»»
اعلامیه حزب حکمتیست::  تراژدی هولناک زلزله قلب صدها میلیون انس
اعلامیه حزب حکمتیست::  طبق اخبار منتشر شده ، نزدیکیهای ساعت ٢٢
پیام حسین مرادبیگی (:  با درودهای فراوان برگزاری کنگره هشتم ح
پلنوم ٣٦ کمیته مرکزی:  بعد از برگزاری کنگره هشتم حزب حکمتیست،
جامعه ایران به پیشرو:  ۱- گسترش قابل توجه اعتراضات و اعتصابات
کنگره اکتبر، کنگره :  کنگره اکتبر، کنگره هشتم حزب کمونیست کار
قطعنامه در باره اوضا:  ۱- حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای یک
پیام کنگره هشتم حزب :  امروز در آستانه هفتم نوامبر، سالروز پیر
بیانیه کنگره ٨ حزب ح:  روز پس از روز، درصد کوچکتری از غولهای س
نشریه کمونیست هفتگی : کمونیست هفتگی نشریه ای از حزب کمونیست کا
علیه موج جدید سرکوب : همه شواهد نشان میدهد، هیئت حاکمه جمهوری
محمود صالحی فوری و ب: روز شنبه ششم آبانماه 1396 محمود صالحی از
نشریه کنگره شماره 4 : نشریه ویژه کنگره هشتم حزب کمونیست کارگری
ناسیونالیسم، کمونیسم: مسال ملی و استقلالمساله استقلال ماهیتا ی
مشكل شوراى شهر يزد ":  در چند ماه اخير و پس از انتخاب سپنتا ني
در آستانه کنگره حزب :  در هفته آتی روزهای 4 و 5 نوامبر، کنگره

اعتراض و مبارزه تا سرنگونی - سعید یگانه

نگاهی به تحولات و رویدادهای روزهای گذشته در داخل ایران در زمینه مسائل جنبش کارگری، معلمان، بازنشستگان، زندانیان سیاسی، احکام قرون وسطایی شلاق و غیره، شاهد یک جنب و جوش و کشمکش دائمی و بیوقفه میان بالایی ها از هر جناح و دسته با تمام ابزارهای سرکوب که در اختیار دارند از یک طرف و پائینیها در جامعه از طرف دیگرهستیم. از اعتراض کارگران فولاد اهواز و حمایت بخش های دیگر کارگری از این اعتراض تا اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، از بازداشت مجدد رضا شهابی و اسماعیل عبدی از فعالین کارگری و معلمین و اعتراض و حمایت و صدور بیانیه در محکومیت آن در داخل و در سطح بین الملل، از اعتصاب زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر در اعتراض به محرومیت و فشارهای غیرانسانی بر آنان و قطع تماس با بستگانشان تا  تصمیم به اخراج ۱۲۰ نفر از کارگران معدن طلای تیکاپ و اعتراض به اخراج کارگران، از حکم شلاق شاپور احسانی راد عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران تا تجمع وسیع بازنشستگان در روز ۳۱ مرداد جلو مجلس با شعار "تا حقمان را نگیریم ، از پای نمی نشینیم" و دهها و صدها اعتراض و مبارزه در گوشه و کنار جامعه به بیحقوقی و سرکوب آزادی های سیاسی و مدنی، همه این اعتراضات اگر چه خواستها و مطالبات مختلفی را نمایندگی می کنند، اما همه لایه های مختلفی از یک حرکت و جنبش سلبی برابر به رژیمی است که بیشتر از سه دهه هر نوع آزادی را از اقشار مختلف سلب کرده و زندگی میلیونها کارگر و مردم مزدبگیر جامعه را به گروگان گرفته است.

فعالین کارگری را به دلیل حق خواهی و در دفاع از معیشت و حقوق کارگر، در اعتراض به فقر و بیکاری و بالا کشیدن حقوق ناچیز کارگران به زندان و حبس های طولانی مدت، شکنجه و شلاق محکوم می کنند و احکام قرون وسطایی را علیه آنان صادر می کنند، ولی با این وصف تسلیم این شرایط نمی شوند و به مبارزه ادامه می دهند. میلیونها جوان تحصیل کرده و بیکار را با پروژه های شکست خورده علاف می کنند و صدها زن مبارز در اعتراض به تبعیض جنسیتی و نابرابری در قوانین و مناسبات حاکم بر جامعه را مخکوم به به زندان و مورد اذیت و آزار قرار می دهند. اینها مسائل واقعی و گرهی جامعه ایران هستند که مبارزه و کشمکش برسر حل آنان با جمهوری اسلامی به اندازه عمر این رژیم وجود داشته و ادامه دارد.

این اعتراضات با وجود فراز و نشیبها و با وجود ظاهر دفاعی آن یک اعتراض وسیع اجتماعی به کلیت نظام سرکوبگر و استثمارگر رژیم اسلامی سرمایه با همه جناحهای آن است که بی وقفه ادامه دارد و هر روز دامنه آن گسترش می یابد. اعتراضی وسیع و اجتماعی که ضمن طرح خواستها و مطالبات اقتصادی و سیاسی خود و مبارزه برای بهبود اوضاع اقتصادی و معیشتی و اعتراض به اختناق و سرکوب، یک جنبش سلبی را نمایندگی می کند که نفی کلیت نظام موجود را هدف قرار داده است. اگر امررو و در شرایط فعلی ایران به دلیل بخصوص دو عامل مهم و بازدارنده "تحمیل فقر و سرکوب خشن و سیستماتیک" این جنبش وسیع و اجتماعی و کارگری از قدرت عمل و توان محدودی برای تحمیل مطالبات و عقب نشینی به رژیم اسلامی و سرمایه داران برخوردار است، در تغییر اوضاع و در یک برآمد توده ای بالقوه این توان را دارد که مصاف نهایی را تا سرنگونی کلیت نظام ممکن و عملی کند.

