»»
به تحقق انقلاب کارگر: طبق موازین سازمانی، به طور روتین، کنگره
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی

کردستان عراق از رفراندم تا استقلال - فاتح شیخ

دفاع از خواست استقلال کردستان عراق همچون راه حل مشخص مساله ملی در کردستان عراق، بیش از دو دهه پیش توسط منصور حکمت طرح شد. همان زمان هم به سیاست مصوب و مبنای پراتیک احزاب کمونیست کارگری ایران و عراق در این عرصه بدل گشت. این پراتیک در شرایط نامساعد دو دهه گذشته هر حاصلی داده است اوضاع جاری، پراتیک گسترده تری را در مسیر حل عادلانه و کارساز این مساله ضروری و ممکن ساخته است.    

رای اکثریت بالای رای دهندگان (۹٢،٧٣٪) به استقلال، در رفراندم ٢٥ سپتامبر کردستان عراق، شرایط جدیدی پیش کشیده که لازم است سیاست دفاع از خواست استقلال کردستان عراق، به سیاست دفاع از رای مردم به استقلال کردستان بدل گردد. با این رای عملی شدن استقلال کردستان عراق به پشتوانه محکمی متکی شده است. 

اما با وجود این پشتوانه محکم، سیر عملی شدن استقلال سریع به نظر نمیرسد. از رفراندم تا استقلال، دوره گذاری است که طی آن دولت اقلیم کردستان عراق فدرال میرود و دولت مستقل کردستان ایجاد خواهد شد. نتایج رفراندم جانب حقوقی این گذار را تامین کرده و پشت سر گذاشته است. تیر از کمان جهیده و برگشت نمیکند. رای مردم به استقلال، "عمل انجام شده" (fait accompli) است و هیج مرجعی اختیار و توان برگرداندن آن را ندارد. تحکم حیدر عبادی و شرکایش در دولت عراق برای "لغو نتایج رفراندم"، یک زورگویی بی پایه است و به جائی نمیرسد. نپذیرفتن نتایج رفراندم توسط دولتهای عراق و ایران و ترکیه هم خلل جدی به رسمیت داشتن آن وارد نمیکند، بویژه که شمار وسیعی ناظر جهانی شناخته شده درستی برگزاری رفراندم را تایید کرده اند.

 مساله این است که این مسیر اساسا مسیری سیاسی است تا حقوقی. نه به خاطر "الزام آور نبودن" رفراندم یا نپذیرفتن نتایج آن توسط دولت عراق و دولتهای دیگر، بلکه به خاطر معادلات مشخص جهانی و منطقه ای و محلی، به خاطر فاکتورهای مساعد و نامساعدی که پروسه عملی شدن استقلال کردستان الزاما از کانالهای پیچ در پیچ آن عبور خواهد کرد.  

پروسه کنونی تقسیم مجدد جهان 

نظام دوقطبی دوران پس از جنگ جهانی دوم با پیمان یالتا نوعی ثبات نسبی ژئوپولیتیک در جهان ایجاد کرده بود. با این حال پروسه استقلال مستعمرات، شکل مشخص پروسه تقسیم مجدد جهان بود که هرازگاه جغرافیای سیلسی مناطق استعمارزده را تغییر میداد. با فروپاشی شوروی و بلوک شرق، موج استقلال طلبی در اروپای شرقی و بخشی از جمهوریهای شوروی سابق، چرخه تقسیم مجدد جهان را بار دیگر به گردش در آورد. با بحران اقتصادی ٢٠٠٨-٢٠٠٧ چرخه بعدی شروع شده و هنوز ادامه دارد. جهان یک دهه پر از تحولات مهم را از سر گذرانده شامل انقلابات ٢٠١١ شمال آفریقا، جنگهای خاورمیانه و اکراین، گم و گور شدن کامل "رویای آمریکائی" سرکردگی یگانه جهان با عنوان وارونه "نظم نوین جهانی"، افول مشهود سرکردگی دولت آمریکا بر جهان. حاصل تاکنونی این دهه تحولات، یک دوره گذار در قطبندی قدرتهای بزرگ، یک دوره برزخی در تناسب قوای دولتهای امپریالیست و به حرکت در آمدن چرخه دیگری از تقسیم مجدد جهان است. در این فضای برزخی، رقابت قدرتهای بورژوایی در مقیاس جهانی و منطقه ای و سربرآوردن نیروهای محلی برای کسب سهم فراخور وزن خود از انباشت حاصل از استثمار جهانی طبقه کارگر بیشتر از همیشه تشدید شده است. 

