»»
کینه و خشم سرمایه دا:  بیشتر از دو هفته است که محمود صالحی از
امنیت - سیوان كریمی:  بعد از حمله دولت آمریكا و ناتو به عراق
اتحاد و همبستگی رمز :  یک شنبه دوازدهم نوامبر امسال ساعت نه شب
کنفدراسیون اتحادیه ه: به: وزارت امور خارجه فدرال سوئیسسفارت جم
نامه اعتراضی اتحادیه:  ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷، ژنو به جناب حسن روحانی
در باره ضرورت گسترش :  حاکمیت سرمایه بر تولید و منابع طبیعی جه
قرار مصوبه کنگره هشت:  الف- بر بستر تداوم حاکمیت ننگین جمهوری
به تحقق انقلاب کارگر: طبق موازین سازمانی، به طور روتین، کنگره
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک

در پاسخ به ابهاماتی، که صمیمانه یا مغرضانه، در مورد مواضع من در رابطه با رفراندوم و حمله به استان کرکوک ایجاد شده است - آذر ماجدی

فواد جان، اولا متشکر از نظرت که صمیمانه سوالاتی را در مقابل من می گذاری که بمن اجازه می دهد نظرم را بیشتر توضیح دهم و شک و شبهه های احتمالی را برطرف کنم. روشن است وقتی یک بحث به دلایل اجتماعی - سیاسی یا باین علت که عمیقا با احساسات برخی عجین شده داغ می شود در بحث شفاهی بعضا مشکل است که مواضع را بطور روشن و بدون هیچگونه شک و شبهه ای مطرح کرد. من در جریان نوشتن یک مقاله هستم که طی آن میتوانم مواضعم را روشن کنم. اما بطور خلاصه اینجا نکاتی را میگویم.
رفراندوم
من در تمام مصاحبه های تاکنونی روشن و صریح از حق مردم کردستان برای برگزاری رفراندوم و دادن رای به جدایی دفاع کرده ام و همچنین اعلام کرده ام که هیچ نیرویی حق ندارد با اعمال زور و قلدری مانع اجرای خواست اکثریت مردم شود. اما من از همان ابتدا که بحث رفراندوم مطرح شد با آن مخالف بودم، نه با حق مردم، بلکه بر این نظر بودم که این رفراندوم فقط به رشد ناسیونالیسم منجر خواهد شد؛ در غیبت یک جریان یا حزب کمونیستی که بتواند در جریان کمپین و پس از آن بجلو بیاید و در توازن قوای سیاسی تاثیر بگذارد این رفراندوم فقط و فقط به قدرتگیری هر چه بیشتر ناسیونالیسم منجر میشود. "آیا جدایی یک مانع مهم را برای شناخت ماهیت ناسیونالیسم از برابر مردم کنار نمی زند؟" پاسخ داده خواهد شد: زیرا یک دلیل دفاع از جدایی اینست که مردم متوجه میشوند که دشمن واقعیشان ناسیونالیسم و بورژوازی است. بنظر من در شرایط کردستان عراق، خیر. برای اینکه ناسیونالیسم کرد از سال 1991 همراه با اولین حمله آمریکا و ناتو به عراق و بویژه از سال 2003 بر کردستان حاکم است همه امور کردستان در دست آنهاست. حتی دیپلماسی و تجارت و معاملات اقتصادی با کشورهای خارجی در دست اینهاست (یا تا هفته پیش بود) فرودگاه ها دست اینها بود. اینها عملا یک کشور مستقل بودند وجود کردستان در عراق فقط جنبه فرمال داشت. بهمین خاطر اسمش دولت اقلیم کردستان بود. یعنی اقلیم بجای کشور گذاشته شده بود تا شکل فرمال را عمدتا برای کشورهای همسایه، دولت ترکیه و رژیم اسلامی حفظ کنند. در چنین شرایطی مردم ناسیونالیسم را بخوبی می شناسند. آنهمه اعتراض و اعتصاب برای بهبود وضعیت اقتصادی، دریافت حقوق عقب افتاده، ترور خبرنگاران و حقوق زنان که توسط این دولت سرکوب شد، ماهیت این دولت را بخوبی به مردم شناسانده است؛ دزدی های نجمومیشان هم به همچنین. واقعا جدایی در این شرایط تفاوتی و بهبودی در وضعیت مردم کارگر و زحمتکش، آزادیخواهان و برابری طلبان ایجاد می کرد؟ بنظر من نه. بنظر من این رفراندوم در این شرایط ترفند ناسیونالیسم برای قدرتگیری بیشتر، برای منحرف کردن مردم از شرایط نابسامان و سخت زندگی تحت این دولت و غره شدن ناسیونالیسم بخود بود. بویژه بارزانی این را موقعیتی برای عروج حتی بیشتر خود می دید. با این وجود اگر من میتوانستم یک روزنه به بهبود هر چند ناچیز در زندگی مردم ببینم حتما موافق می بودم.
