»»
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی
مشكل شوراى شهر يزد ":  در چند ماه اخير و پس از انتخاب سپنتا ني
در آستانه کنگره حزب :  در هفته آتی روزهای 4 و 5 نوامبر، کنگره

نئوفاشيسم در آمريكا - سيف خدايارى

رويدادهاى ١٢ و ١٣ اوت در شهر شارلوتزويل ايالت ويرجينيا بار ديگر زنگ خطر گسترش فاشيسم در ايالات متحده را به صدا در آورده است. اين رويداد گرچه با تلفات انسانى كمى (در مقايسه با ظرفيت جنايى فاشيسم و جامعه ميليتاريزه آمريكا) و با سه كشته و حدود چهل نفر مجروح "پايان" يافت، اما از نظر صفبنديهاى سياسى- اجتماعى در ايالات متحده و نيز در جوامع مشابه اهميت فراوانى دارد.

 

روز دوازدهم اوت مارش اتحاد راست به بهانه دفاع از مجسمه رابرت لى، از "قهرمانان ملى" جنگهاى داخلى قرن نوزدهم و از رهبران نمادين كنفدراليست ها، شهر شارلوتزويل را به محل درگيرى و زد و خورد با نيروهاى ضد نژادپرست و ضد فاشيست تبديل كردند. "رابرت لى" از "قهرمانان" كنفدرال و در واقع جنبشى ناسيوناليستى است كه در فاصله سالهاى ١٨٦١ تا ١٨٦٥ در تعدادى از ايالات جنوبى حكومتى مبتنى بر برده دارى تأسيس كرده بودند. از اوايل قرن بيستم و با توسعه سرمايه دارى، قانون فعاليتهاى اين نيروها را ممنوع كرده و در راستاى تخفيف شكافهاى نژادى - قومى تصويب كرده بود كه نمادهاى اين دوره را جمع آورى كند. ناسيوناليسم جان سخت اما تاكنون اجازه نداده است تعدادى از اين مجسمه ها را بردارند و مجسمه ها به مثابه سمبل ناسيوناليسم در جاهاى مختلفى خودنمايى میكنند. شهردارى شارلوتزويل در ماه فوريه تصويب كرد كه مجسمه رابرت لى از پارك اصلى شهر برداشته شود و از آن زمان نيروهاى ناسيوناليست، نژادپرست و فاشيست حول اين نماد نيرو جمع كرده اند و در مقاطع مختلفى به نمايش قدرت پرداخته اند. روز يازدهم اوت، نيروهاى مارش اتحاد راست در يك زد و خورد خيابانى با نيروهاى ضد فاشيست درگير شده و خود را براى روز موعود آماده كردند. روز ١٢ اوت اين نيروها مجهز به سلاحهاى خودكار و در لباس شبه نظاميان از دانشگاه شهر به سوى "پارك رهايى" حركت كرده و به راهپيمايى نيروهاى مخالف حمله کردند. خودرويى توسط فاشیستها با الهام از تروريستهاى اسلامى به ميان جمعيت زده و يك نفر كشته و نوزده نفر را مجروح كرد. در رويدادها و درگيريهاى بعدى تعداد كشته ها و مجروحين افزايش يافت و نيروهاى امنيتى اعلام وضعيت اضطرارى كردند.

 

اين رويداد منجر به عكس العمل هاى متفاوتى در آمريكا و عمدتاً در محكوم كردن و مخالفت با حركت مارش اتحاد راست شد. ترامپ چند ساعت پس از اين ماجرا خشونت "طرفين" را محكوم كرد و بلافاصله با عكس العمل شديد از شهردارى شارلوتزويل تا فرماندارى ويرجينيا تا تعدادى از سناتورها و مقامات دولتى مواجه شد. واقعيت اين است كه "طرفينى" در ميان نبود: نيروهاى مارش اتحاد راست به تظاهركنندگان مخالف با اتومبيل، اسپرى فلفل، شمع هاى بلند - كه نماد كوكلاس كلان هاست- و ساير ابزارها حمله كرده و مرتكب جنايت شده بودند. محكوم كردن "طرفين" آشكارا امتياز دادن به مارش اتحاد راست بود. شهردار شارلرتزويل در اظهارنظرى جواب ترامپ را بدين ترتيب داد: "تقصير آنچه را كه امروز در ايالات متحده مى بينيم دقيقاً در كاخ سفيد و افراد پيرامون رئيس جمهور مى بينم". در اقدامى دیگر كنث فرايزر، رئيس شوراى مانوفاكتورينگ آمريكا در اعتراض با اين مارش و نيز عكس العمل ترامپ از مقام خود استعفا داد كه به نوبه خود جنجالى ايجاد كرده است. فشار بر ترامپ او را وادار كرد كه در بيانيه اى اقدامات نيروهاى مارش اتحاد راست را محكوم كند و فعلاً اين "غائله " را بخواباند، هرچند روز بعد دوباره موضع سابق را گرفت.

