»»
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی
مشكل شوراى شهر يزد ":  در چند ماه اخير و پس از انتخاب سپنتا ني
در آستانه کنگره حزب :  در هفته آتی روزهای 4 و 5 نوامبر، کنگره

جدال آلترناتیوها، چپ جامعه و مسئله آلترناتیو حکومتی (بخش ششم) - سیاوش دانشور

در بخش قبلی، به جایگاه سیاسی نیروهای بینابینی و سُنت جمهوریخواهی – ناسیونالیستی – دمکراسی خواه در متن تحولاتی که جمهوری اسلامی میتواند از سر بگذراند، اشاره شد. بهمراه شتاب گرفتن دور تحولات و بحرانِ سیاسی، تجدید آرایش حکومتی در صفوف بورژوازی ایران- چه در حکومت و چه در اپوزیسیون- شدت خواهد گرفت و چه بسا سرعت این پروسه در بیرون حکومت بیشتر باشد. باید تاکید کرد که این واقعیتی قدیمی تر است که هر تغییرِ بالانسِ قدرت در هیئت حاکمه در ایران همراه است با صفبندی جدیدی در میان جریانات و سُنتهای اپوزیسیون راستِ ایران؛ ملی اسلامی ها و اپوزیسیون پرو رژیم همواره با قدرتگیری جناح مطلوبشان به تحرک درآمده اند و صحنه را بیشتر اشغال کرده اند، و اپوزیسیون راست و طرفداران رژیم چینج با روی صحنه آمدن سیاست اعمال فشار آمریکا و دولِ غربی به رژیم اسلامی در ایران. 

 

این روال عمومی میتواند مُدتِ مُوقتِ دیگری ادامه یابد، اما در دوره سرنگونی قطب بندی سُنتی جریانات اپوزیسیون راست ایران بسرعت رنگ میبازد و دگرگون میشود. قطب بندیهای جدید سیاسی در اپوزیسیون ایران، میان دو اردوی راست و چپ در مقیاس اجتماعی، بناگزیر شکل خواهد گرفت. سرنگونی و نفی وضع موجود و یا سرنگونی و ابقای وضع موجود؟ بعبارت دیگر، در پروسه نفی حکومت اسلامی، جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی و افقهای طبقاتی متمایز باهم وارد سرنگونی و دوره انقلابی میشوند. سرنگونی و "براندازی" در عین نقطه هدفِ واحدِ در یک مقطع زمانی برای عمده نیروهای چپ و راست که خواهان رفتن رژیم اند، آغازِ افتراق و آغازِ نقطه تقابلِ آنها نیز هست. 

 

هر افق اجتماعی از سرنگونی چهارچوب مشخصی را بدست میدهد و از این پروسه نتایج مطلوب خویش را جستجو میکند. بعنوان مثال دولتِ مُوقتِ ضدِ انقلابیِ بورژوازی برای بفرجام رساندن قدرت طبقه حاکم و بازسازی حاکمیت سرمایه تلاش میکند و دولتِ مُوقتِ انقلابی برای اعمال قوانین انقلابی و بسیج نیرو برای انقلاب کارگری برای پایان دادن به وضع موجود. یعنی وقتی رفتن رژیم اسلامی در چشم انداز است و بستر اصلی سیاست در ایران را مجموعا سرنگونی طلبان بجای مسالمت جویان در دست دارند، وقتی برای کل طبقه بورژوازی جایگزینی رژیم اسلامی با یک رژیم جدید مدافعِ سرمایه داری و اساس وضع موجود حیاتی میشود، آنوقت بیشتر استخوانبندی نیروهای موجود در اپوزیسیون راست ایران، از سُنتهای سیاسی مختلف تا بقایای رژیم اسلامی، لااقل برای کوتاه مدت، زیر یک پرچم با بسته بندی سیاسی روز، برای تقابل با راه حلِ چپ در جامعه بخط میشوند. 

