»»
اعتراض کارگران آذر آ: دیروز سه شنبه ۲۸ شهریور، بدنبال اعتراض و
هەڕەشە سەربازییەکان : لەگەڵ نزیکبونەوەی کاتی پرۆسەی بەڕێوەچونی
تهدیدات نظامی علیه ب: با نزدیک شدن موعد پروسه برگزاری رفراندوم
نشریه اکتبر شماره 22: اکتبر نشریه  کمیته کردستان حزب کمونیست ک
تقابل کمونیستها و جم: در هفته اخیر در تورنتوی کانادا، صحنه ای
اعتراضات کارگری در ف: قانون کار فرانسه یکی از پیشروترین قوانین
فرانسه بار ديگر خروش: روز سه شنبه ١٢ سپتامبر طبقه كارگر فرانسه
از بانە تا تهران، د: روز دوشنبە ١٣ شهریور دو کولبر بە اسامی ق
ما گفتیم: رای به رو: اکنون نه تنها برای صف رنگین کمانی مدافعا
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
نشریه ویژه کنگره هشت: نشریه  ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگر
ضرورت گسترش همبستگی : در هفته جاری اجتماعات متعددی در کشورهای
فضاى اعتراضی در شهره: اگر چه كشتن دو كولبر زحمتكش بدست نيروهاى
جدال آلترناتیوها، چپ: در بخش قبلی این یادداشتها این نکته تاکید
جرم "نژاد" نمى شناسد: جرائم اجتماعى از قبيل قتل، تجاوز، آزار ج
اعلاميه كميته كردستا:  روز گذشته پنجشنبه ١٦ شهريور تظاهرات از

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی - سیاوش دانشور

در زندان گوهر دشتِ کرج و بعضا زندانِ اوینِ تهران حدود بیست زندانی سیاسی دست به اعتصاب غذا زده اند. امروز پنجشنبه دوم شهریور جمعی از زندانیان سیاسی زندانِ اردبیل در حمایت از زندانیان اعتصابی در تهران وارد اعتصاب غذا شدند. موارد دیگری از اعتصاب غذا هم بصورت پراکنده موجود است که اخبار آن کمتر منعکس میشود. یک دلیل محوری اعتراض و اعتصاب غذای زندانیان که بیش از سه هفته از آن میگذرد، انتقال از یک سالن یا بند به سالن و بند دیگری است. سالنهائی که عنوان میشود از امکاناتِ کمتر و مخاطراتِ بیشتر برخوردار است و بمنظور تحت فشار قرار دادن و تنبیه زندانیان این انتقال صورت گرفته است. اعتصاب غذای این زندانیان از دو تا چهار هفته را پشت سر گذاشته است. تاکنون بعضا ۲۵ روز و بعضا ۱۶ روز در اعتصاب غذا بسر برده اند. در خبرها از وخامت حال عده ای از اعتصابیون که با بیماری قلبی و مشکلات جسمی نابسامان دیگر روبرو هستند، سُخن گفته میشود. 

در معادله رژیم اسلامی، زندانی سیاسی، تاکتیکهای اعتراضی و مُشخصا اعتصابِ غذا، باید چند مسئله را بروشنی تفکیک و تاکید کرد:

اوّل، این زندانیان عمدتا و اساسا با پرونده سازی امنیتی رژیم اسلامی و اتکا به سرکوب دستگیر و مُحاکمه و زندانی شده اند. اینان جُرمی مُرتکب نشدند و باید فورا آزاد شوند. زندانی شدن به جُرم عقیده یا فعالیت سیاسی مصداق سرکوب و اختناقِ سیاسی است و مُجرمین واقعی همان قانونگذاران و دستگاه دولتی و عناصر متفرقه آنست. قبل از هر چیز، این پرونده سازیها و احکام پوچِ بیدادگاههای اسلامی غیرقابل قبول و محکوم است. کلیه زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد شوند. 

دوّم، احضار، تهدید، گروکشیِ مالی و اقتصادی از فعالین کارگری و اجتماعی و زندانیان سیاسی، سلّب حق فعالیت در جامعه و سازمان کارگری و نهادهای معلمان، محرومیت اجتماعی و اخراج از کار و تهدید امنیتی دائم، از دیگر وجوه سیاست سرکوب قبل و بعد از زندان است. این سیاستها مکمل سیاست شکنجه و حبس و آزار زندانیان و ابزاری برای گستراندن اختناق در جامعه است. این تهدیدهای مالی و اطلاعاتی بیرون زندان، حکم سلول و زندان سیّاری را برای نیروهای امنیتی ایفا میکند که بوسیله آن سلّبِ آزادی و سلّبِ حقوقِ پایه از مخالفین سیاسی را انجام میدهند. بعنوانِ مثال بازگشت رضا شهابی به زندان نتیجه همین گروکشی هاست. این اقداماتِ باجگیرانه و سرکوبگرانه باید برچیده و لغو شوند. حتی اگر کسی جرمی مرتکب شده باشد، بعد از دوره زندان دیگر بدهکارِ قانون و دولت و بیدادگاه مربوطه نیست. 

سوّم، آنچه که تحت عنوان "حقوق صنفی زندانی" نام برده میشود، مانند برخورداری از هواخوری، محیط و سالن و بند سالم، دسترسی به بهداشت و پزشک، روزنامه و رسانه، مّلاقات، برخورداری از امنیت در داخل زندان و غیره، گوشه بسیار کوچک و ابتری از "حقوق مجرمین" است که باید در مورد زندانیان در ایران و بطور کلی در هر حکومتی برسمیت شناخته شود. ما با مقوله زندانی سیاسی و جُرم سیاسی مخالفیم و خواهان لغو آن هستیم. اما مادام که شهروندان را بجُرمِ فکر و عمل سیاسی دستگیر و زندانی میکنند، مادام که زندان سیاسی برقرار است، باید حُقوق این "مجرمین" برسمیت شناخته شود و اعتراض برای کسب و استیفای این حُقوق برحق و قابل دفاع است. 

