»»
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
چپ در دانشگاە، بمناس: سوال: دە سال پیش شما یکی از دانشجویان فع
ما چیزی برای از دست : کارگران و مزدبگیران: همچنان که اطلاع دا
ناسیونالیسم و زلزله،:  آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردست
ده سال گذشت درود بر :  کمتر از یک هفته به شانزدهم آذر روز دانش
تجربە داب پس از ١٠ س:  سال ١٣٨٦ فضای دانشگاە های ایران بعد از
حمله نظامی تحت پوشش :  طی هفته اخیر رسانه های بستر اصلی و اجتم
گرانى: سياست فلاكت -:  تصميم دولت براى افزايش قيمت نان از اول
گرامیداشت ١٦ آذر دفا: در دنیای پر تحول ما که حکومتهای استبدادی
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
زلزله ، جمهوری اسلام: ابعاد خسارت و تلفات انسانی فاجعه زلزله د
خشونت نسبت به زنان، :  در گوگل عبارت خشونت نسبت به زن را جستجو
استفاده از کودکان در: در هفته گذشته فیلمی کوتاه و گزارش گونه ت
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
سخنان فاتح شیخ در کن:  قلب من امروز لبریز افتخار و شادی است از
حراج بردگان در ليبى :  در روزهاى اخير پرده از جنايت ديگرى در ن

ما چیزی برای از دست دادن نداریم! - محمود صالحی

Featured ما چیزی برای از دست دادن نداریم! -  محمود صالحی

کارگران و مزدبگیران:

همچنان که اطلاع دارید مسئولان امنیتی در تاریخ 8/2/94 بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشم در منزل مسکونی خود مرا دستگیر کردند. بعد از دستگیری مرا به بازداشتگاه مخوف اداره اطلاعات استان کردستان انتقال دادند. به دلیل قطع داروهای فشار خون از سوی مسئولان بازداشتگاه هر دو کلیه ام را از دست دادم و بعدا" با قید وثیقه آزاد شدم. در دادگاه بدوی به 9 سال زندان تعزیری به اتهامات واهی مربوط به سال 62 و تشکیل کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری محکوم شدم. به احکام صادره اعتراض نمودم و دادگاه تجدید نظر استان کردستان آن را به یک سال زندان تعزیری کاهش داد.
روز شنبه مورخ 6/8/96 ماموران پلیس امنیت که در مقابل درب ورودی بیمارستان امام خمینی سقز کمین کرده بودند تا اینکه مرا دستگیر کنند. ماموران امنیتی می دانستند که من هر هفته دو روز در بیمارستان جهت دیالیز بستری هستم. به این ترتیب عملیات فوق امنیتی آن نیروها که هر ماه از دسترنج ما کارگران حقوق های نجومی دریافت می کنند موفقیت آمیز بود و توانستند یک بیمار خاص را دستگیر و روانه زندان کنند. با دستگیری من اعتراضات گسترده ای در داخل و خارج ایران به راه افتاد و دولت ناچار شد حکم یک سال زندان را تبدیل به 3 میلیون تومان جزای نقدی کنند. یعنی خانواده و دوستانم برای نجات جانم مجبور شدند 3 میلیون تومان جزای نقدی را که برابر با سه ماه حقوق یک کارگر است، به خزانه دولتی پرداخت کنند که در روز 4 میلیون بشکه نفت صادر می کند!!.
در طول آن مدتی که من زیر حکم بودم مسئولان وزارت اطلاعات شهرستان سقز مرتب دوستان و کارگران را به ستاد خبری احضار و به آنان تذکر می دادند تا ارتباط خودشان را با من و خانواده ام قطع کنند, در غیر اینصورت بازداشت و زندانی خواهند شد.اما دوستان و کارگران نه تنها مرعوب این فشارها نشدند بلکه بعد از دستگیری من موجی از اعتراضات در سراسر جهان به راه افتاد.
همدردی کارگران و مردم ایران به حدی وسیع بوده که بعد از آزادی هر روز ده ها نفر از شهرهای دور و نزدیک به پاس احترام به فعالیت هایم با حضوردر منزل شخصی، ما را سرفراز کرده اند. حضور دوستان و کارگران در جمع ما خستگی ناشی از وضعیت جسمی مرا کاهش داده. تازه ترین این حضورها اقدام تاریخی و به یاد ماندنی نمایندگان کارگران ساختمانی شهرستان مریوان و حومه بود که 140 کیلومتر از مریوان تا سقز پیاده پیمودند و ما را سرفراز کردند. این حضور ها نشان از آن دارد که سرمایه داران و دولت حامی آنان نتوانسته اند طبقه کارگر را با تهدید ؛ سرکوب و زندان مرعوب کنند.
رفقاء خسته نباشید.
محمود صالحی 13/9/96