 

سیر کشمکش طبقاتی در ایران

"آلترناتیو سازی" امپریالیستی مدتهاست به روالِ کارِ سیاست در خاورمیانه و کانونهای بحران تبدیل شده است. دلائل این وضعیت را باید بدوا در نابودی ساختارهای دوران جنگ سرد و تغییرات جهانی جستجو کرد. روندی که بیش از پیش از یکسو حاکی از ناتوانی بورژوازی امروز برای سازماندهی یک جنبش واقعی برای آزادی و پیشرفت در همان چهارچوبهای مُحقر بورژوائی است، و از سوی دیگر فقدان یک مُدل و الگوی حکومتی نسبتا قابل قبول در متن بحران تشدید یابنده اقتصادی جهان سرمایه داری، آلترناتیو سازی به تنها راه دخالت بورژوازی ایران در روندهای سیاسی بدل شده است. در این چهارچوب احتمال سازماندهیِ حرکتهای کنترل شده مردمی برای اهداف خاص و کوتاه مدت ابدا" نادیده گرفته نشده و یا بالا کشیدنِ حرکتهای اعتراضیِ مُستقل علیه حکومت و تلاش برای تاثیرگذاری بر آنها را از مجموعه تلاش راست ایران کنار نمیگذارم، اما اساسِ حرکتِ این بلوک طبقاتی با هر عنوانی که باشد، در چهارچوب آلترناتیو سازی قرار است پیش برود. به بیانی روشنتر، جز این افق دیگری به روی بورژوازی ایران باز نیست: همراه با بورژوازی جهانی برای اعاده سرمایه داری ایران در پروسه سرنگونی و جایگزینی رژیم اسلامی. 

 

اگر این تصویر را کم و بیش قبول داشته باشم، بلافاصله این سوال باید مطرح باشد که روند فوق با توجه به پیچیدگی اوضاع سیاسی در ایران و منطقه و دخیل بودن فاکتورهای منطقه ای و جهانی مهمی در سیاست ایران، میتواند بر سیرِ کشمکشِ طبقاتی در ایران تاثیراتِ جدی داشته باشد و مسائل متنوع و مختلفی را طرح کند. آنوقت درکی که با هر درجه کم و زیاد فکر میکند؛ روند گسترش کمی مبارزات اجتماعی از کارگران و زنان و بخشهای مختلف جامعه، در مقطعی به تغییرات کیفی و قیامهای توده ای منجر میشود، باید مقداری بیشتر فکر کند! سیر تغییر تناسب قوا به احتمال بسیار قوی از تغییرات کمی به کیفی و رشد میزان و ابعاد مبارزه توده ای پیروی نمیکند، هرچند تاثیر گسترش این مبارزات را نباید نادیده گرفت و یا بی اهمیت کرد. اما تضعیف یا تقویت فاکتورهائی در کشمکش طبقاتی میتواند بسرعت موقعیت را برای نیروها و جنبشها و احزابی بمعنی اخصِ کلمه مُساعد یا نامُساعد کند. بعنوان مثال در یک عمل کودتائی که با ضد کودتای موثری روبرو نشده است، میتواند موقتا مردم را از صحنه سیاست قیچی کند. همین عمل میتواند آغاز اعلام عدم مشروعیت حاکمیت بورژوازی و فراخوانی برای تغییر انقلابی باشد. یا یک سکته نسبتا موثر اقتصادی در شرایط بحران سیاسی که کل بورژوازی پاسخی بلافصل برای آن ندارد، میتواند فضای روانی منفی علیه کل نیروهای راست ایجاد کند و وضعیت را بنفعِ قبولِ راه حل چپ در جامعه دگرگون کند. یک نیروی کمونیستی بدون تردید و بدون فوت وقت برای ایجاد پایگاههای موثر و قدرتمند حزبی و سیاسی و تشکیلاتی و نظامی خود باید بیوقفه تلاش کند و این امروز حتی به شرطِ حُضور و تداوم حُضور در کشمکشِ طبقاتی بدل شده است. اما این مهم مطلقا نباید هیچ کمونیست و فعال سیاسی چپ را برای یک لحظه دچار تردید کند که در سیاست، بویژه در دوره انقلابی، الزاماتِ تقابل با روندهای اساسی باید از قبل آماده شده باشند. بدون درک این الزامات و پاسخ شایسته به آن، چپ جامعه و سنتهای سیاسی اش بطور کلی حُضور موثر و نقشِ موثری نمیتواند ایفا کند. 

