»»
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
چپ در دانشگاە، بمناس: سوال: دە سال پیش شما یکی از دانشجویان فع
ما چیزی برای از دست : کارگران و مزدبگیران: همچنان که اطلاع دا
ناسیونالیسم و زلزله،:  آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردست
ده سال گذشت درود بر :  کمتر از یک هفته به شانزدهم آذر روز دانش
تجربە داب پس از ١٠ س:  سال ١٣٨٦ فضای دانشگاە های ایران بعد از
حمله نظامی تحت پوشش :  طی هفته اخیر رسانه های بستر اصلی و اجتم
گرانى: سياست فلاكت -:  تصميم دولت براى افزايش قيمت نان از اول
گرامیداشت ١٦ آذر دفا: در دنیای پر تحول ما که حکومتهای استبدادی
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
زلزله ، جمهوری اسلام: ابعاد خسارت و تلفات انسانی فاجعه زلزله د
خشونت نسبت به زنان، :  در گوگل عبارت خشونت نسبت به زن را جستجو
استفاده از کودکان در: در هفته گذشته فیلمی کوتاه و گزارش گونه ت
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
سخنان فاتح شیخ در کن:  قلب من امروز لبریز افتخار و شادی است از
حراج بردگان در ليبى :  در روزهاى اخير پرده از جنايت ديگرى در ن

بيكارى و رشد دستفروشى در كردستان- همايون گدازگر

سال گذشته عده اى از مغازه داران شهر سنندج در نامه اى به استاندار كردستان از او خواستند ، براى جلوگيرى از افت كسب و كارشان جلو رشد دستفروشان در شهر را بگيرد . در مقابل دست فروشان با تجمع در مقابل شهر دارى  ضمن اعتراض  به بيكارى و نبود  كسب و كار از خود دفاع كردند . همين امسال در كردستان هم همانند ، اهواز و قشم و جاهاى ديگر ، دستفروشان در سنندج و بانه و مريوان و كامياران ،  بإرها در مقابل شهرداريها در اعتراض به بر خوردهاى سركوبگرانه مأمورين رژيم تجمع و اعتراض خود را به گوش همگان رساندند . 

مأمورين و دواير سركوبگر  رژيم در كردستان خود بخوبى آگاه هستند كه مجبور شدن اين انسانهاى شريف به تقبل  اين "شغل " تحقير آميز در كف خيابان وپياده روها در گرماى سوزان تابستان و يخبندان زمستان ريشه در كجا دارد . متوجه خشم و فوران عصبانيت گاه و بيگاه دستفروشان و گوشماليهاى گاه و بيگاه مأمورين رژيم در اثنا مزاحمت هاى خيابانى هستند . بهمين دليل خيلى سر به سر اين صف از طيف بيكاران طبقه كارگر نمى گذارند و سعى مى كنند با ترفند و حيله هاى ديگر از جمله در مقابل قرادادن بازاريان و مردم عابر شهر و تبليغ زهر آگين در اين رابطه از ميدياى اجتماعى به مقابله با دستفروشان بر خيزند . 

روشن است بازاريان و مردم عادى و معابر كه مى دانند سونامى بيكارى در ايران جامعه را به قعر فقر رانده است ، نبايد در دام تفرقه افكنى هاى مأموران رژيم بيفتند . ممكن است ازياد دستفروشى به كسب و كار أنها هم ضربه بزند ، اما نبايد صف دوست و دشمن را مخدوش و قربانيان اين وضع دهشتناك را به جاى مسببين اصلى فقرو بيكارى بگذارند . بايد روى اعتراض و نارضايتى آنها هم به دولت و مقامات آن باشد كه بعنوان مسؤل جامعه كه تمامى ثروت وامكانات جامعه را در اختيار دارد ،  مسؤل ناامنى شغلى آنها ست . بيكارى در جامعه امروز ايران چنان درد فراگيرى است كه مشقات آن به خيلى هاى ديگر از قبيل كسبه كوچك و حتى معلمين و كارمندان و غيره هم مى رسد . درنتيجه اين معضل بزرگ اجتماعى پايه و ريشه خيلى از نابسامانيهاى جامعه است . 

