»»
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
چپ در دانشگاە، بمناس: سوال: دە سال پیش شما یکی از دانشجویان فع
ما چیزی برای از دست : کارگران و مزدبگیران: همچنان که اطلاع دا
ناسیونالیسم و زلزله،:  آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردست
ده سال گذشت درود بر :  کمتر از یک هفته به شانزدهم آذر روز دانش
تجربە داب پس از ١٠ س:  سال ١٣٨٦ فضای دانشگاە های ایران بعد از
حمله نظامی تحت پوشش :  طی هفته اخیر رسانه های بستر اصلی و اجتم
گرانى: سياست فلاكت -:  تصميم دولت براى افزايش قيمت نان از اول
گرامیداشت ١٦ آذر دفا: در دنیای پر تحول ما که حکومتهای استبدادی
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
زلزله ، جمهوری اسلام: ابعاد خسارت و تلفات انسانی فاجعه زلزله د
خشونت نسبت به زنان، :  در گوگل عبارت خشونت نسبت به زن را جستجو
استفاده از کودکان در: در هفته گذشته فیلمی کوتاه و گزارش گونه ت
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
سخنان فاتح شیخ در کن:  قلب من امروز لبریز افتخار و شادی است از
حراج بردگان در ليبى :  در روزهاى اخير پرده از جنايت ديگرى در ن

ناسیونالیسم و زلزله، حزب دمکرات و پراکندن سّم قومیگری - سیاوش دانشور

 آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، با پیامی راجع به زلزله خطاب به "ملت کورد" و "کوردها"، بار دیگر همگان را به تماشای دنیای مُعوّج، کوته بین، وارونه، غیر مُنصف و غیر انسانی ناسیونالیسم و قومیگری فراخوانده اند. نفس این پیام و اقدامات از این دست نه جدید اند و نه متاسفانه دیگر موجب واکنشهای درخور از موضعی انسانی و آزادیخواهانه میشود. به لطف سیاست "حمله پیشگیرانه" آمریکا و موئتلفینش برای "صدور دمکراسی" و "جنگ علیه تروریسم"، همینطور گرم بودن تحرکات "آلترناتیو سازی" با اتکا به همین نیروهای قومی و ضد جامعه که کل امید سیاسی شان را به تکرار عراق و افغانستان و سوریه در ایران بسته اند، صحنه سیاست ایران مملو از تبلیغات قوم پرستانه، نفرت پراکنی قومی و ملی و مذهبی، اشاعه تعصبات کور و خطرناک، رشد تمایلات فاشیستی و نژادپرستانه شده است. حزب دمکرات تنها یکی از این کلکسیون قومی - مذهبی - نژادپرستانه است که با این تبلیغات جاده جنگ داخلی در ایران را می کوبند و هموار میکنند.

آقای هجری و حزب دمکرات کردستان ایران در این پیام، جلوی چشم همه ما و مردم ایران و کردستان، همه چیز را از زلزله، جغرافیای زلزله، قربانیان زلزله، جنبش سراسری کمکهای مردمی را فقط "کوردها" میبیند، مردم "کورد" را تمجید میکند و به مردم کردستان تسلیت میگوید. ظاهرا فقط "کوردها" قلبشان گرفته و از این واقعه متاثر شدند، فقط "کوردها" خسارت دیدند و فقط "کوردها" بداد "کوردها" رسیدند!؟ سیاحت در این دنیای نارسیسیسم ناسیونالیستی است که میتوان بدور از چشم مردم ایران و سراسر دنیا ادعا کرد که آنچه در ایران بدنبال تراژدی زلزله رخ داده است، عکس العمل "کوردها" برای "کوردها" بوده است!

