»»
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
چپ در دانشگاە، بمناس: سوال: دە سال پیش شما یکی از دانشجویان فع
ما چیزی برای از دست : کارگران و مزدبگیران: همچنان که اطلاع دا
ناسیونالیسم و زلزله،:  آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردست
ده سال گذشت درود بر :  کمتر از یک هفته به شانزدهم آذر روز دانش
تجربە داب پس از ١٠ س:  سال ١٣٨٦ فضای دانشگاە های ایران بعد از
حمله نظامی تحت پوشش :  طی هفته اخیر رسانه های بستر اصلی و اجتم
گرانى: سياست فلاكت -:  تصميم دولت براى افزايش قيمت نان از اول
گرامیداشت ١٦ آذر دفا: در دنیای پر تحول ما که حکومتهای استبدادی
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
زلزله ، جمهوری اسلام: ابعاد خسارت و تلفات انسانی فاجعه زلزله د
خشونت نسبت به زنان، :  در گوگل عبارت خشونت نسبت به زن را جستجو
استفاده از کودکان در: در هفته گذشته فیلمی کوتاه و گزارش گونه ت
نشریه اکتبر شماره 23: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
سخنان فاتح شیخ در کن:  قلب من امروز لبریز افتخار و شادی است از
حراج بردگان در ليبى :  در روزهاى اخير پرده از جنايت ديگرى در ن

گرانى: سياست فلاكت - سيف خدايارى

 تصميم دولت براى افزايش قيمت نان از اول آذرماه بار ديگر مسأله افزايش سيستماتيك قيمت كالاهاى اساسى را در كانون توجه جامعه قرار داد. دولت تصميم گرفته بود كه قيمت نان ١٥ درصد افزايش يابد، كه با در نظر گرفتن مصوبه و دستورالعمل جديد شوراى آرد و نان كه وزن چانه هاى خمير را به ميزان قابل توجهى كاهش داده اند، افزايش واقعى قيمت نان در ماههاى آينده حدود ٣٢ درصد خواهد بود.

اين تصميم در اقدامى شتابزده فعلاً به حالت تعليق در آمده است. روشن است كه نگرانى از اعتراض اقشار له شده جامعه كه نان همچنان "قوت لايموت" آنان است، در تعليق اين تصميم بى تأثير نبوده است، اما جنبه هاى ديگرى در اين امر دخيل هستند كه بايد در نظر گرفت: نكته مهم، تصميم ناشيانه افزايش قيمت نان در زمانى است كه زلزله غرب كشور موجى از همبستگى و نوعدوستى را به راه انداخته است. قطعاً افزايش قيمت نان در مقطعى كه بخش وسيعى از جامعه دست در سفره هاى خالى خود برده و هر آنچه در توان داشته اند در كمك به همنوعان بلازده خويش دريغ نكرده اند، ددمنشى حاكميت را نشان مى دهد و احتمالاً "عقل سليمى" مانع از اجراى اين دستورالعمل شده است. علاوه بر اين روحانى تلاش مى كند مثل هر بار شيادانه "افتخار" اين اقدام را به نام خود كند و تيتر "با دستور رئيس جمهور متوقف شد" را به اعتبارى براى خود تبديل كند.

افزايش قيمت نان فعلاً متوقف شده است، اما افزايش سرسام آور ساير اقلام خوراكى از گوشت و لبنيات تا ميوه و سبزيجات و از دارو تا مسكن و نيز مايحتاج زلزله زدگان قابل مشاهده ترين پديده در ايران است. مقايسه جدول قيمت هاى برخى از اقلام خوراكى از آبان ٩٥ تا آبان ٩٦ نشان مى دهد كه سبد خوراكى خانواده به طور متوسط ٣٠ درصد افزايش داشته است. گرچه برخى از اقلام خوراكى مانند گوشت قرمز عملاً از سفره ميليونها خانوار خارج شده است و افزايش قیمت آن براى آنان "محسوس" نيست! اما حيات روزانه توده هاى ميليونى خط فقر بطور مرتب زير تازيانه گرانى و فلاكت تباه مى شود. افزايش قيمت دارو - در برخى موارد تا ده برابر - و افزايش قيمت اقلام مورد نياز زلزله زدگان مانند چادر، پتو، كانكس و ... - عليرغم رياكارى و نمايشهاى خيريه برخى از صاحبان سرمايه بورژوازى ايران- را اگر كنار بيكارى و حقوق هاى زير خط فقر بگذاريم با پديده اى مواجهيم كه در كنار استبداد و سركوب، ثابت ترين پديده جمهورى اسلامى است: گرانى

