»»
کینه و خشم سرمایه دا:  بیشتر از دو هفته است که محمود صالحی از
امنیت - سیوان كریمی:  بعد از حمله دولت آمریكا و ناتو به عراق
اتحاد و همبستگی رمز :  یک شنبه دوازدهم نوامبر امسال ساعت نه شب
کنفدراسیون اتحادیه ه: به: وزارت امور خارجه فدرال سوئیسسفارت جم
نامه اعتراضی اتحادیه:  ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ژنو به جناب حسن روحانی
در باره ضرورت گسترش :  حاکمیت سرمایه بر تولید و منابع طبیعی جه
قرار مصوبه کنگره هشت:  الف- بر بستر تداوم حاکمیت ننگین جمهوری
به تحقق انقلاب کارگر: طبق موازین سازمانی، به طور روتین، کنگره
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک

علیه موج جدید سرکوب باید ایستاد - رحمان حسین زاده

همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری اسلامی و جناح سکان به دست آن، گسترش موج دیگری از سرکوب و ارعاب جامعه را در دستور گذاشته است. این پدیده را باید جدی گرفت و سیاست فعال مقابله و درهم شکستن آن را در پیش گرفت. معجزه ای در کار نیست و تنها راه مقابله موثر با گسترش سرکوب و ارعاب پیش رو، اراده آگاهانه و سازمانیافته و توده ای کارگران، زنان و جوانان و توده مردم معترض در مقابل این موج سرکوب جمهوری اسلامی است. سازماندهی چنین سنگربندی مهم و اساسی در گرو تشخیص درست و قدرت سازماندهی رهبران و پیشروان جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال و نقش نیروهای کمونیست و چپ در جامعه است. نبردی تعیین کننده با رسالتی مهم در مقابل ما است.
نیازاین دوره جمهوری اسلامی به سرکوب خشن:
بسیاری از جمله جریانات ملی اسلامی حامی دولت “اعتدال”، و اپوزیسیون نیم بند جمهوری اسلامی، موج اخیر سرکوب را از دستگیریهای اخیر روزنامه نگاران و در چهارچوب جنگ جناحهای جمهوری اسلامی و معرکه گیری “انتخابات” مجلسین توضیح میدهند. این تفسیر مصلحت گرایانه و محدود و ناتمام در خدمت پرده پوشی ضرورت پایه ای جمهوری اسلامی به سرکوب خشن و به منظور تطهیر جناحی از جمهوری اسلامی زیر عناوین پوچ “اصلاح طلب و اعتدال” است که گویا در این ماجرا و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی شریک نیستند. حضرات از یاد برده اند، در همین دو سال و نیم اخیر و از مقطع سرکار آمدن دولت روحانی و پابپای در پیش گرفتن “نرمش قهرمانانه” و توافق این دولت با آمریکا و غرب، موج اعدامها و سرکوب، دستگیری و زندان و اذیت فعالین کارگری و مبارزات اجتماعی تشدید شده است. در همین دوران، دهها فعال کارگری تنها به جرم دفاع از حقوق کارگران در بند بوده اند. موج جدید سرکوب با کشتن شاهرخ زمانی، با اذیت و آزار کوروش بخشنده که دیروز به مرگ نابهنگام او منجر شد، با ادامه زندان و آزار بهنام ابراهیم زاده و علی نجاتی و دهها فعال کارگری و تهدید به زندان مجدد جعفرعظیم زاده و محمود صالحی و تعداد دیگری از فعالین کارگری و مبارزات پیشرو اجتماعی شروع شده و ادامه دارد. گسترش این موج سرکوبگری به روزنامه نگاران و فعالین سیاسی موسوم و یا نزدیک به “اصلاح طلب و اعتدالیون”، نشانه همه گیرترشدن این سرکوبگری و هشداریست که باید آن را بیش از پیش جدی گرفت و با مقابله موثر آن را درهم شکست.
در نتیجه سرکوبگری اخیر جمهوری اسلامی بار دیگر این واقعیت را نشان میدهد که این پدیده اولا: از نیاز پایه ای و همیشگی جمهوری اسلامی برای حفظ بقای خود، از ترس به میدان آمدن نیروی کارگر و مردم حق طلب و معترض برای عقب راندن جمهوری اسلامی و سرنگونی آن نشأت گرفته است. ثانیا: میخواهند نشان دهند سازش و توافق با آمریکا و غرب به معنای کوتاه آمدن در مقابل جامعه و مردم نیست.اعلام کرده و میخواهند نشان دهند که کارگران و مردم نباید توقعات برحق خود را برای بهبود زندگی مطرح کنند. ثالثا: در پروسه مضحکه “انتخابات” دامنه عمل و مانُور جناح “اعتدال و اصلاحات درون حکومتی” را بسیار محدود کنند. آنهارا به موقعیت یک اقلیت توسری خور بی نقش برانند. پروسه معرکه گیری “انتخابات” فرصتی برای هیئت حاکمه جمهوری اسلامی و خامنه ای و سپاه پاسداران و جریانات نزدیک به آنها است که علاوه بر تصفیه حساب جدیتر با جناح مقابل خود در درون “نظام” اساسا طبقه کارگر و مردم و کل جامعه را مرعوب کنند. این هدف اصلی و ضد انسانی جمهوری اسلامی و این سیاست و روش جمهوری اسلامی را باید درهم شکست.