آیا واقعا درک این حقیقت ساده تا این حد سخت است که بعد از واقعه هولناک زلزله جامعه ایران و بیرون مرزهای ایران در ابعاد وسیع و تحسین برانگیزی بحرکت افتاد که بداد همنوعانشان برسند؟ هر کسی در انگلستان و فرانسه هم میتوانست این موج انساندوستی و نوعدوستی را ببیند، عدم اعتماد مردم به جمهوری اسلامی را ببیند، نقش آفرینی سیاسی وسیع و برابری طلبانه و عمیقا انسانی را در تحرک این مردم ببیند که با حلقه واسط زلزله و از دریچه مصائب زلزله عروج کرده است. بسیاری در اینمورد حرف زدند و صدها نمونه شورانگیز نشان میدهد جنبشی وسیع راه افتاد تا تمرین کند آنچه را که باید بسرعت عملی شود. بیشمار گروه و جمع و فرد و نهاد و غیره تا مردم در مدارس و همه جا بسیج شدند. اینها را که نمیشود انکار کرد! دنیا، جمهوری اسلامی، هیئت حاکمه، نیروهای اپوزیسیون، میلیونها ایرانی خارج کشور و هر کسی که ذره ای به حقیقت پایبند است، این واقعیات را دید. آیا حزب دمکرات ندیده است یا میخواهد نبیند؟ حتی در شهرهای کردستان و مناطق کردنشین که مورد توجه آقای هجری است، علیرغم برخی جست و خیزها، حتی بطور بسیار کم محسوسی حرکت و عمل مردم شرافتمند ملهم از ناسیونالیسم و "کرد" بودن و "کمک به کوردها" نبود. آنجه آقای هجری میگوید حقیقت ندارد، خودشان هم میدانند که حقیقت ندارد، این صرفا تلاشی اپورتونیستی و سرمایه گذاری روی تعصبات عقبمانده قومی از دریچه یک تراژدی انسانی و یک واکنش گسترده اجتماعی و انسانی است. ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم قومی خیلی تلاش کردند که رنگی قومی و ملی به این سیل تظاهرات همدردی و نوعدوستی بزنند اما صدایشان را کسی نشنید و حتی نتوانستند پارازیتی در امواج بلند و شورانگیز انسانگرائی ایجاد کنند. کارنامه ناسیونالیسم در این ماجرا بهتر از کارنامه تبلیغات آخوندها در مورد "زلزله و عذاب الهی" نیست. ناسیونالیسم و مذهب در این جریان برای هزارمین بار بی ربطی شان به انسان، جامعه، مشقاتش، خواستها و تمایلاتش نشان دادند. قوم پرستان مجبور شدند در سوشیال میدیا مشغول جنگ پارتیزانی و نفرت پراکنی قومی شوند و به مردم "کورد" یادآوری کنند که آنها "کورد"اند و به "کوردها" کمک میکنند، "غیر کوردها" کمک نمیکنند، و ... اما دریغ از اینکه جامعه رویش را کمی به سمت اینها برگرداند.

واقعیت اینست که آقای هجری و حزب دمکرات هم این را میدانند. ناسیونالیست های ایرانی هم میدانند. جمهوری اسلامی و شرکا بجای خود محفوظ. حزب دمکرات میخواهد با زدن رنگ ناسیونالیستی به این واقعه ترمز دستی این قطار را بکشد و با تکرار تبلیغات دروغ عده ای را مُجاب کند که بالاخره "کوردها" به "کوردها" کمک کردند و ما باید به این "همبستگی ملی" که پشت رژیم را لرزانده است افتخار کنیم! اینجا دیگر آقای هجری فقط تبئین وارونه نمیدهد، منفعت وارونه ای هم ورای این واقعه و این مردم دارد. منفعتی که تنها و ظاهرا با تحریف حقیقت و انکار حقیقت و سوار کردن تبئینی قلابی روی آن میتواند متحقق شود: منفعت ناسیونالیسم کرد. ایشان بطور واقعی فکر میکنند مردم "کورد" هم به "غیر کوردها" پیوستند و با این شور همبستگی و انسانگرائی، ناسیونالیسم و هویت ملی شان ضعیف میشود، لذا تلاش دارند با وارونه کردن حقیقت و واقعیت از این مسئله جلوگیری کنند. ولی هرچه بیشتر براین اصرار کنند، بیشتر از گذشته دشمنی ناسیونالیسم با تمایلات انسانی، برابری طلبی، فداکاری و نوعدوستی را بنمایش میگذارند.

ناسیونالیسم، هر نوع آن، بنا به خصلتِ خود محور و برتری جو و ذاتی ایدولوژیک خویش، با همبستگی انسانها ورای تعلقات ملی و نژادی و جنسی و یا تعلق سیاسی در تناقض عمیق قرار دارد. ناسیونالیسم اساسا نمیتواند انسان محور باشد. ناسیونالیسم "ملت" محور، قوم محور، عشیره محور، مذهب محور و خرافه پرست میتواند باشد. در بسیاری از تبلیغات ماکرو این مفاهیم بدرجات متفاوت بیانگر منافع ناسیونالیسم و جنبش ناسیونالیستی است اما همواره با آزادی و برابری و شان انسان در تناقض عمیق و چه بسا در تضاد قرار دارد. ناسیونالیسم اگر حاکم باشد با شوونیسم و خودمحوری و زورگوئی در قلمرو سیاست و استثمار شدید کارگران "وطن" در قلمرو اقتصاد و بازار داخلی، دمار از روزگار کارگر و زحمتکش و "هم وطنان" در می آورد. ناسیونالیسم در بیرون حکومت با آویزان شدن به ستم ملی بعنوان واقعیتی زشت در جوامع سرمایه داری، پرچم اعاده سهم در لفت و لیس بورژوازی محلی را بلند میکند. ناسیونالیسم قومی میخواهد بورژوازی در قدرت کل بازار داخلی و حاصل استثمار کارگر را به جیب خود نریزد و سهم ایشان را هم بدهد. جنگ جناح های متفرقه ناسیونالیستی و قومی، بنا به ماهیت مشترک و اهداف مشترک و جنبشی شان، جنگی برسر سهم بری از اسارت سیاسی و انقیاد اقتصادی طبقه کارگر از هر "ملت و قوم و مذهبی" است.

