»»
کینه و خشم سرمایه دا:  بیشتر از دو هفته است که محمود صالحی از
امنیت - سیوان كریمی:  بعد از حمله دولت آمریكا و ناتو به عراق
اتحاد و همبستگی رمز :  یک شنبه دوازدهم نوامبر امسال ساعت نه شب
کنفدراسیون اتحادیه ه: به: وزارت امور خارجه فدرال سوئیسسفارت جم
نامه اعتراضی اتحادیه:  ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ژنو به جناب حسن روحانی
در باره ضرورت گسترش :  حاکمیت سرمایه بر تولید و منابع طبیعی جه
قرار مصوبه کنگره هشت:  الف- بر بستر تداوم حاکمیت ننگین جمهوری
به تحقق انقلاب کارگر: طبق موازین سازمانی، به طور روتین، کنگره
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک

کینه و خشم سرمایه داران حاکم علیه فعالین کارگری در رابطه با دستگیری محمود صالحی - سعید یگانه

 بیشتر از دو هفته است که محمود صالحی از چهره های مبارز و فعالین سرشناس جنبش کارگری ایران برای چندمین بار توسط اداره اطلاعات شهر سقز بازداشت و زندانی شد. این فعال کارگری به دلبل وضعیت وخیم جسمی در زندان دچار سکته قلبی شد و با بستن غل و زنجیر به دست و پای او به بیمارستان انتقال داده شد. پخش عکس محمود صالحی با دست بند و پابند روی تخت بیمارستان در شبکه های اجتماعی به حق موجی از اعتراض و نفرت علیه رژیم سراپا وحشی و استثمارگر اسلامی را دامن زد.

درخواست نجیبه صالح زاده همسر و همرزم محمود صالحی به دلیل مریضی شوهرش از اداره اطلاعات و مقامات قضایی زندان برای آزادی او با این جواب بیشرمانه که "بگذار بمیرد" عمق قساوت و وحشیگری دستگاههای رژیم اوباشان اسلامی را به نمایش گذاشت. درخواست پزشکان معالج برای ادامه معالجه محمود صالحی و انتقال او به شهر سنندج با مخالفت دستگاههای سرکوبگر روبرو می شود و محمود صالحی با تنی مریض و به زنجیر کشیده دوباره به زندان انتقال داده می شود.

رفتار غیر انسانی و قرون وسطائی دستگاههای سرکوبگر رژیم با این فعال کارگری شرایط مرگ او را فراهم میکند و تردیدی نیست که قصد نابودی فیزیکی او را در سر دارند. طی سه سال گذشته رژیم اوباشان اسلامی با همین روش غیر انسانی با آزار و شکنجه های جسمی و روحی شرایط مرگ سه نفر از فعالین کارگری کورش بخشنده، شاهرخ زمانی و محمد جراحی در داخل و بیرون زندان را فراهم کردند. جرم محمود صالحی همچون سایر فعالین کارگری در بند و جانباخته دفاع از حقوق کارگران و محرومان و تلاش برای ایجاد تشکلهای کارگری است و به همین دلیل مورد خشم و کینه سرمایه داران حاکم بر ایران قرار گرفته و بارها توسط بیدادگاههای رژیم اسلامی حکم بازداشت و زندان و سالها زندگی خود را در شکنجه گاههای رژیم گذرانده و بر اثر آزار جسمی و روحی دچار بیماری های مزمنی همچون کلیه و قلب شده است، اما او هیچوقت سکوت نکرد و تسلیم زور و ستم اوباشان اسلامی نشد و در دفاع از حقوق مسلم کارگران ایستادگی کرد.

