»»
کمونیسم سیاسی یا بور: رفیق حمید تقوایی در سمیناری تحت عنوان "ح
حباب "رفراندوم و انت:  روحانی و ۱۵ نفر از کنشگران مدنی در بیست
خطر سرنگونی و اتحاد : ما بارها از جوانب مختلف در مورد لاینحل ب
نابود باد حکومت آپار:  میزانِ حُرمت و آزادی بشر در دنیای امروز
در ۸ مارس علیه رژیم :  به ۸ مارس روز جهانی زن نزدیک میشویم در
فائزه هاشمی، دیر بید: فائزه هاشمی هم در مقابل موج اعتراض ضد اس
در باره سرکوب وحشیان:  سرکوب دروایش گُنابادی، وابستگان مذهب به
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه حزب کمونیست کارگری ا
مسئول مرگ بیژن قلوزی: متاسفانه روز ٢٣ بهمن خبر رسيد، بيژن قلوز
نمايش سالگرد ٢٢ بهم: مصاحبه با همايون گدازگر اكتبر : روز يك ش
در 8 مارس علیه حجاب : هنوز اعتراض ۳۹سال پیش زنان علیه حجاب و ق
مقاومت مردم عفرين نی: تقريبا نزديك به يك ماه است رژيم تركيه با
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه حزب کمونیست کارگری ا
رضا شهابی نباید به ز:  رضا شهابی عضو هئیت مدیره سندیکای کارگرا
اعلامیه حزب حکمتیست :  ۸ مارس، روز جهانی زن، روز جهانی مبارزه

آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی برای آزادی جامعه ضرورت امروز و فردای تحولات سیاسی ایران - فاتح شیخ