افزايش قيمت ها به طور كلى از نظر اقتصادى با افزايش نرخ تورم رابطه اى موازى دارد و توجيه سكانداران اقتصاد زهوار در رفته جمهورى اسلامى "منطقى" نشان مى دهد. در مورد افزايش قيمت نان، توجيه آنان اين است كه از سه سال پيش، عليرغم افزايش قيمت كالاهاى ديگر، انرژى و نيروى كار، قيمت نان ثابت مانده است. اما بايد اندكى از توجيهات اقتصادى فاصله گرفت و ناگفته هاى "استادان دروغ و فريب" را نيز خراش زد. كارگران نانوايى از محروم ترين كارگران در ايران هستند كه شدت استثمار آنان هم به لحاظ سختى كار و دستمزدهاى پايين در آنان چند برابر "نرم" استثمار طبقه كارگر در ايران است. دستمزد آنان همواره زير خط فقر است و منوط كردن افزايش دستمزد آنان به افزايش قيمت نان يكى از ترفندهاى شوراى آرد و نان و وزارت كار است. علاوه بر اين چندرغاز دريافتى توده هاى وسيعى در ايران كه بقاى آنان مستقيماً به نان گره خورده است از قبيل مستمرى بگيران كميته امداد، بهزيستى و سازمانهاى مشابه و نيز جمعيت ميليونى محرومان جامعه كه يارانه هاى نقدى تنها ممر درآمد آنان است، تقريباً ثابت مانده است. يارانه هاى نقدى كفاف خريد نان اين بخش از جامعه را نمى دهد. از دزدى هاى ميلياردى و امتيازات اقتصادى همين توجيه كنندگان نظم حاكم مى گذرم كه دست همه دزدان عالم را از پشت بسته اند.

آيا گران شدن مايحتاج عمومى، دارو، مسكن و ساير هزينه ها مستقيماً برآيند بحران اقتصادى جمهورى اسلامى است؟ قطعاً بحران مزمن اقتصادى- سياسى جمهورى اسلامى در اين اوضاع دخيل است، اما به نظر من فقر و به فلاكت كشيدن توده هاى ميليونى فقير و زحمتكش، پايين نگهداشتن دستمزدها و حقوق معلمان و ... خود بخشى از سياست آگاهانه سران جمهورى اسلامى و نيز بورژوازى ايران براى تعرض به طبقه كارگر به نوعى حمله پيشگيرانه است. چند روز پيش، روحانى در گزارش كارنامه صد روزه اش، اعلام كرد كه "فقر مطلق را ريشه كن مى كنيم". فكر مى كنم كه ادعايى توخالى نيست: احتمالاً منظور روحانى از فقر مطلق، چيزى است كه به آن خط بقا هم گفته مى شود و بورژوازى هند ميليونها نفر را با اين شاخص تعريف كرده و وضعيت آنان را ابدى كرده است. اگر روحانى مى گفت "نمى گذاريم كسى از گرسنگى بميرد" ادعايى مقبول تر بود! نگهداشتن آحادى از جامعه در فقر و فلاكت، پايين نگهداشتن توقع مردم، توسعه خيريه ها و نهادهاى مشابه، پايين نگهداشتن دستمزدها و حقوق معوقه و ساير تعرضات به طبقه كارگر و مردم فرودست، بخشى از مجموعه سياست هاى بورژوازى است كه در راستاى حفظ نظم موجود عمل مى كند.

هراس از شورش عليه وضع موجود هم واقعى است. در ايران انقلاب ٥٧ در شرايطى مشابه، اما بر بطن اوضاع سياسى متفاوتى طغيان توده هاى محروم جامعه عليه فلاكت، فاصله طبقاتى و فساد گسترده هيأت حاكمه بورژوازى ايران بوقوع پيوست. جمهورى اسلامى هرگز خيالش از "خطر" شورش و انقلاب آسوده نبوده است و در مقاطعى تاريخى فشار از پايين منجر به تغييراتى سطحى در حاكميت و نيرو گرفتن جناح هايى از رژيم شده است، اما هيچ جناحى نتوانسته است خشم فروخفته جامعه را مهار كند. اعتراض و خشم فروخفته توده ها و اقشار فرودست جامعه به نظم موجود واقعيتى است كه از هر منفذى و با هر "بهانه اى" بيرون مى زند. جنبش اعتراضى طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه، تعيين كننده ترين نيرو براى دگرگونى وضع موجود است. نيروى اين جنبش بايد سازمان يافته و آزاد شود. كمترين تعرض جمهورى اسلامى و بورژوازى هار ايران بايد با تعرض كوبنده ترى پاسخ گيرد.
***