»»
طرح هاى ارتجاعى براى: این اطلاعیه را منصور حکمت در سال 1996 در
در پاسخ به ابهاماتی،: فواد جان، اولا متشکر از نظرت که صمیمانه
در باره رویدادهای کر: اینروزها مسائل کردستان عراق در قالب خبر،
انتخابات اتريش، شوك : روز پانزدهم اكتبر انتخابات پارلمان اتريش
مرگ محمد جراحی کیفر : در هفته گذشته خبر مرگ محمد جراحی فعال کا
بیانیه حزب حکمتیست: : توضیح: با اعلام سیاست جدید ترامپ در قبال
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
اعلامیه حزب حکمتیست : بامداد دوشنبه ٢٤ مهر، ارتش عراق، حشد شعب
نشریه اکتبر شماره 22: اکتبر نشریه کمیته کردستان حزب کمونیست کا
اعلامیه کمیته کردستا:  به دنبال رفراندوم مردم کردستان عراق و ر
اعتراضات معلمان و با:  مدتهاست که علاوه بر کارگران، دیگر توده
جدال آلترناتيوها؛ سو: جامعه هشتاد ميليونى ايران با معضلات پیچی
چه گوارا پس از پنجاه: نهم اكتبر امسال، پنجاه سال از مرگ چه گوا
کردستان عراق از رفرا:  سه هفته پس از رفراندم ٢٥ سپتامبر کردستا
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
یک دنیای بهتر برای ه: من را بنگرید … در دستانم کلی اسکناس است.

اعتراضات معلمان و بازنشستگان برحق است، شایسته بیشترین حمایت هاست! - پدرام نواندیش

 مدتهاست که علاوه بر کارگران، دیگر توده های کارکن و بازنشسته جامعه نیز به صف مبارزه علیه بی حقوقی، تبعیض وعلیه دستمزدهای چندین برابر زیرخط فقر، پیوسته اند. روز سیزدهم مهرماه سال جاری، در بسیاری از شهرهای ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه، انبوهی از معلمان و بازنشستگان، به خیابان آمدند و مقابل مراکز رژیم اسلامی در این شهرها، تجمع اعتراضی بر پا کردند. در رابطه با تجمعات صورت گرفته آموزگاران و بازنشستگان در سیزدهم مهرماه، نکاتی چند حائز اهمیت است که مختصرا به آنها اشاره خواهد شد.

اول، به خیابان آمدن انبوهی از معلمان در شهرهای مختلف برای بزرگداشت روز جهانی معلم را باید شکستی بزرگ برای رژیم به عنوان یک دولت ایدئولوژیک محسوب کرد. در واقع تلاش های جمهوری اسلامی برای ایجاد تفرقه در صفوف معلمان ایران با تعیین روز مرگ مرتضی مطهری به عنوان روز معلم، شکست خورده است. تجمعات و اعتراضات معلمان در سیزدهم مهرماه، نه بزرگ آنها به رژیم اسلام سیاسی است. چندین سال است که اعتراضات معلمان ایران برای معیشت و منزلت ابعادی وسیع پیدا کرده است.

دوم، مطالبات معلمان در سیزدهم مهرماه سال جاری، حول سه محور اساسی: بالا بردن سطح معیشت، استانداردهای آموزشی، و آزادی معلمان در بند و زندانیان سیاسی بود. قطعنامه های صادره معلمان در بسیاری از تجمعات اعتراضی صورت گرفته در این روز، بیان کننده سه محور مطالباتی بود که به آن اشاره شد. هر یک از مطالبات بیان شده در قطعنامه های این روز، از یک سو بیان وضعیت معلمان ایران است و از سوی دیگر بیان چگونگی پاسخ جمهوری اسلامی به مطالبات و اعتراضات آنها طی ۳۹ سال گذشته است.

سوم، در سیزدهم مهرماه، علاوه بر آموزگاران، انبوهی از بازنشستگان، درتهران و شهرستانها به خیابان آمدند. تجمعات اعتراضی معلمان و بازنشستگان به دنبال اعتراضات و اعتصابات کارگران کارخانه های هپکو و آذرآب در اراک نشان داد که کارگران، ارتش بیکاران، آموزگاران به عنوان بخشی از طبقه کارگر و بازنشستگان، هم سرنوشت هستند. آنها برای خلاصی از وضع موجود ضروری است در یک صف واحد علیه مسببین این اوضاع بمیدان بیایند و هماهنگی و همبستگی کنونی را تقویت و گسترش دهند. جنبش کارگری باید مانند یک تن واحد بمیدان بیاید تا پیروزی و پیشروی بخشهای مختلف آن ممکن شود.

چهارم، رژیم اسلامی سرمایه همواره طی سالهای گذشته، ضرب و شتم، بازداشت فعالین کارگری و صدور احکام شلاق و زندان برای آنها را به عنوان اهرمی برای فشار بر جنبش کارگری ایران را مورد استفاده قرار داده است. اعتراضات وسیع کارگران در معادن زمستان یورت، بافق کرمان، البرز شرقی، هپکو، آذر آب، پرستاران و تجمعات معلمان و بازنشستگان... بیان این حقیقت است که ابزار سرکوب که سالهاست مبنای حکومت سرمایه داران اسلامی ایران است، کارایی اش را از دست داده است. اشاره شد که اعتراضات وسیع معلمان و بازنشستگان در سیزدهم مهرماه سال جاری ادامه مجموعه اعتراضات و تجمعات اعتراضی آنها در چند سال گذشته است. در عین حال تداوم این اعتراضات نشان این حقیقت است که جمهوری اسلامی نمیخواهد به مطالبات عمومی شهروندان پاسخ دهد. این حکومت ظرف خوشبختی شهروندان جامعه نبوده و نیست . اکنون حضور پر رنگ میلیونها توده کارکن جامعه، تائیدی بر ناتوانی دولت اسلامی درپاسخ به مطالبات اجتماعی است و از سوی دیگر نه بزرگ شهروندان، کارگران و توده های کارکن جامعه به رژیم اسلامی است.

پنجم، به این اعتبار جمهوری اسلامی با وضعیت بحرانی ای که دارد، همانند محصول گندیده ای است که باید آن را انداخت. این محصول گندیده دولت های بورژوازی غرب است که به شهروندان جامعه مدرن ایران تحمیل شده است. اعتراضات و اعتصابات میلیونها کارگر و توده کارکن جامعه، بیان نخواستن تداوم حاکمیت رژیم اسلامی است. با تداوم اعتراضات و اعتصابات کارگران و توده های کارکن جامعه است که می توان رژیم اسلامی را از سر راه برداشت و آن را سرنگون کرد. با سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی است که میلیونها کارگر و توده کارکن جامعه می توانند حاکم بر سرنوشت خود شوند. بدون تشکل، بدون سازمان، انقلاب اجتماعی غیر ممکن است. با انقلاب اجتماعی است که می توان ساختمان جامعه ای عاری از استثمار و نابرابری را آغاز کرد. *

۱۲ اکتبر ۲۰۱۷