مصاحبه اکتبر با فاتح شیخ درباره اعتراضات اخیر در ایران
اکتبر: درروزهای گذشته توده های مردم در ایران با حضورگسترده در خیابانها خیلی روشن خواهان رفتن رژیم اسلامی حاکم شدند. همه ، حتی رسانه های بورژوازی ، بر این باورند که این به پا خواستن مردم اعماق جامعه ، کارگر، زن ،جوان بیکار علیه فقرو نابرابری است .آنها خواهان رفتن رژیم و پایان دادن به این وضع هستند. با کشتن و دستگیری وسیع و گسترش فضای اختناق توسط رژیم اسلامی سرمایه داران ، فضای اعتراضی روزهای گذشته ظاهراعقب نشسته است. شما اوضاع فعلی و آینده این تحولات را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا رژیم در درازمدت می تواند دوام بیاورد؟
فاتح شيخ: آنچه این روزها جای سوال است دوام رژیم اسلامی در کوتاه مدت و میان مدت است تا در دراز مدت. این حالات و احتمالات به کدام فاکتورها گره میخورد جای بررسی دقیق است که باید به آن پرداخت. ابتدا نگاهی بیندازیم به آنچه در سه هفته گذشته گذشت.
تظاهرات هفت دی مشهد هر طور و با هر شعاری شروع شد درجا توسط فعالان شرکت کننده، به اعتراضی توفنده علیه گرانی و بیکاری، علیه کل سلطه حکومت اسلامی بدل گشت. اعتراضات اجتماعی سریعا به حدود صد شهر بزرگ و کوچک چهارگوشه ایران گسترش یافت. سرعت گسترش اعتراضات و تکامل شعارها غافلگیر کننده بود. اما جای تعجب نبود. در ایران زیر حکومت اسلامی سرمایه، اعتراض معیشتی، دارای پتانسیل اجتماعی و سیاسی بالا و ماتریال انفجاری قدرتمند است. جامعه مانند دیگِ روی آتش، دائم میجوشد طوری که درب سرکوب از پس جوشش پرتوان آن برنمیآید. دیر یا زود جوشش اعماق جامعه درب دیگ را پرتاب میکند و طغیان اجتماعی به فوران درمیآید. همه جناحهای درشت و ریز جمهوری اسلامی از آستانه تحمل جامعه، به مراتب آنورتر رفته اند. همه امتحانهایشان را پس داده اند. امتحان دشمنی آشتی ناپذیر با کارگران، زن ستیزی، دشمنی با زندگی شاد و آزاد و پویا و خلاق جوانان، کلا امتحان ناسازگاری با جامعه و دشمنی با بشریت را سالهاست پس داده اند. جناحهای مختلف رژیم با کلیدهای مقوائی و امیدهای دروغین نتوانسته اند و نخواهند توانست کوچکترین گره از اوضاع فروبسته ای بگشایند که خود به بار آورده اند و به توده های عظیم جامعه تحمیل کرده اند.
دو روز پس از تظاهرات مشهد، در تهران شعار "اصلاح طلب، اصولگرا! دیگه تمومه ماجرا" از پشت در بسته دانشگاه رو به خیابان شلوغ سر داده شد. پنج کلمه با وزن و قافیه روان، با محتوای روشن و آسان، که فورا به عنوان شعار سرنگونی کل حکومت اسلامی همه گیر شد و مهرش را بر خیزش توده ای برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی کوبید.
موج اول خیزش فعلا موقتا با کشتار و سرکوب نیروهای سرکوبگر رژیم عقب نشسته، اما آتش خشم و اعتراض کارگران و محرومان اعماق جامعه به هیچ وجه فرو ننشسته است. پایه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی آن همچنان پابرجاست. فقر و فلاکت و بیکاری، بردگی مزدی، گورخوابی، کار کودکان، ذباله گردی، نبود آزادیهای سیاسی و مدنی، خفقان و زندان و اعدام، تحمیل حجاب و توسری به زنان، تجاوز به دختران خردسال زیر نام ازدواج طبق شریعت اسلام و دهها فجایع دیگر که رژیم اسلامی قادر به کوچکترین بهبودی در آنها نیست. اینها مجموعه مشقاتی هستند که منشا آتشفشان نارضایتیهای گسترده و تلنبار شده در عمق جامعه اند. آتشفشانی که هر آن ممکن است شعله ور شود. اکثریت عظیم جامعه، توده های جان به لب رسیده ای هستند که برای رهایی از این معیشت خفتبار حاضرند تا پای جان جسورانه مبارزه و جانفشانی کنند. این فجایع فزاینده همراه با بالا رفتن آگاهی سیاسی پایین جامعه به آنها، پایه های عینی و ذهنی خیزش انقلابی جاری و تداوم حتمی آن است. موج اول خیزش اثبات کرد که پایینی ها دیگر تحمل نمیکنند. آیا بالایی ها هم نمیتوانند حکومت کنند؟ این را امواج بعدی تداوم خیزش تعیین میکند. کاهش فعلی مومنتوم خیزش، بالایی ها را خاطر جمع نکرده است و بر خلاف ادعاهای بی سر و تهی که عرضه کرده اند، در گرداب بیم و رجا به تناقض گوئی آشکار افتاده اند.
خامنه ای ده روز تمام خفقان گرفت، وقتی به حرف آمد با قیافه درب و داغان اذعان کرد که ممکن است باز هم اتفاق بیفتد. او وقیحانه پرده پوشی میکند. صریح میداند که اعتراض مردم سر فرونشستن ندارد و از سر گرفته خواهد شد. با قید "ممکن است ..." دارد روحیه خود و مزدورانش را تیمار میکند. روحانی هم با وقاحت تمام ادعا میکند که "تمام شد"!! ادعای روحانی جزئی از تلاش سران رژیم برای "تمام کردن" خیزش توده ها و همزمان پمپاژ روحیه به مزدوران روحیه باخته بسیج و سپاه و غیره است. او و دیگر جانیان بالای رژیم تماما میدانند که خیزش تمام شدنی نیست. به شدت ترسیده اند. هراسان خود را برای مقابله با موج بعدی آن آماده میکنند. با توجه به همین واقعیت است که در جلو زندان اوین، خانواده زندانیان و جوانان جسور، خطاب به مزدوران رژیم شعار معروف "نترسیم، نترسیم، ما همه با هم هستیم" را خلاقانه اینطور تغییر داده اند: "بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم". موج اول خیزش هم اکنون نه فقط "دیوار ترس" مردم را شکسته، بلکه باعث شده که سران رژیم و نیروهای سرکوبگرشان به ترس و هراس مرگبار بیفتند. هنوز فریاد مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی و مرگ بر جمهوری اسلامی در فضای جامعه پژواک میدهد که نسیم موج بعدی اعتراضات شبانه در چندین شهر وزیدن گرفته است. معلوم شد فیلترینگ شبکه های ارتباط اجتماعی مانند تلگرام و غیره هم چندان فایده نداشته و تنها بازار فروش فیلترشکنها را گرمتر کرده است.