 

نيرويى كه در تاريخ ١٢ اوت  تحت نام "مارش اتحاد راست" در شارلوتزويل خود را منسجم كرده است - با در نظر گرفتن تركيب آن- هشدار دهنده و خطرناك است: اين نيروها چكيده بيش از يك قرن تقابل و كشمكش اجتماعى در ايالات متحده هستند كه در دوره ترامپ فرصت و امكان بروز اجتماعى پيدا كرده اند. برترى جويان سفيد، كوكلاس كلان ها، راست افراطى، نئونازيها، كنفدرالیست ها كه همه در اركسترى مارش فارشيسم را مى نوازند. علاوه براين نيروها كه سابقه ديرينه ترى در تاريخ ايالات متحده دارند، بر بطن اوضاع جارى از قبيل افزايش بيكارى و پيامدهاى اجتماعى همزاد، نيروى جديدى به اين مجموعه پيوسته است كه همزمان علت و معلول ظهور ترامپ در آمريكاست: بخشی از كارگران "سفيد". تصادفى نيست كه جريان سياسى اى به نام "ناسيونال سوسياليست"، دقيقاً با همان خصلت هاى حزب ناسيونال سوسياليست آلمان (نازى) ظهور مى كند و تلاش مى كند حول مطالبات اقشار ميانى و محروم با سويه هاى نژادپرستى و ضدانسانى نيرو جمع كند. نيروهاى مارش اتحاد راست در راهپيمايى و تجمعات خود از هيتلر و ترامپ به عنوان سمبل افتخار خود ياد مى كنند و كلاه قرمز ترامپ را بر سر مى كنند. تمام مشاهدات از رويدادهاى شارلوتزويل از يك واقعيت حكايت دارد: نيروهاى راست انتظار معينى از ترامپ دارند و آن اجراى سياستهاى ضد مهاجر و نژادپرستانه است كه ترامپ در كمپين تبليغاتى خود وعده داده بود و به تعبيرى مى توان گفت مارش اتحاد راست وفادارترين بخش جامعه به ترامپ است.

 

عليرغم اينكه نيروى مارش اتحاد راست و نيز فاشيست ها در مقايسه با نيروهاى ضدفاشيست از نظر كمى قابل مقايسه نيست، اما از انسجام، اتحاد و سرسختى بيشترى براى رسيدن به اهداف خود برخوردار هستند. جبهه ضد فاشيست تركيب ناهمگونى از اومانيست ها، بخشى از چپ، آنتى فاشيست ها، همجنسگرايان ، كليساى كاتوليك و يهوديان- كه تاريخاً مورد تهاجم نژادپرستانه در آمريكا بوده اند- و جناحهايى از ليبرال دمكراتها است. اين "جبهه" با اينكه از نظر كمى وسيع تر و گسترده تر است، عملاً توان رويارويى با فاشيسم در حال گسترش - كه ظهور ترامپ يكى از نشانه هاى آن است - را ندارد. بخشى از ناكامى جبهه ضد فاشيست به اشتراك منافع آنان در حفظ نظام سرمايه دارى بر مى گردد كه تاريخاً از ناسيوناليسم نيرو مى گيرد و به آن قوت نيز مى بخشد. عكس العمل به مارش اتحاد راست و مواضع ترامپ گرچه نسبتاً مناسب و در مواردى شجاعانه است، اما در درازمدت نمى تواند مانع پيشروى راست افراطى به پيشقراولى فاشيسم بشود. آنچه در آمريكا مى بينيم يك تلاطم اجتماعى است كه نيروهاى درگير به فراخور توان و امكانات اجتماعى در آن سهيم هستند. چپ اگر بتواند در اين كشمكش نقش رهبرى كننده و سازمان دهنده ايفا كند هم در شكست نژادپرستى و فاشيسم موجود موفقيت بدست مى آورد و هم افق بهترى جلو جامعه اى مى گذارد كه بخشى از قربانيان آن به چماق بدستان فاشيسم تبديل شده اند. *