در جمهوری اسلامی سرکوب و اختناق و زندان حرف اول را می زند. حق طلبی جرم است و مدافعین آن با دستگیری و زندان و شکنجه روبرو می شوند. رفتار اوباشان رژیم با محمود صالحی و بازداشت مجدد او، دستگیری فعالین کارگری و معلمان و حکمهای طولانی مدت و تعرض بی رحمانه به جسم و روان آنان، هدفی است که جمهوری اسلامی به قصد نابودی رهبران و فعالین جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی دنبال می کند. طی سالهای گذشته تعدادی از فعالین و رهبران جنبش کارگری در نتیجه همین سیاست سرکوبگرانه رژیم هار سرمایه در ایران و بر اثر حکمهای طولانی مدت و آزار و شکنجه روحی و جسمی در زندانهای رژیم، جان خود را از دست داده اند که آخرین مورد آن مرگ محمد جراحی بر اثر سرطان بود. دهها فعال و رهبرکارگری و معلمی و فعالین سایر جنبشهای اجتماعی هم اکنون در زندان و یا تهدید به بازداشت مجدد به سر می برند. حکم وحشیانه زندان رضا شهابی، تهدید جعفر عظیم زاده، بازداشت مجدد اسماعیل عبدی و حکم طولانی مدت محمود بهشتی لنگرودی از فعالین جنبش معلمان، دستگیری مظفر صالح نیا و بازداشت فواد زندی از فعالین کارگری در شهر سنندج، حکم زندان اخیر محمود صالحی و به موازات آن سرکوب اعتراضات کارگری و سایر جنبشهای اجتماعی، تعرض وحشیانه و لجام گسیخته رژیم سرمایه داری اسلامی به رهبران و جنبشهای اجتماعی و معترض می باشد. به عبارت دیگر هراس جمهوری اسلامی از گسترش اعتراضات کارگری و جنبش علیه فقر و بیکاری، گمان می کند با به راه انداختن موجی از سرکوب و وحشیگری علیه جنبش کارگری و فعالین و رهبران این جنبش میتواند مانع گسترش و حاشیه ای کردن این مبارزات شود.

در کنار این تصویر بیکاری وسیع و تحمیل زندگی چند برابر زیر خط فقر به جامعه، فساد و دزدی سران ریز و درشت رژیم و هزینه کردن پولهای کلان برای تقویت جریانها و دولتهای ارتجاعی و مذهبی در منطقه از جیب مردم محروم، زندگی را برای اکثریت عظیمی از کارگران و مردم محروم غیر قابل تحمل کرده و علارغم سرکوبگری رژیم و گسترش اختناق سیاه بر جامعه، کارگر و معلم و پرستار و مردم محروم و رهبران و فعالین کارگری دمی از اعتراض به وضع موجود و پایان دادن به این شرایط باز نمی ایستند.

صدا و اعتراض محمود صالحی و سایر فعالین و رهبران جنبش کارگری، صدای اعتراض میلیونها کارگر و مردم محروم از اعماق جامعه به فقر و نداری و فساد و بی عدالتی است. محمود صالحی و سایر فعالین به جرم حق طلبی و دفاع از حقوق کارگران و محرومان زندان، شکنجه و مورد آزار و بی حرمتی قرار می گیرند. باید جلو این تعرض وحشیانه را گرفت. جواب سر راست و محکم به تعرض سرمایه داران و و حشیگری رژیم، گسترش اعتراض و مبارزه و تحکیم صفوف مبارزه کارگران و همه محرومان جامعه ایران است.

جنبش کارگری و رهبران آنان در یک تناسب قوای نابرابر در مقابل رژیم سرمایه داری و سرکوبگر اسلامی قرار دارند. در این شرایط دست سرمایه داران و اوباشان حامی آنان به سفره خالی کارگران و تعرض به فعالین کارگری همچنان باز است. اعتراض و مبارزه تاکنونی طبقه کارگر و همه اقشار محروم جامعه علارغم وسعت آن، جواب ناکافی به تعرض وحشیانه رژیم و سرمایه داران است. دفاع از رهبران و فعالین کارگری وظیفه طبقه کارگر و سایر جنبش های آزادیخواه و برابری طلب است. رهبران و فعالین را نباید تنها و بیدفاع در مقابل تعرض اوباشان اسلامی قرار داد. وظیفه طبقه کارگر در همه رشته ها و مراکز کلیدی است که به دستگیری فعالین و رهبران کارگری اعتراض و خواهان آزادی همه انها و کلیه زندانیان سیاسی شوند.

در شرایطی که ابتدایی ترین حقوق صنفی کارگران نادیده گرفته میشود، ماهها حقوق معوقه کارگران پرداخت نمیشود و کارگر نیشکر هفت تپه به دلیل اخراج و استیصال هر دو کودک خود را جلو چشم کارگران و کارفرمای مفت خور تهدید به مرگ می کند، محدود ماندن مبارزه و اعتراض کارگری در این سطح کارساز و برندگی کافی در مقابل تعرض کارفرما و سرمایه داران را ندارد. طبقه کارگر در مبارزه پیش رو باید فقط به نیروی خود و همه محرومان اتکا کند. طبقه کارگر چاره ای جز اتحاد و همبستگی و فشرده کردن صفوف مبارزاتی و همگام کردن سایر اقشار محروم جامعه با خود برای پیروزی ندارد. طبقه کارگر برای زنده نگه داشتن حیات مبارزاتی خود باید از رهبران و فعالین صفوف خود حمایت و پشتیبانی کند و اجازه ندهد که جمهوری اسلامی با دستگیری و زندانی کردن این فعالین بنیه و توان مبارزاتی جبش کارگری را تضعیف کند.