مقابله توده ای راه موثردرهم شکستن سیاست ارعاب
برخلاف دهه اول حاکمیت جمهوری اسلامی، در پیش گرفتن این بار سیاست سرکوب و رعب جامعه نه تنها نشانه قدرت جمهوری اسلامی و خامنه ای نیست، برعکس انعکاس ترس و ضعف آنها است. ترس از نفرت عمیق اردوی کار ایران زیر فشار زندگی زیر خط فقر ، ترس از انزجار زنان و جوانان و مردم به تنگ آمده از حاکمیت سیاه ۳۷ ساله، ترس از سرریز شدن توده ای این نفرت و انزجار میلیونها انسان که با جمهوری اسلامی تعیین تکلیف کنند. این مسئله کابوس شبانه روزی سران جمهوری اسلامی از جناحهای مختلف است، که هر کدام با روش ویژه خود میخواهد با آن مقابله کنند. مسئله اینست هم راه حل سرکوب خشن خامنه ای و جناح او و هم مانورهای “اصلاح طلبی و اعتدالی” جناح مقابل به بن بست رسیده اند. هردو امتحان پس داده و ناکام مانده هستند. این برزخ جمهوری اسلامی و پاشنه آشیل آن است.
علیرغم هارت و پورت خامنه ای و سپاه پاسداران، طبقه کارگر و مردم بیش از هر زمانی ضربه پذیری جمهوری اسلامی را متوجه هستند. ضعف و عقب نشینی خامنه ای و جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا و غرب در “توافق هسته ای” انعکاس معضلات عمیق اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است که جمهوری اسلامی قادر به حل آن نیست. به همین دلیل ناسازگاری جمهوری اسلامی با جامعه ادامه پیدا میکند. تشدید سرکوب و ارعاب جامعه را هم از همین جا نتیجه گرفته اند.
به جمهوری اسلامی نباید فرصت داد
این بار نباید به جمهوری اسلامی فرصت داد. نباید گذاشت این رژیم ضربه پذیری و شکنندگی حکومت خود را زیر سرنیزه و گرزچرخانی پنهان کند. وقت آن است با هوشیاری و سازمانیافتگی قبل از هر چیز موج سرکوب و ارعاب آن را سد کرد. در داخل و خارج کشور میتوان و باید مبتکر صف بندی اعتراضی موثر در مقابل تعرض سرکوبگرانه جمهوری اسلامی بود. در داخل کشور علیرغم تناسب قوای نامساعد، الگوی اعتراض و مبارزه جمعی مشابه آنچه در مناسبتهای گرامیداشت شاهرخ زمانی و امروز در گرامیداشت کوروش بخشنده اتفاق افتاد را گسترش داد. میتوان در لیست مطالبات اعتصابات و اعتراضات جاری، بر پایان دادن بر بگیر و ببند و اذیت فعالین کارگری و اجتماعی پافشاری کرد. میتوان و باید آزادی فوری فعالین کارگری زندانی را خواستار شد. وقت آن است که مبتکر اقدام اعتراضی سراسری علیه دستگیری و بازداشت و احضار و اذیت فعالین کارگری و فعالین مبارزات اجتماعی، روزنامه نگاران و هر انسان معترض در جامعه بود. رهبران و پیشروان مبارزات کارگری، مبارزه زنان، جوانان، در مراکز و رشته های کارگری، در شهر و محله و دانشگاه، تشکلها و نهادهای کارگری و فعالین آنها میتوانند مبتکر اقدامات اعتراضی موثر باشند.
در سطح بین المللی و در خارج کشور با ابتکارات مختلف باید علیه جمهوری اسلامی و سرکوبگری آن فشار جدی ایجاد کرد. این وظیفه احزاب و نیروهای چپ و کمونیست و کمپین ها و نهادهای کارگری و مترقی و مدنی است. با اتکا به تجارب تاکنونی و اما در هماهنگی و همکاری مشترک میتوان مبتکر اعمال فشار جدی در راستای سد کردن سیاست سرکوب و ارعاب جمهوری اسلامی بود. در این مقطع درهم شکستن سیاست سرکوب و ارعاب جمهوری اسلامی گام بسیار مهم در مسیر پیشروی بعدی مبارزات جاری برای دستیابی به مطالبات اقتصادی و سیاسی و در مسیر عقب راندن و سرنگونی جمهوری اسلامی است.