اینها احکام ساختگی و من درآوری نیست، بسیار جدی است و پایه های این جنبش را ساخته و میسازد و ریشه در تناقضات پایه ای و مسائل بنیادی و حل نشده جامعه ایران از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ را در برمیگیرد. جمهوری اسلامی بر موجی از نفرت و انزجار و خشم طبقاتی نشسته است، و این باروت یک جنبش سلبی است که دیر یا زود وضع موجود را دگرگون خواهد ساخت. نظام سرمایه داری امروز بیشتر از همیشه فقر و بیکاری و جنگ را بر بخش زیادی از جوامع بشری تحمیل کرده است و ما به آن معترضیم، اما سرمایه داری تحت حاکمیت دیکتاتوری اسلامی که حتی در جزئی ترین مسائل شخصی مردم به شیوهای بسیار خشن و قرون وسطایی رفتار می کند، صد برابر وحشاینه تر کارگر و مردم مزدبگیر را استثمار میکند. نه تنها باید به آن معترض بود، باید برای سرنگونی آن تلاش کرد. نمی شود هم زندگی اقتصادی و معیشت را به گرو گرفت و هم سر کوب کرد. هم نان برید و هم سر برید. این تناقضات اقتصادی و طبقاتی در ایران ریشه دار است و دره عمیقی از فقر و ثروت را تولید کرده است. 

ایران کشوری غنی و سرشار از ثروت است. ده درصد این ثروت صرف رفاه و آسایش و اشتغال و تندرستی، نیاز و امورات مردم نمی شود. بیشتر امکانات مادی و ثروت جامعه را یا می دزدند و یا صرف تسلیحات و موشک پراکنی، پرورش تروریسم و حمایت از جریانات مرتجع و اسلامی در منطقه و ایجاد جنگ و آشوب می کنند. دوازده دولت در جمهوری اسلامی رفتند و آمدند، هیچکدام نونی سر سفره خالی مردم نبردند. نگاه کنید به وزیران انتخابی دولت دوازدهم، دولت روحانی از اصلاح طلب و معتدل و اصولگرا، از ربیعی وزیر کار تا آوایی و غیره همه کهنه پاسدار و حزب اللهی و اطلاعاتی اگر خود دستی مستقیم در جنایت و کشتار و دستور اعدام مخالفین نداشته باشند، در توجیه این جنایت، در تداوم و حفظ وضع موجود به اندازه هم می کوشند و هیچ کدام از دیگری کم نیاورده است. یک آدم حسابی که سابقه خوبی داشته باشد در این رژیم یافت نمی شود.

اصلاحات را وارد فرهنگ سیاسی جامعه کردند، تغییرات تدریجی را پشتوانه آن و به خورد جامعه دادند تا نظامشان را ازمعرض فروپاشی نجات دهند. تا مردم را به کم راضی و جلوی زیاده خواهی آنان را بگیرند. در برگزاری انتخابات ما گفتیم که در آن شرکت نکنید، به نظام جمهوری اسلامی رای ندهید، گفتیم که بالا گرفتن اختلافات میان جناحهای رژیم برسر بیکاری و معیشت را باور نکنید و اینها ترفندی شناخته شده برای ایجاد توهم و کشیدن مردم پای صندوقهای رای و کسب مشروعیت نظام است. گفتیم که هر دو جناح اختلافی اگر دارند برسر حفظ نظام، تداوم وضع موجود و در نهایت به ضرر مردم عمل می کنند. گفتیم که به تبلیغات پرو رژیمهای داخل و خارج نشین در دفاع از روحانی و پروپاگاندهای آنان برای ادامه بقا رژیم اسلامی حساب باز نکنید، گفتیم به اینها باور نکنید، اینها دشمنان قسم خورده مردم هستند که امروز نه به دلیل آزادیخواهی و دفاع از آزادی و حرمت مردم  بلکه به دلیل منفعت خود و نداشتن جا در سیستم موجود از رژیم قهر کرده اند. اینها از طیف موسوی و کروبی و جنبش سبز و بنفش هستند که غم دوران سپری شده و طلایی خمینی را میخورند و نباید به آنها باور داشت.

جمهوری اسلامی ایران باید برود. این رژیم به دلایلی که در سطور بالا شرحش رفت هم برای مردم ایران، کارگران و زحمتکشان و هم برای جهان خارج از ایران مُضر است، باید برود. این رژیم مسئول ناامنی و مخل آسایش مردم در داخل، ترور و جنگ و آشوب و ناامنی در خارج از ایران است. این رژیم به دلیل تحمیل فقر، بیکاری، اعتیاد، هزاران کودک خیابانی، تبعیض و نابرابری، آموزش و فرهنگ تحمیلی اسلامی، سرکوب و اختناق باید برود و گورش را کم کند. این رژیم نه می خواهد و نه توان حل مشکلات پایه ای مردم را دارد و نه صلاحیت حکومت بر مردم را دارا است. این رژیم بر پایه زور و اختناق و سرکوب ماندنی و به بقای خود ادمه میدهد. یک مشت جنایتکار و فاسد بر مردم حکومت می کنند که همه حساب پس داده و دشمن مردم هستند. این وضعیت را نباید قبول کرد و باید برای برانداختن آن به تلاشها و مبارزات تاکنونی ادامه داد. *