١٤ نوامبر ٢٠١٧

 

 

امنیت - سیوان كریمی

 بعد از حمله دولت آمریكا و ناتو به عراق در سال ٢٠٠٣، واژه ای با بار معنایی عمیقی وارد زبان مردم كوچه و بازار شد. واژ های كه نهایتا هر نوع خواست تغییر، دلیل مبارزه، تلاش برای آگاهگری و ... را تحت تاثیر خود قرار می داد. تاثیر نه به این معنا كه از ارزش مبارزه و راههای مبارزاتی و تغییر كم كند، بلكه سدی بود در مقابل آن و تابلوی "ایستی" می شد در تقابل با آنها. این واژه "امنیت" بود. هر از گاهی این واژه را در تحلیلهای افراد سیاسی هم می شد دید كه نهایتا به این نتیجه می رسیدند كه اكثریت جامعه امنیت را به هر نوع تغییری ترجیح می دهند. مردم عراق و سوریه را دیده اند و ترجیح می دهند كه تحت هر شرایطی از هیچ نوع تغییری حمایت نكنند و بقای "امنیت" موجود را به لقای"تغییر" ببخشند. ترم و اصطلاحی كه خود جمهوری اسلامی هم به صورت برنامه ریزی شده ای آن را ترویج می داد. در صحبتهای مسئولین عالی رتبه جمهوری اسلامی، واژه امنیت و دفاع از این امنیت، جایگاه خاصی را حداقل در این چهار سال و مشخصا بعد از تحولات سوریه به خود اختصاص داد. اما نشان دادن عكس این قضیه كار دشواری نیست. اینكه نه در جمهوری اسلامی امنیت وجود دارد و نه جمهوری اسلامی حافظ امنیت باشد.

فعالین كارگری اولین و بارزترین نمونه برای اثبات این واقعیت است. آخرین نمونه از این موارد دستگیری رضا شهابی و محمود صالحی است. فعالینی كه به جرم تلاش برای حصول مطالبات كارگران در روز روشن از بیمارستان به زندان منتقل می شوند. این خود بزرگرترین سند برای نقض امنیت شهروندان در یك جامعه است كه انسانهای درون آن جامعه كه به اذعان پزشكان توانایی ماندن و سپری كردن دوران زندان را ندارد، باید كماكان در زندان بماند و هیچ اهمیتی به "امنیت" جانی این اشخاص داده نمی شود. این آخرین مورد از موارد بیشماری است كه هر روز جامعه با آن روبرو می شود. جمهوری اسلامی خود بزرگترین نقض كننده امنیت شهروندان جامعه است. اما بزرگترین دلیل همان اتفاق هفته قبل بود. جایی كه زلزله ای شدید خانه های "مهر" شهروندان جامعه را با خاك یكسان كرد. هر دولت مزخرف بورژوایی هم كه بود، تلاش می كرد كه در لحظات و ساعتهای اول این حادثه غم انگیز حداقل امكانات از قبیل چادر و غذا و پتو را تامین كند. موضوعی كه تا حال حاضر هم جمهوری اسلامی اقدامی قابل تامل در این مورد انجام نداده است. حتی گزارشهایی منتشر شده كه نشان می دهد سپاه پاسداران محموله كمك های مردمی را مصادره و با اسم سپاه و دولت بین مردم پخش می كند.

جمهوری اسلامی نه تنها در این چند روز اقدامی در بهبود شرایط معیشتی و زندگی این آسیب دیدگان انجام نداده، بلكه خود مانعی در مقابل كمكهای مردمی بوده است. "امنیت" جانی و معیشت و زندگی مردم را به بازی گرفته است و هر نوع كمك خودجوش مردمی را اقدامی علیه "امنیت" ملی قلمداد میكند. اما مردم نشان دادند كه ماهیت جمهوری اسلامی را به خوبی می شناسند. اگر كسی قرار است حافظ جان مردم باشد و اقدامی در زمینه تامین كمترین امكانات انجام دهد، همان مردم هستند، نه جمهوری اسلامی. نه رژیمی كه سالیان درازی است تلاش می كند حس همدردی و همكاری و تعاون را در جامعه از بین ببرد، نه رژیمی كه با اسم رمز امنیت، امنیت را از جامعه گرفته است و نه رژیمی كه خود باعث ناامنی نه تنها در ایران بلكه در تمام منطقه است.