به موازات تلاش هیات حاکمه آمریکا و در راس آن ترامپ برای"بازگرداندن عظمت آمریکا"، می بینیم که رقیب جهانی بزرگی چون دولت روسیه با داعیه احیای دو امپراتوری فروپاشیده تزاری و شوروی قرص و قایم و تمام قد به میدان آمده است. اتحادیه اروپا هراسان به تلاش افتاده تا موقعیت خود به عنوان یک وزنه بزرگ قدرت جهانی را در منگنه فشار دو رقیبش آمریکا و روسیه حفظ کند. دولت چین با داعیه احیای برتری تجارت آسیائی قرون گذشته و ساختن "جاده ابریشم" قرن بیست و یکمی، میکوشد به مقام "تاجر اول" دنیا در آید. دولت ترکیه در رویای احیای امپراتوری منقرض و تقسیم وراثت شده عثمانی به تکاپو افتاده است. دولت جمهوری اسلامی با داعیه احیای توهم قدرت اول منطقه بودن رژیم شاه و با مصادره اسلامی میراث تاریخی کورش و امپراتوریهای کهن ایران، نیروهایش را در چهارگوشه خاورمیانه پراکنده است. دولتهای عربستان و مصر و خلیج با داعیه احیای پیکره نحیف اتحادیه عرب به رقابت سخت با جمهوری اسلامی برخاسته اند. بر متن چنین برزخ رقابتی، در دل باتلاق سناریوی سیاه سوریه و عراق توحش اسلامی داعش مجال عروج مییابد و داعیه "حکومت اسلامی" در سر میپروراند تا سرانجام در همان باتلاق آفریدگاه خود غرق میشود.

صحبت از "تغییر جغرافیای خاورمیانه" یا اجرای طرح "خاورمیانه بزرگ" آمریکا، غلط انداز است. آنچه در سالهای اخیر در سوریه خاورمیانه، در اوکراین و کریمه شرق اروپا، در جنوب سودان آفریقا گذشته است و امروز در عراق شکل میگیرد و فردا احتمالا شبه جزیره کره را در بر خواهد گرفت، بخشهایی از پروسه تقسیم مجدد بازارها و مناطق نفوذ در مقیاس گلوبال است که به دنبال بحران اقتصادی ٢٠٠٨-٢٠٠٧ و بر متن تشدید رقابت قدرتهای کلان و متوسط و خُرد بورژوازی در فضای برزخی موجود باز به جریان افتاده است.  

در میانه این بلبشوی جهانی، خواست استقلال کردستان عراق یک نیاز واقعی آن جامعه در اواسط دهه ١٩٩٠ برای خروج از موقعیت سرگردانی و بلاتکلیفی حقوقی، در قامتی دوفاکتو مستقل و جدا افتاده از بقیه عراق است. موقعیتی که در پی پیامدهای فروپاشی شوروی، اشغال کویت توسط رژیم بعث و جنگ خلیج دولت آمریکا در ١٩٩١ پیدید آمده بود.  

این خواست و این نیاز جامعه کردستان عراق با سقوط رژیم بعث و اشغال عراق توسط لشکرکشی آمریکا و بریتانیا میتوانست به استقلال و خروج از بلاتکلیفی حقوقی بینجامد. اما دو حزب حاکم بر کردستان در آن نقطه عطف مهم جهانی- منطقه ای، به جای تحقق استقلال کردستان که فلسفه وجودی خود را به آن وصله کرده اند، صدوهشتاد درجه عکس آن عمل کردند. آنها کردستان دوفاکتو مستقل عملا جداافتاده از عراق را به دولت ناموجود بغداد الحاق کردند بی آنکه مراجعه به رای مردم را لازم بدانند. آنها حق مردم کردستان عراق به جدائی را در آن مقطع مناسب زیر پا گذاشتند و خودسرانه کردستان را به نادولتی ملحق کردند که زیر حاکمیت پل برمر نماینده سلطه اشغالگر آمریکا در حال شکل گرفتن بود.