خیزش جاری آشکارا سرنگونی جمهوری اسلامی را هدف گرفته است و تا رسیدن به آن از پا نخواهد نشست، هر افت و خیزی داشته باشد، شعله هایش ازنو زبانه میکشد. رسیدن به این هدف، به قول معروف دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد. اما واضح است که پیشروی بیشتر این جنبش به تامین رهبری رادیکال و سراسری و سازماندهی کارگری و توده ای در محل زیست و کار نیاز مبرم دارد. این وظیفه قبل از همه بر عهده کمونیستها و رهبران رادیکال و سوسیالیست کارگری است. یک واقعیت نویدبخش و همزمان بسیار حساس جامعه امروز ایران، حضور و نفوذ و اعتبار اجتماعی و سیاسی کمونیسم طبقه کارگر و نیاز جامعه به کمونیسم برای تحقق آزادی و رهایی است. حساسیت مساله در این است که جامعه امروز ایران شدیدا به کمونیسم نیاز دارد و جنبش کمونیسم در ایران هم امروز شدیدا نیازمند سروسامان دادن به صفوف خود است. خیزش انقلابی کارگران و محرومان جامعه، دریچه تازه بسیار مساعدی به روی جنبش کمونیسم و احزاب سیاسی آن باز کرده است تا به صفوف خود و صفوف طبقه کارگر سروسامان دهند و به میزان رشد آگاهی و سازمانیافتگی طبقه کارگر به سوی پیروزی کمونیسم در ایران، به سوی به سرمنزل مقصود رساندن آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی گام بردارند.
امید به سرنگونی جمهوری اسلامی در بازه زمانی کوتاه مدت و حد اکثر در میان مدت، یک تصور واقعبینانه است. اما اشتباه است اگر تصور شود که سرنگونی رژیم اسلامی برای کارگران و توده های بپاخاسته هدف نهائی است. سرنگونی کامل و انقلابی جمهوری اسلامی به معنی درهم شکستن ماشین سرکوب و خفقان و انحلال همه نهادهای ارعاب و خفقان و جاسوسی و ایدئولوژیک آن تنها میتواند هدف مقدم خیزش کارگران و محرومان جامعه ایران باشد. آگاهی در صفوف رهبران کارگری و پیشروان و فعالین آزادیخواه جامعه ایران هم اکنون به آنجا رسیده که درک کنند: "قابل تردید نیست که امروز حتی کوچکترین بهبود در زندگی مادی و معنوی مردم ایران و کسب بدیهی ترین حقوق و آزادیهای فردی و مدنی در گرو به زیر کشیدن رژیم ارتجاعی و ضدبشری جمهوری اسلامی است" (از برنامه "یک دنیای بهتر"). و میتوان اضافه کرد که: "سرنگونی رژیم اسلامی یک وظیفه فوری انقلاب کارگری در ایران است" (همانجا).
خصلت جنبش اعتراضی جاری، سلبی بودن آن، سرنگونی طلبانه و ضداسلامی بودن آن است. شعارهای مرگ بر سران رژیم و مرگ بر جمهوری اسلامی، در همین موج اول خیزش این خصلت سلبی را کاملا عیان نشان داده است. خصلت سلبی به این معنی که هدف مقدم آن انهدام تام و تمام رژیم اسلامی حاکم است. اما پتانسیل اجتماعی و چشم انداز تکامل اعتراضات جاری، از انهدام رژیم سراپا گند و فساد اسلامی بسی فراتر است. چشم انداز فراتر رفتن این اعتراض اجتماعی عظیم، دورخیز کارگران بردگی کشیده، همراه و همرزم و همدوش با زنان لگدمال شده، جوانان محرومیت چشیده و جسور و پرانرژی، برای برقراری جامعه ای آزاد و برابر و مُرفه و خوشبخت است. جامعه ای که علاوه بر انهدام جمهوری اسلامی، به دور باطل حاکمیتهای استبدادیِ مذهبی و ناسیونالیستی یک قرن گذشته ایران نقطه پایان گذاشته باشد. برقراری این جامعه تنها با یک پیروزی کارگری ممکن میگردد.
برای پیروزی کارگری چه باید کرد؟ ملزومات آن را چگونه باید فراهم کرد؟ پاسخگویی روشن و راهگشا به چنین سوالاتی وظیفه مبرم کمونیستها در دل این دوره نویدبخش است.

آخرین کلام کمونیستها در این دوره از نظر من این است که علاوه بر پیگیرانه ترین و رادیکالترین تاکید بر سرنگونی کامل و انقلابی جمهوری اسلامی تا آخرین روز حیات نکبت بار آن، همزمان باید کمونیستها بر تلاش بیوقفه برای شکل دادن به آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی برای آزادی جامعه، در تقابل با آلترناتیوسازیهای رنگارنگ بورژوایی، پافشاری کنند. باید این درس بزرگ انقلاب اکتبر را در صفوف طبقه کارگر اشاعه دهند که آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی ضرورت امروز و آینده پیشبرد تحولات سیاسی ایران در مسیر آزادی و رهایی جامعه است. بدون این آلترناتیو روشن و واقعبینانه، صرف سرنگونی جمهوری اسلامی به طور اتوماتیک به رهایی از فجایع و مشقاتی که خیزش کنونی علیه آن برپا شده است نخواهد انجامید.
در فرصتهای بعد پابپای پیشروی خیزش انقلابی جاری درباره جوانب و عرصه های گوناگون پراتیک کمونیستی در این دوره و دوره انقلابی آتی باز هم سخن خواهیم گفت.
پایان

 

Last modified onWednesday, 31 January 2018 03:08