بار دیگر مردم نشان دادند كه اگر بخواهند، می توانند شرایط را خود تعیین كنند. رژیم اسلامی كه ناامنی را در جامعه به اولویت خود تبدیل كرده و در كنار آن عامل اصلی ناامنی در منطقه هست، نمی تواند حافظ امنیت جامعه باشد. اگر قرار است امنیت در جامعه وجود داشته باشد، گام اول سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. سرنگونی جمهوری اسلامی یعنی بازگشت امنیت به جامعه و حتی منطقه. این امر تحقق نمی یابد مگر اینكه طبقه كارگر در ایران، انسانهایی كه با حضور خود و ایجاد نهادهای مردمی برای كمك به مردم دین خود را ادا كردند و بخش عظیمی از مردم كه هر لحظه وثانیه از سوی این رژیم جنایتكار سرمایه سركوب می شوند، به میدان آیند و یكبار برای همیشه جمهوری اسلامی را به زباله دان تاریخ بفرستند.

نوامبر ٢٠١٧

 

اتحاد و همبستگی رمز موفقیت - پردل زارع

 یک شنبه دوازدهم نوامبر امسال ساعت نه شب زلزله بزرگی که اندازه آن هفت و سه دهم ریشتر برآورده شده بود، قسمت‌هایی غربی و شمال غربی ایران و قسمت هائی از کردستان عراق را لرزاند. طبق پاره ای از آمارهای غیره رسمی بیشتر از هفتصد نفر در این حادثه کشته شده‌اند و بیشتر از پنج هزار نفر زخمی و تعداد زیادی هم در زیر آوار گیر کرده اند که تاکنون نیروهای امدادی موفق به خارج کردن آنها از زیر آوار نشده اند. اما هنوز آمار درستی از میزان خسارات جانی و مالی در دست نیست و آنچه که از زلزله روز دوازدهم نوامبر معلوم است این است که خسارات زیادی به شهر سرپل ذهاب، محله هایی که در آن خانه های تازه ساخت مسکن مهر وجود داشت، وارد آمده و جمعیت زیادی که خانه هایشان را از دست داده اند آواره شده اند. بیشتر از صد روستا که تا ساعتی قبل از وقوع زلزله زندگی در آنها جریان داشت به قبرستانی بزرگ برای اهالی آن تبدیل شده است. معلوم است، خانه های مسکن مهر که قرار بود به سرپناه مردم زحمت کش و کارگر سرپل ذهاب تبدیل شود، اکنون به قاتل جان آنها و تلی از ویرانه تبدیل شده است و جنازه کسانی که روزگاری زیر سقف خانه های مسکن مهر زندگی میکردند.

با اعلام پخش خبر زلزله در رسانه های رژیم اسلامی ایران و شبکه های اجتماعی فورا سازمانها و نهاد های مردمی دست به سازماندهی و جمع آوری کمکهای مالی کردند و توانستند که کمکهایی مردمی فراوانی را برای مناطق زلزله زده جمع آوری و ارسال کنند. اما با وجود ارسال این کمکها باز هم نیاز مردم زلزله زده برآورده نشد است و همچنان در گرسنگی و سرما و بی امکاناتی شب را به سر میبرند. تنها ساعتی بعد از اعلام وقوع زمین لرزه نیروی انتظامی و سازمانهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران با ایجاد مانع و درست کردن پست های ایست و بازرسی شبانه شروع به چپاول و غارت کاروانها ارسالی کردند و با حمله و یورش به مردم خواستار جلوگیری از ورود مردم انسان دوست را به مناطق زلزله زده داشتند. اما با روشن شدن هوا گروها و سازمانهای مردمی و مردم آزادیخواه و برابری طلب برای یاری و کمک به مردم مناطق زلزله زده روانه آنجا شدند و توانستند که پستهای ایست و بازرسی و اراذل و اوباش دولتی را که قصد جلو گیری ورود مردم به منطقه را داشتند درهم بشکنند. جمهوری اسلامی که امکانات در اختیار دارد اما نمی خواهد به قربانیان زلزله بدهد، بجای اعزام نیروهای امداد و نجات و مایحتاج روزانه زندگی به آن مناطق هزاران آخوند مقتخور مسلح را برای رواج خرافه و مذهب و آرام کردن مردم خشمگین و در صورت نیاز حمله به مردم عصبانی و داغدار سازماندهی و گسیل کرده است. اما آنچه که مردم را خشمگین و به خیابانها کشیده است رفتار بی شرمانه و وقیح این آخوندها است که آمدن زلزله را به قضا و قدر و گناهان مردم ربط میدهند و بر ویرانه های بجا مانده از زلزله می ایستند، عکس های سلفی و یادگاری میگیرند تا در پست های اینستاگرامی و فیسبوکی شان بگذارند.