 

برای طبقه کارگر و کمونیست ها بسیار مطلوب است که روند اوضاع اشکالِ کلاسیک رویاروئی طبقات و جنبش های اجتماعی و قیام و انقلاب با افقهای متمایز را بخود بگیرد. بحث من اینست که این روال مطلوب هر روز بیشتر از دیروز خود را نشان میدهد و بارقه هائی از آن روی صحنه آمده است. نکته اینست که ویژگی و مختصات سیاسی سرمایه داری امروز در جهان و منطقه و ایران، مسیرهای مختلف و بعضا دهشتناک و ترکیبی دیگری را وارد معادله سیاست کرده است که در هر سناریوئی گریزی از آن وجود ندارد. نمیتوان گفت "نیست" و از کنار آن گذشت بلکه باید برای آن پاسخ روشن در سیر کشمکش سیاسی – طبقاتی داشت. اگر سناریوی سیاه یکی از مخاطرات پروسه سرنگونی توسط راه اندازی جنگهای متفرقه توسط بقایای جمهوری اسلامی و نیروها و دستجاتی است که منافع محدود و ارتجاعی را دنبال میکنند، آلترناتیو سازی امپریالیستی چتر عام همین سیاست در مقیاسی سراسری است که اتفاقا بسیاری از همین دستجات بی ریشه قومی و مذهبی و "رژیم سابقی" را نیز سوار قطار آلترناتیو سازی کرده است. این نیرو و مدافعان جهانی اش در هر حال در سیاست ایران حضور پُر رنگی دارند. صد سال است حضور دارند و اینبار با مختصات دوران امروز و سرمایه داری قرن بیست و یکم حضور دارند. در پروسه سیاسیِ متکی به رژیم های کودتائی و جنگ، این نیروها اقبال بیشتری دارند و در پروسه سرنگونی از پائین، در عین اینکه در موقعیت ضعیف تری قرار دارند اما مقاومتی ضد انقلابی را برای تغییر نتیجه قیام و سرنگونی بنفع بورژوازی سازمان میدهند. دست بدست کردن قدرت در جمهوری اسلامی و بعد از آن محتمل است. در هر احتمال چه از درون و چه از بیرون، تنها ترکیب نیروهای بورژوازی ایران میتواند متفاوت باشد اما کمابیش حضور خواهند داشت. امروز شـآن نزولِ حُضور این نیرو در قالب "آلترناتیو سازی" است که استخوانبدی خود را از نیروهای این طبقه در داخل رژیم و بیرون رژیم میگیرد. چگونگی آلترناتیو سازی و پلان های مقدور و ممکن نهایتا ترکیب و جایگاه نیروهای این صف بورژوائی ایران را تعیین خواهد کرد. 

 

اردوی چپ جامعه بشمول طبقه کارگر و رهبران کارگری، احزاب و جریانات سیاسی کمونیست و سوسیالیست، سازمانهای مستقل زنان، نیروهای برابری طلب و آزادیخواه، جریانات و کمپینهای پیشرو و انساندوست، شهروندانی که وارد مبارزه با جمهوری اسلامی برای کسب آزادی و نفی اختناق و ارتجاع میشوند، در چنین روندی چه سیاستی باید داشته باشد؟ وقتی بورژوازی از بالا قدرت را حدّادی میکند، سرگرم بودن با اعتراض در فلان کارخانه و محله و شهر، در عینِ مُهم بودنِ واقعه، در چهارچوبِ سیاستِ روز خارج زدن محسوب میشود. کمونیستها در جامعه نمیتوانند ناظر و تماشاچی سناریوی ارتجاعی تحمیل "لویه جرگه ایران" به طبقه کارگر و کل جامعه باشند و کاری نکنند یا عملا نتوانند کاری بکنند. تجربه سال ۵۷ نباید تکرار شود. فراتر، تجربه تحمیل حکومتهای استبدادی ملی و مذهبی در صد سال گذشته نباید در فرم و ظاهر بسیار عقب مانده تری تکرار شود. کمونیسم جامعه باید نگذارد و تلاش میکند که نگذارد.    