 امروز سران آن احزاب اذعان میکنند که کارشان در  ٢٠٠٣ "اشتباه بزرگ" بوده، اذعان میکنند که کل سیستم فدرال عراق ناکارآمد بوده و جامعه کردستان در آن رابطه فدرالی فاشل همچنان از بلاتکلیفی حقوقی، موقعیت درجه دو شهروندان، جداافتادگی از جامعه عراق و از مشکل مناطق کردنشین خارج اقلیم ("مناطق مورد نزاع") رنج میبرده است. ما کمونیستها در همه آن روزها و ماههای اشغال عراق و انتقال قدرت از رژیم بعث به رژیم توافقی - فدرالی بعد از آن همه این هشدارها را خاطرنشان کرده بودیم. آنها پی سهیم شدن در قدرت و ثروت بودند و گوش بدهکار هشدار ما و شنوای گفتار ما نداشتند. 

 در فاصله سالهای ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٥ دو کمپین رفراندم استقلال کردستان اولی با فعالیت کمونیستها و دومی به کوشش طیفی از فعالین طرفداران استقلال در جنبش ملی کرد به راه افتاد که حاصل آن برگزاری رفراندم غیررسمی در کنار انتخابات پارلمانی سال ٢٠٠٥ بود. در آن رفراندم اکثریت بالایی (۹٨،٥٠٪) به استقلال رای دادند. احزاب حاکم این رفراندم و پیام سیاسی روشن آن را هم پشت گوش انداختند، چراکه در آن موقعیت از سهمی که در قدرت و ثروت جامعه در همدستی با دولت بغداد نصیب میبردند، ناراضی نبودند. واقعا هم به قدرت و ثروتی دست یافته بودند که ماورای رهاترین رویاهایشان بود. اما در سالهای اخیر این شراکت و سهمگیری از دید توقعات بالاترشان دیگر رضایتبخش نبود. 

سخن کوتاه دست آخر احزاب حاکم اقلیم کردستان پس از سه سال حضور در جبهه جنگ علیه داعش و برخورداری از حمایت و توجه بیشتر قدرتهای جهانی، با تسلط عملی بر مناطق خارج اقلیم، با افزایش قدرت و موقعیت واقعی نظامی و استراتژیکی که به دست آورده بودند، در صدد برآمدند که به جای سهمی از کیک ثروت و قدرت، کل کیک را در منطقه حضور و نفوذشان بطلبند و بدست آورند. باز شدن بازار جهانی نفت و گاز از مسیر ترکیه، به روی فرآورده های تولیدشده در منطقه تسلط احزاب حاکم، ازجمله بویژه قرارداد اخیرحکومت اقلیم با شرکت روس-نفت روسیه و ضمیمه کردن گارانتی حمایت دولت ترکیه به آن، عزم احزاب حاکم برای برگزاری رفراندم استقلال جزم شد و پروسه را منظما سازماندهی و رهبری کردند و به سرانجام رساندند. 

به این ترتیب ضرورت و نیاز جامعه کردستان عراق به کسب استقلال، خواست و مطلوبیت وسیع آن نزد توده های مردم و افزوده شدن مطلوبیت استقلال کردستان عراق برای احزاب حاکم اقلیم، همچنین قطعیت یافتن امکانپذیری آن بر متن پروسه تقسیم مجدد جهان و فضای برزخی و رقابتی حاکم بر جهان و منطقه، شرایط را برای پیروزی خواست استقلال و متکی شدن آن به رای اکثریت بالای شرکت کنندگان رفراندم ٢٥ سپتامبر فراهم ساخت. بدون جمع شدن چنین فاکتورهای تغییر دهنده تناسب قوا، صرفا بر مبنای خواست استقلال، رسیدن به رفراندمی در این مقیاس با چنین نتایج آرائی، بیگمان با موانع بزرگ روبرو میگشت. اکنون خواست دیرین جامعه کردستان عراق، به رای آزادانه اکثریت غیرقابل انکاری از شهروندان جامعه کردستان چه در قلمرو حاکمیت حکومت اقلیم و چه در مناطق خارج آن متکی شده است، معادلات و فاکتورهای مساعد بسیاری برای عملی شدن آن در دسترس قرار گرفته است، با این حال موانع واقعی در اشکال مختلف ازجمله دشمنی آشکار دولت عراق و دولتهای ترکیه و جمهوری اسلامی نه تنها کاهش نیافته اند بلکه افزایش هم پیدا کرده اند.

 

(ادامه دارد)