مردم به رژیم اعتماد ندارند و خودشان دست بکار کمک به قربانیان شدند. این روحیه انسانی و همسرنوشتی خار چشم جمهوری اسلامی است. اما همزمان باید رژیم را وادار کرد که فورا و بدون توجیه برای رفع نیازهای فوری زلزله زدگان اقدام کند. مردم آزادیخواه و برابری طلب و انسان دوست با ایجاد تعاون و همبستگی میان یکدیگر و جمع آوری کمک های مردمی و ارسال آن به مناطق زلزله زده به جمهوری اسلامی نشان دهند که مردم مناطق زلزله زده را تنها نمیگذارند. آثار روحی و روانی و مصیبت و مشکلاتی که برای بازماندگان این زلزله باقی مانده است شاید تا سالها بعد فراموش نشود اما آنچه که همیشه بخاطر دارند کمک های بی دریغ مردم از سراسر ایران است که با وجود داشتن مشکلات اقتصادی و مالی، آنها را تنها نگذاشتند و خود را در غم و ناراحتی آنها شریک دانستند.

زنده باد همبستگی و اتحاد مردمی برای کمک به مردم مناطق زلزله زده.

١٦ نوامبر ٢٠١٧

کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس، خواهان آزادی فوری رضا شهابی و اسماعیل عبدی شد

به: وزارت امور خارجه فدرال سوئیس
سفارت جمهوری اسلامی ایران

عالی جنابان،
آقا وخانم عزیز،
ما از طرف کنفدراسیون اتحادیۀهای کارگری سوئیس SGB / USS خواهان آزادی فوری رضا شهابی هستیم. ما حمایت و همبستگی کامل خود را با رضا شهابی، فعال کارگری و دموکرات که در زندان بسر می برد و در اعتراض به شکنجه و بد رفتاری، دست به اعتصاب غذا زده است، اعلام می داریم.

کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس، SGB / USS از مقامات ایران می خواهد که اقدامات لازم را برای آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی و اسماعیل عبدی که به دلیل دفاع از منافع کارگران، زندانی شده اند، انجام دهند.

رضاشهابی، از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در نهم ماه اوت 2017 مجددا بازداشت شد؛ طبق اعلام دادستان به همسر رضا شهابی، وی باید تا بیست و دوم ماه دسامبر سال 2018 در زندان بماند.
اسماعیل عبدی، از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، با اتهامات جعلی به شش سال زندان محکوم شده است. او در زندان پس از 38 روز اعتصاب غذا در اعتراض به تداوم سرکوب معلمان و عدم استقلال قوه قضاییه ایران، به بیمارستان منتقل شد، اما دو روز بعد به زندان اوین بازگردانده شد. اسماعیل عبدی در ماه ژوئن بطور موقت و به قید وثیقه آزاد شد، اما در 27 ژوئیه مجددا زندانی شد.

به زندان افکندن آقایان رضا شهابی و اسماعیل عبدی به شدت در تضاد با تعهدات بین المللی ایران است. بازداشت فعالین کارگری به دلیل فعالیتهای آنها در دفاع از منافع کارگران، بطور کلی به معنای نقض آزادیهای مدنی و بویژه به معنای نقض حقوق سندیکایی است. پیش از این، کمیته آزادی انجمن سازمان جهانی کار (CFA) از شما درخواست کرد که احکام زندان علیه آقای شهابی را لغو و او را بی درنگ آزاد کنید.

ما از شرایط سخت زندان که به رضا شهابی و اسماعیل عبدی تحمیل شده به شدت نگرایم و نسبت به وضع سلامتی ‌نها بیمناک هستیم. جامعه بین المللی و کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس شما را مسئول و پاسخگوی هرگونه بدتر شدن وضعیت آنها میداند. احکام زندان را لغو کنید.

با احترام
فدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس
لوکاسیریگلیانو
دبیراموربینالملل

ترجمه و تکثیر از: اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
12 نوامبر 2017
This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.;www.workers-iran.org; / twitter.com/IASWIinfo;

 

Subscribe to this RSS feed