 

اگر سیر اوضاع کاملا" بر وفق مُراد ما باشد، یعنی فرضا" رژیم اسلامی سرجایش بنشیند و در مقابل روند اضمحلال درونی اش هیچ اقدامی نکند، مبارزات کارگری و جنبشهای اجتماعی مُرتبا ارتقا یابند و انواع تشکلهای مختلف مثلِ قارچ سبز شوند و کسی علیه شان کاری نکند و یا خودشان را نگهدارند و گسترش یابند و چه بسا اعمالِ اراده توده ای کنند، و همینطور کشورهای منطقه و بورژوازی ایران بنشینند و تماشا کنند، خوب رژیم اسلامی بسرعت از درون میپاشد و قدرت سیاسی بعدی را نیروهائی میگیرند که دراین خواستها شریکند و برای آن مبارزه کرده اند. واقعیت اینست که روند اوضاع بسیار پیچیده و چند وجهی و مُرکب خواهد بود. چه در درون حکومت و چه در بیرون حکومت نیروهای زیادی برای اعمال تغییرات موردِ نظر خود و تامین منافع خود وارد صحنه شده اند. همین موضوع و رقابتهای منطقه ای و جهانی به پیچیدگی اوضاع افزوده است. این دورانی است که نیاز به یک اپوزیسیون انقلابی، مسئول، حامی جامعه، بی توهم نسبت به راه حلهای از بالا، با راه حل کارگری بحران سیاسی بیش از هر زمانی ضروری است و باید شکل بگیرد. اپوزیسیونی که هر ترکیبی داشته باشد، ناچار است برای ماندن و هموار کردن راه پیشروی کارگر و کمونیسم با مسائل مُهم و حیاتی که روبروی جامعه قرار داده میشود و یا عملا" قرار میگیرد، درگیر شود و راه حل نسبتا" کم هزینه تر، انسانی تر، درازمدت تر و پیشروتری را جلوی جامعه بگذارد. این نیرو در ایندوران تنها زمانی میتواند حُضورش را بطور موثر داشته باشد و قادر به رویاروئی با آلترناتیو سازی دست راستی برای آینده ایران باشد که بدوا" این صلاحیت را بخود بدهد که بعنوان پرچمدار راه حل کارگری و بمثابه "آلترناتیو چپ" در قابل "آلترناتیو راست" قد علم کند. جامعه ایران نه بدلیل سرنگونی خواهی اکثریت عظیم مردم، نه بخاطر اقدام آنها برای سرنگونی جمهوری اسلامی – که میتواند "مسالمت آمیزترین" راه پایان دادن به این حکومت باشد- بلکه بخاطر رویدادهای جهانی و کشمکش ها و رقابتهائی که منافعی بسیار فراتر از جغرافیا و "اقتصاد ایران" و کشور ایران را دنبال میکنند، و جغرافیای کنونی ایران نیز یک بخش مورد مشاجره این نیروهاست، میتواند با سناریوی نوع عراق و سوریه، با سناریوی تهاجم نظامی و جنگ منطقه ای، و در صورت تداوم حکومت اسلامی با بحرانهائی مانند بحران آب و بحران محیط زیست و جنگ برسر بقا روبرو شود. صحنه سیاست حتی اگر تماما از پائین و با تمایلات دیگری باشد، بازهم این نیروها تلاش دارند رنگ و مُهر خود را بر آن بکوبند. لذا هرگونه غفلت در مقابل پیچیدگی اوضاع سیاسی و عدم آمادگی برای آن و مُهمتر هرگونه توهم نسبت به این نیروها، میتواند برای اردوی چپ و آزادیخواه و سوسیالیست و کمونیست جامعه هولناک و غیر قابل جبران باشد.  

 

اردوی چپ جامعه در مقابل این وضعیت باید راه حلی که دارای لایه های مختلف است را داشته باشد. در این قسمت به یک سوال قدیمی در سیاست ایران برمیگردیم؛ چگونه یک نیروی سیاسی یا کمپی از نیروها، اعم از راست یا چپ، میتوانند آلترناتیو شوند؟ این نکته را در بخش بعد دنبال خواهیم گرفت.

 

ادامه دارد ...

 

۱۷ اوت ۲۰۱۷

 

لینک بخشهای اول تا پنجم،

http://www.iran-telegraph.com/index.php/maghalat/item/959-jedal-alternativha-siavash-daneshvar

 

http://iran-telegraph.com/index.php/maghalat/item/967-jedal-alternativha-chap-jame-va-siavash-daneshvar

 

http://iran-telegraph.com/index.php/maghalat/item/974-jedal-alternat-chap-jame-va-masale-alternativ-hokomati-part3-siavash-daneshvar

 

http://iran-telegraph.com/index.php/maghalat/item/986-jedal-alternativha-chap-jame-va-masele-alternativ-hokomati-siavash-daneshvar

 

http://iran-telegraph.com/index.php/maghalat/item/994-jedal-alternativha-chap-jame-va-masale-alternatisvah-siavash-daneshvar