حزب دمکرات کردستان ایران زمانی خود را سکولار و میدانست و ظاهرا بنا به منفعت و توازن قوای زمانه برای سوسیالیسم هم کلاه از سر برمیداشت. هر چند هیچوقت یادش نمیرفت سیاست و تبلیغات را با قرائت قرآن شروع کند و در پیوندی خونی و فامیلی و تاریخی با سرعشیره ها، خوانین، ملاها و آخوندها، و بعدتر تُجّار و سرمایه داران بوده است. جریانی که افق و استراتژی سیاسی اش را به وعده ها و احیانا کمکهای شیخ سلمان و ترامپ و پدیدآورندگان داعش و القاعده می بندد، قرار نیست حتی "مردم کورد" را "آزاد" کند بلکه در رویای گرفتن کلید تیولداری کردستان و سند اسارت این مردم است. امثال آقای مصطفی هجری و عبدالله مهتدی با صراحتی که در دفاع از حمله نظامی آمریکا به ایران داشته اند، با نقشه فدرالیسم قومی و آرزوی عضویت در لویه جرگه ایران، و تبلیغات ضد انسانی و تفرقه افکنانه شان خود را به سطح آرکان ها و کارادیچ های ایران ارتقا داده اند. آنها همراه با محافل قوم پرست و سازمانهای کاغذی تلاش دارند با نوعی عمل سیاسی در راستا و چهارچوب سیاستهای منطقه ای و جهانی، در کنار آریائی های دوآتشه فاشیست و ایران پرست و کوروش پرست، دستشان به جائی بند شود. امید و حرف ته دلشان اینست که نیروهای چند ده نفره امروز که ژست نیروی مسلح در اردوگاه ها را میگیرند، بسرعت به نوع "ارتش آزادیبخش کوسوو" تبدیل شوند تا همراه با مجاهد و احزاب اسلامی برسر هر تپه و ده و واحه باهم وارد جنگ شوند تا در این مسیر نامیمون قومیگری و فدرالیسم، جامعه ایران به ورطه هولناکی سوق دهند و همسایه را در مقابل همسایه بگذارند.

تلاش آقای هجری و حزب دمکرات برای ناسیونالیزه کردن و قومیزه کردن حرکت سراسری و گسترده همبستگی انسانی مردم بیهوده و غیر مسئولانه و مُخرب است. تلاش ایشان برای پیوند دان این حرکت عظیم اجتماعی و سراسری در ایران و خارج ایران تحت عنوان: "جنبشی که تکمیل کننده‌ی "نوروز جامانه‌ها" و "جشن پرچم" و خروش کوردستان ایران در استقبال و حمایت از برگزاری رفراندوم در کوردستان عراق بود"، بیهوده و مسخره است. کسی که کُمدی شکست خورده و محفلی "نوروز جامانه ها" و "جشن پرچم" را با چنین واقعه مهم یکی و حتی مقدم تر میداند، و تازه قرار است این تحرک سراسری امیال قوم پرستانه ایشان را "تکمیل" و تسلّای ناسیونالیستی دهد، دارد درک محدودش را از سیاست و جامعه و مهمتر وحشت اش را از روندی نشان میدهد که با پرچم قومیگری و قصابی ملی در تناقض شدید قرار دارد. شخصا هرچه فکر کردم هیچ ربط خاصی بین دفاع بخشی از مردم در چند شهر کردستان ایران از حق و مراجعه به نظر مردم در مورد برگزاری رفراندم در کردستان عراق را با این جنبش وسیع انسانی در دفاع از همنوع پیدا نکردم. اساسا هیچ ربطی نمیتواند وجود داشته باشد. تنها میتواند از موضع یک ناسیونالیست و قوم پرست، "کورد" بودن ملاک باشد و اینکه در این موضوع فقط "کوردها" شرکت داشتند و باید ار هر دری وارد میشوید از خروجی "کوردها" بیرون بیروید! این دیگر تنه به تنه نژادپرستی میزند. واقعا رهبری حزب دمکرات خودش حرفهای خودش را بارو دارد؟ میتواند در آئینه نگاه کند و بگوید "کوردها" به "کوردها" آنهم به اعتبار "کورد بودن" کمک کردند؟ باور این مالیخولیای سیاسی تنها میتواند توسط آقای هجری آنهم با نادیده گرفتن شعور بخش عظیم مردم در سراسر ایران و منطقه و جهان هضم و قلمی شود و به پیام حزب دمکرات کردستان ایران تبدیل شود. رهبری حزب دمکرات اگر حتی در سیاست مقداری "عقل معاش" داشت، مرتکب چنین رفتار سیاسی زشتی نمیشد و می فهمید که این اقدام تنها اوج تنگ نظری و عقب ماندگی قومی اش را برملا میکند.
٣٠ نوامبر ٢٠١٧