»»
به تحقق انقلاب کارگر: طبق موازین سازمانی، به طور روتین، کنگره
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی

فضاى اعتراضی در شهرهاى كردستان دست سركوبگران از سر مردم كوتاه! - همايون گدازگر

اگر چه كشتن دو كولبر زحمتكش بدست نيروهاى سركوبگر، علت اصلى خشم و اعتراض كولبران و مردم زحمتكش بانه و احساس همدردى و پشتيبانى وسيع در ديگر شهرهاى كردستان بود، اما در واقع  تحميل فقر و مشقت بى پايان باضافه اختناق و سركوبگريهاى وسيع و سيستماتيك، جامعه كردستان را به مصاف روياروئی با سركوبگران جمهورى اسلامى كشانده است. صحنه دلخراش آتش زدن وسائل جوان دستفروش مريوانى در پياده رو يكى از خيابانهاى اين شهر كه بوسيله خود او و در اعتراض به مزاحمتهاى مأمورين شهردارى انجام گرفت، دل هر انسانى را به درد مى آورد. آتش زدن مصلح حسينى كارگر جوشكار بوسيله مأمورين شهردارى سنندج، در يك جامعه نيمه متمدن يك فاجعه و به تنهايي براى بزير كشيدن مقامات سركوبگر در شهر سنندج كافى میبود. اين فجايع كه در طول سال همه جا از كولبر و دست فروش و كارگر و معلم و دانشجو قربانى مى گيرد، دركنار تهديد و زندانى كردن مُدام مبارزين و ناراضيان از حكومت، چنان فضائی از ناامنى بوجود آورده است كه تحمل آن  را براى پائينى ها و بخصوص نسل جوان جسور و بیباک از در افتادن با جمهورى اسلامى بسيار دشوار كرده است. 

 

جمهورى اسلامى به درازاى عمر خود از مبارزه و اعتراض مردم در كردستان ترسيده است. ميليتاريزه كردن جامعه و عكس العمل سريع و بى رحمانه به هر اعتراض و مخالفتى، ريشه در اين ترس تاريخى و نشانه واقف بودن جمهورى اسلامى از عمق تنفر و انزجار از خود است .

 

توقع از اعتراضات اخير و مشخصا اعتراض كارگران كولبر و خواستهاى آنها همان خواستهائی است كه برايش به خيابان آمده اند و آن را فرياد زدند. تيراندازى به و كشتار كولبران ممنوع! اين اعتراضات در تمام كردستان بايد بتواند دست سركوبگران را از جان و مال زحمتكشان كولبر كوتاه كند. اين خواست اصلى اين اعتراضات است. فشار براى آزادى دستگير شدگان امرى بديهى است. اما   سوار كردن خواستهاى غير واقعى به اين حركات اعتراضى، اين زحمات و فداكاريها را به انحراف مى برد. خواستهايي از قبیل "آمرين و عاملين اين جنايت محاكمه و مجازات گردند" و يا "فرماندار بانه بايد بركنار و مجازات شود"، به غير از آنكه غير عملى است، توهم برانگيز است. نمی توان از روسای جانیان توقع "اجرای عدالت" را داشت! چاقو دسته خودش را نمى برد! جمهورى اسلامى ٣٨ سال است آمرين و عاملين جنايت عليه جامعه را پاسدارى مى كند و ارتقا مى دهد. خواست و شعار واقعی اینست: كشتار و اذيت و آزار زحمتکشان كولبر ممنوع! اين اعتراضات بايد جمهورى اسلامى را مجبور به رعايت اين امر بكند. در غير اينصورت تمامى شهرها دوباره خواهند خروشيد. تحميل اين خواست به جمهورى اسلامى در شرايط كنونى، در صورت همه گير شدن و پشتيبانى كردن همه شهرهاى كردستان از آن ممكن است. مى توان به جمهورى اسلامى چنان درسى داد كه نتواند به راحتى روى كارگران و مردم زحمتكشى كه خود آنها را به قعر فقر و ندارى رانده است دست بلند كند. اگر اين اتفاق بيفتد نه تنها امنيت كولبران بهبود پيدا مى كند، بلكه تعادل قواى جامعه به نفع مبارزه عليه همه اشكال سركوبگرى جمهورى اسلامى بالنسبه تغیير خواهد كرد. شعار يا خواست "كار يا بيمه بيكارى" هميشه لازم و درست است. اما اين خواست با قدرت مبارزه كولبر حاصل و عملى نمى شود. بايد خواست اين مبارزه را با توجه به مشكلات و توان واقعى مبارزه كولبران روشن و هدفی دست يافتنى را طرح کرد. 

 

در طى اعتراض و فضاى اعتراضى اين روزها دوباره نغمه هاى "تظاهرات مسالمت آميز" و يا "تظاهرات بدون خشونت" نه تنها از سوى اصلاح طلبان حكومتى در كردستان بلكه از طرف برخى از جريانات و اشخاص مخالف رژيم هم شنيده مى شود. انگار كارگران كولبر و جوانان معترض عامل "خشونت" و درگيرى هستند! انگار نيروهاى سركوبگر نظاره گر تظاهرات مسالمت آميز مردم خواهند ماند! مردمى كه اعتراض مسالمت آميزشان همواره مورد هجوم باتوم و گاز اشک آور و تيراندازى مى شود، يا بايد عقب بنشينند يا از خود دفاع كنند. جمهورى اسلامى بانى و عامل تمامى خشونتها در جامعه است و مردم معترض حق دارند با هر شيوه اى از خود و اعتراضشان دفاع كنند. 

 

و بالاخره عليرغم وجود پتانسيل مبارزه و روياروئی مردم در كردستان عليه جمهورى اسلامى، در اينجا هم منافع تمامى جامعه يكى نيست. يك امر مشترک و فرا كردستانى و طبقاتی، كارگر كولبر و زحمتكش در كردستان را به  كارگر بيكار و دستفروش و دكه دار و كارگر زندانى و اعتصابى در شهرهاى ديگر ايران وصل مى كند. درد زحمتکش كولبرى كه اغلب براى پر كردن جيب تجار و سرمايه داران كرد شهرهاى مرزى و معاف كردن آنها از پرداخت گمرک با تحمل انواع خطر از بيراهه هاى خطرناك به استقبال مرگ مى روند، با درد كارگر بيكار و محتاج نان شب و كارگر شاغل بدون حقوق كه هر روز با دولت و سرمايه داران مشغول جنگ و مبارزه است يكى است. كُردى كردن اعتراض زحمتکشان كولبر و مُهر قومى زدن به آن سياست شناخته شده ناسيوناليسم كرد است. اين خاک پاشيدنهاى هميشگى به چشم كارگران زير عنوان دروغين "منافع عمومى خلق كرد" در واقع دفاع از طبقه سرمايه دار كردستان در مقابل كارگران و زحمتكشان در کردستان و سراسر ایران است.  

٧ سپتامبر ٢٠١٧