حمله نظامی
اما رفراندوم انجام شد و نتیجه اش حمله نظامی به نواحی ای شد که از سال 20014 بدست اقلیم کردستان افتاده بود. مساله ای که کاملا قابل پیش بینی بود. الان از من پرسیده میشود مردم چه باید بکنند. پیشمرگان عقب نشسته اند. روشن است که مردم حق اعتراض دارند و بهترین شکل اینست که بتوانند به خود یک سازمان بدهند و در مقابل دولت عراق و رژیم اسلامی و بنظر من دولت ناسیونالیست کرد اعتراض کنند. آنچه من با آن مخالفم و آنرا خودکشی میدانم فراخوان به مردم برای برداشتن اسلحه و جنگیدن با ارتش عراق و میلیشای دست ساز رژیم اسلامی است. من فکر میکنم این حرکت به یک حمام خون بدل خواهد شد. "قهرمانی" است، بله. ولی قهرمانی خرده بورژوایی و پوپولیستی. آیا واقعا کسی میتواند تصور کند که مردم در یک جنگ نظامی موفق به عقب نشاندن این نیروهای وحشی خواهند شد؟ سازمان دادن مقاومت توده ای؟ بله. فراخوان به مردم برای برداشتن اسلحه و جنگ نظامی بنظر من آوانتوریسم است. اگر ما در شرایطی بودیم که یک حزب کمونیستی انقلابی در کردستان موجود بود، بنظر من آنگاه شرایط بکلی متفاوت می بود. امر سازماندهی مقاومت و مقابله توده ای کاملا شکل متفاوتی بخود می گرفت. اما متاسفانه چنین شرایطی در شرایط حاضر در کردستان عراق یا عراق بطور کلی موجود نیست.
کرکوک
مساله کرکوک بسیار حساس است. کرکوک به دلایل تاریخی اکنون فقط کرد نشین نیست. بعلاوه، کرکوک از نظر اقتصادی و بخاطر وجود نفت بسیار مهم است. همیشه پول نفت به جیب بورژوازی و هیات حاکمه عراق و طی سه سال اخیر اقلیم کردستان رفته است. مردم عملا از این منابع محرومند. اما در یک شرایط عادلانه تر اگر مردم عراق از شما بپرسند چرا ما باید از این منبع محروم باشیم؟ شما چه پاسخی میدهید؟ میگویید اکثریت مردم در کرکوک که کرد هستند رای به جدایی دادند؟ آیا این اصولی و انسانی است؟ بنظر من کرکوک باید در اختیار تمام مردم عراق و روشن است منجمله کردستان باشد. شاید باید یک شرایط ویژۀ ادارۀ سیاسی برای آن تعیین کرد. راستش باید بیشتر فکر کنم و ضمنا باید دید که شرایط چه امکاناتی را در اختیار ما می گذارد. من مورد خوزستان را مثال زدم. آیا مردم کردستان ایران قبول خواهند کرد که دستشان کاملا از منابع نفتی در خوزستان بریده شود؟ امیدوارم تا حدودی ابهامات رفع شده باشد. طی یک مقاله ای بیشتر در این موارد توضیح خواهم داد.