طبق آمار و اظهارات مقامات خود جمهورى اسلامى حدود ٦٠ در صد كارگران و دانشجويان و افراد آماده بكار در كردستان بيكار هستند . اكثر اين كارگران و خانواده هايشان مشترى دكه ها و دستفروشانى هستند كه اجناسشان به نسبت مغازه ها ارزنتر و برايشان قابل خريد است . وسعت بيكارى در طى چند دهه اخير  كه هنوز هم رو به ازدياد است  كارگران و مردم زحمتكش و جوانان تحصيل كرده را مجبور كرده است   عملأ دستفروشى را بعنوان شغل تحمل كنند . خيلى از دستفروشان تمام عمر خود را با دستفروشى گذرانده اند . اما مشقات ناشى از بيكارى تنها به تحميل اين به اصطلاح شغل محدود نمى شود ، حتى تمامى بيكاران امكان همين كار را هم ندارند و خود وخانواده هايشان در معرض  تباهى و از هم پاشيدگى قرار دارند . فشار روحى و روانى ، افسردگى و فاجعه خودكشى كه متاسفانه موارد آن رو به ازدياد است از نتايج ويران كننده بيكارى وسيع تحميل شده در جامعه كردستان است . در نتيجه روشن است كه بيكارى و تحميل فقر به جامعه تنها درد و مسئله كارگران نيست و روى بخشهاى ديگر اجتماع هم تاثيرات مخرب خود را دارد . كارگر كولبر و كار پرمخاطره آن جوانان تحصيل كرده و بدون افق و دور نما همگى از آسيب ديدگان پديده بيكارى هستند . 

رژيم سرمايداران جمهورى اسلامى را مسؤل و مسبب تحميل اين زندگى غير انسانى به اكثريت جامعه ايران است . بى برنامه گى ، تبعيض ، فساد و دزدى ،  چپاول و صرف كردن امكانات مادى جامعه براى تداوم حاكميت رژيم  ، حل و كاستن از درجه بيكارى و يا چاره سازى فقر و ندارى در جامعه را از اولويت رژيم خارج كرده است . همين وجود فقرو بيكارى براى عدم صلاحيت و بى كفايتى جمهورى اسلامى كافى است ، اما گوش جمهورى اسلامى به اين  حرفها بدهكار نيست . جواب رژيم به اين فاجعه اجتماعى سركوب و تفرقه و سردواندن مردم است . وراجى هاى مقامات رژيم در باب وسعت فقر و بيكارى تاكتيك  شناخته شده جمهورى اسلامى است براى خنثى كردن اعتراض كارگران و مردم . مقامات محلى جمهورى اسلامى در كردستان هم مثل بقيه نقاط ايران به موازات تهديد و دستگيرى فعالين كارگرى و معترضين به عدم مسؤليت رژيم ، مدعى اند كه بيكارى و مصائب ناشى از آن از قبيل دست فروشى را مديريت مى كنند . يعنى به جاى حل و بازكردن گرهى از مشكلات زندگى پر مشقت مردم آن را بعنوان امرى واقع قبول كرده و ظيفه خود را مديريت و هدايت آن قلمداد مى كنند . 

امروز در كردستان هم بخش مهمى از كارگران كه تجربه سالها رويارويي با جمهورى اسلامى براى احقاق حقوق خود را دارند، بخوبى آگاهند كه راه پايان دادن به اين زندگى تحقير آميز نه تسليم و خودكشى و دستفروشى بلكه اعتراض علنى و دسته جمعى عليه جمهورى اسلامى است . كارگران و مردم زحمتكش در اين راه از صفر شروع نمى كنند . تشكلهاى موجود عليه بيكارى آن ظرف و امكانى است كه كارگر كولبر و جوان تحصيل كرده بيكار و تمامى كارگران منفرد و متفرق مى توانند با پيوستن به آنها قدرت همبستگى بيشترى در اعتراض به جمهورى اسلامى و جا انداختن حق بديهى كار ، يا بيمه بيكارى از خود نشان بدهند . 

٣٠ يولى ٢٠١٧