى ساخته باشيم که بتواند در اين جدال واقعى در جامعه نقش بازى کند. ما اينکار را کرده‌ايم. اين حزب را ساخته‌ايم. بيست سال است داريم اين سلاح را ميسازيم و صيقل ميدهيم تا بتوانيم چنين روزى با آن به جنگ برويم. براى ما الان دوران عمل است. دوران جذب نيرو است. دوران رشد است، دوران تبليغات وسيع است. دوران سازمانگرى است، دوران آمدن به جلوى صحنه سياست و دخالتگرى است. حزب ما براى چنين روزى از نظر فکرى، برنامه‌اى، سياسى، تشکيلاتى و حتى روحى آماده شده است. تحولات چند سال اخير براى ما مقدمات انتقال از يک گروه فشار، از يک گرايش فکرى و يک سنت نظرى، به يک حزب تمام عيار سياسى بوده است. به اين عنوان ما آماده‌ايم.
16
بنظر من اين دوره در ايران دوره تحزب خواهد بود. چه براى راست و چه براى چپ. "کمونيست منفرد" همسايه خوبى است، اما دخالت در سياست به نفع انقلاب کارگرى و کمونيسم، آنهم در جدالى که اکنون در ايران نضج ميگيرد، نياز به تشکل دارد. نياز به تشکلى دارد که بدرد اين کار بخورد. در نتيجه بنظر من وقت آنست که همه همسايه‌هاى خوب ما به يک تشکيلات کمونيستى بپيوندند. به نيروى آنها احتياج داريم. بعد از پيروزى و بعد از شکست دوباره فرصت کافى براى متفرق شدن هست. الان وقت حزبيت است.

17
انترناسيونال شماره ٣٠
مرداد ١٣٧٨ - اوت ١٩٩٩
________________________________________

 

Subscribe to this RSS feed