نکات فوق اساسی اند و ضروری است که محور هر کمپین برای آزادی زندانیان سیاسی و حمایت از اعتراضاتِ آنها باشد. در عین حال برای ارتقای جامعه و جایگاه زندانیان سیاسی باید روی دو نکته بعنوان روش مبارزه و خط حاکم بر اعتراض زندانیان سیاسی تاکید کرد:

اوّل، سُنت اعتصابِ غذا که متاسفانه و ظاهرا به روشِ مسلطِ اعتراض در زندانهای ایران تبدیل شده است. روشی که از کروبی آخوند تا زندانی سکولار و کارگر و سوسیالیست به آن دست میبرند. رسانه ها نیر بنا به ماهیتِ جانبدار و خط سیاسی ارتجاعی شان، اعتصابِ غذای نیم روزه کروبی را "بمب خبری" میکنند اما بی تفاوت از کنار اعتصاب غذای دو هفته ای دهها زندانی سیاسی رد میشوند. و ظاهرا ما باید برسر "تبعیض در پخش اخبار" دعوا کنیم و نه نفس روش و اعتصاب غذا! اعتصاب غذا بعنوان یک روش غیر اجتماعی و سُنتی غیر کارگری و عملِ حمله بخود، حتی حین بیماری، اتخاذ و بعضا توجیه هم میشود. ضمن درک محدودیت زندانی و شرایط بسیار خاصی که راهی جز حمله بخود نمانده است، این روش و سُنت فی النفسه نشان پیشروی سطح مبارزه و اینجا در زندانها نیست، بلکه عقب بردن استاندارهای مبارزه سیاسی و التیسیتی کردن آنست. از آنجا که در معادله "زندانی – زندانبان" باید بطور قطع از زندانی و جان و امنیت و سلامت و حقوقش دفاع کرد، این روش همبستگی عمومی با زندانیان را در داخل و خارج محدود و محدودتر میکند. یکبار دیگر باید گفت و تاکید کرد که اعتصاب غذا، بجز در شرایط بسیار ویژه، سیاست و روش درستی نیست. 

دوّم، زندانی سیاسی نباید به قشر جدید و جدا از جامعه تبدیل شود. مواردی گفته شده که زندانیان بدلیل انتقال از بند سیاسیون به بند زندانیان عادی و خلافکار و ... دست به اعتصاب غذا زده اند. سُنتا در زندانها یک نوع تفکیک بین زندانیان وجود داشته است. در موارد زیادی هم این تفکیک وجود نداشته و یا آگاهانه افراد شرور و حتی قاتل و اعدامی را پیش زندانیان سیاسی گذاشته اند که تحریک کند، مسئله ایجاد کند و با صحنه سازی برنامه ای را با هدف ضربه زدن یا قصدِ جان زندانی سیاسی ترتیب دهند که مستقیما دست زندانبان در آن پیدا نباشد. زندانیان مُجرب - سیاسی و عادی- معمولا میدانند با این موارد چگونه برخورد و آنرا کنترل کنند. این موارد مُعین را باید خنثی کرد. مسئله اما محدود شدن به اینموارد نیست، بلکه این واقعیت است که دیده میشود که بخشی از زندانیان سیاسی آگاهانه به این دلیل اعتصاب غذا میکنند که از سالن سیاسی ها به سالن عادی ها منتقل شدند! نه فقط بدلیل کمبود امکانات در سالن جدید، که در زندان و بویژه در بندهای عادی قابل خریدن است، بلکه به این دلیل که نمیخواهند با زندانیان عادی باشند، دست به اعتصاب غذا میزنند. 

میتوان طور دیگری هم به مسئله نگاه کرد. برای سیاسیون باید روشن باشد که زندانیان باصطلاح عادی و غیر سیاسی، قربانیان فقر و نظمی هستند که ما با آن در حال جنگیم. زندانی سیاسی میتواند بعنوان "الیت" بخودش نگاه نکند و روی آن قربانی نظم سرمایه که اعتیاد دارد یا سارق شده یا به هر دلیلی پایش به زندان افتاده، تاثیر مثبتی بگذارد. طوری که زندانبانان جُرات نکنند زندانیان مختلف را قاطی کنند. امری که بکرّات در زندانهای رژیم پهلوی و بعد از قیام در زندانهای رژیم اسلامی صورت گرفته و مسیر بسیاری از زندگیها را عوض کرده است. زندانی سیاسی و کسی که میخواهد دنیا را تغییر دهد، اما از قرار گرفتن در کنار قربانی این نظم ظالمانه اکراه دارد و حتی بخاطر آن خطر میکند و وارد اعتصاب غذا میشود، حتما یکجای کارش ایراد دارد. آن مجرمین نیز مانند کارگران و مردم زحمتکش از قربانیان همین اوضاع اند و باید نیروی تغییر همین اوضاع شوند. 

کارگران و افکار عمومی پیشرو، بحق از بانیان زندانها و شکنجه گاه و شکنجه گر مُنزجرند و این انزجار را با شعار "کارگر زندانی، زندانى سیاسى آزاد باید گردد" فریاد میزنند. از زندانیان سیاسی و اعتراض آنها و حقوق برحقشان قاطعانه دفاع کنیم. به روشهای اعتراضی مُناسب دست ببریم و بعنوان سمبلهای اعتراض ریشه ای به نظم موجود، درک و حمایت جامعه از زندانی سیاسی را ارتقا دهیم. 

 

۲۵ اوت ۲۰۱۷